Hamshahri corpus document

DOC ID : H-800106-51067S1

Date of Document: 2001-03-26

تاثير نفوذ كلام در برقراري ارتباط با ديگران اشاره: ارتباط و برقراري روابط لازمه وجود تقريبا همه جانداران است. در مورد روابط گياهان اطلاعات موثقي نداريم ولي به طور حتم و يقين مي دانيم كه كليه جانوران به نحوي با هم ارتباط برقرار مي نمايند و انسان ها به خاطر ماهيت وجودي خود بيشترين ارتباط را با همديگر داشته اند و بعدا ز اين نيز خواهند داشت. ابتداي مرحله انسانيت را بايد هنگام پيدايش كلمه و كلام دانست. با همين وسيله بود كه انسانيت انسان آشكار شد. اگر اين اصوات عجيب و غريبي كه به آنها نام اسم عام مي دهيم، نبود، فكر انسان منحصر به اشيا و آزمايشهاي جزيي مي شد كه آدمي مي تواند آنها را به خاطر بسپارد، يا راه حواس و بالاخص حس ديدن آنها را فهم كند، در آن صورت انسان نمي توانست طبقات يا انواع مختلف اشيا را مجزاي از فردفرد خود اين اشيا تصور كند و صفات متمايز از اشيا يا اشيا را متمايز از صفات ادراك نمايد. كلمات براي فكر، منزلت افزار كار را دارند و بديهي است كه تكامل مصنوعات تاحدي، مديون تكامل افزار كار است. مطلبي كه در پي مي آيد، در خصوص كاربرد الفاظ و قدرت كلام نافذ در برقراري ارتباط باافراد تهيه شده است كه از نظرتان مي گذرد. كاربرد الفاظ و كلمات نخستين كلماتي كه انسان به آنها پي برده و ادا كرده فريادهايي مانند صداي حيوانات، براي بيان پاره اي عواطف بوده پس است، از آن نوبت كلماتي رسيده كه همراه با اشاره براي نشان دادن جهت به كار مي رفته است، سپس در موقع مناسب، اصوات تقليدي روي كار آمده و به وسيله آنها توانسته اند اشيايي را كه مي توان از اصوات آنها تقليد كرد بر زبان بياورند. الفاظ و كلمات نه تنها وسيله انديشيدن واضح و روشن بوده بلكه سبب پيدايش بهبودي در سازمان اجتماعي گشته است. چه از لحاظ پيدا شدن بهترين وسيله براي تعليم و تربيت و انتقال فرهنگ و هنر، ارتباط عقلي محكمي ميان نسل هاي متوالي فراهم آورده است. با پيدايش لغات، وسيله جديدي براي اتصال و پيوستگي افراد به يكديگر پيدا شد. بزرگترين فايده كلمات و الفاظ، پس از توسعه فكر، تعليم و تربيت است. مدنيت عبارت از گنجينه عظيمي است از هنر و فرزانگي و عادات كه واخلاق، با مرور زمان فراهم آمده، از همين ثروت فراوان است كه فرد، در ضمن تكامل و پيشرفت خود، غذاي روحاني خود را كسب مي كند. اگر اين ميراث بشري ازنسلي به نسل ديگر انتقال نيابد، تمدن محكوم به مرگ مي شود. از زماني كه بشر تكلم را فرا گرفت و آن را به كار برد، كلمات و الفاظ موثرترين وسيله برقراري ارتباط بوده است. انسان براي بيان مقاصد، انتقال فكر، تمناي جسمي، مادي يا ابراز عقيده و علاقه و موارد متعدد ديگري از كلمات و سخن گفتن استفاده فراوان مي برد. البته انسانها براي برقراري روابط و گفتگو با همديگر فقط از كلام استفاده نمي كنند، بلكه جنبه هاي غيركلامي يا كاربرد اعضاي بدن براي بيان مقاصد نيز معمول بوده كه امروزه كاربردهاي بيشتري نيز پيدا كرده است. قدرت كلام براي انجام امور عادي روزانه و همچنين انجام كارها در واحدها و سازمانهاي مختلف همه افراد به مباحثه و گفتگو نياز دارند تا بتوانند به هدفي كه در نظر دارند نايل آيند. براي رسيدن به هدف در يك مباحثه دوجانبه، لازم است رفتار مناسب را برگزيد. يكي از اين رفتارها، رفتار كلامي يا استفاده از كلمات و عبارات براي بيان مقصود و گفتگو و در نهايت اخذ نتيجه مطلوب است. كلمات و عبارات مي توانند همراه با بار ستايش، آزاد، توهين، تحقير، تهديد يا... باشند. همچنين هر لحني مي تواند فرد را به خطاهاي جبران ناپذير، اميدهاي واهي يا رهايي از اوهام هدايت كند. كلمات مي توانند غرور، وفاداري در عمل، يا سكوت را در فرد ايجاد كند. از سوي ديگر كلمات و عبارات در فرآيند اثرگذاري حساس هستند، به هر حال كلمات و عبارات تنها مبناي چگونگي تعبير و تفسير يا ارائه حقيقت نيستند. مولانا قدرت سخن را چنين بيان مي كند: عالمي را يك سخن ويران كند روبهان مرده را شيران كند ظالم آن قومي كه چشمان دوختند وز سخنها عالمي را سوختند هر فرد بايد در استفاده از كلمات دقيق باشد، زيرا تجربه هاي ما، چه در نظر خودمان و چه در نظر ديگران به كمك همين كلمات معنا مي شوند. مهارت سخن گفتن براي برقراري ارتباط مفيد و موثر در خانواده، محيط آموزشي، گروه، سازمان، اجتماع و در هر سطح و مقامي، به كار بردن كلمات و عبارات روشن و مشخص ضروري است بيان موثر و سخن سنجيده گفتن را بايستي از زمان طفوليت به كودكان بياموزيم تا در مراحل بعدي زندگي به خاطر، نقص در بيان مقصود يا ارائه كلمات نسنجيده دچار مشكل نشوند. بيان صحيح كلمات و وافي به مقصود و توانايي سخن شمرده براي برقراري ارتباط به خصوص براي افراد كه در سازمانها و موسسات و گروههاي اجتماعي مشغول به كار و فعاليت هستند، امري واجب است. مهارت سخن گفتن را مي توان توانايي سخن شمرده و فصيح گفتن ناميد به نحوي كه فهم بحث پيچيده فني يا تخصصي براي مردم عامي آسان گردد. اگر فردي برجسته و دانشمند نتواند عقايد و نظرات خود را با ديگران در ميان بگذارد، علم و دانش او بي ثمر خواهد ماند. كلام در آيينه ادب فارسي زبان و فرهنگ هر كشوري بازتاب نيازهاي اجتماعي است. زبان و فرهنگ فارسي مشحون از مطالب و اشعار فراواني در مورد كلام و سخن است كه ذكر چند نمونه از آن براي رفع ملال خواننده مفيد و عبرت آموز است. جواني خردمند از فنون فضايل، حظي وافر داشت و طبعي نافر. چندانكه در محافل دانشمندان نشستي زبان سخن ببستي. باري پدرش گفت اي پسر تو نيز آنچه داني بگوي. گفت ترسم كه بپرسند از آنچه ندانم و شرمساري برم. يكي از حكما شنيدم كه مي گفت هرگز كسي به جهل خويش اقرار نكرده است. مگر آن كس كه چون ديگري در سخن باشد، همچنان ناتمام گفته، سخن آغاز كند. بدان كه هر كس صحبت و دوستي را نشايد بلكه بايد كه صحبت با كسي داري كه اندر وي سه خصلت بود: خصلت اول عقل باشد كه در صحبت احمق هيچ فايده نباشد و به آخر به وحشت كشد. خصلت دوم خوي نيكو بود، كه از بدخوي سلامت نبود و چون آن خوي بد او بجنبدحق تو فرو نهد و باك ندارد. خصلت سوم آنكه به صلاح باشد كه هر كه بر معصيت مصر بود از خداي نترسد و هر كه از خداي نترسد بر وي اعتماد نباشد. امابدان كه سخن چهار نوع است: يكي نه دانستني است نه گفتني و يكي هم دانستني و هم گفتني و يكي گفتني و نادانستني است و يكي دانستني و ناگفتني. اما از اين چهار نوع كه گفتم بهترين آن سخن است كه هم دانستني است و هم گفتني. اما اين چهار نوع سخن هر يكي را دو روي است: يكي نيكو و يكي زشت. سخن كه به مردم نمايي به روي نيكوترين نماي تا مقبول بود و مردمان درجه تو بشناسند كه بزرگان و خردمندان را به سخن دانند نه سخن را به مردم كه مردم نهان است زير سخن خويش و سخن بود كه بگويند به عبارتي كه از شنيدن آن، روح تازه گردد و همان سخن به عبارتي ديگر توان گفت كه روح تيره گردد. پرهيز از كلي گويي پاره اي از كلمات و عباراتي كه افراد بكار مي برند فاقد معني مشخص است و يا اينكه دقت كمي در آنها وجود دارد. اين عبارات مهم مطلب خاصي را بيان نمي كنند و بيشتر به نوعي حدس نامفهوم مي مانند. كلي گويي و بكار بردن زبان سهل و لطمات سطحي، زيادي به روابط واقعي وارد مي آورد. اگر بخواهيد ارتباط مفيد و موثري برقرار كنيد بايد در مورد عبارات نامفهوم و مبهم خودتان و ديگران دقت كنيد و بدانيد كه چگونه پرسش صحيح مطرح كنيد و جوابهاي دقيق و مشخص دريافت نماييد. مقصود از بكار بردن بيان دقيق آن است كه اطلاعات مفيدتري بدست آوريد. اغلب افراد در برقراري روابط با ديگران و بيان مقاصد به افراد ديگر از قواعد كلي استفاده مي كنند. قاعده كلي البته خوب است به شرط آنكه صحيح باشد. اگر يكي از كارمندان بد كار كند ممكن است مدير بگويد: نمي دانم اين آدمها براي چه پول مي گيرند اينها اصولا كار نمي كنند. در اين عبارت يك قاعده كلي بيان شده است و معمولا حقيقت كوچكي به دروغ بزرگي مبدل شده است زيرا ممكن است يك كارمند كم كار باشد اما نه اينكه همه كارمندان بيكار باشند. زبان مبهم و افكار درهم، ذهن را سردرگم مي كند و برقراري ارتباط را با مشكل مواجه مي كند. بنابراين، بايد با ديگران با كلمات مشخص و كاملا روشن گفتگو كرد تا بتوان اطلاعات لازم را به سايرين انتقال داد و آنها قادر باشند اقدام مثبتي انجام دهند. وقتي نمي توانيم با كسي ارتباط برقرار كنيم و موضوع و مطلب خود را به وي بفهمانيم، پيش خودمان گمان مي كنيم كه آن فرد، كم هوش و حافظه يا كودن است و گفته هاي ديگران را نمي فهمد يا به حرف كسي گوش نمي دهد. اما اين نوع تفكر از برقراري ارتباط كامل ممانعت ايجاد مي كند. در اينگونه موارد بهتر است نوع كلمات، لحن و نحوه بيان خود را به شكلي تغيير دهيم كه به نتيجه مطلوب برسيم. كلام نافذ برا ي نيل به اهداف و تحقق نيات خود بايدبتوانيم با ديگران روابط صميمانه برقرار كنيم. رمز ايجاد اين روابط صميمانه، انعطاف پذيري در گفتار و رفتار است. يعني اينكه فكر نكنيم كه همه، جهان را مانند ما مي نگرند و در ذهن خود همان تصوير مشابه تصاوير ذهني ما را دارند. افرادي كه داراي قدرت ارتباط قوي هستند بدين نحو نمي انديشند و به اين امر واقف هستند كه نوع كلمات، لحن گفتار و نحوه رفتار در ارتباط با ديگران اهميت دارد. براي اينكه كلامي نافذ و فصيح داشته باشيم توصيه مي گردد در گفتگوها از الفاظ و كلماتي ساده، روان، رسا و دلپذير استفاده كنيد و ازتقليد و تكرار ملال انگيز و كاربرد كلمات دشوار خودداري ورزيد و مضمونهاي نو را در قالب الفاظ فصيح بيان كنيد و كلام را به مقتضاي حال تطبيق داده و بين جمال لفظ و كمال معني تناسب برقرار نماييد تا سخن پردازي و سياق كلام و سخن شما از فصاحت و بلاغت كافي برخوردار گردد و دلپذير باشد و بر همه نفوذ نمايد. حجت الله مهرياري