Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791217-50954S5

Date of Document: 2001-03-08

سبك ذوق و احساس استاد ثارالله زرين قلم از هنرمندان پيشكسوت خطاطي و نقاشي اين مرز و بوم، قريب هفتاد سال از عمر خويش را صرف آموختن وتعليم اين هنرها كرده است. اين هنرمند متولد تربت 1297 حيدريه و در خانواده اي اهل فرهنگ و هنر رشد يافته او است مي گويد: پدر و مادرم معلم بودندو پدرم در خطاطي تبحر خاصي داشتند و من از سن 13 سالگي كه به تهران عزيمت كردم، هنر خطاطي را نزد ايشان آموختم و سپس به طور پراكنده به نقاشي نيز در كنار خطاطي پرداختم. از استاداني كه درمحضرشان بهره بردم، از مرحوم محمد تقي نحوي مي توانم نام ببرم. استاد زرين قلم در زمينه تعريف هنر مي گويد: هنر از ذوق، فكر و ذهن انسان بروز مي كند. هر انساني داراي احساسات است كه منشاء آن از فكر اوست، كه از همانجا بروز و ظهور مي يابد. هنر يك منشاءفطري وذاتي دارد كه در وجود همه انسانها يافت مي شود. هر انساني طبيعتا طالب وعلاقه مند به زيبايي است و خود نيز خواهان پديدآوردن آن است كه گاه به طور جدي به سوي اين حس ناخودآگاه خود كشيده مي شود و آن را به كار مي گيرد. ولي استفاده صحيح از اين احساسات در صورتي كه با علم و عمل همراه شود، ماحصل آن زيباترين و چشم نوازترين آثار هنري خواهد بود. او در ادامه مي گويد: هنر يك مبحث فكري و ذاتي است و به نظر من سبك خاصي ندارد. بيشترين نقش را ذوق انسانها دارد. در نقاشي، در هر دوره اي افرادي مي آيند و سبكي ابداع مي كنند. ولي نقاشي به نظر من يك سبك بيشتر ندارد و آن ذوق و احساس است و بس و در مورد خطاطي نيز شيوه كار من خط نستعليق بوده كه البته در حال حاضر مساله اي كه باعث ركود اين هنر گرديده، ورود شيوه هاي خطاطي با رايانه است كه اصالت و ارزش كار هنري را از ميان برداشته است و آن روح و احساسي را كه خطاط در زمان نگارش به قلم و به خط منتقل مي كند هيچگاه در كار با رايانه نخواهيد يافت. البته از مساله تسريع در كار نمي توان غافل شد، ولي با اين حال ارزش هنري ندارد و باعث ركود در منبع درآمد هنرمندان خطاط شده است. اين هنرمند در مورد علت گمنامي برخي هنرمندان باسابقه و خلوت نشين مي گويد: به اين سوال به دوگونه مي توان پاسخ گفت; گروهي از هنرمندان به ميل و خواسته خود مايل به گمنامي و ناشناخته ماندن هستند. كه اين مثال بسيار رايج است. ولي از سوي ديگر جاي گله اي بزرگ باقي است و آن نداشتن اطلاع كافي فرهنگي و هنري در جامعه است كه بايد توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يا نهاد ديگري از اين دست كه متولي امور فرهنگي و هنري در جامعه است در اختيار مردم قرار اين گيرد مشكلي است كه نه فقط در حال حاضر بلكه در گذشته نيز به صورت حاد وجود داشته است. اگر جامعه، فرهنگي مترقي داشته باشد و ارزشي براي هنر و هنرمند قايل شود، هم خود هنر و هم هنرمند در جامعه شناخته مي شود. بنابراين تا چنين نهاد فعالي تشكيل نشود، اين حكايت همچنان باقي خواهد بود. استاد زرين قلم در پايان سخنان خود مي گويد: توصيه اي كه براي تمامي هنرمندان و هنردوستان دارم اين است كه همواره دوست بدارند و از هنر خود كمال استفاده را ببرند. معني واقعي هنر را كه همانا عشق به معبود و عشق الهي است با تمامي وجود درك كنند. هر عملي را كه با نام پروردگار و اميد به او آغاز كنند، مطمئنا به سرانجام موفقي خواهد رسيد. من نيز تعدادي تابلوي خطاطي از آيات قرآن كريم و روايات ائمه اطهار را به مساجد و اماكن مذهبي اهدا كرده ام كه اگر مورد قبول باريتعالي قرار گيرد، بعد از مرگم موجب طلب آمرزشم گرددتا روحم در اين دنيا سيراب و در آن دنيا آرامش يابد.