Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791218-50965S1

Date of Document: 2001-03-09

چرا احساس امنيت؟ نمي كنيد مقدمه اي بر موضوع احساس امنيت از ديدگاه روانشناختي خيلي از افراد زماني كه از امنيت صحبت مي شود ابعاد عيني آن به ذهنشان خطور مي كند، مثلا امنيت يعني اينكه كشور، شهر يا خانه فرد يا افراد از تعرض و هجوم مصون باشد، يعني اينكه انسان كمتر از جانب دزد يا جاني در راه يا منزل در خطر باشد و اينكه كمتر مورد تعرض ساير افراد قرار گيرد، البته وجود اين گونه ابعاد امنيتي براي زندگي هر فردي ضروري است اما چرا با وجود اينكه در حال حاضر شايد اينگونه مواردكمتر از گذشته به چشم مي خورد، افراد احساس نگراني خاصي دارند كه حاكي از احساس عدم امنيت است. پاسخ اينجاست كه همانطور كه امروزه روشهاي تعرض فرق كرده است و كمتر در تعرض و ايجاد عدم امنيت از وسايل فيزيكي استفاده مي شود امنيت نيز در معناي عمقي تر و جامع تر آن طورديگري بايد تعريف گردد. به عنوان مثال در وابستگي اقتصادي يا فرهنگي كشوري به كشور ديگر در عين حال كه از تعرض فيزيكي و خشونت خبري نيست اما افراد آن جامعه در شرايط كامل عدم امنيت به سر مي برند. از ديدگاه روانشناختي امنيت عبارت است احساس از اعتماد، آرامش و رهائي از اضطراب و ترس در رابطه با برآورده شدن نيازهاي فرد در حال و آينده بر اساس اين تعريف مشخص مي شود كه امنيت دو ويژگي دارد اول يك احساس است پس لزومي ندارد كه وجود خارجي داشته باشد، يعني اگر فرد با وجود رفع نيازهايش در حال حاضر باز در جهت رفع نيازهاي خود در آينده احساس اضطراب داشته باشد فرد ايمني نيست و اگر فردي در حال حاضر نيازهايش مرتفع نمي شود اما اين احساس را دارد كه در آينده مي تواند آن را مرتفع كند از احساس امنيت برخوردار است. دوم اينكه اين احساس مربوط به رفع نيازهاي فرد در حال و آينده مي باشد به همين دليل اينكه فرد بتواند آينده خود را در جهت رفع نيازهاي شخصي پيش بيني كند امري ضروري براي احساس امنيت به شمار مي رود. حال به اختصار مي توان گفت امنيت يك احساس دروني و رواني است و نه يك واقعيت خارجي ثابت اگر چه اين احساس بايد بتواند در مورد نيازهاي حال فرد عينيت خارجي پيدا كند و براي ارضاي نيازهاي فرد در آينده نيز يك احساس آرامش خاطر و آسودگي فراهم كند. امنيت ر وانشناختي از سه بعد قابل بررسي است: - 1 اقتصادي - 2 اجتماعي - 3 فرهنگي از نظر اقتصادي در ساده ترين صورت مي توان گفت فرد چه مقدار مي تواند اطمينان داشته باشد بادرآمدي كه دارد و حقوقي كه دريافت مي كند نيازهاي آينده خود را رفع كند و در جهت رفع نيازهاي اساسي خود اقدام كند. در رابطه با بعد اجتماعي امنيت در، اين نكته خلاصه مي شود كه فرد در مورد داشتن شغل وپايگاه اجتماعي تا چه حد مي تواند موفقيت خود و خانواده اش را در 2 يا 3 سال آينده حدس بزند. از نظر فرهنگي مي توان گفت امنيت پاسخ به اين مسئله است كه فرد با داشتن فلان روش زندگي، آداب اجتماعي و طرز فكر چقدر مي تواند در جامعه محترم، مستقل و تحت حمايت اجتماعي باشد. اينها مسائلي هستند كه خودآگاه يا ناخودآگاه فرد از خود مي پرسد، بنابراين باتوجه به ابعاد فوق براي اينكه مشخص شود چه كسي داراي امنيت مي باشد و چه كسي احساس عدم ايمني مي كند، هر فردي مي تواند سه سوال از خود بكند- 1 آيا من با داشتن اين مقدار حقوق و درآمد مي توانم نيازهاي منطقي خود را در آينده اي محدود مثلا ماه آينده برآورده كنم - 20 آيا من با داشتن چنين شغل و پايگاهي (اگر داشته باشد ) مي توانم موفقيت شغلي خود و پايگاه اجتماعي خود و خانواده ام را در آينده اي محدود ( سال 5 آينده ) پيش بيني كنم - 3 آيا من با داشتن چنين طرز فكر و برخورداري از آداب اجتماعي ويژه مي توانم ميزان احترام، حمايت و استقلالي كه از جامعه دريافت مي كنم را پيش بيني كنم. جواب به اين سوالات به سه صورت امكان پذير است - 1 عدم توانايي پيش بيني - 2 پيش بيني منفي - 3 پيش بيني مثبت بطور خلاصه دو صورت از سه صورت پاسخ فوق به اضطراب و نگراني (اپيدمي جامعه ) ختم مي شود و تنها يك صورت آن مي تواند آرامش خاطر ايجاد كند و آن پيش بيني به طريق مثبت مي باشد. ذكر اين نكته ضروري است كه براي اطمينان از پيش بيني مثبت بايد يك سري ملاكهاي كم تغيير و مستقل ازموقعيت، حاكم باشد تا چنين امري امكان پذير شود. اما آيا ضرورت دارد كه در تمام جهات احساس امنيت حاكم شود مثلا آيا افراد همواره بايد اطمينان خاطر داشته باشند نيازمنديهاي مادي واقتصادي خود را در جامعه مي توانند مرتفع سازند و يا اينكه اطمينان داشته باشند كه بالاخره همه پيشرفت خواهند كرد و بطرف جلو خواهند رفت و احساس تعرض و تهديدي براي آنها بوجود نخواهد آمد. براساس سطح انگيزش بايد گفت همواره مقدار كمي احساس اضطراب و نگراني از رفع نيازها بايد وجود داشته باشد تا خود بتواند در موقع برخورد با موقعيتها و تهديدهاي غير منتظره به دفاع از خود بپردازد و از اينكه گاهي شكست بخورد دچار نااميدي و ياس نگردد. پس ضرورتا احساس امنيت نبايد در همه زمان براي همه افراد بطوركامل برقرار باشد، بلكه افراد بايد بدانند كه براي رسيدن به اين احساس مقداري تلاش مداوم ضروري است و بدانند كه مقدار احساس امنيتي كه فرد دارا مي باشد بستگي به مقدار تلاش وي (بصورت سالم ) براي رسيدن به آن دارد. منابع تامين كننده امنيت منابع تامين كننده امنيت دو قسم هستند: - 1 فرد - 2 اجتماع ذكر شد كه به هنگام پيش بيني آينده سه احتمال وجود دارد - 1 عدم توانايي پيش بيني آينده - 2 پيش بيني منفي - 3 پيش بيني مثبت در صورتي كه فرد نتواند آينده را پيش بيني كند، اگر اجتماعي مسير طبيعي و درست و مثبت خود را طي كند و امكانات لازم را براي پيش بيني آينده در اختيار فرد قرار داده باشد، فرد توانايي ندارد و نياز به آموزش دارد. اگر فرد براي پيش ييني آينده، با توجه به واقعيتهاي اجتماعي و توانايي و تجربياتش دست به كار مي شود اما نتيجه مثبت نمي گيرد اجتماع و ملاكهاي اجتماعي مشكل دارند. اما وضعيت امر در اجتماع ما چگونه؟ است آيا امكانات لازم را براي پيش بيني آينده در اختيار افراد قرار؟ مي دهد آيا اكثريت افراد مي توانند دست به پيش بيني آينده خود ؟ بزنند در نهايت آيا افراد از احساس امنيت برخوردار ؟ مي باشند در جامعه عده زيادي را مي بينيد كه از آنچه كه هستند رضايت ندارند از شغلي كه دارند احساس رضايت ندارند آينده را مبهم مي بينند و وقتي از آنها پرسيده مي شود برنامه آينده خود را بگوييد، خواهيد ديد كه برنامه خاصي ندارند (اين امر در جوانان مشهودتر مي باشد ) اگر چه تلاش زيادي دارند كه به اين سوال پاسخ دهند. عده زيادي در مورد اينكه چطور بايد با توانايي مالي خود نيازهاي آينده نزديك خود را مرتفع سازند سرگردانند، عده زيادي امكان تامين نيازمنديهاي اوليه تا شش ماه ديگر خود را نيز ندارند، برعكس عده اي ولع سيري ناپذيري در جمع آوري پول و سرمايه و درآمد دارند به حدي كه به يك امر رواني در آنها مبدل شده است و حال آنكه آنها يقين دارند كه مقدار كمي از درآمدشان نيازهاي اساسي آنها را مرتفع مي سازد، عده اي كم كم به اين نتيجه مي رسند كه بايد براي رسيدن به موفقيت و پيشرفت هر روشي را امتحان كرد و آن عده اي كه موفق مي شوند احساس مي كنند آنچه كه در حال حاضر هستند بايد چند سال پيش مي بودند و آنچه در آينده انتظار آن را دارند نياز امروزشان به حساب عده اي مي آيد هم در اين پيش بيني دائم با شكست مواجه مي شوند، فردي از اينكه طرز فكر غيررايجي دارد نگران است كه چطور آن را ابراز كند و نمي تواند پيش بيني كند كه با اين تئوري زندگي، چقدر مي تواند در جامعه انتظار احترام، استقلال و حمايت داشته باشد وراي همه اين موارد سرگرداني، اضطراب عمومي، عدم ثبات در گفتار و رفتار (بخصوص در جوانان ) و نيازهاي كاذب اما دست يافتني بجاي نيازهاي واقعي و حقيقي اما دست نيافتني شكل مي گيرد. اما روشهاي تامين امنيت؟ چيست - 1 در جامعه بايد ملاكهايي وجود داشته باشد كه افراد آن را بپذيرند و خود را به هنگام موفقيت و شكست با آن قياس كنند و روشهاي پيشرفت مشخص شود تا هركس بتواند براساس تلاشي كه مي كند براي موفقيت يا شكست خود دست به پيش بيني بزند. - 2 اين طرز فكر كه امنيت اقتصادي و مالي نوجوان و جوان او را سعادتمند و خوشبخت مي سازد تنها نتيجه اش پايين آمدن سطح انگيزه براي كار و مولد بودن و كسب درآمد در بزرگسالي است. - 3 آموزش به افراد در مورد اينكه براي بدست آوردن امنيت هماهنگ ساختن تلاش با ميزان توقع و نياز و توانايي خود لازم است امري ضروري است. - 4 قانونمندي يعني اين نكته كه براي رسيدن به چه مقدار از احساس امنيت در ابعاد اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي چه ميزان تلاش نياز است و مطابق با چه ملاكهايي مي باشد. عباس بيگي دانشجوي كارشناسي ارشد روانشناسي تربيتي