Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791220-50980S1

Date of Document: 2001-03-11

رشد جمعيت و خطر كمبود آب در جهان سطح سفره هاي آب زيرزميني پيوسته در حال سقوط است در زماني كه پيامدهاي ناشي از خشكسالي كشورهاي اتيوپي و افغانستان درصدر اخبار روز قرار دارد انسان به راحتي اين نكته را فراموش مي كند كه چندان كه تقاضاي آب در بسياري ازكشورها از ميزان عرضه فراتر مي رودكمبود آب شديدتري در حال ظهور است. اكنون سفره هاي آب زيرزميني در تمام قاره ها پيوسته سقوط مي كند و به موازات پايين رفتن سفره هاي آب زيرزميني و خشك شدن چاه ها عملا تعدادي از كشورها اكنون با كمبودشديد و جدي آب روبه رو شده اند. ما در جهاني زندگي مي كنيم كه با مشكل آب روبه روست، مشكلي كه پيوسته به ميليون 80موازات آنكه نفري كه هر ساله بر جمعيت جهان افزوده مي شودفشار بر منابع كره خاكي را افزايش مي دهند تشديد مي شود. متاسفانه تقريبا ميليارد 3تمام نفري كه پيش بيني مي شود ظرف نيم قرن آينده بر جمعيت جهان افزوده شود در كشورهايي متولد خواهند شد كه هم اكنون نيز با كمبود شديد آب روبه رو هستند. هم اكنون نيز بسياري از مردم اين كشورهاآب كافي براي آشاميدن و برآورده كردن نيازهاي بهداشتي خود و توليدغذا در اختيارندارند. پيش بيني مي شود كه تا 2050ميلادي 519 سال ميليون نفر بر جمعيت هند و 211 ميليون نفر بر جمعيت چين افزوده شود. طبق پيش بيني ها جمعيت پاكستان 200 ميليون نفرافزايش خواهد يافت و از 151 ميليون نفر كنوني به 348 ميليون نفر خواهد جمعيت رسيد مصر ايران ومكزيك تا بيش 2050سال از 50 درصد افزايش خواهد در يافت اين كشورها و ساير كشورهاي دچار كمبودآب رشد جمعيت پيوسته ميليون ها نفر از مردم را به فقر و كمبود آب دچار مي كند، فقري كه گريز از آن دشوار است. حتي امروز كه جمعيت جهان 6 ميليارد نفر است دنيا با كمبود عظيم آب روبه روست. ساندرا پاستل مولف كتاب ستون شن با استفاده از داده ها و اطلاعات مربوط به پمپاژ بيش از حد آب در چين، هند، عربستان سعودي و شمال آفريقا ميزان تهي شدن سالانه آبخوان ها را حدود 160 ميليارد مترمكعب يا 160 ميليارد تن محاسبه كرده است. از آنجايي كه توليد هر تن غلات تقريبا به 1000 تن آب نياز دارد اين كمبود آب 160 ميليارد تني معادل 160 ميليون تن غله يعني نيمي از غله توليدي آمريكا در سال است و با توجه به اين كه ميانگين مصرف غله سالانه جهان 300 كيلوگرم يا حدود يك سوم تن در سال است اين مقدار غله مي تواند 480 ميليون نفر را تغذيه كند. به عبارت ديگر 480 ميليون نفر از جمعيت 6 ميلياردي جهان هم اكنون با غله اي تغذيه مي شوند كه براساس استفاده ناپايدار آب به دست مي آيد. بهره برداري بيش از حد از آب پديده جديدي است كه تنها ظرف نيم قرن گذشته رواج پيدا كرده است، تنها از زماني كه موتورهاي ديزلي و برقي نيرومند رواج پيدا كرد ما اين امكان را پيدا كرديم كه آب زير زميني را سريع تر از ظرفيت احياي آن توسططبيعت بيرون بكشيم. حدود 70 درصد از آب مصرفي جهان چه آبي كه از طريق انحراف رودخانه ها به دست مي آيد و چه آبي كه از آبهاي زيرزميني تلمبه مي شود صرف آبياري زمين هاي كشاورزي مي شود. حدود 20 درصد اين آب صرف صنعت مي شود و 10 درصد آن به مصارف مسكوني مي رسد. در رقابت شديد و فزاينده بين اين سه بخش بر سر آب تقريبا هميشه بازنده اصلي بخش كشاورزي است تن 10000 آبي كه مثلا در هندوستان صرف توليد يك تن غله به ارزش 200 دلار مي شود مي تواند براي گسترش صنعت به كار رود و سالي 10000 دلار يعني 50 برابر بازدهي داشته باشد. اين نسبت نشان مي دهد كه چرا در غرب آمريكا فروش حق آب كشاورزان به شهرها اتفاقي است كه هر روزه روي مي دهد. افزون بر رشد جمعيت، شهرنشيني و صنعتي شدن پيوسته تقاضا براي آب را افزايش هنگامي مي دهد كه كشاورزان جهان سوم كه به طور سنتي به چاه آب دهكده خود متكي بودند به شهر نقل مكان مي كنند و در آپارتمان هاي مرتفعي كه لوله كشي داخلي دارد ساكن مي شوند، مصرف آب مسكوني آنها مي تواند به راحتي سه برابر شود. صنعتي شدن نيز بيش از شهرنشيني مصرف آب را افزايش مي دهد. افزايش رفاه نيز به خودي خود تقاضاي اضافي براي آب ايجاد مي كند. چندان كه مردم از زنجيره غذايي بالا مي روند و مقدار بيشتري گوشت گاو، خوك، مرغ، تخم مرغ و محصولات لبني مصرف مي كنند در واقع غله بيشتري مصرف مي كنند. رژيم غذايي آمريكاييان كه عمدتا از محصولات دامي ساخته شده مستلزم مصرف 800 كيلوگرم غله به ازاي هر نفر است در حالي كه رژيم غذايي هندوستان كه عمدتا از يك ماده نشاسته اي مانند برنج ساخته شده است تنها 200 كيلوگرم غله در سال به ازاي هر نفر نياز دارد. وقتي كسي چهار برابر كسي ديگر غله مصرف مي كند به اين معناست كه چهار برابر او نيز آب مصرف مي كند. كمبود آب كه زماني پديده اي محلي بود اكنون از طريق تجارت جهاني غله از مرزها عبور مي كند. سريع الرشدترين بازار غله جهان شمال آفريقا و خاورميانه است يعني منطقه اي كه مراكش، الجزاير، تونس، ليبي، مصر و تمام خاورميانه تا ايران را در برمي گيرد. عملا تمام كشورهاي اين منطقه به طور هم زمان با كمبود آب و رشد سريع جمعيت روبه رو هستند. چندان كه تقاضاي آب در شهرها و مناطق صنعتي اين منطقه افزايش مي يابد، اين نياز روزافزون ازطريق بيرون كشيدن آب از بخش كشاورزي تامين مي شود و سپس كمبودي كه در توليد غذا ايجاد مي شود از طريق واردات غله از خارج جبران مي شود. از آنجايي كه هر يك تن غله نماينده هزار تن آب است اين تجارت به موثرترين راه واردات آب تبديل شده است. در سال 1999 ايران 7 ميليون تن گندم وارد كرد و ژاپن را پشت سر گذاشت و به اولين واردكننده گندم جهان تبديل شد. پيش بيني مي شود كه امسال مصر نيز بر ژاپن پيشي گيرد. ايران و مصر هر يك كمتر از 70 ميليون نفر جمعيت دارند. جمعيت هر دوي اين كشورها قريب يك ميليون نفر در سال افزايش مي يابد و هر دوي آنها به محدوديت هاي شديدي در زمينه منابع آب برخورد كرده اند. در سال 2000 ميلادي آبي كه براي توليد غله و ساير مواد غذايي وارداتي به منطقه شمال آفريقا و خاورميانه لازم بود تقريبا معادل جريان سالانه آب رودخانه نيل بوده است. به عبارت ديگر اين كشورها براي جبران كمبود آب خود سالانه معادل آب رودخانه نيل را از طريق واردات غله به كشور خود وارد مي كنند. اكنون غالبا گفته مي شود كه در اين منطقه جنگ هاي آينده عمدتا بر سر آب خواهد بود نه نفت. شايد چنين باشد، اما با توجه به مشكل پيروز شدن در جنگ بر سر آب احتمال بيشتر آن است كه رقابت بر سر آب در بازار جهاني غله متمركز شود. كشورهايي كه در اين رقابت پيروز خواهند شد طبيعتا كشورهايي خواهند بود كه از نظر مالي قويترند نه كشورهايي كه از نظر نظامي قويترند. كمبود آب جهان پيوسته هر ساله شديدتر مي شود و اين امر مهار آن را بالقوه مشكل تر مي كند. اگر ما تصميم مي گرفتيم كه به طور فوري سطح سفره هاي آب زيرزميني را از راه كاهش پمپاژ آب تثبيت كنيم ميزان توليد غله جهان حدودميليون 160 تن يا 8 درصد كاهش مي يافت و قيمت غلات به شدت بالا مي رفت و اگر اين كمبود همچنان بيشتر شود سطح تطابق نهايي از اين نيز بيشتر خواهد بود. اگر دولت هاي كشورهايي كه دچار كمبود آب هستند به سرعت براي تثبيت جمعيت و افزايش كارآيي آب اقدام به نكنند، زودي كمبود آب آنها به كمبود غذا تبديل خواهدشد. خطري كه وجود دارد آن است كه با افزايش تعداد كشورهاي دچار كمبود آب از جمله كشورهاي غول پيكري مانند چين و هند ممكن است نياز به غله چنان افزايش يابد كه غله مازاد صادراتي كشورهايي كه اضافه توليد دارند مانند ايالات متحده، كانادا و استراليا، ديگر پاسخگوي آن نباشد. اين امر نيز به نوبه خود مي تواند بازار جهاني غله را بي ثبات كند. خطرديگر تاخير در برخورد با مشكل كمبود آب آن است كه برخي از كشورهاي كم درآمدي كه دچار كمبود آب هستند ديگر قادر نخواهند بود غله مورد نياز خود را وارد كنند و در نتيجه ميليون ها نفر از مردم آنها در دام كمبود آب، تشنگي و گرسنگي غيرقابل گريز اسير خواهند شد. گرچه هنوز امكانات محدودي براي توسعه منابع آبي جديد وجود دارد اما بازگرداندن تعادل بين مصرف آب و عرضه پايدار آن عمدتا به ابتكاراتي در زمينه كاهش و محدود كردن تقاضا مانند تثبيت جمعيت و افزايش بهره وري آب منوط است. دولت ها ديگر نمي توانند مساله سياست جمعيتي خود را از مساله كمبود آب جدا كنند و همان طور كه جهان در حدود نيم قرن پيش و زماني كه توسعه زمين هاي كشاورزي به آخر رسيد به فكر افزايش باروري زمين افتاد اكنون نيز، تمام كشورهاي جهان بايد به فكر افزايش كارآيي آب باشند. اولين قدم براي رسيدن به اين هدف عبارت است از: حذف يارانه هاي آب كه موجب كاهش بهره وري مصرف آب مي شود. دومين گام آن است كه قيمت آب افزايش يابد تا هزينه هاي واقعي آن را بازتاب دهد. روي آوردن به فناوري هايي كه بهره وري آب آنها بالاست و آن محصولات كشاورزي كه كارآيي آب بيشتري دارد و اشكالي از پروتئين حيواني كه با بهره وري آب بيشتري توليد مي شود، قابليت عظيمي براي افزايش بهره وري آب ايجاد مي كند. اين تغيير جهت در صورتي كه قيمت آب هر چه بيشتر به ارزش واقعي آن نزديك باشد بسيار سريع تر صورت خواهد گرفت. نوشته: لستر. آر. براون برگردان: دكتر حميد طراوتي