Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791213-50921S9

Date of Document: 2001-03-04

آزموني تازه و مستمر به مناسبت برگزاري نشست هاي پژوهشي تئاتر ملي و ويژگيهاو امكانات نمايشهاي ايراني در حوزه هنري * دانشجويان تئاتر ايران هنوز نتوانسته اند اثري پيدا كنند كه درباره شيوه هاي اجرايي تئاتر اروپايي در آغاز حضور در ايران، چگونگي پيدايش گروه هاي تئاتري، حضور زنان در تئاتر ايران، تحولات اجرايي در صحنه، سالن تئاتر ايران و.. پاسخ هاي كافي و قانع كننده به آنها بدهد تصويري از هفت قبيله گمشده تازه ترين كار قطبالدين صادقي عكس از: اختر تاجيك پژوهش در قلمرو هنر نمايش در كشور ما هيچ گاه اساسا جدي فرض نشده و عموم فعاليتهاي پژوهشي كه جسته و گريخته و متكي به افرادي علاقه مند صورت مي گيرد، روندي مستمر و تاثيرگذار نداشته است. در طول تاريخ نه چندان طولاني تئاتر در ايران تنها چند كتاب كه شايد به تعداد انگشتان دو دست هم نرسد، درباره تاريخ تحول و تكامل تئاتر در ايران نگاشته شده است كه البته در عمده اين آثار نگاه مولف جامع و مانع نبوده و فقدان نگرشي تحليلي و موشكافانه در آنها مشهود است. جاي تاسف است كه در همين تاريخ نسبتا كوتاه - حدودا دويست ساله - از بدو حضور تئاتر اروپايي، ابهامات و سوالهاي بسياري درباره تئاتر ايران وجود دارد كه تنها در چند كتاب تئاتري و غير تئاتري اشاراتي به اين مقطع تاريخي شده است و نيز فصلنامه هاي تئاتر پيش و پس از انقلاب كه تاحدودي اين خلا را پر كرده اند. اما به دليل عدم حمايت كافي و استمرار منظم در چاپ و نشر آنها سبب شده تا اين جريان پژوهشي در نشر نيز تاثيرگذاري كافي را نداشته باشد و تشنگان دانستن زير و بم تاريخ تئاتر ايران را سيراب نكند. دانشجويان تئاتر ايران هنوز نتوانسته اند اثري پيدا كنند كه درباره شيوه هاي اجرايي تئاتر اروپايي در آغاز حضور در ايران، چگونگي پيدايش گروه هاي تئاتري، حضور زنان در تئاتر ايران، تحولات اجرايي در صحنه، سالن تئاتر ايران و. پاسخ هاي كافي و قانع كننده به آنها بدهد. گويي همين مدت تاريخي كه نزديك به ما نيز مي باشد در تاريكي و ابهام فرو رفته است و واقعا در اين زمينه نيز به مصداق يكي از كتابهاي تئاتري، كوشش ها همگي نافرجام مانده است. البته چنين بي توجهي و كاستي اساسا از خود تئاتر آغاز شده است و تئاتر به عنوان يك هنر مستقل در كشور ما با كمبودهايي روبه رواست كه ذكر آنهاو نيز دلايل ايجاد آنها خود نيازمند پژوهشي گسترده است. سمينارها، ميزگردها و جلسات سخنراني درباره موضوعات مختلف و گوناگون تئاتري، از برنامه هايي بوده كه به ويژه پس از انقلاب در حاشيه جشنواره هاي متعدد تئاتر برگزار مي شده و متاسفانه چنين برنامه هايي نيز از تب جشنواره زدگي مصون نمانده و كاركرد اصلي خود را فراموش كرده اند. واضح تر بگوييم: حتي پژوهش در قالب سخنراني و ميزگرد نيز تبديل به برنامه اي شده كه به ياري افزايش سطح جدول برنامه هاي جشنواره آمده تا نموداري براي نشان دادن فعاليتهاي بيشتر مسئولان باشد. يعني نگاه آماري و كميت گرا. در اين بخش نيز متاسفانه ضربه شديدي به پيكره پژوهش تئاتر زده است. در حالي كه مقوله پژوهش و برگزاري ميزگردها و سمينارهاي كارگشا درباره تئاتر نياز به فرصتي كافي و در طول زمان دارد و قطعا نمي توان تكليف يك موضوع گسترده تئاتري را در چند روز در كنار يك جشنواره روشن كرد. چه آن موضوع درباره نمايش سنتي و آييني باشد يا نمايش عروسكي و تئاتر ملي و.. برگزاري جلسات در كنار جشنواره امري نيكو و پسنديده است، اما به شرطي كه اين جلسات مدخلي براي برگزاري جلساتي در طول سال و از همه مهمتر گردآوري نتايج آنها و نيز از اين مهمتر استخراج راهكارهاي عملي براي دستيابي به آن نتايج باشد. آغاز يك حركت و... مركز امور نمايشي حوزه هنري از آغاز سالي كه در آن قرار داريم كاري را آغاز كرده است كه در نگاه اول پركننده يكي از كاستي هاي پژوهشي در تئاتر كشور ماست. آنچه در اين مدت اتفاق افتاده برگزاري نشست هاي پژوهشي ماهانه با عنوان تئاتر ملي و ويژگي ها و امكانات نمايشهاي ايراني است كه با مرور بر آن شاهد حضور هنرمندان و پژوهشگران اسم و رسم دار تئاتر ايران هستيم كه دو بار در باب موضوعي كه با عنوان كلي نشست در ارتباط است صحبت ويا بحث پژوهشي كرده اند. از جمله اين موضوعات مي توان به استناد بروشوري كه در نهمين نشست آن پخش شد، موضوع الگوهايي براي پژوهش در تئاتر ايران (دكتر فرهاد ناظرزاده كرماني ) تئاتر، ملي و نمايش عروسكي (جواد ذوالفقاري و اردشير كشاورزي )، بهره گيري از عناصر شبيه خواني در اجراهاي معاصر (دكتر رضا خاكي و پري صابري ) بررسي، و تحليل نمايش كمدي شب سيزدهم (دكتر قطبالدين صادقي، حميد امجد و محمد رحمانيان ) و نيز سخنراني در باب تئاتر ملي توسط رضا كرم رضايي، دكتر محمود عزيزي، سياوش طهمورث، داود فتحعلي بيگي، محمد چرمشير و آتيلا پسياني اشاره كرد. همانگونه كه اشاره شد در نگاه اول ما شاهد برگزاري برنامه هايي هستيم كه در آن نوعي استمرار ديده مي شود و صرفا به خاطر وجود جشنواره ويا همايش هاي تئاتري و.. برگزار نشده است. در اين برنامه ها نقش پژوهش به عنوان پديده اي مستقل در تئاتر مطرح بوده كه تا همين جا نيز اقدامي ارزشمند به شمار مي رود. اما سخن اينجاست كه حاصل برگزاري چنين نشست هايي بايد راهكاري عملي فراروي تئاتر ملي بگشايدو اين ميسر نخواهد شد مگر با مكتوبكردن و نتيجه گيري براساس بحث ها ونظرهاي انجام شده وارائه آنها به علاقه مندان. گزارشي از نشست نهم نهمين نشست پژوهشي تئاتر ملي و ويژگي ها وامكانات نمايشهاي ايراني اختصاص به تحليل و بررسي نمايش هفت قبيله نوشته گمشده و كار قطبالدين صادقي داشت. رحمت اميني مسئول دفتر پژوهش هنرهاي نمايشي سوره اداره جلسه را به عهده داشت ودكتر قطبالدين صادقي و همايون منتقد علي آبادي و پژوهشگرتئاتر پيرامون تئاتر ملي و نمايش هفت قبيله گمشده به بحث و گفت وگو نشستند. نيم ساعت پايان جلسه نيز به پرسش و پاسخ حضار اختصاص داشت. در آغاز جلسه، همايون علي آبادي با برشمردن ويژگي آثاري كه بهرام بيضايي در زمينه تئاتر ملي ارائه كرده است، دهه چهل را يكي از دوره هايي دانست كه در آن تئاتر ملي به معناي واقعي ايجاد شد واستمرار داشت. وي دراين بررسي از علي نصيريان، اكبررادي، غلامحسين ساعدي و برخي نمايشنامه نويسان ديگر ياد كرد كه براساس خلق و خوي شخصيت هاي ايراني و موضوعات خاص جامعه ايراني نمايشنامه مي نوشتند. علي آبادي چهار نمايشنامه از بهرام بيضايي را از آثار بارزي دانست كه در تعريف نمايشنامه ملي جاي مي گيرند. آثاري مثل غروب در دياري غريب و نيز نمايشنامه اي چون پهلوان اكبر مي ميرد. پس از اين بررسي كه در مقدمه صحبت هاي علي آبادي آمد، وي قطبالدين صادقي را ادامه دهنده راه نمايشنامه نويسان پيشين ذكر كرد و به آثار گذشته اين نويسنده و كارگردان از جمله نمايش مرد فرزانه، ببر ديوانه و مويه جم اشاره كرد و نمايش هفت قبيله گمشده را بهترين اثر و حاصل تجربه هاي پيشين دكتر صادقي دانست و گفت: نمايش هفت قبيله گمشده آبروي جشنواره نوزدهم تئاتر فجر را حفظ كرد. او ويژگيهاي آخرين اجراي صادقي را آرتيستيك (هنري ) بودن تام و تمام اثر ذكر كرد و نمايشنامه را در رده آثار ادبي كه در عين حال كاملا نمايشي است قرار داد. وي ترسيم چهره مغول در اثر را يكي از تاثيرگذارترين بخش هاي نمايشنامه دانست و تنها ايرادي كه - آن هم به اصرار اميني - به نمايش وارد دانست، اختلاف سطح بازيگري كه به يك دستي آن ضربه زده است، ناميد. پس از صحبت هاي علي آبادي، دكتر صادقي با مروري بر تجربه هاي گذشته خود تاكيد كرد كه تئاتر ملي بايد داراي روح ملي باشد. صادقي اذعان داشت كه دانسته ها و دانش او از تئاتر اروپا بسيار بيشتر از دانسته هايش درباره تئاتر ايران است و به همين دليل وي ابتدا از تئاتر اروپايي شروع كرد و بعد به اين نتيجه رسيده كه مي توان با دانش برگرفته از تئاتر اروپايي به متون كلاسيك وتاريخ سرزمين ايران نزديك شد و مسائلي را مطرح كرد كه در حال حاضر نيز مبتلابه جامعه ايراني است. وي از جمله به خشونت اشاره كرد و موقعيت هايي كه اگر انسان در آن قرار گيرد، آن زمان است كه شخصيت واقعي خود را بروز مي دهد. وي تئاتر خود را تئاتر موقعيت ناميد و ترس را يكي از مضامين اصلي نمايش ذكر كرد. وي درباره طراحي صحنه نمايش كه تماشاگران در دوسوي صحنه مي نشينند و نمايش گويي در گذري اجرا مي شود گفت: تاكيد داشتم كه تماشاگران روبه روي هم بنشينند و به انديشه واداشته شوند. گذري كه من در نظر گرفتم از دوسوي ادامه دارد و پنج نفر مي آيد و در اين گذر كه اساسا نشان دهنده پويايي است به سكون مي رسند. نهمين نشست پژوهشي تئاتر ملي و ويژگي ها و امكانات نمايش هاي ايراني در ساعت /17 30به پايان رسيد و اميني اعلام كرد كه نشست پاياني در سال 79 روز يكشنبه 14 اسفند ماه برگزار خواهد شد و در اين نشست نمايش سووشون به كارگرداني منيژه محامدي مورد تحليل و بررسي قرار مي گيرد. الهام بهرامي