Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791215-50946S1

Date of Document: 2001-03-06

چگونه ياد؟ مي گيريم چرا فراموش؟ مي كنيم يكي از علتهاي علت فراموشي ما عدم امكان دسترسي به خاطرات موجود در حافظه دراز مدت است تنها وسيله اي كه انسان را به رشد و شكوفايي مي رساند يادگيري واقعيتهاي زندگي است كه با حافظه و يادآوري ارتباطي ناگسستني دارد. درواقع بدون حافظه همه كوششهاي ما در راه يادگيري تباه مي شود و قادر نخواهيم بود از آموخته خود در موقع لازم بهره مند شويم و مطالب جديد را نيز نمي توانيم بياموزيم، زيرا ارتباط با اطلاعات گذشته امكانپذير نمي شود. براي يادگيري يك مطلب حافظه مراحلي را به شرح نمودار يك طي مي كند. براي آنكه مطالب به خوبي آموخته شوند بايد محركهاي محيطي مانند صدا، نور، حرارت، فشار و غيره به وسيله اندامهاي مختلف حسي چون بينايي، شنوايي، بساوايي دريافت شوند سپس در مرحله بعدي مورد رمزگرداني قرار گيرند و در مرحله نگهداري جاي مشخصي پيدا كنند. وقتي چنين گامهايي برداشته شد، آنگاه مطالب آموخته شده در مرحله چهارم يادآوري يا بازيافت مي شوند و آنچه آموخته ايم هنگام نياز مي توانيم به خاطر آوريم يا به اصطلاح بازيابي كنيم و براساس آنها پاسخ دهيم. در نمودار دو براي اطلاعات بيشتر از فرايند يادگيري تشريح، سه نوع حافظه را كه هر كدام از آنها در اين فرايند يادگيري عمليات ويژه اي انجام مي دهند مشاهده مي كنيد. حافظه همانطور كه در نمودار دو مي بينيد به سه گونه تقسيم مي شود كه عبارتنداز- 1 حافظه حسي - 2 حافظه كوتاه مدت - 3 حافظه دراز مدت حافظه حسي نخستين مرحله خبرپردازي گنجايش است اين حافظه تقريبانامحدود است. دراين حافظه نسخه دقيقي از اطلاعات حسي ذخيره مي شود، اما مدت زمان ذخيره سازي بسيار كوتاه است و از يك ثانيه تجاوز نمي كند. برخي از صاحبنظران اعتقاد دارند براي هر يك از حواس ما يك حافظه حسي جداگانه وجود دارد. بعد از آنكه محركي وارد حافظه حسي مي شود، اگر مورد توجه يا دقت قرار گيرد خبر يا اطلاعي كه معرف آن محرك است به حافظه كوتاه مدت انتقال مي يابد. پس، براي اينكه مطلبي از حافظه حسي وارد حافظه كوتاه مدت شود بايد مورد توجه قرار گيرد. ما بسياري از اموري را كه روزانه با آنها مواجه مي شويم به حافظه نمي سپاريم، زيرابه آنها توجه نمي كنيم. بر خلاف حافظه حسي كه در آن اطلاعات دقيقا مطابق با محركات حسي ذخيره مي شوند، در حافظه كوتاه مدت اطلاعات به صورت رمز درمي آيند (رمزگرداني مي شوند )و ذخيره مي گردند، يعني آنها به قالب اشكال يا رمزهايي دراين حافظه نگهداري مي شوند. اين رمزها يا ديداري هستند يا صوتي ( شنيداري ) و يا معنايي. از ويژگيهاي مهم حافظه كوتاه مدت محدوديت گنجايش آن است. پژوهشگران گنجايش اين حافظه را- 7 2 ماده برآورد كرده اند. يعني اينكه بعضي افراد مي توانند در آن واحد جزء 5تنها خبر ( ماده ) را در حافظه كوتاه مدت خود ذخيره نمايند، در حالي كه بعضي ديگر قادر به ذخيره سازي تا 9 ماده در حافظه كوتاه مدت خود هستند از آنجا كه گنجايش حافظه كوتاه مدت محدود است، زماني كه اين گنجايش تكميل مي شود، اطلاعات قبلي بايد از آن خارج گردند، تا اطلاعات تازه اي وارد آن شوند. به اين پديده جانشيني اطلاعات گويند. بنابراين عامل مهم فراموش شدن مطالب از اين حافظه جانشين شدن مطالب جديد مي باشد اگر اطلاعاتي كه به حافظه كوتاه مدت وارد مي شوند تكرار نشوند به سرعت فراموش مي شوند اما اگر به اندازه كافي تكرار و رمزگرداني شوند به حافظه درازمدت انتقال مي يابند. حافظه دراز مدت، حفظ اطلاعات ازچند دقيقه پس از يادگيري تا تمام طول عمر شخص را شامل مي شود و براي آن هيچ محدوديتي وجود ندارد، يعني اين حافظه گنجايش تمام اطلاعات رسيده را دارد. علت فراموشي، محو شدن اطلاعات از حافظه دراز مدت نيست، بلكه اين امر به علت عدم امكان دسترسي ما به آن اطلاعات روي مي دهد. اينك به بحث پيرامون فراموشي وعلل آن مي پردازيم. فراموشي فراموشي به عدم توانايي ما در يادآوري اطلاعات از حافظه درازمدت اشاره مي كند. بسياري از اطلاعاتي را كه ما فكر مي كنيم فراموش كرده ايم، هرگز وارد حافظه بلندمدت نكرده ايم (به درستي نياموخته ايم ). اين اطلاعات پيش از ورود به حافظه درازمدت از حافظه كوتاه مدت خارج شده اند. در پاسخ به اين پرسش كه چرا ما اطلاعاتي را كه قبلا آموخته ايم فراموش مي كنيم چندين نظريه وجود دارد. جديدترين و معتبرترين اين نظريه ها نظريه مربوط به مشكلات بازيابي بر است طبق اين نظريه، تمام مطالب ياد گرفته شده براي هميشه در حافظه درازمدت باقي مي مانند و تنها علت فراموشي عدم امكان دسترسي ما به اين اطلاعات است، يعني نشانه هاي بازيابي براي يادآوري اطلاعات مورد نظر يا موجود نيستند يا كافي نيستند. مفهوم واپس زدن يا سركوب خاطرات كه در نظريه روانكاوي شهرت يافته است به ناتواني انسان در يادآوري رويدادهاي ناخوشايند يا امور وابسته به آنها اشاره مي كند. به اين فراموشي اغلب فراموشي هيجاني مي گويند، كه آنرا يكي از دلايل فراموشي اطلاعات از حافظه درازمدت مي دانند. واپس زدن اطلاعات را مي توان به عنوان مشكل بازيابي نيز به حساب بر آورد طبق اين نظر، به دلايلي نشانه هاي لازم براي بازيابي خاطرات واپس زده در دسترس قرار ندارند. نظريه ديگري كه درباره علت فراموشي موجود است نظريه ردياد است. بر طبق اين نظريه خاطرات به تدريج بر اثر گذشت زمان محو مي گردند و در نتيجه ما بعد از مدتي كه از يادگيري يك مطلب سپري شد نخواهيم توانست آنرا به ياد آوريم. همچنين در اين نظريه گفته شده است كه خاطرات در طول زمان مرتبا تغييرشكل مي دهند تا جايي كه ديگر شناسايي آنها از ميان ساير خاطرات غيرممكن مي گردد. صاحبنظران، اخيرا در رد اين نظريه و توجيه علل فراموشي، مفهوم بازيابي را مطرح كرده اند و معتقدند كه هيچ چيز به خودي خود و بر اثر مرور زمان از حافظه درازمدت محو نمي شود و علت فراموشي ما عدم امكان دسترسي به خاطرات موجود در اين حافظه است. سومين نظريه مربوط به فراموشي نظريه تداخل نام دارد. بر طبق اين نظريه، مطالب مختلفي كه ما مي آموزيم در يكديگر تداخل ايجاد مي كنند و همين امر سبب فراموشي مي شود. يك نوع از اين تداخل با اصطلاح بازداري پس گستر معرفي شده است. در بازداري پس گستر، يادگيريهاي بعدي ما با يادگيريهاي قبلي تداخل مي كنند و سبب فراموشي مطالب قبلا آموخته شده مي شوند. مثلا وقتي شما يك شماره تلفن جديد را مي خواهيد حفظ كنيد ممكن است در شماره تلفنهاي ديگر مخصوصا شماره تلفنهايي كه مقداري شباهت هم با شماره جديد دارند اختلال ايجاد كند و باعث فراموشي شماره تلفن قبلي گردد. تداخل نوع دوم بازداري پيش گستر نام دارد. در اين نوع بازداري، يادگيريهاي قبلي مانع يادآوري مطالب جديدا ياد گرفته شده مي شوند. مثلا مي توان برعكس مورد اول را مطرح كرد كه در آن يك شماره تلفن جديد به علت به ياد آوردن شماره تلفن قبلي دچار اختلال گردد و فراموش شود. گرچه تداخل يكي از عوامل مهم در امر فراموشي به شمار مي آيد، در واقع نبايد در مورد آن مبالغه كرد. زيرا گاهي آموخته هاي گذشته موجب تسهيل يادگيريهاي جديد مي شوند. چنانكه زبان لاتين آموختن زبان، فرانسه را آسان مي كند. فقط تداخلهايي كه در مقام رقابت و معاوضه قرار مي گيرند سبب فراموشي مي شوند. به رغم شواهد فراوان حاكي از وجود تداخل، مي توان با آن مقابله كرد. راه مقابله با مشكل تداخل نظم بخشيدن به محتواي حافظه است. يعني اگر ما اطلاعات مختلف مربوط به يك موضوع را سازمان دهيم و بر طبق يك روال منطقي آنرا مرتب و منظم كنيم از مشكل تداخل جلوگيري خواهيم كرد. روشهاي تقويت حافظه ممكن است بارها به اين فكر افتاده باشيد كه چه كار كنيد تا حافظه شما تقويت شود و كمتر دچار فراموشي گرديد. تقويت حافظه يعني يادگيري بهتر. يعني اگر شما در يادگيري مطالب، اصول و قوانين حاكم بر يادگيري را رعايت كنيد، بهترياد خواهيدگرفت و در نتيجه احساس خواهيد كرد كه حافظه شما تقويت شده است. در كتابهاي روانشناسي، اصول حاكم بر يادگيري بهتر به شرح زير آمده است: - 1 با قصد و نيت قبلي اقدام به يادگيري اگر كنيد معلم هستيد تصميم بگيريد اسامي دانش آموزان خود را حفظ كنيد، اگر كارمند هستيد، به اين فكر باشيد كه همه را به اسم بشناسيد. همه آزمايشها نشان مي دهد كه يادگيري ارادي موثرتر از يادگيري اتفاقي است. منظور از يادگيري اتفاقي اين است كه شما بدون انگيزه و بدون نيت قبلي اقدام به يادگيري كنيد. - 2 به هنگام خواندن يك مطلب سعي كنيد تمركز داشته باشيد. اگر در كلاس حواس خود را جمع كنيد و به گفته هاي استاد يا معلم خوب گوش كنيد يادگيري شما بهتر خواهد بود. هرگز چيزي را همراه با چرت زدن يا به خواب رفتن نخوانيد. چند كار را با هم انجام ندهيد تا تمركز شما متلاشي نشود. - 3 سعي كنيد از آنچه مي خوانيد يك تصوير ذهني براي خود بسازيد. - 4 بين آموخته هاي خود ارتباط برقرار كنيد. - 5 مطالب را با فاصله زماني ياد بگيريد تا از پراكندگي دقت شما در اثر خستگي جلوگيري شود. آزمايشهاي متعدد نشان مي دهد كه يادگيري با فاصله زماني بهتر از يادگيري بدون فاصله زماني است. - 6 پس از آن كه مطلبي را ياد گرفتيد سعي كنيد در فرصتهاي مناسب آنرا براي خود تكرار كنيد. حتي اگر چند نفر با هم كار كنيد و آموخته هاي خود را به يكديگر پس بدهيد بهتر ياد خواهيد گرفت. - 7 پس از يادگيري استراحت كنيد و در صورت امكان بخوابيد تا از تداخل يادگيريها جلوگيري شود. گردآوري و نگارش: غلامعلي اسماعيلي كارشناس ارشد روانشناسي منابع: - روانشناسي پرورشي دكتر علي اكبر سيف - روانشناسي تربيتي دكتر محمد پارسا - روانشناسي عمومي دكتر حمزه گنجي