Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791221-50987S1

Date of Document: 2001-03-12

دو عمليات در يك نگاه نگاهي به عزم و اقدام اخير نيروي انتظامي در مقابله با مفاسد اجتماعي در شرق تهران * كارهاي مقطعي و يكباره، هرچند مثبت و درخشان، اگر با تداوم و تكامل همراه نباشد، مي تواند جاي خود را به ذهنيتي منفي بدهد قانون، معمولا در انگاره هاي توده مردم با نمادهايي خاص تجلي مي يابد و برخي رخدادهاي اجتماعي و سياسي، به عنوان امثال سائره در ذهن آحاد افراد نمادي جامعه، از امنيت، قانون و اقتدار حكومتي تلقي عكس مي شوند اين مساله هم صادق است و برخي رويدادها، حكم حريم شكني در مقولات فوق و سمبل تخالف با مسائل مهم و حياتي فوق را به خود نهادهايي مي گيرند همچون قواي قضايي كشور كه داوري در باب رفتارهاي قانوني و ضدقانوني را عهده دارند و حقوق آحاد جامعه و نهادهاي موجود در پرتو احكام ايشان حفظ و يا نقض مي شود، همواره مهمترين و برجسته ترين ركن قانون از منظر افكار عمومي بوده و نقش كليدي در گسترش قانونمداري و تربيت شهروندان در نظامي قانونمند و مدني را عهده دار هستند. طبعا نيروهاي ضابط و متصل به اين نهاد نيز همين وضع را دارند و اگر انتظام امور به دست ايشان در راستاي تحقق اهداف مدني و تقويت روح قانونمداري باشد، هم دايره اعتماد و اميد در ميان شهروندان گسترش مي يابد و هم مجموعه قواي ديگر و نهادهاي موجود، قابليت برنامه ريزي درازمدت براي فعاليتهاي اساسي را مي يابند و اعتماد به نفس و سلامت لازم براي گامهاي بلند در آنها ايجاد مي شود. از سوي ديگر، هراس از نظارت قضايي و روح عدالت كه هر آن مي تواند متخلفان را به كيفر اعمال خويش مجازات كند و حريم جامعه را از آلودگيها پالوده سازد، امكاني مستمر براي پيشگيري از رشد نامطلوب تبهكاري، فساد، سوءاستفاده و قانون شكني به است همين دليل، تا زماني كه چنين اطميناني در امر قضا و نيز امنيت انتظامي در سطح كشور فراگير نشده وبه عنوان ملكه ذهني شهروندان مورد احترام قرار نگرفته است، امكان تحقق قانونمداري و نظام مدني، امري دشوار و مستبعد خواهد بود. براي درك بهتر موضوع، دو مثال جالب در سالهاي اخير، مي توان موضوع مقايسه و مقارنه اي اجتماعي قرار گيرد. شايد اگر مطالعه اي جدي در واكنش افكار عمومي و تاثير اجتماعي اين دو رخداد صورت پذيرد، ابعاد آن بهتر قابل ارزيابي و تحليل باشد. معهذا در اينجا به اجمال و به عنوان نظرگاهي غيرتخصصي، نيم نگاهي به اين دو رخداد و تبعات اجتماعي آن در افكار عمومي شهروندان مي اندازيم. عمليات گسترده، سريع و دقيق نيروي انتظامي در پاكسازي و امحاء منطقه خاك سفيد در شرق تهران، يكي از موضوعات مورد توجه و علاقه اغلب مردم در طول روزهاي اخير بوده است. اين به عمليات، لحاظ اهداف، برنامه ريزي و نتايج، در همان روزهاي اول، چنان توفيقي داشت كه اغلب مردم، دهان به دهان در باب آن اظهارنظر كرده و آن را ستودند. ظاهرا هماهنگي نيروهاي انتظامي، شهرداري، نيروهاي اطلاعاتي، وزارت كشور و... همراه با مطالعات و تحقيقات محسوس و غيرمحسوس اما بسيار دقيق، امكان برنامه ريزي براي عمليات را ميسر ساخته و استفاده از نيروهاي كافي و كارآزموده سبب شد تا با كمترين درگيري و هزينه و ضايعات، سريعترين و مطلوبترين نتايج حاصل آيد. مردم درباره اين قضيه سه نوع اظهارنظر و يك نوع داوري و قضاوت داشته اند. نخست اينكه آن رامحصول عزم نظام براي مقابله با فساد وريشه كن ساختن موادمخدر و تبهكاري و فحشاء و... مي دانند. دوم اينكه قدرت و كارآيي نيروهاي مسئول، بويژه نيروي انتظامي را مثبت و بسيار موثر قلمداد كردند و سوم اينكه احترام و برنامه ريزي نيروهاي عملياتي را در مقابل شهرونداني كه محبوس فضاي آلوده در آن محيط بودند، حمل بر توجه نظام و نيروي انتظامي به شهروندان ورسالت دفاع از حريم امنيت جاني و مالي ايشان دانستند. اما افزون براين قضاوتهاي سه گانه، يك داوري مشترك در همه اين نظرگاهها و اظهارات قابل توجه بود; اينكه بايداز اين عمليات حمايت كرد واگر نيروي انتظامي اين اقدامات را تداوم بخشد، بخشهايي از مسائل و مشكلات و فسادهاي گريبانگير مردم رفع خواهد شد و لذا هم قابل تقدير وهم مايه اميد براي همه مردم است. از سوي ديگر، بسياري از كساني كه در باب اين موضوع اظهار نظر مي كردند، عطف توجه خود را به مقايسه اين عمليات، با عملكردي ديگر در سالهاي قبل قرار مي دادند. آنها معتقد بودند كه در مقابل اين عمليات سنجيده و برنامه هاي متعالي واهداف اصولي آن، هنگامي كه نيروهاي آموزش نديده، احيانا خودسر ودر عين حال بي توجه به حقوق شهروندان، دست خود را براي عمل باز مي بينند، موجب بروز مصائبي بزرگ وخساراتي عظيم شده وروح اعتماد و امنيت را زايل مي سازند. براي مثال در 18تير 1378 واقعه هنگامي كه نيروهاي انتظامي به كوي دانشگاه تهران يورش بردند، علاوه بر شكستن حريم امن گروهي از فرزندان اين كشور، ضربه اي مهلك به اعتبار نيروهاي ضابط نظم و امنيت وارد ساختند. دركنار اين نيروها، حضور عناصري غيرمسئول و فرصت طلبكه بعدها از آنها به عنوان لباس شخصي ها نام برده شد، همراه با هدم امكانات و دارايي هاي خصوصي و ضرب و شتم بسياري از دانشجويان غير مسلح وبي گناه، وضعيتي اسف انگيز را رقم زد كه از صدر رهبري تا توده مردم آن را يك فاجعه وضايعه ملي تلقي كردند. واكنش عيني و فيزيكي مردم نيز - افزون بر ذهنيات ايشان - در مورد حوادث فوق الذكر بسيار قابل تامل است. در جايي مردم طومار مي نويسند و به صورت خودجوش گردهم مي آيند تا نيروهاي انتظامي كشورشان را ترغيب و تشويق كنند. به آنهاگل مي دهند وچاي وشيريني توزيع مي كنند تا سهمي در زدودن خستگي از تن خادمان خود داشته باشند وبه صورت نمادين به آنها بگويند كه دوستشان دارند و مورد وثوق واعتماد جامعه و عزيز مردم اند اما در سوي ديگر باز هم طومار مي نويسند و گردمي آيند تا از فرزندانشان در مقابل خشونت و سلاح و زخم و تعرض جلوگيري نمايند. خشمگين مي شوند و حفظ امنيت را خود تقبل مي كنند و به صورت سمبليك، با اعتراض خود، از رفع مسئوليت و خودسري ها و بي قانونيهاي مدعيان قانون، به وجدان جامعه شكايت مي برند. از هر سو صداي اعتراض بلند مي شود و در سراسر اين كشور بزرگ و كهنسال مردماني صبور و قدرشناس، به ستوه مي آيند و همراه با رهبري، از ظلمي كه در نيم شبي ناملايم بر حريم خصوصي گزيده ترين فرزندان ملت مي رود، ابراز ناراحتي و اندوه مي كنند جامعه، هميشه داوريهاي نغز مي كند و قدرت قضاوت آن چنان است كه بهيچوجه براي مدتي طولاني بر امري نادرست پاي نمي فشارد. اگر گاهي موج احساسات سبب جانبداري يا مخالفت با امري نادرست را هم سبب شود، اين مربوط به كل جامعه نيست و اجماع عمومي در درازمدت خطا نمي كند و اكنون پس از گذر ساليان، هنوز در باره آن فاجعه، مردم همان نظر را دارند، كمااينكه در مورد ماجراي اخير نيز چنان حمايت و اشتياقي از همه طبقات مختلف مردم، به ويژه ساكنان شرق تهران ظهور كرد كه جاي هيچ بحثي در ارج و اعتبار آن نگذاشت. اين يك نكته، اما حقيقت آن است كه كارهاي مقطعي و يكباره، هرچند مثبت و درخشان، اگر با تداوم و تكامل همراه نباشد، مي تواند جاي خود را به ذهنيتي منفي بدهد. علاوه براين، همراه با برنامه هاي عيني و اجتماعي مي بايد فعاليتهاي بنيادي و اساسي نيز صورت گيرد. امروزه مسئله مواد مخدر و تبهكاري سازمان يافته به معضلي جدي و فراگير در تهران و همه شهرهاي ايران بدل شده و به دليل خلاها و بي توجهي هاي سالهاي ماضي، به تدريج بخش وسيعي از امكانات انساني و مادي و فرصتهاي اجتماعي را از جامعه ما سلب كرده است. در واقع، ظهور و گسترش محله اي كه همچون دانشگاه تبهكاري و فساد و تباهي عمل مي كرد و توصيف آن هر انسان خردمندي را دچاردرد و انفعال مي نمود، خود دليلي واضح بر اشكالات و نارساييهاي عميق اجتماعي است. نارساييهايي كه در درجه اول به ضعف تربيت، پرورش فرهنگي، فقدان امكانات و بالاخره سوداگري بي ضابطه و ناامني اقتصادي و هزار مرض ديگر، از جمله ناامني سياسي و نبود آزادي قانونمند و اعتقاد به روح قانون، كه اساس بي اعتمادي و نفاق اجتماعي است باز مي گردد و طبقه نفوذمند و گروههاي مرجع كه واسط و توجيه گر افكار عمومي و پرورش دهنده ايشان در جهت وفاق يا آشوب هستند، دچار حيرت و به تدريج شقاق و نگرش منتقدانه مي شوند و با ادامه چنين روندي، ممكن است به تعارض و مبارزه كشيده شوند. اما اين اتفاق فقط در صورتي ممكن خواهد شد كه ياس و نااميدي گسترش يابد و نظام سياسي، آنچنان از انعطاف تهي شود كه هيچ راهكاري براي اصلاح و تغيير فراراه جامعه و گرايشات تحول طلب بازنگشايد. چنين وضعيتي البته هزينه ها و درهم پاشي وسيعي به جاي مي نهد و هر دو طرف زيانهاي بزرگي متحمل مي شوند. بردوباخت وجود ندارد و صرفا هزينه فرصتي گزاف از كف خواهد رفت و بحران مشروعيت در سطح حاكمان و بحران هويت و امنيت در سطح جامعه پديد خواهد آمد. هيچكس جز اذهان آشوبطلب و نابخرداني كه بويي از عشق به ميهن و مردم نبرده و يا سوداگران و قدرت طلباني كه منافع ملي را قرباني مطامع خويش مي سازند، طالب چنين وضعيتي نيست. دولت خاتمي، نقطه اتصال روح تحول خواه جامعه و خردمندان قوم در كشور با جريان خردمند و مدافع منافع ملي در حاكميت سياسي ايران است و در واقع توافق و اجماع ملي براي اعتلاي ايران محسوب مي شود. اگر كساني در اين روند خلل ايجاد كرده و با موانع دائمي و متسلسل، سعي در كم اثر ساختن آن دارند، البته هيچ نسبتي با اين مجموعه موافق با منافع ملي ندارند و بايد منافع اقتصادي و اغراض سياسي ايشان در جهت خلاف مصالح ايران اسلامي دريافته و بازگفته شود. چيزي كه البته افكار عمومي از آن بي اطلاع نيست. خدشه دار كردن امنيت اجتماعي و ابهام در نقش نيروهاي انتظامي و قضايي، يكي از همين روشهاي مقابله با عزم ملي براي اصلاحات و قانونگرايي است. در واقع ناكارآمد ساختن قانون به وسيله ابزارها و نمادهاي قانون در كشور، به نحوي كه اميدها كم رنگ، برنامه ها بي اثر و زمان و مهلت ضروري - به اصطلاح فرجه افكار عمومي - از ميان برود و مجددا تفكر اقتدارگرا بتواند با تظاهربه غيرت و تعصب و برخي دستاويزهاي كوچك مقطعي، آب رفته را به جوي بازگرداند. به هرحال، آنچه در جامعه رخ مي دهد، بخشي از تاريخ افواهي و داوري وجدان عمومي را شكل مي دهد. نتيجه مترتب بر اين قضايا مي تواند محدود و يا گسترده و پايدار باشد. در مورد عزم نيروهاي مسئول، به ويژه نيروي انتظامي، در مقابله با فساد، اعتياد، قاچاق، تبهكاري و.. با اقدام مطلوب و ستايش انگيز اخير هيچ شكي وجود ندارد، اما بايد متداوم باشد و با راهكارهاي عميق و بنيادين همراه شود. شرق تهران، بيش از هر نقطه ديگر حساس و آسيبپذيرشده و نيازمند توجهي خاص است. البته ساير نواحي تهران و همه ايران از اين مساله مستثني نيستند، اما رجوع به اين منطقه، ناهنجاريهاي ساختاري و فقدان امكانات و ناهمگوني محله ها و طبقات اجتماعي را بيشتر نمايان مي سازد. مثالي بزنم: اگر كسي از مبدا در دشت تهرانپارس سفري نسبتا طولاني را آغاز كند و به سمت شرقي ترين نقطه تهران - احتمالاشهرك حكيميه - برود، از اين مسيرها و محله ها عبور مي كند: خيابانهاي فرجام، فلكه هاي چهارگانه تهرانپارس، سپس بلوار پروين و خيابان استخر - در جنب قنات كوثر و سراج و... و بالاخره بلوار جشنواره و محله رهبر و خاك سفيد و تپه و جزيره و... تا شهرك حكيميه و... كه در حول و حوش همه اين مناطق و محله ها دهها محله و خيابان كوچك و بزرگ ديگر وجود بجز دارد فرهنگسراي اشراق، كه امكاناتي ويژه و محدود در دارد، اين منطقه مكان تفريحي و پژوهشي قابل توجهي به چشم نمي خورد. توجه كنيد; در مناطق شلوغ و پرتراكم مذكور صدها هزار تن از شهروندان ما و ساكنان تهران زندگي مي كنند، بخش اندكي نسبتا مرفه و مابقي طبقات متوسط و اغلب فقير جامعه را تشكيل مي دهند. جامعه سني همه اين مناطق، بسيار جوان است و يك گشت وگذار بدوي براين واقعيت صحه مي گذارد. شگفت انگيز است كه حتي يك سينما، يك ورزشگاه يا محلي براي اوقات فراغت سالم اين توده عظيم وجود ندارد. جز دو سه كتابخانه بسيار كوچك و بي بضاعت، اثري از كتاب نيست و عجيبتر آنكه تعداد كتابفروشيهاي اين منطقه - كه غالبا نوار و لوازم التحرير مي فروشند - به عدد انگشتان دست نمي رسد. در چنين دهها اوضاعي، هزار خانوار شهري چگونه بايد براي فرزندان خود استدلال كنند كه ولگردي نكنند، جذب دوستان ناباب نشوند و يا به وسوسه هوسراني و اعتياد و غيره دچار نگردند و يا با روابط ناسالم و نامشروع تخريب؟ نشوند مگر فرياد وا اسفاهاي برخي افراد از روابط ناسالم و مثلا طرز لباس پوشيدن برخي جوانان و.. به آسمان نرفته است. طي تمام سالياني كه كساني را به جرم نوع لباس و مهمانيها و خيابانگردي و احيانا روابط ناسالم مورد بازجويي قرار مي داده اند، آيا كسي انديشيده است كه بالاخره اين انسانها در ايام جواني و نوجواني خود، با اين فرصت طولاني فراغتي، به كجا بايد رجوع؟ كنند چه كسي اينها را محترمانه مخاطب قرار داده و به تربيت ايشان اهتمام؟ كرده چه كساني با طرح مسائل فرسوده و نامتناسب با نيازهاي معاصر، جوانان را منفعل و آنان را به سوي راههاي ديگر سوق؟ دادند البته كسي پاسخگوي اين مسائل نيست و همه خود را خدمتگزار و صحيح العمل مي دانند، اما وجدان و افكار عمومي، مسئوليت را برعهده آنان كه مسئول بوده اند مي گذارد و با گذر از جنبش اصلاحي، راه تازه اي را براي حل معضلات اجتماعي، فرهنگي و سياسي باز مي گشايد. راهي بي بازگشت براي اعتلاي ايران و ملت بزرگ و شريفي كه متناسب با شان خود، بهره لازم را نگرفته اند. مسعود رضوي