Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791222-50996S4

Date of Document: 2001-03-13

چهار كوارتت تازه منوچهر آتشي به انتهاي گيسو نمي رسد چشمي كه بر شقيقه كوبان طلسم شده ليز مي خورد و مي افتد در چاه بي ژرفاست اين گيسو حالا چگونه از چاه بالا رود زال تا برسد به گيسوي رودابه در بن چاه به عشق نمي رسد اين تپش سنگ قلاب نگاهي شده خيس از گريه اي ايهامي به انتهاي گيسو نمي رسد در انتهاي چاه مي ميرد اين بيژن تا برسد به گردن سرخ سياوش در چشم فرنگيس بالاي طشت طلا و صدا كند رستم را از بن دل تهمينه صدايي كه به گوش نمي رسد محمد مهاب مي روم چندان پس كه نشان انگشت هيچ هوس نباشد با باد وحشي مست و ديوانه گرد در گرد صحرا رقص مي زنم و گورها را كه نام از سنگشان ربوده چنگ زورمند زمان مي بويم و مي جويم شما را ليلي مجنون يادتان به خير ضيافت گلها م. شاد گذشتيم، نريختيم جرعه اي بر خاك ؟ كي؟ كجا كدام باغ سياوش را به ضيافت گلها؟ مي برد و ناز كدام ساز آهنگ تو را با برگ ها سبز؟ مي خواند بخوان دوباره بخوان دلم براي همه سازها شور مي زند.