Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791227-51036S1

Date of Document: 2001-03-18

ايجاد توازن بين برداشت و احياء نخستين گام در حفظ جنگلهاي شمال * با واگذاري بخش عظيمي از جنگلهاي سوادكوه به دو شركت بهره بردار، مي توان آثار زيانبار تخريب را در اين جنگلها مشاهده كرد جنگلهاي شمال كشور در ابعادبين المللي حائز ويژگيهاي ممتازي است و ازجمله تنها گستره طبيعي مي باشد كه قابليت توليد چوبهاي صنعتي و تجارتي را دارد و از قديمي ترين جنگلها در نوع خود به شمار مي رود. به دليل ارتباط تنگاتنگ جنگل با فعاليتهاي اجتماعي - اقتصادي و زيست محيطي مردم شمال كشور، پايداري اين نقطه به حفظ روابط اصولي اين عوامل وابسته اگرچه است چوب يكي از مهمترين محصولات تجاري حاصل از جنگلهاست اما توجه به فرآورده هاي غيرچوبي جنگلي نيز كه امروزه در كشورهاي درحال توسعه ازجمله كشور ما نقش تعيين كننده اي در اقتصاد خانواده ها و مردم بومي دارد، اهميت خاصي يافته است و در اين ميان، چوب و زغال چوب از جمله منابع مهم انرژيهاي خانگي در بعضي از مناطق شمالي كشور به شمار مي رود. پروفسور هانسرويتر گياه شناس آلماني در سفري كه پاييز سال گذشته به شمال ايران داشت گفت: در اينجا چهارگونه به نامهاي انجيلي، لرگ، سفيد پليت و ليلكي وجود دارد كه در اروپا مشابه آن ديده نمي شود و به نظر مي رسد اين گونه ها فسيلهاي زنده باقي مانده از گياهان دوران سوم زمين شناسي باشند. همچنين ويلهلم بوده جنگل شناس آلماني ذخيره گاههاي سرخدار ايران را از مهمترين ذخيره گاههاي باارزش در نيمكره شمالي و جهان مي داند. جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست با تاكيد بر اينكه هر هكتار از جنگلهاي پهن برگ شمال كشور قادر به جذب 1600 تامتر 2000 مكعب آب در خاك است خاطرنشان مي سازد كه با محاسبات ساده مشخص مي شود جنگلهاي شمال ايران سالانه /3 5مي توانند تاميليارد 4 متر مكعب آب را جذب كنند كه اين مقدار بيش از دو برابر ظرفيت سد سفيدرود است. از نظر اين جمعيت، بزرگترين خطري كه جنگلهاي ايران را تهديد مي كند، نگرش مسئولان امر به اين منبع حياتي به است اين معني كه اگر به جاي نگرش سودآوري از چوب به هزاران ارزش بي انتهاي جنگل تكيه شود، مي توان به طرحهاي احياء جنگل اميد داشت، در غيراين صورت اصرار ورزيدن و توجيه كردن سودآوري از چوب آن هم در كشوري كه كمتر از 7 درصد مساحت آنرا جنگل تشكيل مي دهد به سود هيچ كس نيست. جنگلهاي شهرستان سوادكوه تا دو دهه گذشته از جمله جنگلهاي بكر و دست نخورده شمال كشور بوده كه در چند سال اخير با تاسيس شركتهاي تعاوني حاشيه نشينان و نيز واگذاري بخش عظيمي از اين جنگلها به شركتهاي بهره بردار، به آساني مي توان آثار زيانبار تخريب را در آن مشاهده كرد. كساني كه ده سال پيش به دهستان لفور در سوادكوه مسافرت كرده باشند قطعا شاهد چشم اندازهاي زيباي جنگلهاي انبوه حاشيه روستاهاي كوچك و بزرگ اين منطقه بوده اند اما دو شركت بهره بردار كه در قالب شركت تعاوني حاشيه نشينان هزاران هكتار از جنگلهاي منطقه را در اختيار گرفته اند، با احداث جاده هايي با عرض زياد، قطع گونه هاي نادر، تجاوز به حريم زيست بوم منطقه، قطع درختان ممنوع سرخدار و پاك تراشي در شيبهاي تند، دست به تكرار اعمالي زده اند كه نتايج تلخي را در چند سال اخير در ارتفاعات مازندران و گيلان ازجمله در نكا - نور - نوشهر - تنكابن - رامسر - كلاردشت - ماسوله و ماسال در پي داشته است. هرچند در سال هاي اخير فعاليتهايي در جهت كاهش بهره برداري از جنگلهاي شمال به عمل آمده، اما هنوز بين ميزان بهره برداري و احياء تعادل ايجاد نشده است چنانچه در طول برنامه پنج ساله اول و سه سال نخست برنامه 5 ساله دوم به طور متوسط سالانه سه تا چهار ميليون متر مكعب چوب از جنگلهاي شمال برداشت مي شد و اين رقم، جدا از برداشتهاي غيرمجاز و تجاوزهايي بود كه توسط قاچاقچيان و حاشيه نشينان جنگل به عرصه هاي جنگلي صورت مي گرفت اما در سه سال گذشته با اصلاح نگرش كه در گزارش و اظهارات مسئولان ارشد سازمان جنگلها و مراتع كشور و مديران سطوح پايين تر اين سازمان مشهود است، ميانگين برداشت به دو ميليون متر مكعب در سال رسيده كه اگر هم چنين باشد باز هم بايد اذعان داشت كه هنوز اين سازمان نتوانسته است بين ميزان برداشت و احياء تعادل ايجاد كند، زيرا آمارهاي رسمي مقدار احياء نيز اين نظريه را تائيد مي كند، چنانچه در استان مازندران كه جنگلهاي آن تحت مديريت دو اداره كل منابع طبيعي ساري و نوشهر اداره مي شود، به موجب اعلام مديران كل اين دو اداره سالانه هشتصد هزار متر مكعب چوب از جنگلهاي اين استان برداشت مي شود و چنانچه متوسط موجودي چوب در هر هكتار از جنگلهاي مازندران حدود دويست متر مكعب باشد، درنتيجه سالانه چهار هزار هكتار از جنگلهاي مازندران از درخت تهي مي شود. هرچند كه اين برداشت در مواردي ممكن است به صورت پاكتراشي نباشد و از روشهاي تك گزيني به جاي قطع يكسره استفاده شود اما در مقابل در بهترين شرايط تنها50 درصد از سطح برداشت شده احياء مي شود و البته مسئولان اداره كل منابع طبيعي، موضوع رويش طبيعي سالانه را نيز دخيل در احيا دانسته و مدعي آنند كه در جهت ايجاد تعادل بين برداشت و احياء پيش آمارها مي روند همچنين نشان مي دهد كه در حال حاضر هشتاد هزار هكتار از جنگلهاي حوزه سرجنگلداري ساري مخروبه است كه اگر روند احياء آنگونه كه مسئولان اذعان مي دارند در اين حوزه سالانه 2200 هكتار باشد و در آينده نيز از برداشت بيش از ظرفيت جنگل خودداري شود 37 سال طول خواهد كشيد تا جنگلهاي مخروبه موجود در اين منطقه احياء شود. از آنجا كه منابع طبيعي تجديدشونده وديعه اي الهي است كه علاوه بر جلوگيري از فرسايش خاك، بستر حيات محسوب مي شود و در مازندران نيز تامين كننده زيربناي اقتصادي اين استان كه كشاورزي است مي باشد لازم است كه بيش از گذشته به آن توجه شود. همان گونه كه آمارها بيان كننده تخريب و نابودي 33 درصد از جنگلهاي كشور در چند دهه گذشته است و با افسوس و اندوه از كاهش وسعت جنگلهاي كشور ازميليون 18 هكتار /12 4به ميليون هكتار خبر داده مي شود و گذشتگان به خاطر اين بي توجهي نكوهش مي شوند، بر متوليان منابع طبيعي كشور است كه در جهت اصلاح اين روند و ايجاد تعادل و توازن بين ميزان برداشت و احياء گام بردارند و با حفظ اين امانت ملي، آن را به آيندگان بسپارند. مرتضي شوبي خبرنگار همشهري در مازندران