Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800118-51074S4

Date of Document: 2001-04-07

تب بالاي چهل درجه براي خواننده شدن! - 1 مي گويد صدايش شبيه محمد اصفهاني است. براي اثبات مدعايش مي خواند. دليلش چندان قانع كننده نيست. يعني صدايش شبيه نيست. هاتف مي گويد: تازه اگر هم شبيه باشي خوب يك اصفهاني داريم ديگر. تو چرا نمي خواهي خودت؟ باشي تازه به تكاپو مي افتد كه نه، من كه نمي خواستم شبيه اون گفتم باشم جنس صدايم شبيه اونه. بعد سرخ مي شود. - 2 جريان از يك آگهي ساده در چند نشريه آغاز مي شود. يك آگهي دعوت به همكاري ساده كه گروه كندو، خواننده آقا و نوازنده خانم و آقا را از ميان شما انتخاب مي كند. بعد چند شماره تلفن و.. همين. بعد، سيل تلفنهاست كه يك ريز زنگ مي زنند. همه مي خواهند خواننده شوند و اندكي هم طالب نوازنده شدن هستند. اين جمع، يك گروه جوان و نوپاست كه مي خواهد در كار موسيقي پاپ فعاليت كند. هاتف عليمرداني كه شاعر و ترانه سراست، به همراه چند تن از دوستانش كه كار آهنگسازي و نوازندگي مي كنند، سوداي تشكيل يك گروه موسيقي پاپ را دارند و الحق كه با علاقه كار مي كنند. آنها تست اول را انجام مي دهند. دانه درشت الك هستند. بعدا در تست دوم كساني ديگر هستند كه با اين سابقه ترند را همه در اسرع وقت فهميده اند و اصرار دارند كه اسمشان حداقل براي تست دوم نوشته شود و... - 3 ته مايه صدا ايراني است با تحريرهايي كه خواننده سعي مي كند پنهانشان كند تا صدايش پاپ شود. مي خواند: اي همه هستي زتو پيدا شده، خاك ضعيف از تو توانا شده... چندان تعريفي ندارد. تازه اين آهنگي است كه حتما در خانه بارها تمرين كرده. مي گويد شبيه اصفهاني است و حتما به اين احساسش، دامپزشك بودنش هم كمك كرده است. با اين تفاوت كه اصفهاني پزشك آدم هاست. دقيقا مشخص است كه كار نكرده است. نه سنتي را و نه پاپ را و همين ته مايه اش را هم به صورت غريزي كسب كرده و اين در حالي است كه اصفهاني هم سنتي كار كرده و هم پاپ. گيريم كه آوازش نه سنتي است نه پاپ. خيلي آقاست. طبيعي هم هست. تحصيل كرده است و معتقد است كه مي خواهد خودش را محك بزند. صحبت كردن با او و ردكردنش هم طبيعتا آسان مثل است اين يكي نيست كه براي بيرون رفتن و قبول اين كه هر كس از خانه اش قهر كرد كه نبايد خواننده شود اشك بچه ها را درآورد. گريه اش درآمد. اشك مي ريخت مثل ابر بهار. مي گويد: آقا هل شدم، سرما خورده بودم و.. سعي مي كند هر جوري است اسمش را براي سري دوم بنويسند. - 4 باز كردن سدي تقريبابيست ساله كه جلوي موسيقي پاپ ايجاد شده بود، چه اندازه حساب شده بوده؟ است آيا برداشتن بي محاباي اين سد بدون در نظر گرفتن تبعات اجتماعي آن عاقلانه بود يا؟ نه چه كارشناسي و توسط كدامان صاحبنظر انجام شده؟ است... - 5 جواني مي آيد با اميد خواننده شدن. حتما در مهماني هاي خانوادگي هم خوانده است. تست مي دهد. بد نيست. سلفژنمي داند. اصلا نمي داند سلفژ چيست. مي گويد نهصد و پنجاه هزار تومان به يك آهنگساز داده است تا آهنگي برايش بسازد تا او در آن بخواند. آهنگساز پول را مي گيرد. يك آهنگ برايش مي سازد و به او قول مي دهد كه از صداوسيما پخش مي شود.؟ كي معلوم نيست. با اين حال او خود را خواننده مي داند و هنوز نمي داند در گيرودار آرزوهاي خامش اسير حقه يك كلاش هنرمند نما شده است. دختر جواني كه با مادرش مي آيد و مي خواهد كه بخواند و به شكل و شيوه خوانندگان آن سوي مرز مي خواند: من دختر نارنج و ترنجم... خانم شصت ساله اي مي آيد. خانمي بامشخصات همه مادربزرگ هاي ساده دل خودمان. باور اين كه مي تواند بخواند مشكل است، اما وقتي مي خواند مو را بر تن سيخ مي كند، از بس صدايش و عمق محروميتش دردناك است. چه مي توان به او گفت جز اينكه نه، كاري نمي شود كرد. مردي مي آيد كه آخر اعتماد به نفس است و در همان اول سراغ كسي را مي گيرد كه در ارشاد و جاهاي ديگر كارش را راه بيندازد. راه را معلوم مي داند است كه موفق مي شود. نوازنده جواني با خانمش مي آيد. مربي موسيقي چند مهدكودك است. عضو انجمن موسيقي است و نوازنده فلوت. از اين كه شبيه فواد حجازي است خوشحال است، هرچند از او خيلي خوش قيافه تر است. اعتقاد زيادي به كار موسيقي كودك دارد. كارش بد نيست اما آهنگ هايش تم غمگيني دارندو به نظر نمي رسد مجموعه اش براي كودكان مفيد باشد. جوان معقولي به نظر مي رسد، ولي آيا موفق مي شود يا نه معلوم نيست. خانمش دستيار اوست. چون فلوت گران است، فعلا با ركوردر براي مي زند تست دوم انتخاب مي شود. خودش توان سرمايه گذاري ندارد. هاتف مي گويد: بايد توان سرمايه گذاري داشته باشي يا اينكه طوري باشي كه ديگران روي شما سرمايه گذاري كنند. اما آيا ديگران اين قدر منصف؟ هستند - 5 به خاطر مسايلي كه بوجود آمده بابك اميني مد شده است. همه پيش او كار كرده اند و سعي مي كنند موقع صحبت از او، او را با اسم كوچك بخوانند يادمه پيش بابك كه مي رفتيم. يه، كاست كاركردم كه اونو بابك هم ديده. خيلي هم خوشش آمده بود. تو مايه هاي پاپ را كه.. گفته كاري، كه تو مي كني، مال پنجاه سال ديگر ايرانه.. جواني خوش قد و بالاست. صدايش خش دار است و بد هم نيست. نوازنده گيتار هم هست. خودش مي گويد آهنگساز است و يكي از آهنگهايش را خودش مي زند و مي خواند. شعري از مريم حيدرزاده: كاشكي بدوني چشماتو به يك دنيا نمي دهم... بعد براي اثبات خلاق بودنش مي گويد يكي از شعرهاي خودتان را بدهيد رويش آهنگ هاتف بگذارم يكي از ترانه هاي مرا مي دهد. بدون آن كه تا آخر بخواند تا حس كلي كار به دستش بيايد، با يك نگاه سطحي از همان ابتدا يك ملودي روي آن مي گذارد. دلم براي ترانه ام مي سوزد. معتقد است به شعر جان مي دهد. ملودي اش مثل همه ملودي هاست باته مايه اي از صداي اين و آن. با خودم مي گويم حتما اينهايي كه مثل ريگ بيابان كاست منتشر مي كنند هم به همين صورت آهنگ مي سازند و به خورد ملت مي دهند اما حق دارند ديگر. عجله دارند مي خواهند فاصله اي را كه به وجود آمده است جبران كنند و همين مي شود كه مي بينيم. بعد يكي زنگ مي زند. لهجه شيرين و غليظ آذري مي گويد دارد مي خواهد خواننده مي پرسند شود: چه سبكي كار مي كند. مي گويد: نمي دانم و بعد مثل همين آقا چنگيز كه مي گويد: بي تانم.... بي تانم. پشت تلفن شروع مي كند به خواندن. - 6 مي گويند فلاني با كاست فلان صد ميليون سود كرده است. فلاني كاستش اينقدر فروش كرده. فلاني هر آهنگ كه مي سازد، اين قدر مي گيرد... مي خواهم به هاتف بگويم، صدايم بد نيست. مي خواهي از آنهايي كه شنيده اندبپرس يا از من تست بگير.. اما از اين همه تئوري كه پيش بچه ها سرهم كرده ام و اين همه كه از به هم ريختن ساختارهاي اجتماعي و اينكه اگر بخواهند نانوا استخدام كنند كسي حاضر نمي شود و... گفته ام، مي ترسم. اما وسوسه را چكار؟ كنم اگر يك روز خواننده شدم، تعجب نكنيد. آرش نصيري