Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791228-51046S1

Date of Document: 2001-03-19

زمينه هاي شكست جنبش ملي شدن صنعت نفت ايران جنبش ملي شدن صنعت نفت ايران - بخش آخر اشاره: در شماره نخست گفت وگو با استادهاي دانشگاه درباره جنبش ملي شدن صنعت نفت ايران زمينه ها، و بسترهاي جنبش، مهمترين ويژگي ها و نقش روحانيت در جنبش از نظرتان گذشت، در اين شماره موضع حزب توده در قبال جنبش و دكتر مصدق، رفتار مصدق با حزب توده، شباهت هاي ميان جنبش ملي شدن صنعت نفت با جنبش اصلاحات كنوني، علل شكست جنبش و درسهايي در اين زمينه از نظرتان مي گذرد. گروه انديشه * موضع حزب توده در قبال نهضت ملي شدن نفت و دكتر مصدق چه؟ بود -دكتر نادرپور: سابقه مخالفت حزب توده با رهبري سياست جنبش ملي شدن نفت به سالهاي آغازين دهه برمي گردد. 1320 ماجرا از اين قرار است كه در دكتر سال 1323 رادمنش رهبر فراكسيون حزب توده در مجلس چهاردهم علنا اعلام كرد كه حزب با دادن هرگونه امتيازي در زمينه نفت به خارجيان مخالف است. كمتر ازيك ماه بعد، دولت شوروي تقاضاي امتياز نفت شمال ايران، شامل استانهاي آذربايجان، گيلان، مازندران و شمال خراسان را مصدق كرد با اين استدلال كه واگذاري هرگونه امتياز باعث خدشه دار شدن استقلال كشورمي شود، با اين امر مخالفت ورزيد وحتي ماده واحده اي در مجلس طرح كردبه اين مضمون كه هيچ دولتي حق ندارد پيش از بحث و تصويب نهايي در مجلس، امتيازي به دول يا اشخاص خارجي اين واگذاركند طرح در 11 آذر 1323 به تصويب حزب رسيد با حمايت نيروهاي ارتش سرخ تظاهراتي عليه محمد ساعد نخست وزير وقت به راه انداخت. نمايندگان حزب در مجلس پس از تزلزل فراوان سرانجام با طرح دكتر مصدق نيز مخالفت كردند. در واقع مخالفتهاي بعدي حزب با مصدق ريشه در اين قضيه دارد. حزب كه قبلا مصدق را سياستمداري ملي و ضدامپرياليست خوانده بود، اينك او را به دو دوزه بازي متهم مي كرد. به طور كلي حزب ساختاري منسجم و سازماني فراگير داشت و رشد و گسترش آن هر روز بيشتر مي شد. به طوري كه در تير ماه 1325 در ائتلاف با حزب ايران جبهه موتلفه احزاب را آزاديخواه تشكيل داد و درمرداد همان سال در كابينه قوام السلطنه، شركت كرد و سه پست وزارت فرهنگ بهداري، و پيشه و هنر را به دست آورد. روند پيشرفت و گسترش حزب پس از سوء قصدنافرجام به جان شاه متوقف شد و حزب غيرقانوني اعلام گرديد. با نخست وزيري رزم آرا، سخت گيريها نسبت به حزب كاهش يافت و در نهايت با روي كار آمدن مصدق و گسترش فضاي بازسياسي آزادي عمل حزب بيشتر شد و حزب تجديدحيات يافت. بانيرومند شدن دوباره حزب توده در سالهاي 13321330 رهبران حزب در قبال مصدق موضع دوگانه اي اتخاذ اعضاي كردند باتجربه تر، طرفدار يك ائتلاف ضمني با جبهه ملي بودند. آنهابه زبان ماركسيستي جبهه ملي و مصدق را نماينده بورژوازي درحال جنگ با امپرياليسم ارزيابي مي كردند كه در راستاي يك انقلاب دموكراتيك ملي تلاش حال مي كند آن كه رهبران جوانترحزب در كميته مركزي مصدق را دست نشانده بورژوازي كمپرادورو وابسته به امپرياليسم آمريكا مي دانستند. آنها طرفداررويارويي با جبهه ملي بودند وتلاشهاي مصدق براي نيل به توافق با انگليسيها را به عنوان سازش تمام عيار محكوم مي كردند. حتي در تابستان كه 1330 مصدق سرگرم مذاكره با مقامات آمريكايي بود. حزب اعتراضات گسترده اي به راه انداخت كه نتيجه آن 25 كشته و 250 زخمي اين بود امر باعث شد كه مصدق سرلشكر بقايي رئيس شهرباني را از كار بركنار كند. * رفتار مصدق با حزب توده چگونه؟ بود در واقع منظور اين است كه در مقابل عملكرد حزب توده، دكتر مصدق چه سياستي را در پيش؟ گرفت - دكتر نادرپور: مصدق در بادي امر براي كوتاه كردن دست انگليس از نفت ايران و بيرون كردن شاه از حوزه سياست به پشتيباني همه گروهها نيازمند بود. از طرفي سركوب حزب توده با دموكرات منشي مصدق ناسازگار بود. بنابر اين مصدق سعي مي كرد از حزب توده به عنوان يك نيروي متقابل يا خنثي كننده در برابر مخالفانش استفاده در نمايد واقع، ملايمت مصدق در مقابل حزب توده و آزاد گذاشتن آن باعث شد تا حزب با فعاليتهاي خصمانه خود به نفع انگلستان عمل تبليغات نمايد حزب مخصوصا در سالهاي 321331 مصدق را زمينداري فئودال، سياستمدار پير و حتي عامل مستقيم آمريكا معرفي مي كردند. حتي حزب آمريكا را مشوق دكتر مصدق در ملي كردن نفت مي دانست كه به اعتقاد حزب ناشي از رقابت نفتي ميان واشنگتن و لندن بود. * بدين ترتيب، فعاليتهاي حزب از نظر اقتصادي چه پيامدهايي براي دولت مصدق؟ داشت - دكتر نادرپور: در زمينه اقتصادي حزب به علت نفوذ در محيطهاي كارگري اعتصابهاي متعددي به راه انداخت از جمله مي توان به اعتصاب كارگران راه آهن در 11 مهرماه 1331 اعتصاب كارگران دخانيات در ارديبهشت 1332 و اعتصاب كارگران كوره پزخانه در تيرماه 1332 اشاره نمود. با توجه به محروميت دولت مصدق از درآمد نفت و مشكلات عديده اقتصادي، اين اعتصابات ضربه محكمي به دولت مصدق بود. با انتشار اوراق قرضه نيز حزب نه تنها در خريد اوراق قرضه، مشاركت ننمود بلكه آن را اقدامي عوام فريبانه ارزيابي مي كرد و سعي در القاء اين موضوع به افكار عمومي را داشت كه مصدق با اين كار مي خواهد زمينه را براي دريافت وام از آمريكا و قبول پيشنهادات اسارت بار فراهم نمايد. * برخورد قدرتهاي درگير در سياست ايران ( انگلستان، آمريكا و اتحاد شوروي ) در قبال جنبش ملي شدن صنعت نفت چگونه؟ بود - دكتر مقصودي: منافع اقتصادي و ترس انگليس از سرايت مطالبات حق طلبانه مردم ايران به ديگر كشورهاي تحت سلطه بويژه در سطح منطقه خاورميانه موجب واكنش خصمانه اين كشور در قبال جنبش شد. بنجامين شوادران نويسنده كتاب خاورميانه، نفت و قدرتهاي بزرگ از طيف وسيعي از اقدامات خصمانه سياسي، حقوقي، نظامي و اقتصادي نام مي برد. از شكايت از ايران به دادگاه لاهه تا طرح شكايت در شوراي امنيت سازمان ملل متحد، از اعزام هنگ چترباز به قبرس تا حركت رزمناو سلطنتي موريس به سمت آبادان و آماده باش يگان هاي ارتش بريتانيا در عراق و نيز تحريم نفت ايران و محاصره اقتصادي، فراخواني كاركنان و متخصصان خارجي از صنعت نفت و تحريم تجاري به علاوه تخريب چهره رهبران نهضت و ايجاد تفرقه و شكاف بين نيروهاي ملي و مذهبي بخشي از اين اقدامات از سوي انگليسي ها ارزيابي مي شود كه اوج آن در براندازي دولت مصدق و سركوب جنبش از طريق كودتا قابل مشاهده است. و اما در مورد آمريكا، برخي از محققين تاريخ روابط خارجي ايران نظير مارك. ج. گازيورسكي رابرت، گراهام گاوين، همبلي و خانم نيكي. كدي آر، در ارزيابي شكست نهضت ملي ايران بين سالهاي 1330 تا 1332 به نقش دوگانه ايالات متحده اشاره دارند. اين پژوهشگران بر اين باورند كه اصولا ملي شدن صنعت نفت ايران و ادامه حيات دولت مصدق وجه المصالحه سياست آمريكايي ها در قبال انگليس شد. اين محققين اعتقاد دارند، اتكاي بيش از حد به سنخ نظام بين الملل و حمايتهاي فرامرزي به ويژه اعتماد و اطمينان بيش از حد به نقش ايالات متحده آمريكا در دفاع از حقوق حقه ملت ايران در قبال فعاليتهاي شركت نفت ايران و انگليس موجب گرديد، يك بار ديگر مصالح و منافع ملي ايران پيش پاي قدرتهاي بيگانه قرباني گردد. اين عده تاكيد دارند سرنگوني دولت مصدق، سركوب آمال و آرزوهاي ملت ايران و استقرار ديكتاتوري بلامنازع توسط محمدرضا شاه به مدت يك ربع قرن ناشي ازمواضع منفي ايالات متحده نسبت به مردم سالارترين دولت دوران 72 ساله مشروطيت ( ) 781906 است. به طور مشخص همچنانكه گازيورسكي نيز اين تقسيم بندي را انجام مي دهد، به طور مختصر مواضع ايالات متحده در سه مرحله قابل تامل و ارزيابي است. مرحله اول; حمايت دولت ترومن از ملي شدن صنعت نفت و دولت مصدق. مرحله دوم; تلاشهاي ميانجي گرانه آمريكا در حل و فصل مشكلات فيمابين ايران و انگليس بر اساس پنجاه - پنجاه و نهايتا مرحله سوم كه از اواخر سال 1952 (اوايل سال ) 1332 با روي كار آمدن آيزنهاور آغاز مي شود، همراهي با انگلستان در طراحي، سازماندهي و براندازي دولت قانوني و مردم سالار مصدق از طريق يك كودتاست. * آقاي نادرپور نظر شما در اين رابطه؟ چيست - دكتر نادرپور: در مورد انگلستان مي توان گفت، از آغاز نخست وزيري مصدق همه توجه سفارت انگليس، رابط هاي ايراني اش، شاه و دربار و سياستمداران معطوف بر اين بود كه چگونه مصدق را بركنار كنند. ملي كردن صنعت نفت يك منبع عمده درآمد ارزي انگلستان را مورد تهديد قرار داده بود زيرا 50 درصد سهام شركت نفت ايران و انگليس متعلق به دولت بريتانيا بود. مصدق در وجود شركت نفت انگليس و ايران تجسم مضرات امپرياليسم اقتصادي را مي ديد. حال آنكه انگليسي ها نهضت ملي شدن نفت را فاقد اصالت مي دانستند. آنها از درك رفتار مصدق كه تجلي فرهنگ ايراني بود، عاجز بودند و اين باوررا به افكار عمومي خود قبولانده بودند كه بايد ايرانيان را به خاطر مصادره اموال شركت نفت ايران وانگليس تنبيه كرد. بنابراين، پس ازآنكه در راستاي يك رشته مذاكرات و پاره اي اقدامات حقوقي و ديپلماتيك و از آن جمله مراجعه به ديوان بين المللي داوري موفق به اعاده وضعيت سابق نشدند، دست به تحريم اقتصادي ايران زده و حتي تهديد به اقدام نظامي نمودند. * علل و زمينه هاي شكست نهضت ملي شدن صنعت نفت و دولت مردم سالار دكتر مصدق چه بوده؟ است - دكتر مقصودي: همچنانكه در شروع نهضت عوامل و عناصر متعددي تاثيرگذار بوده اند، در شكست نهضت نيز طيف گسترده اي از عوامل و زمينه ها را مي توان مورد شناسايي و بحث قرار داد. بروز اختلاف ميان رهبران نهضت بويژه آيت الله كاشاني و دكتر مصدق در راس هرم نيروهاي مذهبي و ملي و شقاق و دودستگي ميان مليون نظير مظفر بقايي، حسين مكي و حائري زاده در زمره مهمترين زمينه هاي شكست اين جنبش ارزيابي مي شود. عدم وجود تشكيلات متناسب با جنبش، سياست مصالحه و مداراي مصدق با نيروهاي برانداز و مسلح و وابسته، عدم بسيج توده ها بويژه در روزهاي كودتا و بروز انفعال در توده هاي مردم به واسطه نفوذ و رشد بيش از پيش توده ايها، هرج و مرج و بي ثباتي و اعتصاب و وضعيت حاصله از تحريم اقتصادي و عدم فروش نفت، كارآيي اقتصادي - امنيتي حكومت مصدق را مورد چون و چراي جدي قرار داد. از ياد نبايد برد كه فعاليت هاي شاه، دربار، بخشي از ارتش، عناصر وابسته به سياست بيگانگان در داخل كشور بويژه عناصري چون اشرف، زاهدي، برادران رشيديان و علم در براندازي دولت مصدق و ساقط كردن جنبش، نقش به سزايي داشته است. مهمترين عامل خارجي شكست جنبش نيز در توافق آمريكا و انگليس به انجام كودتا از طريق طرح آژاكس نهفته است كه افرادي چون لويي هندرسن سفير آمريكا در ايران، ژنرال شوارتسكف، كرميت روزولت رهبر عمليات در CIA ايران، آلن دالس رئيس سازمان و CIA فاستردالس وزيرامور خارجه وقت، نقشي كارساز ايفا كرده اند. به علاوه عدم اقدامات مناسب شورويها در حمايت از دولت مصدق و جنبش ملي شدن صنعت نفت را بايد به مجموعه عوامل شكست جنبش افزود. * درسهايي كه از جنبش ملي كردن صنعت نفت مي توان گرفت چه ؟ مي باشند - دكتر زرگر: از بين درسهايي كه از جنبش و عواقب آن مي توان گرفت، دو مورد از همه مهمتر است كه به نظر مي رسد ايرانيان و خصوصا نخبگان سياسي از آن درس لازمه را فرا نگرفته اند: - 1 عدم توجه رهبري نهضت به تشكيلات سياسي و اجتماعي كه بتواند در موقع لزوم و براي پيشبرد اصلاحات و براي تحكيم حكومت پشتيباني كافي را فراهم رهبري آورد نهضت از ارديبهشت 1330 در يدبلامنازع دكتر مصدق قرار داشت ولي استراتژي و سياست وي در اين مورد متكي بر ارتباط نزديك و صادقانه با مردم بود. دكتر مصدق اعتقاد داشت كه او نماينده و سخنگوي تمامي اقشار ملت بوده و لذا خود را در ماوراء درگيري هاي حزبي - فرقه اي و يا ائتلافات گروهي (حتي جبهه ملي ) قرار داده بنابر بود اين او در پي ايجاد و تشكيل و تحكيم يك تشكيلات حزبي گسترده برنيامد كه بتواند در مواقع بحراني براي تحكيم حكومت خود پشتيباني لازم را فراهم البته آورد خود مصدق پس از شكست به اين امر اذعان كرد كه نداشتن تشكيلات سياسي و اجتماعي يكي از علل شكست ملت ايران در پيشبرد اهداف استقلال طلبانه و تامين حاكميت ملي اش بوده است. لذا مي بايست اين موضوع براي نخبگان سياسي امروز ايران درسي شود كه براين مهم همت گمارند و در جهت ايجاد تشكيلات سياسي و اجتماعي فراگير و موثر حركت كنند. - 2 فرقه گرايي و تشتت سياسي كه ميراث دوران مشروطيت ايران بود، به گونه اي پيچيده تر در دوران نهضت ملي كردن صنعت نفت بروز كرد و به نحو موثري باعث تضعيف حكومت ملي دكتر مصدق گرديد. متاسفانه براي اين تفرقه سياسي - اجتماعي جامعه ايران هنوز توضيح و راه حل قانع كننده اي داده نشده است. در طول دوران نهضت ملي ايران تا زماني كه روحانيون شركت كننده در نهضت و روشنفكران برضد امپرياليسم انگليس متحد بودند، نهضت پيروز و موفق بود ولي زماني كه اختلافات حادتر و گروه گرايي مزمن اوج گرفت، توطئه بيگانه و عوامل داخلي موثر واقع شد و نهضت شكست خورد. يك چيز ثابت است. همان عوامل اصلي كه موجب شكست مشروطيت شد در اين نهضت نيز خودنمايي كردند و رگه هايي از اين گروه گرايي و تفرقه سياسي هنوز نيز ادامه دارد. و بديهي است كه تفرقه سياسي موجب گروه گرايي مي شود. اين درس عمده اي است كه نخبگان سياسي ايران مي بايست از شكست نهضت ملي بياموزند و در پي حل آن برآيند. * آيا اين تفرقه سياسي و گروه گرايي لاينحل؟ است - دكتر زرگر: آقاي روح الله رمضاني، پژوهشگر آمريكايي ايراني الاصل معتقد است كه: در واقع اين امر محصول نوعي مساله اساسي و ظاهرا لاينحل اصولي در انديشه و عمل اجتماعي - سياسي ايران است. اين نيز به نوبه خود در رويارويي و تعارض ديرينه و عميق تر ميان تمدن ايراني و فرهنگ جهاني ريشه دارد. منظور ازفرهنگ جهاني، فرهنگي است كه بر مبناي تكنولوژي پيشرفته و روح علم ديدگاهي تعقل گرا از زندگي، برخورد دنيايي با روابط اجتماعي، عدالت جويي در امور عمومي و بيش از هر چيز ديگر براين اعتقاد استوار است كه واحد اوليه هر سياستي ملت - دولت مي باشد. بنابر اين او معتقد است از آنجا كه هنوز در جامعه ايران پاسخ مطلوب و معقول همگان براي اين مسائل اساسي كه در جامعه ايران مطرح است ارائه نشده و روشنفكران ايران نيز برحسب معيارها و موازين ديني و دنيايي دچار تفرقه و انشعاب شده اند و تا زماني كه ايرانيان در برابر تهاجم و ارزشها و واقعيتهاي جهان امروز راه حل هاي مناسب و مطلوب عامه را نيابند، تفرقه سياسي و فرقه گرايي ادامه خواهد داشت و نهضت ها يكي پس از ديگري به اهداف مطلوب خود نخواهند رسيد و راه براي توطئه بيگانه باز خواهد شد. گفت و گو: الميرا اكرمي