Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791223-51011S1

Date of Document: 2001-03-14

زردي من از توسرخي تو از من به انگيزه برگزاري جشن چهارشنبه سوري درآمد: چهارشنبه سوري از جمله جشنهاي نزديك به سال نو (نوروز ) است كه پيشينه آن به روزگاران كهن مي رسد. ايرانيان در آخرين چهارشنبه سال با افروختن آتش و برپايي جشن هاي ويژه اين شب به استقبال سال نو مي روند. مطلب زير اشاره اي دارد به خاستگاه تاريخي اين جشن و آنگاه آداب و رسوم مردم ايران در هنگام برگزاري آن كه از پي مي خوانيد. سيامك كشاورز بنا به نوشته هاي تاريخي و كتبباستاني درباره گاه شماري ايران باستان چنين آمده است. در ايران باستان سال را به دوازده ماه تقسيم كرده بودندو ماه را 30 روز و يكسال روز 360را به حساب مي آوردند و 5 روز كسري سال را در پايان هر سال به سال مي افزودند. پنج روز آخر سال را اندرگاه مي ناميدند با گذشت هرصد و بيست سال يك ماه به آخر دوازده ماه سال افزوده مي شد يعني در هر صدو بيست سال يكسال 13 ماه داشت. هر ماه ايراني نامي از ايزدان و فرشتگان را داشت و هر روزاز هر ماه هم نامي ويژه خود را داشت. روزي كه نام آن با نام ماهش يكي مي افتادآن روز را جشن مي گرفتندو شادماني مي كردند. اين جشن هاي 12 گانه سال عبارت بودند از: فروردگان و ارديبهشتگان و خردادگان، تيرگان، امردادگان و شهريورگان و مهرگان وآبانگان و آذرجشن، دي جشن و بهمنگان ومژده گيران. نوروز، سده و جشن نيلوفرو خرم روز آبريزگان وگاهنبارها (نام شش جشن كه در اوقات مختلف سال برپا مي كردند ) و غيره هم جشنهاي ديگري از تاريخ كهن ايران به شمار مي رفت به جز فروردگان نوزدهمين روز از فروردين ماه جشن ديگري نيز به همين نام به مدت ده روز گرفته مي شد و در اين جشن ايرانيان باستان لباسهاي نو به تن مي كردند و آتش مي افروختند و به دخمه هاي مردگان و آتشكده ها مي رفتند و خداي بزرگ (اهورامزدا ) را نيايش مي كردند و عقيده بر اين بود در اين دهه فروهرهاي درگذشتگان از آسمان به زمين فرود مي آيند و به خانه هاي خود مي روند. حتي در برخي از باورهاي عامه رايج بود كه شبهاي جمعه مردگان آزادند و روح آنها به خانه بازمي گردد از اين رو چراغ خانه هاي خود را زودتر از غروب آفتاب روشن مي كردند. بنا به تقويم قديم مازندران كه به نام فرس قديم خوانده مي شود، در شب نوروز 26 ماه از چهارمين ماه گاه شماري ويژه مازندراني ها جشني برگزار مي شود كه همان بازمانده جشن باستاني فروردگان است. در دوره اسلامي يعني پس از گرويدن ايرانيان به دين اسلام دگرگوني ها در جشن ها پديدار گشت و جشن هاي ديگري با آيين هاي غيرايراني آميخت و جشنها به صورت ديگر و با نامهاي ديگري آشكار يكي شد از اين جشنها همين آيين شب چهارشنبه سوري آخر سال است كه پيش از فرا رسيدن نوروز باستاني برگزار مي شود و به نام شب چهارشنبه سوري معروف است. در كتاب تاريخ بخارا آمده چون شب سوري چنانكه عادت قديم است آتش عظيم افروختند پاره اي آتش بجست و سقف سراي آتش بگرفت. واژه سور و سوري در ادبيات فارسي معني مهماني و جشن و رنگ سرخ به كار رفته است. ناصر خسرو مي گويد: در سور جهان شدم وليكن پس لاغر بازگشتم از سور زين سور زمن بسي بتر رفت اسكندر و اردشير و شاپور گر تو سوي سور مي روي، رو روزت خوش باد و سعي مشكور منوچهري دامغاني نيز گويد: آمده نوروز ماه با گل سوري بهم باده سوري بگير بر گل سوري بچم مسعود سعد نيز چنين گفته است: وقت گل سوري خيز اي نگار بر گل سوري مي سوري بيار سوري نوعي از گل سرخ بسيار خوشبو كه آن را گل محمدي نيز گويند (ناظم الاطبا ). نام گلي است سرخ رنگ و هر گل و لاله كه سرخ باشد سوري گويند (از غياث اللغات ). در لغت نامه مرحوم علامه دهخدا چنين آمده: شب چهارشنبه سوري شب آخر هر چهارشنبه سال را گويند، عصر سه شنبه در خانه ها آتش افروزند و بر آتش گذرند. همانطوري كه ذكر شد سور به معني سرخ و مهماني به كار رفته است. در گويش كردي نيز سور معني سرخ را مي دهد و در گويش هاي امروزي سور به معني جشن و مهماني به كار مي رود. از چگونگي آئين و شيوه قديمي اين جشن اطلاع چنداني در دست نيست. تنها نوشته قديمي از پيشينه اين جشن كتاب تاريخ بخارا است. از نوشته تاريخ بخارا چنين برمي آيد در سده چهارم هجري درايران جشني معمول بوده شب سوري ناميده مي شد و باآتش افروزي و آتش بازي همراه بوده به است نظر مي رسد جشني كه هم اكنون در شبچهارشنبه آخر سال برپا مي شود دنباله همان جشن باشد. علل برگزاري جشن در شب چهارشنبه عربها روز چهارشنبه هر هفته را مثل روز سيزده هرماه نحس مي دانند. دركتاب المحاسن والاضداد به نحسي چهارشنبه اشاره شده است. احتمالا اين انديشه عربها درزمان حكومت عربها بر ايرانيان رسوخ كرده باشد. بعضي ايرانيان روز چهارشنبه را نحس و بدشگون مي دانند. از اين رو مي توان حدس زد كه ايرانيان شومي و نحسي شب چهارشنبه آخر هر سال را جشن مي گرفتند و آتش مي افروختند و به آئين و رسم هاي باستاني و ايراني خود به پايكوبي و دست افشاني مي پرداختند تا نحس و بد بدشگون چهارشنبه آخر سال را از خود دور كنند. اكنون نيز اين مراسم كمابيش جشن گرفته مي شود. آئين هاي شب چهارشنبه سوري - 1 يكي از اين آئين هاي شب چهارشنبه سوري بوته افروزي و پريدن از روي بوته هاي افروخته است. پير و جوان از روي بوته هاي افروخته به صورت 5 و يا 7 كپه برپا شده مي پرند و مي گويند زردي من از تو سرخي تو از من حداقل 3 بار اين عمل را انجام مي دهند. در قديم رسم براين بود زني خاكستر بوته هاي را جمع كرده و در سر چهار سوها مي ريخت و در بازگشت به خانه درب را محكم مي زد از داخل خانه مي پرسيدند: كيه، او مي گفت بعد منم، مي پرسيدند از كجا؟ آمدي او مي گفت از عروسي و سپس مي پرسيدند: چي آوردي، او مي گفت تندرستي. آن وقت درب خانه را برويش باز مي كردند. - 2 از آئين هاي ديگر چهارشنبه سوري فالگوش نشيني بود كه بيشتر دختران دم بخت در سر چهارسوها مي ايستادند به حرفهاي رهگذران گوش اگر مي دادند اولين رهگذر حرف شاد و دلنشين به زبان جاري مي كرد برآمدن حاجت و آرزوي خود را مي پنداشتند. - 3 از ديگر آئين چهارشنبه سوري قاشق زني مي باشد. زنان و دختران آرزومند و حاجت دار قاشق و كاسه مسي برمي داشتند به درب خانه هاي مردم رفته به طوري كه شناخته نشوند، شروع به قاشق زني مي كردند و مردم در كاسه هاي آنها مواد غذايي و يا پول مي ريختند از پول و مواد جمع آوري شده از راه قاشق زني آش بيمار و يا آش امام زين العابدين ( ع )مي پختند. - 4 از ديگر مراسم اين شب بخت گشايي دختران دم بخت بود. تهراني هاي قديم براي گشودن بخت دختران در خانه مانده خود (دختران بخت بسته ) هيزم نيم سوزي از زير ديگ پلوي شب چهارشنبه سوري برمي داشتند با آن در پي دختر خود مي كردند، او را از خانه بيرونش مي كردند تا شايد بخت دخترشان باز شود. - 5 از عادات ديگر شب چهارشنبه سوري يك كوزه شكني و فال گرفتن با كوزه و باطل كردن سحر و جادو و غيره بوده است. - 6 از همه مهمتر اين سنت ها كه امروزه نيز انجام مي گيرد تقسيم آجيل چهارشنبه سوري به نام آجيل مشكل گشا و يا آجيل هفت مغز شهرت زنان دارد نذر و نياز كرده آجيل را از آجيل فروشيهاي رو به قبله خريداري مي كردند، بين دوستان و خويشاوندان خود پخش مي نمودند.