Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791227-51034S2

Date of Document: 2001-03-18

بند! مردمان دلشاد فارغ از دشواري ديوها در نوروز به روايت شاهنامه اساطيري جشن گرفته مي شود و به روايت شاهنامه اساطيري، نوروز چند هزار سال پيش در عصر پادشاهي جمشيدشاه، پادشاه افسانه اي، پاي به عرصه وجود نهاد. جمشيد شاه، ديوها را شكست داد و خوشبختي و شادكامي را براي ملت خويش به ارمغان آورد. جمشيد آنگاه، فرمانرواي همه چيز شد، جز آسمانها و كهكشانها. براي فتح آسمانها جمشيد دستور داد تخت پادشاهي تماما از جواهرات بسازند. وقتي تخت آماده گشت به ديوهايي كه اينك به فرمان او بودند دستور داد او را به آسمانها ببرند. جمشيد بر تخت جلوس كرد و به ديوها گفت او را از روي زمين برخيزانند. مردم كه عظمت او را ديدند با جواهرات و گنجينه هايي كه در اختيار داشتند جمشيد شاه را جواهرباران كردند. در اسطوره ايراني اين روز، نوروز نام گرفت و مردم روز نخست هر بهار طي ساليان را جشن گرفتند. فردوسي، بزرگترين شاعر افسانه سراي ايران مي سرايد كه به مدت 300 سال مردم از مرگ و فنا شدن، از سختي و دشواري و دلتنگي و غم هيچ ديوان نمي دانستند در غل و زنجير بودند چون بردگان. تا آنكه آن اتفاق تاريخي رخ نمود و قدرت، فساد آورد جمشيد، غره و مغرور بر قدرت قدر و قاهري كه پيدا كرده بود، خويشتن به چشم خداوند ديد. گستاخي جمشيد، دشمن او شد و به سروده فردوسي، جمشيد از چشم خداوند افتاد. قرن ها كاميابي و نيك بختي مردمان به پايان آمد و بدبختي و تيره روزي نصيب آنان شد. ناميرائي و جاودانگي نيز به سر آمد. هرج و مرج شروع شد و بدبختي و بدفرجامي چون قطرات باران بر سر مردمان باريدن گرفت و تاج و تخت جمشيد شاه به ميان سيلاب خون افتاد. اما نوروز، پس از مرگ جمشيد نيز به حيات خود ادامه داد. در معنا، نوروز، از هجمه ها و حمله هاي يونانيان، اعراب، ترك ها و مغول ها جان به دربرد. و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين جشن فرهنگي ميليون ها ايراني است كه در درون ايران زندگي مي كنند و جماعت انبوهي از ايرانيان در گوشه گوشه جهان پهناور پراكنده اند. جشن هاي نوروز، از چهارشنبه آخر هر سال كه چهارشنبه سوري ناميده مي شود آغاز مي شود. در اين روز، آتش ها روشن مي شود و مردم با پريدن از روي شعله ها اين شعر را تكرار مي كنند: سرخي تو از من، زردي من از تو! در فرهنگ ايران قديم، آتش مقدس به شمار مي آمد. هفت سين، هفت واژه كه با حرف سين شروع مي شوند نيز از سنت هاي جالب نوروز است. باور صاحبنظران بر اين است كه نوروز يك جشن ملي براي بابليان و سومريان بوده و آنها اين جشن را بسيار گرامي مي داشته اند. در زمان امروز، هفت سين مشخصا معاني استعاره اي خاص خود را دارد: سمنو، جوانه هاي گندم كه طي مراسم خاصي پخته مي شود. سيب، سنجد، سير. ايرانيان، قرآن، كتاب مقدس آسماني خود را در راس سفره هفت سين قرار مي دهند. تخم مرغ هاي رنگين، گلاب، سكه، طلا، ماهي قرمز در آب، آينه، شمع و هريك از اين موارد سمبل و نماد تولد ديگرباره بهاران است. در اساطير ايراني در ارتباط با نوروز، جوانه گندم و عناب، نشانه و سمبل زايش ديگرباره بهاران است و سبزي و سكه و سركه سمبل و نماد افكار نيك، كردار نيك، خداپرستي، نيك بختي، جاودانگي و داد و دهش است كه به باور زرتشتيان، زردشت پيامبر آنها را از جمله صفات اهورمزدا دانسته است. روز 13 پس از نوروز خاندانهاي ايراني خانه ها را ترك مي گويند و به دشت و صحرا روي مي آورند تا نحوست عدد 13 را از خود و خانواده دور كنند. احتراز و دوري از 13 از جمله سنت ايرانيان است تا در طول سالي كه اينك وارد آن شده اند، از كارها و افكار بد و ناپسند و ناستوده پرهيز كنند. منبع: اينترنت ترجمه: پرويز ايرانزاد