Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800118-51077S3

Date of Document: 2001-04-07

نگاهي به ضرورت آموزش صلح به كودكان جهان گفت وگو را بايد از گهواره به كودكان آموخت... اين روزها در گوشه و كنار اين جهان خسته از انواع جدال ها و خشونت ها، انواع سمينارها كنفرانس ها و حتي كلاس هاي مخصوص براي آموزش صلح بوسيله گروه هاي مختلف برگزار مي شود و اين سوال را پيش مي آورد كه مگر صلح و گفت وگو، آموختني؟ است اين پرسش بدان سبب پيش مي آيد كه عادت كرده ايم، بپنداريم كه صلح را قراردادهاي پرطول و تفصيل برقرار مي كنند يا شايد بهتر باشد بگوئيم، اعلام مي كنند و عادت نكرده ايم به آن، به عنوان پديده اي بينديشيم كه بوجود آوردنش احتياج به مهارت هايي دارد كه آموختني بدين هستند منظور بايد قبول داشته باشيم كه صلح فراتر از نبود جنگ است. در همين سال هاي اخير، بسيار تجربه كرده ايم كه قراردادهاي ختم جنگ پي درپي امضاء شده است و حتي توپ ها و تفنگ ها هم ساكت مانده اند، ولي صلح برقرار نشده است، در اينجاست كه بايد از خود بپرسيم؟ چرا چه چيزي باعث مي شود كه امضاي قراردادها براي ايجاد صلح كافي؟ نباشند براي يافتن پاسخ اين سوال، بايد اول بدانيم خصومت ها و دشمني ها و خشونت ها از كجا برمي خيزند و چگونه جاي گفت وگو را مي گيرند و چه چيزهايي باعث مي شود كه انساني به خود حق بدهد كه بر همنوع خود قهر ضرب و شتم و دشنه اي و گلوله اي، شمشيري بكشد، كاري كه هيچ جاندار ديگري، جز به هنگام دفاع، انجام نمي دهد. - 1 يكي از مهم ترين انگيزه هاي جنگ خودخواهي است يعني خود را در مركز كائنات ديدن و خواسته خود را بر نيازهاي ديگران ترجيح دادن. خانواده هايي كه از گفتن نه به فرزندانشان مي هراسند و خيال مي كنند كه بايد كوچكترين خواسته طفل خود را برآورند، توجه ندارند كه در واقع فردي را مي پرورند كه در آينده از همه انتظار خواهد داشت كه خواسته هاي او را از هر نوع كه باشد برآورند و اگر اين انتظار برآورده نشود، چه بسا كه آسمان و زمين را به هم زند و گرفتاري هاي گوناگون به بار از آورد اين روست كه اگر به سلامت اجتماع و برقراري صلحي واقعي در آن معتقديم، بايد فرزندان خود را از خردسالي عادت دهيم به اين كه اميال و خواسته هاي خود را قبل از عنوان كردن بسنجند و در صورت لزوم، برآورده نشدن آنها را راحت بپذيرند. انسان ها بايد از كودكي بياموزند كه راحتي هر فرد به آسايش ديگران نيز بستگي دارد، از همين اوان زندگي است كه بايد افراد به تدريج به برتري نيازهاي جامعه بر نيازهاي فردي واقف شوند. - 2 زياده طلبي يكي ديگر از دلايل ايجاد آشوبها و خشونت ها و ناهنجاري ها در اجتماع انساني است. يعني بيشتر و بيشتر خواستن، با اين خصوصيت، بايد از همان سال هاي اول زندگي روبه رو شد. بايد كودكان را از همان خردسالي به قناعت خو داد، متاسفانه اقتصاد مصرفي امروز، همه را به مصرف و خريد بيشتر مي خواند و والدين آگاه بايد شديدا با آن در مبارزه باشند، چرا كه كودكي كه امروز با يكي دو بازيچه قانع نمي شود، در محيط كار نيز، بدون توجه به داشتن استحقاق خود، خواهد خواست به هر ترتيبي شده است، حقوق بيشتري به دست آورد و اگر روزي به قدرت برسد، از هيچ وسيله اي كه بر قدرتش بيفزايد روي گردان نخواهد شد، حتي اگر اقداماتش سبب رنجش، نگراني و حتي آسيب ديگران شود. جامعه اي كه افراد زياده طلب را در دامان خود مي پرورد، در واقع سودجويان خطرناكي را به جهان تحميل مي كند كه هرگز آماده گذشت از منافع شخصي براي صلاح بشر نخواهد شد. - 3 علت سوم انواع تعصبات است كه تعصبات افراطي قومي اعتقادي و نژادي... از، معروف ترين و وحشتناك ترين آنها هستند. همين تعصبات است كه حتي در آغاز هزاره سوم نيز باعث كشتار انسان بي گناه در پنج قاره جهان مي گردد، از جايگزين شدن تعصبات در شخصيت و خوي كودكان نيزبايد از همان اول زندگي آنان جلوگيري كرد، تعصبات اغلب زائيده عدم آگاهي ياداشتن اطلاعات غلط هستند. اگر از كودكي اطفا ل را با اقوام و مليت ها و نژادهاي مختلف جامعه بشري آشنا كنيم و آنها را ياري كنيم كه بتوانند ميان گروه هاي گوناگون، شباهت هاي موجود را بيابند، به تدريج به اصل يگانگي بشر پي مي برند و ديگر تفاوت هاي ظاهري رادليل بر اختلاف هاي اساسي نخواهند دانست. براي عدم ايجاد تعصبات در كودكان، والدين نيز پا به پاي دستگاه هاي آموزشي، وظيفه اي خطير برعهده دارند. از آنجا كه قدرت تقليد خردسالان بسيار قوي است، بسيار مهم است كه والدين در همه حال متوجه رفتار و گفتار خود باشند. مثلا تا آنجا كه ممكن است از گفتن شوخي هاي قومي كه مليت يا گروهي را به تمسخر مي گيرد، اقلا در مقابل اطفال خودداري كنند. در برخورد با افراد از نژادي غير از نژاد خويش در كمال ادب و محبت رفتار كنند. با كمال تاسف گاه در ميان مربيان والاي تعليم و تربيت نيز ديده شده است كه صرفا به دليل تفاوت نژادي والدين، با ازدواج فرزندانشان مخالفت كرده اند، در حالي كه اين درست مخالف با تعاليم الهي انساني است كه از پيروان خويش مي خواهند كه به همه نوع بشر محبت داشته باشند. بذر اين چنين محبتي را بايد از كودكي در قلب خردسالان كاشت تا در كلان سالي، هرگز فريب گمراهان خشونت طلب را نخورند و با افرادي كه جدال ها و خشونت هاي قومي را توصيه مي كنند، هم پيمان نشوند. - 4 آشنايي واقع بينانه با اديان مختلف: از قرن ها پيش اعتقادات انسان ها، تاكنون، ديني خود را، وسيله آزار ديگران قرار داده اند، از اين روست كه بايد يكي از پايه هاي تربيت معنوي خردسالان را آشنايي واقع بينانه با اديان مختلف و پيروان آن دانست و سير تكميلي اديان را به آنان تفهيم كرد. فقط آگاهي به دين خويش داشتن، انسان را محدودخودبين بار مي آورد و به همين سبب است كه از منظر فرهنگ و تمدن جهاني الهي انساني، شناساندن اديان ديگر به اطفال و نماياندن وجوه تشابه بسياري كه ميان آنان هست به نسل جوان، عملا اصل وحدت دين را به آنها مي آموزاند و در نتيجه نوجوانان، به احترام گذاشتن به عقايد ديني و غير ديني ديگران خو مي گيرند و هرگز نمي پذيرند كه تفاوت هاي ديني را دستاويزي براي پرخاشگري و ستيزه جويي و خشونت با ديگران قرار دهند. - 5 خود بزرگ بيني هاي گوناگون نيز ايجاد نفاق و دشمني مي كند، مرداني كه خود را برتر از زنان مي دانند و يا افراد تحصيل كرده اي كه صرفا به دليل خواندن چند كتاب بيشتر يا داشتن فلان درجه علمي يا مقامي خود را بهتر از ديگران مي شمرند، افرادي كه تنها به علت داشتن ثروت بيشتر، گمان مي برند كه ممتاز از ديگران هستند و يا تعلق به خانواده اي سرشناس در جامعه را عده اي، سبب تفاخر مي پندارند، همه و همه، دچار تعصبي هستند كه اگر صلح طلبند، بايد آن را از خود برانند. تربيت نسل جوان بر اساس اعتقاد به مساوات حقوق افراد صرف نظر از جنسيت و تحصيل و ثروت و گذشته خانوادگي، از مهم ترين وظايف والدين است و اين امكان نخواهد داشت مگر از راه عمل كردن به اين عقايد. - 6 در خانواده اي كه مردسالاري حكم فرماست يا در طرز تربيت پسران و دختران، تفاوت هايي نامطلوب وجود دارد، هرگز با خواندن چند كتاب، جواني معتقد به تساوي حقوق زن و مرد تربيت نخواهد شد. بايد از كودكي به اطفال آموخت كه حفظ اصالت و شرافت انساني است كه تنها مايه فخر او مي تواند باشد. انساني كه از كودكي آموخته باشد كه براي وجود خويش به علت انسان بودنش احترام قائل باشد، بعيد است كه به وسوسه نفس اماره ديگران، آماده شود كه با عملي حيواني، خود را پست و حقير سازد، قدرت تفكر و تصميم گيري خود را با تمسك به مشروبات الكلي و مواد مخدر از خويش سلب كند و متاسفانه سرانجام قدرت وجودي خود را با هفت تيركشي به روي ديگران، به اثبات برساند. اين افراد آموخته اند كه يكي از بزرگترين فرق هايي كه بين انسان و حيوان وجود دارد، قدرت تسلط بر اميال و غريزه هاي طبيعي است. در نتيجه، صرفا به دليل پيروي از مد روز و فشار همگنان به اعمالي كه دون شان انسان واقعي دست است، نخواهند زد. - 7 از جمله مهارت هاي ديگري كه از نزاع و دشمني هاي بيجا جلوگيري مي كند، قدرت شركت در بحث ها و استدلال هاست. مهارت مشاوره صحيح را بايد از همان سنين خردسالي در افراد تربيت كرد. اطفال و نوجوانان و جوانان بايد به تدريج بياموزند كه در بحث ها به گفته ديگران درست گوش فرادهند و سخن درست را حتي اگر مخالف نظر ابراز شده آنان باشد بپذيرند. در اين راه، مربيان و والدين مي توانند، با برگزاري جلسات و گردهمايي هاي شور خانوادگي، مطابق اصول كه به حقوق همه افراد احترام مي گذارد، خصوصيات لازم براي درست گوش فرار دادن به گفته هاي ديگران و به موقع و درست سخن گفتن را در فرزندان خود پرورش دهند. برقراري گفتگو و صلح، مستقيما با طرز فكر و رفتار افراد جامعه ارتباط دارد، در نتيجه، رفتار گفتگويي و صلح جويانه را نه تنها مي توان بلكه بايد، از خردسالي در افراد پرورش داد تا قراردادهاي صلح و گفتگو پرثمر و پايدار شود. دكتر احسان الله محمدي