Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791213-50921S2

Date of Document: 2001-03-04

تلويزيون يك وسيله خانگي! اشاره: خبرگزاري جمهوري اسلامي در مورد تبليغات گسترده تلويزيون براي جذب آگهي در شبكه هاي داخلي و نقش اين رسانه فراگير، گزارشي را تهيه كرده است كه از منظر كارشناسي رسانه اي، قابل تعمق است، با هم آن را مي خوانيم: تلويزيون گسترده ترين رسانه جمعي عنوان تبليغي است كه اخيرا با طنين يك زنگ برصفحه سياه تلويزيون نقش مي بندد. ديدگاههاي مختلفي درباره تلويزيون در ايران وجود دارد، عده اي اين رسانه را در جلب مخاطبان ناكارآمد مي دانند، عده ديگري به ديدن تلويزيون عادت كرده اند و طيف فكري ديگري معتقد است تلويزيون براي جلب مخاطبان بيشتر از ارزشها و اعتقادات آنها فاصله گرفته و اين طيف فكري را از خوددور كرده است. گستردگي در حوزه فعاليت يك رسانه سمعي و بصري چگونه ارزيابي؟ مي شود آيا اين گستردگي شامل تعداد گيرنده هايي است كه سالانه در يك كشور ساخته يا وارد؟ مي شود آيا تعداد آنتن هاي تلويزيون، شاخص مناسبي براي ارزيابي ميزان گستردگي آن؟ است يك استاد دانشگاه، در پاسخ به اين پرسش، گستردگي توزيع آنتن هاي تلويزيون را نمودي از فراگيري فيزيكي اين رسانه دانست. به گفته وي، گسترده بودن تلويزيون، با توجه به قابليتهايي كه اين رسانه دارد شعار غلطي نيست، اما اين كه تلويزيون ما تا چه حد به اين شعار جامه عمل پوشانده، قابل مطالعه است. يك خانم خانه دار، تلويزيون را مثل يخچال، كمد واجاق گاز، يكي از وسايل ضروري هر خانه توصيف مي كند واز روزهاي خراب شدن تلويزيون باعنوان چند روز سوت وكور ياد مي كند. دختر جواني نيز مي گويد: تمام امتحانات پايان ترم را باصداي تلويزيون، درس خوانده ام و ديگر به اين وضع عادت كرده ام. اين دانش آموز سال آخر دبيرستان تلويزيون شبانه روزي را مشكل بسياري از همكلاسي هاي خود دانست. با اين وصف، آيا روشن بودن تلويزيون كه بيش از هر رسانه ديگري، وقت خانواده هاي ايراني را پر مي كند و روزهاي تعطيل، در نبود روزنامه ها يكه تاز ميدان است، معيار مناسبي براي سنجش علاقه مردم به اين رسانه و نيز هماهنگي برنامه هاي آن با نيازهاي واقعي مخاطبان به شمار؟ مي رود بارها ديده ايم كه وقتي كسي به تلويزيون توجهي ندارد، روشن است و گاه حتي در اتاق خالي، روشن مي ماند. يك فارغ التحصيل دانشگاه با يادآوري اين نكته، فشار دادن دكمه تلويزيون را نوعي عادت فرهنگي مي داند كه مردم ما به مرور زمان و به علت فقدان برنامه ريزي مناسب براي زندگي، كار و اوقات فراغت خود به آن خو گرفته اند. بزرگمهر رفيعا فيلمساز، و استاد دانشگاه، تلويزيون را با حضور دايمي خود در گوشه اتاق، موزيك متن زندگي ما توصيف كرده و مي گويد: ما به خودمان اجازه مي دهيم، غذابخوريم، با هم صحبت كنيم، به تلفن جواب بدهيم و در ضمن، هراز گاهي نگاهي به صفحه تلويزيون بيندازيم. وي مي افزايد: تلويزيون در جلب رده سني تا 12 سال يعني در جمع افرادي كه اصولا با تفكر كمتر سروكار دارند، بسيار موفق است. اين استاد دانشگاه در پاسخ به اين پرسش كه برنامه هاي سيما در ميان كدام قشر و طبقه اجتماعي طرفداران بيشتري دارد، گفت: اگر مي خواهيد داستاني را كه صدها بار درباره محاسن خوبي و مضرات بدي شنيده ايد، باز هم به شكل ديگري بشنويد، كافيست يكي از شبكه هاي سيما را انتخاب كنيد. رفيعا مي گويد: تلويزيون براي كساني كه باورهاي ثابتي را پذيرفته اند وديگر نيازي ندارندكه مسايل نو برايشان مطرح شود، خوب است و اين قبيل افراد در همه سطوح و طبقات پيدا مي شوند. طاهره صرفي،، دانشجو با استناد به يك تحقيق دانشگاهي گفت: خانمهاي خانه دار بيشترين مخاطبان تلويزيون را تشكيل مي دهند چون اوقات زيادي را در خانه به سر مي برند و تلويزيون، بر خلاف روزنامه، اين ويژگي را دارد كه در حين انجام كارهاي روزانه، مي توان از آن استفاده كرد. به عقيده وي، تلويزيون به دليل صوتي، تصويري بودن، ازقدرت تاثيرگذاري بالايي برخوردار است و همين ويژگي مسئوليت آن را در قبال جامعه بالا مي برد. وي مي افزايد: تلويزيون يك رسانه جمعي است، در حالي كه مثل رسانه هاي گروهي عمل مي كند. گروهي بودن سيما به معناي عملكرد گزينشي اين رسانه در ابعاد سياسي، فرهنگي و حتي اجتماعي، انتقادي است كه مصاحبه شوندگان در اين گزارش، به اشكال مختلف به تلويزيون وارد كرده اند. كارمند بخش خدمات يك اداره دولتي كه به گفته خودش از برنامه هاي سيما تنها فوتبال و چند نمايش طنز را مي بيند مي گويد كساني كه محله شان نه آب دارد و نه برق، جايي در تلويزيون ندارند. به عقيده اين آبدارچي مسن كه سواد خواندن و نوشتن ندارد، تلويزيون دائما الگويي از زندگي قشر مرفه و نيمه مرفه را به رخ قشر بي بضاعت جامعه مي كشد. يك استاد دانشگاه نيز با زيرسوال گزينش شخصيت ها بردن در تلويزيون اين امر را در ايجاد دافعه در مخاطبان موثر دانست. وي از شاعر مشهوري نام برد كه با وجود محبوبيت مردمي، در زمان حياتش حتي يك بار در تلويزيون مطرح نشد، در حالي كه برخي افراد به نام شاعر و منتقد و نويسنده در تلويزيون حضوري دائمي دارند. اين استاد دانشگاه مي افزايد: براي اين كه تلويزيون، گسترده ترين رسانه جمعي باشد ضرورتي نداردكه همه افراد، همه برنامه ها را ببينند، اما اگر عده زيادي از مردم بگويند هيچ كدام از برنامه هاي سيما را نمي بينند، فراگيري تلويزيون زير سوال مي رود. جوانان درصد بالايي از جمعيت كل كشور را تشكيل مي دهند و جلب نظر جوانان براي هر رسانه اي كه ادعاي فراگيري ياگسترده بودن داشته باشد، ضروري به نظر مي رسد. اگرچه اظهار نظر درباره رابطه جوانان و تلويزيون، به تحقيقات علمي گسترده تري نياز دارد، اما در يك بررسي اجمالي غالب مصاحبه شوندگان جوان از تلويزيون ابراز نارضايتي مي كنند. يك دانش آموخته رشته زبان فرانسه در اين باره مي گويد: هنوز پدربزرگها و مادر بزرگهاي ما افسوس مي خورند كه تلويزيون جاي شبنشيني هاي سنتي را گرفته، اما اگر وضع به همين منوال ادامه پيدا كند، مي توانند اميدوار باشند كه شبنشيني ها دوباره احيا شود. داود آريا استاد دانشگاه و كارگردان نمايش از زاويه ديگري به عملكرد سيما نگاه مي كند. تلويزيون ما گرفتار سليقه هاي خاصي است كه اين سليقه ها حتي از رويه واحدي پيروي نمي كند. يك برنامه ساز تلويزيون در كشور ما مجبور است چيزي بسازد كه به هيچكس و هيچ جا برنخورد و در نهايت به اين نقطه مي رسد كه اصلا چه؟ بگويم وي با ذكر مثال هايي از ميزان تاثيرگذاري تلويزيون در ساير كشورهاي دنيا مي گويد: تلاش تلويزيون براي حفظ آرامش مردم در مواقعي كه مصلحت ايجاب مي كند، قابل درك است اما اگر هميشه اينطور عمل كند، با كتمان مسائل اساسي زندگي مردم، تماشاگران را نسبت به خود بي اعتماد مي كند. يك دانشجوي فني دانشكده صداوسيما از ضعف اطلاع رساني در سيما انتقاد كرده و مي گويد: در حال حاضر روزنامه ها از نظر اطلاع رساني بهتر از تلويزيون عمل مي كنند. روش گزينشي سيما در زمينه تبليغات و آگهي ها نيز از ديگر انتقادهاي مخاطبان اين رسانه فراگير است. يك فيلمساز تبليغ تلويزيون درباره گستردگي اين رسانه را با امتناع سيما از پخش تيزر ( نمونه ) تبليغاتي برخي از فيلمهاي سينمايي مقايسه كرد و اين امر را مغاير با شعار فراگيري سيما مي داند. به عقيده محمد نوروزي دانشجوي، سال آخر كارشناسي خبرنگاري، شعار تلويزيون توليد كنندگان كالا را به سفارش هرچه بيشتر آگهي به تلويزيون تشويق مي كند، اما هدف اصلي آن، تثبيت موقعيت اين رسانه در ذهن مخاطبان است. نوروزي با استناد به كتابهاي درسي دانشگاهي، به مبحثي با عنوان همراه سازي و سازگاري مخاطب با سياست گذاران رسانه اي اشاره كرده و مي افزايد: تلويزيون در صورتي موفق خواهد بود كه بتواند مخاطبان را با خود همراه سازد و اين همراهي در گرو تحقق مخاطب شناسي است. يك دانشجوي كارشناسي رشته كارگرداني دانشكده صدا و سيما مي گويد: تلويزيون در صورتي كه بتواند در مخاطبان اعتماد ايجاد كند، تاثيرگذارترين رسانه است. در حال حاضر با اينكه قرار است در تلويزيون مشغول كار شوم، از بينندگان آن نيستم. بحث درباره گستردگي با فراگيري تلويزيون، خواه ناخواه موضوع كيفيت برنامه هاي سيما را مطرح مي كند، چرا كه توجه به كميت بدون ارتقاي كيفي برنامه ها توجيه منطقي ندارد. به اعتقاد بسياري، تلويزيون، اگر به جاي شعار گسترده ترين رسانه جمعي شعار پربارترين رسانه جمعي را دنبال مي كرد به گستردگي كمي نيز دست مي يافت. يكي از ايرانيان كه مدتها در لندن زندگي كرده ايجاد شبكه جام جم را مثالي عيني از تلاش مسئولان سيما براي توسعه كمي دامنه فعاليت اين رسانه خوانده و مي گويد: يك بيننده ايراني تلويزيون در كشورهاي غربي انتخابهاي بسيار زيادي براي تماشاي برنامه هاي مورد علاقه خود در شبكه هاي مختلف دارد و وارد شدن تلويزيون ايران در اين رقابت نيازمند درك نيازهاي مخاطبان در آن سوي آبهاست. در حالي كه بيننده ايراني شبكه جام جم در آن سوي آبها، تلويزيون را به اميد آگاهي از رويدادهاي كشورش روشن مي كندو اغلب با مجري برنامه روبه رو مي شود كه درباره موضوعات بديهي همچون ضرورت احترام به پدر و مادر سخن سرايي مي كند. طيف فكري ديگري معتقد است برنامه هاي سيما هم اكنون پاسخگوي نياز مخاطبان است و تلويزيون به اميد جلب مخاطبان بيشتر نبايد به پخش برنامه هاي مختلف تن دهد.