Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791213-50923S1

Date of Document: 2001-03-04

نگاهي روانشناختي به فرآيند سوگواري در كودكان در يك صبح پاييزي پدري مهربان وهمسري وفادار بعد از بوسيدن روي پسر چهار ساله خود -كه در خواب با روياهاي شيرين خود سير مي كرد -راهي ماموريت اداري شد. بعد ازظهر آن روز زنگ خانه به صدا درآمد و قاصدان خبري بسيار بسيار دردناك و غيرقابل باوررا براي من و آن پسر كوچولو آوردند، خبري كه حتي روايت آن براي قاصدان بسيار سخت بود و آن روزرا تبديل به غم انگيزترين روز زندگي ما كرد. مساله اي كه در تمام آن ايام - و حتي بعد از آن - فكر و انديشه من را به عنوان يك مادر مشغول وضعيت مي داشت، روحي و رواني پسرم مرتضي بود. از همان لحظه نخست رويارويي با اين جريان مرتضي دگرگون شد; رفتارهاي بسيار غريب و كابوسهاي پسرفتي، شبانه، سوالات بس دقيق و كنجكاوي شديد و موشكافانه ازقضيه فوت پدر. دگرگوني هاي لحظه اي در رفتار او بسيارقابل توجه بود; از انزوا تا پرخاشگري - كه بيشتر متوجه مادر بود -از گريه و فريادهاي نابجاتا بيش فعالي و خنده بي مورد و. پرنده اي كوچك و شكسته بال در قفسي كه دست تقدير براي او ساخت اسير شد و براي رهايي از آن - و درمرحله بعد براي قبول آن - بسيار تلاش كرد و مي كند و خواهد كرد. به هر حال از همان بدو مواجهه با مساله سعي نمودم بيشتر برخورد عقلاني ومنطقي با قضيه داشته باشم و بعد هر برخورداحساسي، چند آتش درونم زبانه هاي سوزان بسيار داشته و دارد. باتوجه به موقعيت شغلي و علاقه زيادي كه به مسائل روانشناسي بخصوص روانشناسي اطفال دارم با افرادي چند در زمينه چگونگي رويارويي با فرآيند سوگ در پدر پسري چهارساله مشورت كردم و عليرغم وضعيت روحي نامناسب در اين زمينه مطالعه اي مختصر داشتم. در اين ميان مقاله اي را كه توسطاستاد ارجمند جناب آقاي دكتر مرتضي خواجوي ( روانپزشك ) پيشنهاد گرديد جامع تر، ساده تر و لذا خلاصه تريافته، مبادرت به ترجمه آن نمودم كه از نظرتان مي گذرد. در ميان گذاشتن مساله با كودكان به دنبال مرگ يكي از عزيزان يكي از مشكل ترين وظايف، در ميان گذاشتن و توضيح دادن مرگ براي كودكان خانواده است. اين وظيفه موقعي اضطرابآورتر است كه والدين خود در ميان سوگ گرفتارند. از آنجا كه بيشتر افراد بالغ مشكلاتي در رويارويي با مساله مرگ دارند چنين تصور مي كنند كه بچه ها نيز نمي توانند با مساله مرگ كنار والدين بيايند ممكن است سعي كنند با جدا نگاهداشتن كودكان ديگر از بحث ها و تشريفات و مراسم سوگواري آنها را مورد حمايت قرار دهند. در نتيجه، كودكان دچار احساس اضطراب، سردرگمي و تنهايي كودكان مي شوند در شرايطي كه نياز بيشتري به كمك و حمايت اطرافيان خود دارند با يافتن پاسخهايي به سوالات خود تنها گذاشته مي شوند. تمام كودكان به نوعي تحت تاثير مسئله مرگ در خانوده قرار مي گيرند ولي كودكاني كه آنقدر كوچك هستند كه نمي توان مسئله را برايشان توضيح داد براي حفظ امنيت خود نياز به محبت افراد بيشتري دارند. بچه هاي كوچك ممكن است احساسات خود را در مورد وقوع مرگ در خانواده به زبان نياورده و در خود نگاه در دارند واقع آنها چنان در احساسات خود غوطه ورند كه به نظر مي رسد متاثر نيستند. در كودكان بيان احساسات از طريق رفتار و بازي شايع است. عليرغم توانايي يا ناتواني كودكان در بيان احساسات خود، آنها اغلب عميق تر از بالغين سوگوارند. مراحل احساسي سوگ كارشناسان مشخص كردند افرادي كه سوگوارند از چهار مرحله احساسي مهم مي گذرند: ترس، خشم، گناه و لازم افسردگي به يادآوري است هر فردي كه با مرگ روبه رو مي شود - پدربزرگ و مادربزرگ، دوستان، پزشكان، پرستاران و كودكان - اين احساسات را به درجاتي تجربه مي كند. واكنش هر فرد بزرگسال يا كودك در مقابل مرگ به طور طبيعي منحصر به فرد است. بعضي از واكنشهاي شايع عبارتند از: - 1 شوك: امكان دارد كودك وقوع مرگ را باور نكند و درست مثل اينكه اتفاقي نيافتاده است رفتار اين نمايد واكنش عادي است چرا كه تصور مرگ بسيار درهم شكننده است. - 2 علائم بدني: امكان دارد كودك شكايات مختلف از جمله سردرد يا درد معده داشته باشد و از اينكه او نيز خواهد مرد بترسد. - 3 خشم: بيشتر در رابطه با نيازهاي شخصي خود طفل است كودك نسبت به شخصي كه مرده خشمناك مي شود چرا كه احساس مي كند او همه را تنها گذاشته است يا اينكه خداوند فرد را خوب نكرده است. - 4 گناه: امكان دارد كودك تصور كند با عصبانيتي كه او نسبت به شخص مرده داشته سبب مرگ وي شده است يا اينكه كودك خود را به اين دليل كه بهتر نبوده است مسئول احساس نمايد. - 5 اضطراب و ترس: امكان دارد كودك نگران اين مساله باشد كه حالا چه كسي از او مراقبت خواهد كرد يا اينكه كودك از اينكه افراد ديگر مورد علاقه وي نيز خواهند مرد بترسد. - 6 پسرفت: امكان دارد كودك به رفتارهايي كه قبلا ترك كرده است مثلا شبادراري يا مكيدن شست، برگشت كند. - 7 افسردگي: امكان دارد كودك احساس خود را به صورت كاهش فعاليت نشان دهد و خيلي ساكت باشد. يادآوري اين نكته مهم است كه تمام واكنشهايي كه غير از موارد فوق هستند بيان هاي نرمال سوگ در كودك مي باشند. در فرايند سوگ، زمان يك فاكتور مهم است. كارشناسان گفته اند كه شش ماه بعد از يك مرگ مهم در زندگي طفل، بايد كارهاي روزمره عادي برقرار شود. اگر واكنشهاي كودك به نظر طولاني گرديد، بهره گيري از راهنمايي هاي تخصصي افرادي كه با كودكان سروكار دارند (مانند معلمان، پزشكان اطفال، روحانيون ) مي تواند مفيد باشد. توضيحاتي كه كمك كننده نيستند متاسفانه، پاسخهاي ساده اما غير واقعي فقط مي تواند احساس ترس و بلاتكليفي كودك را افزايش دهد. كودكان خيلي دقيق و تحت اللفظي هستند - اگر يك بزرگسال به او مي گويد كه پدر بزرگ چون خيلي پير و خسته بود مرد. كودك نگران مي شود كه وقتي او نيز خيلي پير شود مطمئنا خسته مي شود - چه مقدار خستگي براي مردن؟ كافيست - 1 مادر بزرگ براي هميشه در آرامش خواهد خوابيد. اين توضيح مي تواند منجر به ترس كودك از رفتن به رختخواب يا ترس از خوابيدن شود. - 2 اين خواست خداست. كودك نخواهد فهميد خدا كسي است كه فرد مورد علاقه را مي گيرد چون او آن فرد را براي خودش مي خواهد، يا چون او خيلي خوب بود خدا او را گرفت. كودك تصميم مي گيرد بد باشد تا خدا او را هم نگيرد. - 3 بابا به يك سفر طولاني رفته و تا مدتي برنمي گردد. كودك ممكن است نگران شود كه چرا بابا بدون گفتن خداحافظي رفته است. حتي كودك چنين تحليل مي كند كه بابا برنمي گردد و او احساس مي كند كاري انجام داده كه باعث رفتن بابا شده است. - 4.. جان مريض بود و به بيمارستان رفت و مرد. كودك به توضيحاتي در مورد كم يا زياد بيماري نياز خواهد داشت. در غير اين صورت، اگر طفل يا فرد ديگري كه او دوست دارد در آينده به بيمارستان برود كودك بسيار مضطرب مي شود. راههاي كمك به كودكان در تمامي شرايط، صداقت و راستگويي بهترين راه مواجهه با اطفال است. با كودك به زباني كه برايش قابل فهم است سخن بگوئيد. هميشه به ياد داشته باشيد كه بايد به كودك گوش فرا دهيد و سعي نمائيد آنچه را كه او مي گويد و نيز مهمتر از آن، آنچه را كه او نمي گويد متوجه شويد. كودكان نياز دارند احساس كنندكه مرگ يك موضوع باز است و آنها مي توانند تفكرات يا سوالاتي كه برايشان پيش مي آيد مطرح در كنند زير راههايي ذكر مي شود كه بالغين مي توانند براي كمك به كودكاني كه با مرگ يك فرد نزديك مواجه مي شوند استفاده نمايند: - 1 امكان دارد اولين نگراني طفل اين باشد بعد از اين چه كسي از من مراقبت خواهد؟ كرد - حتي الامكان جريانات عادي روزمره را حفظ كنيد. - با علاقه و اطمينان به كودك نشان دهيد كه آنهايي را كه او دوست دارد هنوز هستند و از او مراقبت خواهند كرد. - 2 كودك احتمالا سوالات زيادي خواهد داشت و نياز دارد آنها را مكرر بپرسد. - كودك را به پرسش سوالات تشويق كنيد و پاسخهاي درست و ساده كه براي او قابل فهم باشد بدهيد. سوالات تكراري به صبر و بيان مداوم و علاقه نياز دارند. - پاسخها بايد براساس نيازهايي باشد كه به نظر مي رسد طفل مي خواهد بيان كند، نه صرفا براساس كلماتي كه او استفاده مي كند. - 3 كودك رفتار متناسب با موقعيت را نمي داند. - كودك را به بيان احساساتش تشويق كنيد و در احساس خود نيز، با او شريك شويد. براي مساله چگونگي بيان احساسات فردي شما خود الگو هستيد. گريه كردن نيز مفيد است. گفتن اينكه فرد چگونه بايد يا نبايد احساس كند مفيد نيست. - اجازه دهيد طفل حمايت خود را نسبت به شما بيان كند زيرا محبت دادني و گرفتني است. - 4 امكان دارد طفل نگران باشد كه او نيز ممكن است بميرد يا به طريقي باعث مرگ شود. - با كودك در مورد علت مرگ صحبت كنيد و توضيح دهيد كه افكار قبلي او در مورد شخصي كه مرده باعث مرگ او نشده است. - به طفل اطمينان دهيد اين واقعه به معناي آن نيست كه فرد ديگر مورد علاقه او احتمالا به اين زودي مي ميرد. - 5 امكان دارد كودك دوست داشته باشد در مراسم سوگواري خانواده شركت كند. - براي كودك مراسم را توضيح دهيد و او را در تصميم اينكه او چگونه شركت كند وارد نمائيد. به خاطرداشته باشيد كه او بايد از قبل آماده شود، به او بگوئيد كه بايد انتظار چه چيزي را داشته باشد و يك بزرگسال را مراقب او بگذاريد. او را به انجام كاري كه ناراضي است مجبور نكنيد. - 6 امكان دارد كودك رفتار پسرفتي داشته باشد. - برگشت به مرحله قبلي تكامل واكنشي شايع در مقابل استرس است (به عنوان مثال، طفل شروع به مكيدن شست، يا خيس كردن رختخواب مي كند، يا حتي تا مدتي نياز به استفاده از پوشك يا شيشه دارد ).كودك را در اين مورد حمايت كنيد و به خاطر داشته باشيد كه اين پسرفت موقتي است. افراد بزرگسال مي توانند به آمادگي كودك براي مرگ افراد مهم در آينده كمك كنند، به اين ترتيب كه در رويارويي با فقدان هاي كوچك - در مرگ يك حيوان خانگي يا وقتي در يك داستان يا در تلويزيون در مورد مرگ صحبت مي شود - از طريق مشاركت در احساسات كودك به او كمك نمايند. براي كمك به كودكان در فهم مرگ و رويارويي با آن، چهار اصل كليدي مهم را به ياد داشته باشيد: مهربان باشيد، منطقي باشيد، صادق باشيد و استوار باشيد. وقتي يك فرد مورد علاقه به مي ميرد فرزندم چه بايد؟ بگويم در يك انفجار جنگي، از من خواسته شد تا راههايي را براي محافظت كودكان در مقابل غم وناراحتي آن فاجعه به والدين پيشنهاد نمايم. براي كودكان، مرگ آموزگارشان كريستامك اوليو فقدان شخصي سختي بود. كودكان سراسر آمريكا كه انفجار موشك را از طريق تلويزيون مشاهده كردند با خانواده ودانش آموزان آن معلم ابراز همدردي كردند. كودكان براي خانم معلم سوگوار شدند و سوالاتي از اين قبيل چرا پرسيدند اون؟ مرد او الان چرا كجاست او بچه هايش را تنها؟ گذاشت مگر بچه ها بد؟ بودند در پس اين سوالات خاص، سوالات عامي است كه تمامي كودكان درباره مرگ چرا دارند كسي كه من دوستش داشتم مرا تنها ؟ گذاشت آيا چون من بد؟ بودم اگر، من از كسي عصباني بشوم، اين باعث مرگ او؟ مي شودآيا، من هم؟ مي ميرم وقتي، شما مي ميريد، شما واقعا جاي ديگري زندگي؟ مي كنيد، بدن شما كجا؟ مي رودچرا، مرگ روي؟ مي دهداصلا، مرگ؟ چيست. وقتي كسي مي ميرد كودكان احساس مسئوليت مي كنند و به اين دليل پارسال در روز واقعه، من به اصرار از خانواده ها خواستم در سوگواري كه احساسش مي كنند شركت كنند. وقتي يك فرد غريبه مورد علاقه مي ميرد از آنجا كه در فرهنگ ما مرگ تقريبا يك موضوع ناگوار تلقي مي شود، ما براي صحبت در مورد مرگ و سوگ براي فرزندان خود فرصت هاي كمي داريم. وقتي يك عضوخانواده مي ميرد، ما آنقدر در غم و سوگ خودغرق مي شويم كه قادر به ايجاد برخورد مناسب باسوگواري در كودكان خود نيستيم. اما وقتي كسي مانند كريستامك اوليو مي ميرد، كسي كه مورد تحسين همه ما بود، كسي كه اغلب ما واقعا او را نمي شناختيم اما احساس مي كرديم مي شناسيم، چون يك فقدان شخصي بود مي توانيم در مورد مرگ او صحبت كنيم. به اين طريق كودكان مرگ را احساس مي كنند و با كمك به برخورد با احساسات آنها، مي توانيم براي مرگ هايي كه نزديك تر به خانه اتفاق مي افتد آنان را آماده نمائيم. وقتي كريستامك اوليو مرد، من به والدين توصيه كردم به كودكان خود اطمينان دهند كه در مرگ پدر يا مادر فرزند مسئول نيست و اين مرگ نتيجه اعمال يا آرزوهاي بد كودك نيست. من به آنان توصيه نمودم كه فرزندان آنها به سوگواري با كودكاني كه مادر يا آموزگار خود را از دست داده اند نياز دارند. جدا از پيشنهاد راههايي براي حمايت كودكان، به والدين گفتم كه آنها نمي توانند و نبايد سعي كنند فرزندان خود را از آشنايي با خانواده كريستامك اوليو منع نمايند. سوگ جزو طبيعي و غيرقابل اجتناب زندگي است و اشتياق كودك نسبت به فرد مرده بعد مهمي را به توانايي او در مراقبت از ديگران مي افزايد. مرگ فردي از خانواده نه تنها به شما فرصت مي دهد در احساسات غم، خشم و گناه كه احتمالا فرزندتان دارد شركت كنيد بلكه فرصتي براي بيان احساسات و عقايد مذهبي خودتان نيز هست و تمرين مهمي براي فقدان هاي آينده نيز مي باشد. دكتر فاطمه سيگاري