Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791213-50926S2

Date of Document: 2001-03-04

رابطه آمريكا و اتحاديه اروپا تهديد سياست خارجي انگليس * ناتو محور همكاريهاي نظامي آمريكا و انگليس بعد از جنگ جهاني بوده است، به همين دليل لندن تاكيد دارد نيروي نظامي اروپا تكميل كننده ناتوست نه تضعيف كننده آن تنش در روابط اتحاديه اروپا و دولت جديد آمريكا برسر مسائل دفاعي و تجاري، انگليس را در موقعيتي محوري و حساس قرار مي دهد، موقعيتي كه ممكن است دردسرهاي بسياري را براي كهنه سياستمداران انگليسي به همراه داشته باشد. حتي پيش از ورود جورج بوش به كاخ سفيد دولت انگليس همواره تاكيد مي كرد كه روابط ويژه لندن وواشنگتن با تغييررئيس جمهور درآمريكا تغيير نمي كند. رابين كوك وزيرخارجه انگليس در يادداشتي باعنوان اين مي تواند شروع يك روابط زيبا و دوستانه باشد نوشت: آمريكا نزديك ترين متحد انگليس و بزرگترين بازار براي صادرات ماباقي مي ماند. كوك دو هفته پيش در واشنگتن با كالين پاول وزيرخارجه جديد آمريكا ديدار كرد. هدف او از اين ديدار تضمين ادامه روابط دوستانه با واشنگتن بود. قرار است به زودي توني بلر نخست وزير انگليس در واشنگتن بابوش ديدار كند. عجله لندن براي تضمين روابط دوستانه با واشنگتن و تاكيد بر اين روابط علت دارد. مساله فقط اين نيست كه حزب حاكم كارگر در انگليس از نظر ايدئولوژيكي با بيل كلينتون و دموكرات ها در آمريكا روابط بهتري داشتند. آنچه اهميت دارد اين است كه تحولات در روابط سه جانبه ميان انگليس، اروپا و آمريكا تهديدي عمده براي سياست خارجي انگليس است. لندن نمي تواند ميان روابط نزديك با آمريكا و ارتباط دوستانه با اتحاديه اروپا به عنوان يك عضو تعيين كننده يكي را انتخاب كند. كوك تاكيد دارد كه طرح نظريه انتخاب ميان اين دو گزينه يك افسانه ضد اروپايي است. او مي گويد: اگر نفوذ خود را در اروپا از دست بدهيم روابط اقتصادي و همچنين روابط استراتژيك واشنگتن - لندن لطمه مي بيند. به عبارت ديگر، انگليس با استفاده از موقعيت خود در اتحاديه اروپا روابط خود با آمريكا را تحكيم مي كند. اما آيا مي توان اين معادله را برهم؟ زد تحولات سياسي و استراتژيك اخير دردو سوي اقيانوس اطلس سوالات زيادي را در اين مورد به وجود آورده است. تاكنون رسم براين بوده است كه آمريكا و اروپا به عنوان دو طرف برابر در زمينه اقتصادي با يكديگر همكاري داشتند اما درزمينه دفاعي، اروپايي ها با بي ميلي دنباله رو و تحت نفوذو هدايت آمريكايي ها بودند. تا اينجاي كار، انگليس مي توانست به عنوان يك كشور اروپايي وظيفه شناس درمورد بسياري از مناقشات اقتصادي ظاهر شود و برخي مواقع نيز در اين مناقشات طرف اتحاديه اروپا را بگيرد. درعين حال در زمينه مسائل دفاعي نيز وفاداري خود را به آمريكا نشان مي داد اما اصول اين معادله اكنون در حال تغيير كردن است. از يك سو اتحاديه اروپا كه سالها تنها يك بلوك تجاري به شمار مي آمداكنون در تلاش براي تبديل شدن به يك نيروي قدرتمند در صحنه ديپلماسي جهاني و وارد شدن در زمينه هاي امنيتي و دفاعي دركنار مسائل اقتصادي اين است اتحاديه مي خواهد مديريت بحران خود را تقويت كند. انتصاب خاوير سولاناديپلمات بلندپايه اسپانيايي در مقام تدوين سياست خارجي اتحاديه اروپا نشاندهنده علاقه اروپا براي تقويت جايگاه خود در عرصه ديپلماسي جهاني است. از سوي ديگر برخي از نظريه پردازان آمريكايي مي گويند منطقه آسيا و اقيانوسيه و شايد خليج فارس بيشتر از هر جايي در سالهاي آينده امنيت آمريكا راتهديد مي كند. اين لزوما به آن معني نيست كه آمريكا قصد دارد از همكاري با اروپايي ها براي دفاع از اروپادست بردارد. بلكه ممكن است اين طور تعبير شود كه مشكلات پيش روي آمريكا روزبه روزبزرگ تر و بحراني تر مي شود و آمريكايي ها فرصت زيادي براي پرداختن به مسائل جزيي ندارند. اتحاديه اروپا طرح تشكيل يك نيروي نظامي 60 هزار نفري مستقل از ناتو و آمريكا را تصويب كرده است. توني بلر ابتدا از اين طرح حمايت كرد زيرا فكر مي كرد اين كار موجب حل اختلافات آمريكا واروپا بر سر پذيرش مسئوليت هاي نظامي و دفاعي شده و همچنين موجب مي شود اتحاديه اروپا به ميزان محدودي از استقلال دست يابد. در حالي كه تعهدات انگليس نسبت به اتحاديه اروپا به دليل عدم تمايل نسبت به پيوستن به پول واحد اروپا زير سوال رفته است، حمايت ازسياست دفاعي مشترك اروپا فرصت مناسبي براي بلر بود. در حالي كه بيل كلينتون اين كار اتحاديه اروپا را بي ضرر مي دانست، دولت جديد آمريكا در اين موردترديد دونالد دارد رافرفيلد وزير دفاع آمريكا در نشست امنيتي در آلمان نسبت به طرح هاي اروپايي ها براي دستيابي به استقلال نظامي بيشترابراز نگراني كرد و گفت: هر كاري كه نفوذ و قدرت ناتو را تحت تاثير قرار دهد، اقدام مثبتي نيست. تا زماني كه اين نگراني ها برطرف نشود بلر از سوي دو قدرت رقيبيعني متحدان اروپايي و آمريكايي اش با فشار بسياري روبه رو مي شود. البته اين نگراني ها تاكنون از حد حرف و سخن فراتر نرفته است. حتي اگراروپا نيروي نظامي 60 هزار نفري خود را تشكيل دهد، اين كار موقعيت آمريكا، به رهبري ناتو را به خطرنمي اندازد. چالش جدي در روابط آمريكاو اروپا تمايل دولت بوش براي استقرار سيستم دفاع موشكي در آمريكاست. بسياري از شخصيت هاي بلندپايه اروپايي به ويژه در فرانسه و آلمان گفته اند كه اين طرح دولت بوش موجب بي ثباتي مي شود. دولت بوش قرار است از لندن براي ارتقاي كيفيت رادارهاي مستقر در يورك شاير به عنوان بخشي از طرح سيستم دفاع ضد موشكي اجازه بخواهد و اين زماني است كه بلر در شرايط دشواري قرار مي گيرد. زيرا متحدان اروپايي او، وي را براي رد اين درخواست واشنگتن تحت فشار قرار مي دهند. اما وقتي رئيس جمهور آمريكا از بلر درخواستي مي كند او مي تواند پاسخ منفي؟ بدهد اين مسائل دفاعي به حساس ترين موضوعات روابط خارجي انگليس تبديل شده است. آيا عضويت انگليس در اتحاديه اروپا كه همواره بر نزديكي اعضا تاكيد داشته است موجب تيره شدن روابط اين كشور با آمريكا؟ مي شود اين پرسشي است كه براي لندن بيشتر از واشنگتن اهميت دارد. در اتحاديه اروپا بسياري انتظار دارند يا بهتر بگوييم آرزو دارند كه از موضع يك رقيب براي آمريكا به اتخاذ سياست خارجي بپردازند. در اين شرايط موقعيت انگليس پيچيده، حساس و محوري خواهد شد. رابطه انگليس و آمريكا براي لندن رابطه اي ويژه است، در حاليكه براي واشنگتن اين رابطه مانند رابطه اي است كه با كانادا، اسرائيل، ژاپن و مكزيك دارد. علي رغم آنكه انگليس در سالهاي بعد از جنگ جهاني قدرت و موقعيت جهاني گذشته خود را از دست داد اما روابط اين كشور با آمريكا از چهار جهت، شرايط ويژه اي داشت: از همه مهمتر از جهت فرهنگي و تاريخي و بعد از نظر دفاعي كه شامل مسائل اطلاعاتي و جاسوسي، هسته اي و نظامي مي شود. اين رابطه مشكلات موجود در مورد رابطه با ناتو و طرح دفاع موشكي را پيچيده تر نزديكي مي كند روابط اطلاعاتي انگليس و آمريكا در اتحاديه اروپا ظن و گمان هايي را به وجود براي آورده مثال در ماههاي اخير پارلمان اروپا در حال بررسي اين احتمال است كه آمريكا از طريق يك سيستم ماهواره اي به جاسوسي تجاري گسترده اي دست زده است. اين ماهواره در انگليس مستقر است. يكي از اعضاي فرانسوي اتحاديه اروپا در اين مورد گفت، اين نشان مي دهد كه انگليس در واقع متحد آمريكاست نه عضو اتحاديه اروپا. جيمز وولسي رئيس سابق سيا مي گويد: اگر چه در دنياي جاسوسي نمي توان دوست واقعي پيدا كرد اما روابط آمريكا و انگليس در اين مورد بسيار بسيار نزديك اين است رابطه نزديك در مورد مسائل هسته اي نيز وجود دارد. برخورداري از امكانات محدود بازدارنده هسته اي در كنار عضويت دائم در شوراي امنيت تاكيدي است بر اين ادعاي انگليس كه اين كشور چيزي بيش از يك قدرت معمولي است. روابط نزديك در زمينه مسائل جاسوسي و سلاح هاي هسته اي به همكاري نظامي و سياسي منجر البته مي شود در قرن گذشته اين رابطه آشكار بوده است. دو كشور در جنگ خليج فارس دو متحد نظامي نزديك علي رغم بودند اختلاف در مورد چگونگي برخورد با درگيريهاي بوسني، دو كشور در اين مورد نيز با يكديگر همكاري نزديك داشتند. از زمان جنگ خليج فارس، اين دو كشور هيچ گاه از همكاري نزديك براي كنترل عراق دست برنداشتند. ناتو، محورهمكاري هاي نظامي آمريكا و انگليس بعداز جنگ هاي جهاني بوده است و به همين دليل است كه بلر مي خواهد تاكيد كند كه هدف نيروي نظامي جديد اروپا كامل كردن ناتوست نه تضعيف آن. لندن همواره تاكيد كرده است كه ناتو همچنان عمده ترين نهاد امنيتي اروپا باقي خواهد ماند و جايگاه خود را به عنوان تنها نهاد برنامه ريزي نظامي در اروپا حفظ خواهد كرد و هر زمان كه ناتو نخواست در عملياتي شركت كند اين نيرو وارد عمل مي شود. اما متحدان اروپايي انگليس با ديدگاه محدود او نسبت به نيروي نظامي اروپا موافق نيستند. رومانوپرودي رئيس كميسيون اروپا اين نيرو را ارتش اروپا خوانده است و فرانسه نيز مي گويد اين نيرو به عنوان بازوي نظامي سياست خارجي مستقل اروپا عمل مي كند. برخي از مخالفان پيوستن انگليس به يورو بر پيوستن اين كشور به پيمان تجارت آزاد آمريكاي شمالي نفتا تاكيد مي كنند البته در آمريكا هنوز اين موضوع جدي گرفته نشده است. همه اين مسائل هنوز در مرحله حرف است و موضوع وقتي جدي مي شود كه مرحله عمل آغاز شود. اگر ديدگاه كشورهايي چون فرانسه در مورد نيروي نظامي اروپا عملي شود اين آغاز مشكلات است. برخي كارشناسان روابط خارجي انگليس مي گويند: لندن در دهه 1970 وقتي به اتحاديه اروپا پيوست درواقع ميان آمريكا، اروپا و كشورهاي مشترك المنافع يكي را برگزيد. تنها بحران در روابط ميان اين كشور و اتحاديه اروپا، فعلا اختلاف بر سر روند وحدت اروپا، مي تواند در اين رابطه تغييراتي ايجاد كند. شايد تغيير قدرت در انگليس كه اكنون حزب كارگر طرفدار اروپا در آن حاكم است و به قدرت رسيدن حزب توري نيز در ساختار اين معادله تاثير بگذارد. اما اين فقط سياست انگليس نيست كه در اين ميان تاثيرگذار است بلكه آمريكا هم با اتخاذ سياست هايي مي تواند اين معادله قدرت را به نفع خود تغيير دهد. همان طور كه اشاره شد واشنگتن تاكنون درمورد پيوستن انگليس به نفتا سكوت كرده است اما ممكن است با تجديدنظر در سياست گذشته خود اين احتمال را نيز درنظر بگيرد. آمريكا بايداز وحدت سياسي اروپا نگران باشد به ويژه اگر سه عامل محقق شود: ديدگاه فرانسه در مورد تشكيل يك نيروي مستقل اروپايي تحقق يابد، جمهوريخواهان آمريكا در قدرت باقي بمانند و آن گروه از جمهوريخواهان كه نسبت به اروپا بدبين هستند قدرت بيشتري بيابند. بعيد به نظر مي رسد كه همه اين عوامل همزمان محقق شود. ممكن است انگليس به اين زودي ها مجبور به انتخاب ميان آمريكا و اتحاديه اروپا نباشد. اكنون مهمترين سياست انگليس جلوگيري از بروز سوءتفاهم ميان دو طرف و در عين حال حفظ روابط دوستانه با دو طرف است. اكونوميست