Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791221-50990S1

Date of Document: 2001-03-12

گزارشي از مراسم نكوداشت بهرام بيضايي در دانشكده سينما و تئاتر; آنچه هست، رابطه مهر و كين است اشاره: هفته پيش دانشجويان دانشكده سينماو تئاتر مراسم نكوداشت استادان بهرام بيضايي، فرهاد ناظرزاده كرماني و اكبررادي را برگزار كردند. اين نخستين مراسم نكوداشت فرهيختگان هنر در ايران زمين است كه از سيزدهم تا پانزدهم اسفندبرپا بود. دبير ستادنكوداشت فرهيختگان كه دانشجوي سال اول رشته نمايش است درباره اين نكوداشت معتقد است: نكوداشتن يكي از صفات پسنديده دانش پژوهان اين سرزمين است كه نسل به نسل چرخيده و اينك به دست ما سپرده شده است. ما بااين نكوداشت سعي كرده ايم فاصله بين نسل هاي گذشته و كنوني را كم كنيم. نكوداشت بهرام بيضايي با نمايش فيلم مرگ يزدگرد، سخنراني حميد امجد وجلسه پرسش و پاسخ بهرام بيضايي در آمفي تئاتر دانشكده سينما و تئاتر برگزار شد. نكوداشت دكترناظرزاده نيز روز بعد بافيلم كنار شير آتش نشاني سخنراني، حميد افشار و جلسه پرسش و پاسخ با دكتر ناظرزاده كرماني و نكو داشت نمايشنامه اكبررادي نويس معاصر ايران با سخنراني دكتركوپال و گزيده اي از آميزقلمدون فيلم تئاتر و شبروي سنگفرش خيس برپا بود. آنچه مي خوانيد گزارشي است از نخستين روز اين مراسم كه به نكوداشت بيضايي اختصاص داشت. گروه هنري بهرام بيضايي، نمايشنامه نويس، فيلمنامه نويس وكارگردان پيشكسوت ايران در مراسم نكوداشت خوددر آمفي تئاتر دانشكده سينما و تئاتردر جمع دانشجويان در ارزيابي نقد هنري گفت: درباره مقوله نقد هنري مثل بقيه محصولات فرهنگي، خوب و بد وجود دارد. نقد هنري چيزي جداي بقيه مسائل نيست، اگر معماري خيابان را نگاه در كنيم، مي يابيم نقدمان هم چگونه است. بيضايي در پاسخ اين كه نظرش درباره نقدهاي آثار خودش توسط؟ منتقدان چيست گفت: راجع به نقد فيلم هايم توقعي ندارم، به هر حال منتقد اين جامعه نيز جداي از اين جامعه نيست و همه چيز اين جامعه بايد به هم بيايد، به هر حال برخي منتقدان در كارشان پخته مي شوند و كنار مي روند و برخي در كارشان پخته مي شوند و به ارزيابي نقدهاي گذشته شان مي پردازند. وي درباره مطالعه آثار كهن و استفاده از آن در كارهايش گفت: مطالعه مي كردم چون نيازداشتم و قصد اين نبود كه نمايشنامه نويس يا فيلمنامه نويس شوم، بلكه مي خواستم كار پژوهشي كنم. اين استاد نمايشنامه نويس افزود: دست يافتن به مردمي در تاريخ و شناخت زندگي آنها برايم مهم بوده و اين كه چرا بعد از گذشت هزار سال ما هنوز نتوانسته ايم مشكلات را تغيير دهيم و پيش؟ برويم! بهرام بيضايي در پاسخ اين كه آيا معتقد به شكاف بين گفت نسل هاست: ارتباطبين، نسل ها يك تعريف هميشگي ندارد وارتباط نسل هاي نزديك يك رابطه مهرو كين است به طوري كه اول نسبت به گذشته عكس العمل نشان مي دهيم، بعد متوجه مي شويم خودمان نيز كاري نكرده ايم و گاهي متوجه مي شويم به تجربه گذشتگان نيازمنديم. وي افزود: تا زماني كه در نسل ها نقد و تكميل صورت مي گيرد شكاف نيست، بلكه يك رابطه اي مثل زن و شوهر حاكم است كه ممكن است قهر و آشتي و.. باشد; اما شكاف هاي مطلق به زمان تاريخي و بين نسل هاي طولاني است و بلافاصله بين نسل ها به وجود نمي آيد، آن چه هست رابطه مهر و كين است. اين استاد تئاتر خاطرنشان كرد: كشورهايي موفق بوده اند كه گذشته را شناخته اند و دلايل شكست هاي گذشتگانشان را دريافته اند. بهرام بيضايي در پاسخ اين پرسش كه آيا اين نظر كه او جهان را تيره مي بيند، صحيح است گفت: دنيا را تيره و تار نمي بينم، آن چه در آثارم نشان مي دهم و آن چه گاهي مطرح مي شود، تلخ نگري ملايم واقعيت هاست. اين كارگردان سينما در ادامه در پاسخ پرسش هايي درباره فيلم سگ كشي، ابتدا درباره اين كه فاصله ساخت فيلم ديگرش هم نه سال خواهد بود گفت: اگر مثل سگ پشيمان نشوم، يكي، دو سال ديگر فيلم خواهم ساخت. وي در پاسخ اين كه اكران اين فيلم مشكلي نخواهد؟ داشت گفت: تا اين لحظه مساله اي نداشته است. بيضايي درباره اين كه از عناصر نمادين در فيلم سگ كشي استفاده كرده است، گفت: هر چيزي خارج از تعاريف افراد باشد، دليلي بر نمادين بودن آن نيست و بهتر است در ديدن فيلم در تعاريف محبوس نشويد. اين استاد فيلمنامه نويس در پاسخ اين كه داستان سگ كشي و پدر گلرخ كمالي قهرمان فيلم، حديث نفس او به عنوان يك نويسنده است گفت: اين تنها حديث نفس من نيست، بلكه هر آدم فرهنگي در اين مملكت نيم باخته و پاك باخته است; احتمالا پدر گلرخ كمالي، چون يك رابطه پايه اي با فرهنگ دارد، نيز از اين نوع موضوع جدا نيست. كارگردان فيلم سگ كشي درباره اين كه علت استقبال مردم از اين فيلم درجشنواره را چه؟ مي داند گفت: علت، تغييراتي است كه در مردم رخ داده، مردمي كه چند سال پيش مرا به شكل يك آدم درك نشدني مي ديدند، امروز متوجه كارهايم شده اند به طوري كه به تلخي فيلم پي مي برند، تلخي اي كه از دل من به جامعه و به تماشاگر منتقل شده است. وي درباره علت استفاده مكرر از موتور سوار و شنود در فيلم سگ كشي توضيح داد: امكان كمي براي نشان دادن موقعيت آن سال ها داشتيم و مجبور بودم براي تاكيد تاريخ سال هاي از 1362 حضور اين موتورسواران استفاده كنم چون بعد از اتفاقات دوم خرداد و زمان حال به نظر مي رسد با قانوني شدن، كمتر اتفاقات تعقيب و شنود و موتورسوار اتفاق بيافتد. بيضايي ادامه داد: در اين فيلم با مميزي برخي تصاوير كه زيبا هم بود سعي كرديم كمتر مساله ساز شويم و اين تكرارها تنها نشان مطلق زمان و تاريخ است و اصلا سمبوليك نيست. اين كارگردان سينما در پاسخ اين پرسش كه سينماي ايران به كجا؟ مي رود گفت: سينما به همان سمتي كه جامعه مي رود در حركت است، در جاهايي كه يك زمان سرپوش، گاهي فصاحت و گاهي مسائل ديگر و من نمي دانم، اين سينما چگونه سرپاست. بيضايي در پاسخ اين پرسش كه چقدر سينماي امروز را نقادانه و چقدر فرمايشي مي بيند، گفت: سينما مي تواند نقاد و فرمايشي و يا غيرنقاد و غيرفرمايشي باشد، بخشي از سينماي امروز نقاد و محافظه كار است و تا جايي كه نقد اصول و ريشه هاي اجتماعي را زير سوال نمي برد و در سطح است كار مي كند. وي ادامه داد: اما اين كه چقدر از نقاد انتظار داريم تفاوت دارد، چون گاهي نقادي در جهت عدم پيشرفت است و براي اين است كه چرا پيشرفت؟ مي كنيد و نقد غير مشروط نيست! اين كارگردان سينما در پاسخ اين كه چرا سينما به سمت تجارت رفته و موضوعاتش تزلزل يافته است، گفت: اگر به اين تئاتر، سينما و تلويزيون راضي باشيم و حركت نكنيم، همين وضعيت خواهد شد. وي درباره اين سوال كه در تئاتر با دگرگوني جديد روبه رو هستيم، آيا با اين دگرگوني موافق؟ است گفت: تحول يك مساله ناگزير است و نمي توان با آن مخالف يا موافق بود. من كسي هستم كه متهم و مفتخر به تحول در يك دوره است، تا زماني كه يك مسير شكل و جهت نگيرد نمي توان درباره اش قضاوت كرد. بهرام بيضايي در بحث استفاده از اسطوره ها در پاسخ اين پرسش كه چگونه مي توان اسطوره را به مفهوم ارزشي اوليه به كار برد، گفت: براي اسطوره هرگزنمي توانيم يك مفهوم ارزشي و ازلي قايل شويم، چون آن چه امروز درباره اسطوره مطرح مي شود به شناخت و دانش امروز برمي گردد پس مفهوم و شناخت اسطوره نسبي است چون شناخت امروز ما هم نسبي است. وي افزود: اسطوره به يك مفهوم و زمان مطلق تعلق ندارد و ارزش و دانش افراد نسبت به اسطوره متغيير است. وي درباره دغدغه امروزي كردن آثار كهن توضيح داد: هميشه مساله من اين بوده است كه چگونه تعزيه و شبيه خواني را به شكل امروزي مطرح كنيم و زبان نقالي و تعزيه را امروزي كنيم و در جستجوي اين واقعيت دست به تجربه زده ام و هرگز نگاه من يك طرفه رو به گذشته يا بالعكس نبوده است.