Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791218-50968S1

Date of Document: 2001-03-09

هيچ فرهنگي زنده نيست! به انگيزه انتشار فرهنگ معاصر عربي - فارسي به نگارش و پژوهش دكتر آذرتاش آذرنوش * لطفا قدري درباره پيشينه فرهنگ نويسي عربي به فارسي سخن؟ بگوييد - در زبان فارسي موضوع فرهنگ نويسي عربي به فارسي - طبيعتا بدون توجه به شكلهاي ديگر فرهنگ - سابقه اي بسيار كهن دارد. مي توان گفت از قرن پنجم هجري نياز ايرانيان به يافتن معادلهاي فارسي در مقابل واژگان و اصطلاحات عربي كه بسيار شديد شده بود، آغاز گرديد. به اين دليل بود كه احتمال مي دهيم اولين كتاب لغت عربي - فارسي در همين قرن نوشته شده باشد و باز احتمالا اين نخستين كتاب، همانا كتاب معروف بلغه از باشد آن پس تا زماني كه فرهنگ نويسي معاصر شروع شد، به تقريب مي توان گفت كه چيزي حدود صدو پنجاه فرهنگ، تدوين شده است. * برخي از پژوهشگران بر اين باورند كه فرهنگ نويس عربي - فارسي بيشتر در جهت نيازهاي قرآني و يافتن معادلهاي اين كتاب آسماني به فارسي بود. درست؟ است - اين تصور كاملا درستي نيست. از قرن پنجم كه ايرانيان در تمام زمينه هاي فرهنگ به فارسي كتاب تاليف مي كرده اند; يكي از اين زمينه ها البته زمينه هاي قرآني بود و معناي اين سخن بنده آن است كه نبايد پنداشت كه همه فرهنگهاي عربي - فارسي با اغراض قرآني تدوين شده اند. دليل اين امر در درون اين فرهنگها آشكار است زيرا تقريبا هيچكدام به واژگان قرآني اختصاص به ندارند هر حال اين فرهنگهاي كهن متاسفانه هيچكدام براي نگارش يك فرهنگ معاصر عربي به فارسي سودي ندارد زيراواژگان، واژه ها ي عربي كهنه و فراموش شده است و معادلهاي فارسي نيز به همين درد مبتلاست. * فرهنگ هانس ور تا چه ا ندازه توانسته، از اين كاستيها بركنار؟ باشد - اين ماجراي كهنه بودن كلمات قاموسها خود به تنهايي باعث شد كه نويسنده مورد نظر ما; هانس ور بكلي از آنها چشم وي بپوشد براي اينكه بتواند فرهنگي به راستي معاصر تدوين كند، ترجيح داد كه از لغت نامه هاي كهن دست بكشد و به آنچه كه در اواخر قرن نوزدهم و ابتداي قرن بيست كه زمان مولف بوده مراجعه كند. به اين ترتيب وي تمام روزنامه ها، مجلات، كتابهاي درسي، گفتارهاي راديويي، سخنرانيها، موعظه هاي ديني و هرچه كه به هر حال به شكل گفتار يا نوشتار صحيح عربي ادا مي شد، آنها را پايه كار خود نهاد و واژگان مورد نظر را از درون همين آثار بيرون دركشيد. بديهي است كه انبوهي از اين واژه ها را مي شود در قاموسهاي كهن هم يافت اما همين كه هانس ور آنها را در زبان معمول قرن نوزدهم يافته دليل بر زنده بودن آن واژگان است. * آقاي دكتر در دوران معاصر نيز واژه نامه هاي عربي - فارسي نگاشته شده اند. به نظر شما كاستيهاي اين فرهنگ ها چه بوده؟ است - نياز به فرهنگ عربي به فارسي طبعا در هر زمان احساس مي شده است. در زمان معاصر ما كه تحول بزرگي در زبان عربي رخ داده بود، اين نياز زياد شده بود... * مقصودتان چه تحولي؟ است - تحولي كه به بيداري فرهنگ شرقي از جمله عربي و ايراني انجاميد. طبيعتا در اين زمان نياز شديدي به اين گونه فرهنگها احساس شد و به اين دليل از ابتداي قرن چهاردهم با برخي فرهنگهاي كوچك وبزرگ برخورد مي كنيم. به قطع نمي گويم ولي به احتمال زياد، اولين آنها، فرهنگي بود تازي به پارسي از مرحوم فروزانفر ( )از 1319 آن پس تا زمان كنوني چيزي حدود بيست فرهنگ نوشته شده است. تقريبا همه اين فرهنگها، به گونه اي ترجمه است. مثلا يك فرهنگ كهن كه مرحوم خليلي در سال 1330 چاپ كرده ترجمه خلاصه اي از المنجد همين است كتاب المنجد باز هم دو سه بار ترجمه شد و انتشار يافت. * در مجموع به چه اشكالاتي نمونه وار مي توانيد در اين رابطه اشاره داشته؟ باشيد - در هيچ يك از فرهنگهايي كه اسم بردم و بسياري ديگر - اما نه همه - تعيين زمان نشده است. يعني شما هم واژگان شعر جاهلي عرب را داريد و هم گاه گاه كلمات معاصر را، و فرهنگي كه بتواند جوابگوي واژگان معاصر باشد، در ميان آنها اندك است. و آن اندك هم جامع و شامل نيست. مثلا كتابي كه به نام فرهنگ نوين ترجمه شده و به گمان بنده بهترين فرهنگهاست، همه واژگان معاصر خودش را دربرنمي گيرد. البته كوششهاي ديگري هم در زمينه تدوين لغت نامه هاي اختصاصي مي شود. براي نمونه كتابي كه من همراه با مرحوم دكتر شيرازي ترجمه كرديم به اصطلاحات اقتصادي، حقوقي، اداري و نظامي منحصر است و اخيرايكي دو كتاب نيز در زمينه فرهنگ رسانه ها به چاپ رسيده است اما بايد توجه داشت كه فرهنگ هانس ور، فرهنگي عمومي است و ناچار در يك علم خاص همه واژگان را دربرنمي گيرد، چون در آن مورد بايد به فرهنگ ويژه آن علم مراجعه كرد. * آقاي دكتر به هر صورت هر فرهنگ پس از يك مدت دايره شمول خود را از دست مي دهدو اگر از نو ويرايش و تصحيح و بازافزايي نشود، به كنار گذاشته مي شود. شما در اين خصوص بويژه در فرهنگ خودتان چه چاره اي؟ انديشيده ايد - هيچ فرهنگي به راستي زنده نيست زيرا در آن فاصله اي كه مولف واژگان را گردآوري مي كند و به چاپ مي رساند آنقدر واژه نو پديد مي آيد كه فرهنگ او خود به خود در موارد متعددي ديگر روزآمد نيست، اما بايد به اين نكته توجه كرد كه آن واژگاني كه در گذشته نزديك عرضه شده، بكلي نمي ميرد زيرا ما به ناچار به هر چه كه در گذشته نوشته شده، مراجعه مي كنيم و كتابها و آثار ارزشمند آن دوره را مي خوانيم، پس به هيچ وجه نمي توان واژگان دوره گذشته را به خصوص اگر به زمان ما نزديك از باشد، فرهنگ معاصر بزداييم به اين بهانه كه كهنه است. به عبارت ديگر كهنگي درجاتي بسيار متعدد به دارد، اين جهت است كه ما دوره هاي كلان را در نظر مثلا مي گيريم براي عربي، به راستي دو دوره مد نظر بوده است: يكي دوراني كه كهن است يعني از آغاز تا قرن نوزدهم و ديگري دوره اي كه اصطلاحا معاصر مي ناميم و آن قرن نوزده و بيست را دربرمي گيرد. به هر حال بايد پذيرفت كه كتاب هانس ور چون در سال هزار و نهصد و شصت و دو چاپ شده، بناچار كمبودهايي بس فراوان هر دارد چند كه مي توان گفت، كتاب، براي دوره خود، كتابي جامع و شامل بوده است. بديهي است كه اين نقص از نظر ما پنهان نمانده ما است هنگام برگرداندن كتاب به فارسي از انبوهي لغت نامه هاي معاصر به زبانهاي عربي - فارسي، عربي - انگليسي و عربي - فرانسه استفاده كرده ايم، و همه واژگان، هانس ور را با آنها سنجيده ايم و سرانجام توانستيم، چيزي حدود پنج تا هفت هزار كلمه و اصطلاح به آن بيفزاييم. با اين همه هيچگاه ادعاي كمال نمي كنيم و به كاستي ها و كمبودهاي كتاب واقفيم. به همين جهت با ناشر محترم قرار بر اين نهاده ايم كه در آينده به كمك گروهي به جمع آوري واژه هايي كه در، اين بيست ده، سال اخير رايج شده است، بپردازيم و آنها را در چاپهاي بعدي كه ان شاءالله با تصحيحات لازم انتشار خواهيم داد، اضافه كنيم. * پس در واقع اين كتاب ترجمه؟ نيست - اصلا ترجمه مشتي واژگان انگليسي كه بيشتر مترادفات است، به زبان فارسي كاري ناممكن و بيهوده است. به همين جهت، ما ساختمان علمي كتاب هانس ور و مجموعه واژگان او را اساس كار خود ساخته ايم و هرگز خود را به ترجمه مقيد نكرده ايم. * درباره شيوه كارتان بيشتر توضيح؟ دهيد - از نظر فني كوشيده ايم آن روش عالمانه اي را كه در همه قاموسهاي مهم اروپايي به كار مي گيرند، در كتاب خود مراعات كنيم. به همين جهت شيوه بيان ما براي افعال عربي مصدر است نه فعل ماضي مطلق و كوشيده ايم از ابزارهاي سجاوندي، نهايت استفاده را ببريم تا از حجم كتاب كاسته شود. با اين همه نتوانستيم از آوانويسي لاتيني كلمه هاي عربي چشم بپوشيم زيرا آوانويسي در بسياري از موارد قرائت كلمه را آسان مي كند. نكته ديگر اينكه، اگر مي خواستيم كتاب را با همان شكل و شمايل قاموسهاي معروف عربي - فارسي به چاپ برسانيم، دو جلد كتاب قطور از آب درمي آمد، كه ناچار قيمتي گران بر آن نهاده مي شد. چندان كه خريد آن بر كيسه دانشجويان بسيار سنگين مي آمد، به اين جهت ناشر خوش ذوق و باانصاف، ترجيح داد، كتاب را درقطعي بزرگ (به اندازه قطع وزيري ) و در سه ستون به چاپ رساند، تا اولا از يك جلد بيشتر نشود و در ثاني قيمت آن به حداقل (هفت هزار و پانصد تومان ) اين برسد شيوه، كتاب را ظاهري زيبا و كاملا متفاوت با ديگر فرهنگها بخشيده است. * آقاي دكتر شما چه مدت بر روي اين فرهنگ كار؟ كرده ايد - من در مقدمه كتاب به تفصيل ماجراي آغاز به كار و سرانجام رسيدن آن را شرح به داده ام طور مختصر مي توانم عرض كنم كه كار را ما در آن سالي كه به قصد انقلاب اداري - فرهنگي، دانشگاهها را تعطيل كردند، آغاز كرديم. چند حرفي از آن را آماده كردم، بقيه كار را به دست دانشجويان سپردم، به اين اميد كه بتوانم، برگه هايي را كه آن دانشجويان تدارك مي بينند، ويرايش كنم و به چاپ برسانم، اما چون اين كار بسيار دشوار از مي نمود، اقدام به چاپ آن خودداري مي كردم، حدود چهار سال پيش در اثر تشويقهاي آقاي همايي، برگه ها ناشر، را بيرون آورده، به آنها پرداختم. آنگاه دريافتم كه كار بسيار سخت تر از آن است كه مي پنداشتم. به همين جهت به چند تن از دوستان دانشمند روي آوردم تا در كار ويرايش به من كمك كنند. كمكهاي اين دوستان، آنچنان كه باز مي پنداشتم، كارساز نيافتاد. نتيجه كار آنكه ناچار شدم، خود لااقل سه بار سراسر برگه ها را خواه به صورت برگه، خواه به صورت نمونه هاي چاپي، بازبيني و اصلاح كنم. مدت سه سال شبانه روز كار كردم تا خوشبختانه كار به انجام رسيد. و اينك از همه دانش پژوهان و دانشجويان صميمانه تقاضا مي كنم كه هر چه لغزش، اشتباهات خطا، كج سليقگي چاپي، و هرگونه ناهنجاري در كتاب مي بينند، اين بنده را آگاه سازند تا ان شاالله بتوانم در چاپهاي بعدي، كتابي نسبتا پيراسته به جامعه عربي خوان ايران تقديم كنم.