Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800118-51081S3

Date of Document: 2001-04-07

نگاهي به اهميت زندگي جانوران در چرخه زندگي و تعادل زيستي زندگي را براي همه زندگان بخواهيم طرح: مونا عابديني - تهران * جانوران به عنوان بخشي از حيات وحش در چرخه زندگي نقشي اساسي و تعيين كننده دارند حيوانات بخشي از زندگان كره زمين را تشكيل مي دهند و به عنوان مخلوقات خداوند متعال بايد مثل انسان از حق زندگاني در زيست كره برخوردار اما باشند بشر هر روز كه مي گذرد، عرصه زيست را بر حيوانات بخصوص جانوران وحشي تنگ تر مي كند و در مقياسي تاسف برانگيز، گونه هاي ارزشمند حيات وحش را بدست نابودي و انقراض مي سپارد. بد نيست مروري داشته باشيم بر روند همزيستي انسان با حيوانات، تا به امروز كه بسياري از زيستگاههاي حيات وحش توسط انسان براي امور مختلف تصرف شده و بر اثر شكار بي رويه، آلودگي محيط زيست صدها گونه از جانوران نابود شده اند. پيشينه اهلي كردن بعضي از جانوران بدست انسان به هزاران سال قبل بر مي گردد. ظاهرا چهارپاياني نظير گاو، اسب، الاغ و گوشتخواراني همچون سگ و گربه، در زمره نخستين جانوراني مي باشند كه توسط انسان به اسارت درآمده و سپس اهلي شده اند و طي قرون متمادي ساختار زندگي آنها چنان دگرگون شده كه ديگر قادر نيستند بدون كمك انسان به زندگي ادامه بدهند. تمامي حيوانات اهلي امروز در گذشته هاي دور وحشي بوده اند به عنوان مثال الاغ در روزگاران قديم از گله هاي گورخران كه هنوز هم به صورت وحشي به زندگي خود ادامه مي دهند، توسط آدمي جدا و اهلي شده است. اسب نيز در گذشته هاي بسيار دور، در گله اسبان وحشي مي زيسته است، همچنان كه امروزه نيز در بعضي نقاط جهان هنوز اسبهاي وحشي وجود دارند. سگ را انسان از سگ هاي وحشي معروف به كايوت كه هنوز هم به صورت گروهي در بعضي مناطق جهان زندگي مي كنند، جدا و اهلي كرده است. اجداد گربه هاي اهلي امروز نيز روزي، گربه وحشي بوده اند، همانطور كه گربه وحشي به عنوان يك گونه مستقل در جهان به زندگي خود ادامه مي دهد. قاطر را انسان از طريق عمل جفت گيري ميان اسب و الاغ، بدست آورده است. به همين دليل قاطر به صورت وحشي وجود ندارد. اين درست است كه اجداد ما جانوران وحشي را براي گذران امور خود از قبيل حمل ونقل، نگاهباني، دفع جانوران مثل موش و... اهلي كرده و به خدمت گرفته اند، اما ارزش جانوران را تنها در اين حد نبايد محدود كنيم. جانوران به عنوان بخشي از حيات وحش در چرخه زندگي نقشي اساسي و تعيين كننده دارند و با نابودي گونه هاي حيات وحش، در زندگي انسان نيز شاهد تحولات زيانباري خواهيم بود. يك نمونه را برايتان نقل مي كنيم. در دهه 1960 ميلادي با توجه به افزايش جمعيت گنجشك ها در مزارع گندم و برنج كشور پهناور چين، مسئولان كشاورزي با اين پندار نادرست كه مي توانند با حذف گنجشك ها از چرخه زندگي طبيعت محصولات بيشتري را به چنگ آورند براي شكار اين پرنده و در واقع نابودي نسل آن جايزه تعيين كردند. هجوم جايزه بگيران به مزارع و كشتزارهاي چين براي شكار گنجشك ها بعد از چند سال به نتيجه رسيد و نسل گنجشك در چين روبه انقراض نهاد. برافتادن جمعيت گنجشكان در اين سرزمين بزرگ با برآمدن آفات نوظهور و مقاوم گياهي همراه شد. به طوري كه ميلياردها سوسك و كرم برنج خوار با هجوم به مزارع كشاورزي، فاجعه بزرگي به وجود آوردند كه در نتيجه آن ميليون ها نفر از داشتن غذا محروم ماندند. تا مدتها هنوز مسئولان كشاورزي چين متوجه نبودند كه آفات خانمانسوز جديد در غياب گنجشك هاي آفت خوار در مزارع جاخوش كرده اند. اما پس از آن كه گروهي از پژوهشگران چيني در پي مطالعات عميق خود پي به اين واقعيت بردند چيني ها به فكر افتادند كه به هر قيمت، آب رفته را به جوي برگردانند و گنجشك ها را به مزارع دعوت كنند! اين كار بسيار دشوار ميليون ها بود چيني داوطلبانه، پذيرايي از بقاياي گنجشك هايي را كه هنوز در گوشه و كنار چين مانده بودند بر عهده گرفتند و به صورت مراقبت شبانه روزي و پاشيدن دان براي اين پرندگان مفيد، در مدت سه سال جمعيت آنها را احياء كردند. گنجشك ها به مرور مزارع را از آفت سوسك و كرم ساقه خوار پاك كردند و البته سهم خود را نيز دريافت كردند. چيني ها بعد از اين تجربه سنگين و پرخسارت دريافتند كه در چرخه زندگي و تعادل زيستي، جانوران نيز بايد از مواهب و منابع طبيعي سهم خودشان را داشته باشند و اگر انسان آزمندانه اين سهم را ناديده بگيرد دچار خسارات بسيار سنگين و غير قابل برگشت خواهد شد. در عصر ما و براثر طمع ورزي انسان بسياري از زيستگاههاي حيات وحش تخريب و تصرف شده و يا زير ساخت وساز قرار گرفته است، جنگل ها براي مصارف گوناگون صنعتي به سرعت روبه نابودي مي روند و به همراه اين روند تاسف بار جانوران اعم از پستانداران، خزندگان، پرندگان، آبزيان و ديگر موجودات زنده نابود مي شوند و در نتيجه اين تحولات زيانبار ما شاهد بروز و شيوع بيماري هاي نوظهور و خطرناك و غيرقابل علاج مثل ايدز، جنون گاوي و غيره هستيم و اگر نيك بنگريم ريشه همه اين بيماري ها از جمله تببرفكي كه اخيرا همچون كابوسي برقاره اروپا سايه افكنده، نابودي گونه هاي مفيد زيستي و آلودگي وسيع محيط زيست مي باشد. ما به دليل ناسپاسي نسبت به اين همه مواهب ناچاريم تاوان پس بدهيم و عذاب الهي به صورت توفان هاي مهيب و بي سابقه، بيماري هاي نوظهور و بلاهاي گوناگون نازل مي شود. پس زمان آن رسيده است كه انديشه كنيم و زندگي را در همه عرصه ها از جمله حيات وحش پاس داريم و اجازه بدهيم، حيوانات كه بخشي از آفريده هاي پروردگار در كره خاك هستند نيز زندگي كنند، تا ما بتوانيم به حيات خود ادامه دهيم. حبيب خاتوني