Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800119-51086S1

Date of Document: 2001-04-08

شكفتن لاله هاي ايراني در فرهنگ عثماني نگاهي به گسترش زبان فارسي در قلمرو فرهنگ عثماني اشاره: پيش از فتح قسطنطنيه در سال 857 _ه. ق بدست سلطان محمد دوم، در استانهاي سرزمين پهناور آناطولي، اميران محلي به شيوه ملوك الطوايفي و رسوم ايل و عشيرت حكومت منطقه اي داشتند. عثمانيان كه در شمال غربي آناطولي بر قسمتي از شهرهاي ساحلي نيز فرمان مي راندند، پس از فتح استانبول، وارث امپراتوري بيزانس شدند. جانشينان امپراتوري بيزانس ( عثمانيان ) در بادي امر فقط قدرت نظامي داشتند و از فرهنگ و تمدن و كشورداري و نظامهاي ديواني عاري بودند و فاقد سوابق. سلطان محمد فاتح فرمانرواي هوشمند و تواناي عثمانيان، با جذب و تحبيب هنرمندان و صنعتگران و دانشمندان ايران زمين و استفاده از زبان فارسي و فرهنگ ايراني، پايه هاي فرهنگي و مدني امپراتوري عثماني را بنيان نهاد. در تكوين و تكامل رشته هاي معماري (بويژه كاشيكاري )،، نقاشي خطاطي، پزشكي، موسيقي، آبرساني شهرها و ساير امور فرهنگي عثمانيان، دانشمندان خراسان و ماوراءالنهر، شهروندان هنرمند و باذوق كرماني، شيرازي، اصفهاني، بويژه آذربايجانيان سهم بسزايي داشتند و سوابق درخشاني به يادگار گذاشته اند. اسناد و مدارك اين گفتارها و تاثير و تاثر فرهنگها، وسيله اين قلمزن از منابع تحقيقي در آرشيوهاي عثماني فراهم آمده و با عنوان: نقش و نفوذ زبان فارسي و فرهنگ ايراني در تشكيلات مدني و فرهنگي عثماني به كتابت درآمده و آماده چاپ و انتشار است. در قرن يازدهم هجري، پرورش و تكثير انواع گل لاله در پايتخت عثماني رونق و رواج يافت، باغچه و منازل ثروتمندان و مشاهير و رجال استانبول با گلهاي لاله منظر و زينت گرفت. لاله را از آسياي مركزي و شهرهاي ايران به تركيه و از آنجا به اروپا برده اند. در سال 1048 _ه. سلطان مراد ق چهارم در مراجعت از بغداد وسيله خواجه حسن افندي (مورخ دربار ) از، همدان و نهاوند نوع 7 لاله جديد به استانبول آورد كه يكي از آنها سرخ ناهيد نام داشت. در آن دوره باغبانان گل و گياه پرور سراي سلطاني را شكوفه چيان مي ناميدند، لاله فروشان با عنوان لاله زاري شهرت داشتند و مراكز فروش لاله را كوي مشك آرا مي گفتند. شاعران و به ظرفا، تاسي از حافظ با ساقي، حديث از سرو و گل و لاله مي گفتند: قارشودا لاله سرخوش ال ده پياله سرخوش در آن دوره شاعران و نويسندگان عثماني علاوه بر مدح و تمجيدها، چنين اعتقاد داشتند كه در كلام لفظي لاله حروف: ا. ل. _ه (الله ) محفوظ و مكنون بوده و از اين روست كه حسن و جمال لاله مظهر اسماء جلال است. اولماسا مظهر اگر اسم جلاله لاله نائل اولمازدي بوحسن ايله جماله لاله لاله يه پير صبادن بونفس، شيمدي دگ ل ازلي در بوهوا و هوس، شيمدي دگل اشتياق به كشت و اصلاح لاله و فروش فوق العاده آن چندان رونق و افزايش يافت كه در سال 1140 _ه. ق تعداد لاله هاي پايتخت عثماني از 800 نوع تجاوز كرد نرخها به چندين برابر رسيد چنانكه نوشته اند بهاي پياز لاله اي كه در هجري 1138 پنجاه قروش بوده در سال 1140 به دويست قروش فزوني يافته بود. ( ) 1 تا سال 1150 _ه. ق در استانبول 12 نسخه رساله و مجموعه خطي در مباحث مختلف لاله به قلم آمده و حاليه در كتابخانه هاي معتبر آن شهر نگهداري مي شود. دكتر منيرآق تپه استاد تاريخ دانشگاه استانبول با بررسي نسخ مزبور، سلسله مقالاتي با عنوان: داماد ابراهيم پاشا دورنده لاله ترتيب داده و در جلدهاي 4 - - 6 5 نشريه dergisi Tarih ( ) 1952 به چاپ رسانيده است و در سال 1954 در جلد 11 Mecmuasi Turkiyat به تكميل آن مقالات اهتمام ورزيده است. اينك از خلال آن نوشته ها نام 345 فقره لاله هاي تعيين بها شده و نشده در سال 1140 _ه. ق را به استحضار خوانندگان مي رساند. نكته قابل توجه در فهرست اسامي اين لاله ها تاثير زبان فارسي در نام گذاري آنهاست و به وضوح ديده مي شود كه از ميان اين همه لاله هاي متنوع فقط 15 عدد آنها تسميه تركي دارد (كمتر %از) 5 اسامي لاله ها به ترتيب الفبا: آتش رخسار - آشوب - آصف پرور - آصف پسند - آل آلال - آل بلند -آلتون ساريسي - آل كبير - آل يوسف: ( 1137 سندسنده گورولن تخم لاريندان بيرگنج فرخنده و بيرجوهر رخشنده اولوب سرپنجه خيال دا و شيشه چشم مثال دا قالان آثار حسني در كيم وصفي شويله در: آل رنگي، گلبرگي باريك و برابر، تيغ لري ثلثانه تيغ كشيده لي، فتيللري ساري و تخم خانه سي برابر در. )( ) 2 ابروان - ادهمي (تاج ادهمي ) - الماس پاره - ايوبي ترنجي. بالا پرواز - بالاترنجي - بالاگوز ( جوز ) بالانشين: ميان زمره عشاق دا، ممتاز در بندن دردولت مابندانولور بالانشين اولسا پرتو افندي بخش خدا - بخشنده - بدررخشنده - بدر منير - بزم افروز - بهار پيرا - بهجت افزا - پرتوافندي - بهرام - بياض پرويز - بياض كاني - بيگلي ولي - بيوك آل. پاپوجو - پنجه - پنجه بربر: آن بت عيار فتنه آن بت فرخار آن بدو رخسار چون دو لاله بربر رودكي پنجه معجر - پرتوافكن - پسنديده - بيك بهار -تابآور - تحفه - تخم بنفشه - تخم شرين - ترنج شيخ - ترنجي - ترنجي جديد دهقاني - ترناقلي آل - توتياي چشم - توزكوپاران ( صبوري ) - تيغ سرخ. جاذب - جان بخش - جگر دلي - جلوه ريز - جهان آرا - جهان بزدي - جهانتاب - *جهان گير چراغ گلشن - چمن زيب - چوگاني. حسن - حورپيكر - حيات *افزا خشخاش - خطايي: هر حسن لطافت كه بود در همه گلها در لاله خطايي است كه مجموعه آنست ارشاد الزراعه خنجر زرين - خنجر لعلين - خنجر ياقوت - خوش آيند - خوشبوي سراج. در عدن - درويش پسند - دره - دل آرا - دل آرام: گلستاندا چو بلبل گرچه آرام ايلريم اما دل آرام خيال لاله خط و گلعذاريم در پرتو افندي دل بسته - دلخواه - دلدار - دلربا - دل سوز - دلشاد - دل شفا - دل شكار - دلفريب - دلشگا - دلنواز - دود *دل ذوق بخش - ذي شان: لطافت دن گورنمز آفتاب حسن رخشاني چمن صدرين شرفياب ايلمش سيرايله ذي شاني راز دار - رشك گلشن - روح پرور - روح دلبر - روح القلوب - رونق گلشن: اول مهين طره شب بوينه آشفته چمن رونق گلشن اولوراولسا اگر سايه فكن عطا افندي روي محبوب - روي نگار. زرافشان - زرپوش - زرپيكر - زرين پي - زيبا - زيب آرا - زيبآور - زينت افزا - زيوربخش - زيورتاب. ساغرسيم - ساغرشناس - ساغر گلشن - ساغر لعلين: گلزاره گ لس ه شيخ، رياسي شكست اولور بيركره گورسه ساغرلعلين ي مست اولور عزت پاشا ساغر نعمان - ساغرنما - ساغريكرنگ: جهان بزمين سراسر ساغر يك رنگ مست ايلر. سرآمد - سراج گلشن - سربار جهان - سرتيز - سرخ ناهيد - سرافراز - سركش جهان - سرور - سرور دل شيخ - سرو قد - سلطان جهان - سلمان پاك - سنان - سيم اطلس - سيم اندام - سيم تن - سيم درون - سيم ورق - سيمين بدن - سويدا. شاه پسند - شرابي - شعله پاش - شعله ريز - شعله ور - شفق پوش - شورافكن - شوق افروز - شوق افزا - شوق انگيز - شوق بخش - شوكتي - شهپر عالي: چمن ده شهپر طاوس اولونجا جلوه نما اودم ده نشئه دنباله دار اولورپيدا رفعت افندي شهپر هما - شه لوند - شهناز - شهنشاهي - شيرنگار - شيرين - شيشه فانوس - شيوه انگيز - شيوه كار. صاحب قران - صبح بهار: ماه جودين در شبستانه ورن گرميتي مهر رويين در آچان صبح بهار دولتي عزت پاشا صدر نشين - صدريه - صفاپرور - صنع خدا - صهبا رنگ. ضيابخش - ضياء يولندا آل. * طفل چمن. عالم آرا - عالم بها - عالم بهار - عالم پسند - عالم تبار - عالم زيب - عالمشاه - عالم فريب - عالم گير - عالم نما - عالي پسند - عالي جديد - عالي دهقاني - عالي زاد - عالي زربخش - عالي شان - عالي قدر - عالي كدخدازاده - عالي منش - عالي نازنده - عبرت نما - عثمان افندي - عديم - عدل - عذار كاوكجي - عذار يوسفي - عروس عروس خوش نما - عروس گلشن: بويور سور بهاري قيل تماشا اي گل خندان عروس گلشني زينت له دي مشاطه دوران احسان افندي عشاق زاده - عشوه انگيز - عشوه باز - عقيق يمن - عنابي - عنبرنما. غمگسار - غنچه نما - غواص. فايق اقران - فراخ دل - فرح آور - فرح افزا - فرح انگيز: خسرو ذاتن ادن رايض شبديز جهان ايله مش نام شريفين فرح انگيز جهان عزت پاشا فرح پرور - فرح شاد - فرخ نما - فرنگي پسند - فروغ آصفي - فروزنده - فريد اسكوداري - فريدزمان - فريدي - فيض بهار - فيض تاب - فيض ثاني - فيض خدا - فيض سحر - فيض سليماني - فيض نو * قادين جيك - قزل - قلع جي - قوس و قزح. كبريتي - كبير گوز (جوز )- كرسته چي - كوچك آل - كوي نگار. گل پيرا - گل رخسار: بونازك لاله زيبا كه اولموش نامي گل رخسار اولاخنكارمين بزمنده صد شوق ايله خدمتكار گلرنگ - گلريز - گلرو - گلشن آرا - گلشن افروز - گلشن پيرا - گلشن زيور - گلشن ضيا - گلشن نما - گلشن نور - گل مي نوش - گل نوش - گوهرنگين. لانظير - لطف ترنجي - لعل پاره - لعل پوش - لعل فام - ليلاكي - ليلاكي اسحق - ليلاكي بربر - ليلاكي پرويز. مجلس آرا - محبوب (لاله دختر در ايران ): چنان شد ره ز عكس هرپري سرخ كه باغ از لاله هاي دختري سرخ دهخدا لغتنامه محبوبالقلوب - محمدي گوز - مرآت بربر - مرآت جهان - مرآت حليم - مرآت روح - مرآت مجلي: نه ممكن چيكماسي دايره دن بوسراسما در پري رويانه مسكن شيميدي مرآت مجلي در هاتف افندي مرجان پاره - مستانه - مسند - مسندنشين - مشابه خانه دار - مشابه شوق - مشيرانه - معتبر - معطر - مفرح: هميشه بومفرح لاله دلجوي و حسن آميز اولااسمي كيبي بزم شهنشاهي ده فرح انگيز نديمي ملك پيكر - ملوكانه - ملوكي - ممتاز - ممتنع - ممدوح: نمايش ده بولاله غنچه جنت له توام در دگل مقبول گلشن يالنيز ممدوح عالم در احسان بي سورآشچي -سوريوسفي - مهرانگيز - مهر درخشان - مهر طلعت - ميخلي گوز - احسان بي - ميرازهار - ميرگلزار - مينا درون. نارچيچكي - نازبو - ناز پرور - نازدار: گنج لر اولسا عجب مي پايمال نوشكفته نازدار يولوندا، آل نازنده - نازنده آل - نازنين - ناهيد - نجم بهار - نجم ثريا - نجم سحر - نجيب - نخل ارغوان - نشاطآرا - نشاط افكن - نشاط آور - نشاطبخش - نشئه افكن - نشئه بخش - نوآمد - نورافزا - نورافشان - نوربخش: اونا باكديكجا اولورديده سي روشن جانين نور بخش آنون ايچون ديديلر اسمي آنون نور بهشت - نور جنان - نور جهان - نورس - نورسر - نور مجسم: اوبيرنور مجسم در دوشونجه خاك گلزاره دگل لاله گتورموش سروسبز اندامي رفتاره هاتف افندي نوزنو - نيرگلشن - نيرارغواني - نيزه بلا - نيزه خشخاش - نيزه رماني: نيزه رماني ني دلدوز اتمش در كنار غالبا تسخير ملك بقا عزم ايلر بهار نيزه سليمان - نيزه سيم - نيزه طنبوري - نيزه گلرنگ - نيزه لعلين - نيزه ياقوت - نيزه يوسف - نيشتر زرين. واحد - والا شان - وسط ترنجي - ولوله * همسر صالحي - همت زاده - ياقوت رنگ - ياقوت نما - يد بيضا: اهل انكارا بوشكوفه سرا گوسرير سه اگر يد بيضا نصيبا افندي يكدانه صالحي - يني دنيا. به منظور ارائه صورتي ديگر از نشر و نفوذ زبان فارسي در زمان تحرير تذكره هاي لاله در كشور تركيه، غزلي از عثمان زاده احمد تائب افندي سخنور نامي عثماني را كه در سال 1136 _ه. ق ترك دنياي فاني كرده است نثار مقدم نوروز و محضر نوروز دوستان سخن سنج مي نمايد: ميم ( ) 3 دهنين رشك ده چشمه حيوان عيسي لبين زنده كن كشته هجران گلغنچه گلزار هوس لعلنه دلبند اي غنچه فمين غنچه گل، باغچه جان خال ذقنين دانه سوداي تمنا پرچين گلن شاخچه سنبل و ريحان پيكان مژه ن رخنه فزاي دل عشاق لخت جگرم اول هدف ناوك مژگان مرغ دل و جان پنجه شاهين نه تسليم وحشت زده آهوي ختن چشم نه قربان بي تاب اولور اول تابش رخسارنه آتش پرتاب اولور اول لعل لبندن گل خندان گورسه يدي گرآهنگ خرامين چمن ايچره صالنمزايدي ايكي طرف سرو خرامان فيروز منصوري - 1 احمد جودت پاشا در جلد يكم تاريخ معروف خود و احمد رفيق در كتاب لاله دوري مي نويسند: (در سال 1148 لاله دختر ايران در استانبول لاله محبوب نام گرفت و پياز آن به 500 آلتون خريد و فروش مي شد. ) محققان امروزي تركيه اين مبلغ را گزاف و مبالغه مي دانند. - 2 در مجموعه مقالات منيرآق تپه از متن تذكره هاي ازهار فقره 112 از گلهاي لاله به سبك و سياق فوق به شرح آمده و شناسايي شده اند. - 3 لبها را به شكر خنده گشودن. فرهنگ معين.