Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791211-50910S2

Date of Document: 2001-03-02

از دريچه غار تا آسمان آبي دماوند گفت وگو با كارگردان مصطفي رزاق منش فيلم يادو يادگار * از كي و كجا كار فيلمسازي را شروع كرديد و تاكنون چه فيلمهايي؟ ساخته ايد - سابقه كار فيلمسازي من برمي گردد به دوران جواني در سال 1353 كه با برادرم مرتضي رزاق كريمي در زمينه ساخت فيلمهاي كوتاه داستاني و مستند كار مي كرديم، بعد هنگام تحصيل در رشته معماري در اتريش در سال 1982 يك فيلم كوتاه 16 ميلي متري به نام ساختم غريبه كه مورد توجه منتقدين و تهيه كنندگان قرار گرفت، سال بعدبا بودجه وزارت فرهنگ و هنر اتريش فيلم فصلي در جهنم را كه درباره شاعرمشهور فرانسوي آرتورهبو بود، ساختم، پروژه هاي مختلفي ديگردر كشورهاي اتريش و آلمان وايتاليا كار كردم بالاخره در ميلادي 1987سال در ونيز فيلمي به نام هارلكين ساختم، اين فيلم تحت تاثير رشته تحصيلي ام معماري بود، اين كار بدون متن بود، تلفيقي از موسيقي، افكت و صداهاي زمينه فيلم يعني يك نگاه جديد و يك نوع شالوده شكني در سنت فيلمسازي بود كه بسيار موردتوجه صاحبنظران قرار گرفت و به همين خاطر پروژه هاي ديگري بعد از اين فيلم براي كشورهاي آلمان و اتريش و ايتاليا كار كردم. * ايده ساخت ياد فيلم ويادگار چگونه شكل؟ گرفت - همان وقتها دوست داشتم به ايران برگردم و فيلمي بدون متن و به سبك همان كارها در ارتباط با ايران بسازم، البته هنوز براي من تعريف ويژه اي از اين كار نبود، ولي وقتي به ايران آمدم با محققين و پيشكسوتان سينماي مستند و مردم شناسان در اين زمينه به بحث و گفت وگو پرداختم كه يكي از آن افرادفرهاد ورهرام بود. خلاصه ايده ياد و يادگار از شكل 1375سال گرفته بود با برادرم صحبتهايي انجام اوبا دادم، شبكه برون مرزي سحر صحبت كرد، البته بابخش انگليسي زبان، ما هم احتياج به يك تحقيق بسيار مفصل و گسترده داشتيم، ايده اي را كه در ذهنم شكل گرفته بود به فرهاد ورهرام انتقال دادم. ايشان مسئول كار تحقيق شد، بعد از كامل شدن تحقيق، تحقيقات رابه صورت فيلمنامه در در آوردم، واقع تحقيقات را در طرح سينمايي مستند ريختم و حاصل كار چيزي شد كه مي بينيد. * در نوشتن فيلمنامه چه چيزهايي بيشتر مدنظرتان؟ بود دوست داشتيد چگونه پرداختي به فيلم؟ داشته باشيد - بعد از تحقيق علمي و منطقي وقتي كه فيلمنامه مي خواست نوشته شود، پيشنهادم اين بود كه براي شناساندن ايران از همه لحاظ به طريق استدلالي و منطقي و تعقل گرا عمل نكنيم، نمي خواستم موضعگيري و استدلال و سلايق شخصي من در آن انعكاس يابد، بلكه مي خواستم با توجه به تضادها و شاخصه هايي كه از نظر اقليمي، فرهنگ و آداب و رسوم، محيط جغرافيايي، معماري و خلاصه از همه موارد زيست محيطي و طبيعي و تاريخي كه ايران داراي آنهاست به اين سرزمين پهناور گوناگون نظري بيفكنيم، دوست داشتم اين فيلم را با توجه به تفاوتهاي زيادي كه در نقطه نقطه آن يافت مي شود، تفاوتهايي نشان دهيم، كه در همه چيز تاثير گذارند و از جنبه هاي مختلف تنوع خاصي به ايران بخشيده اند. * فيلم پرداختي گزارشي ندارد. بلكه با حسي مرموز گوشه هاي فراموش شده ذهنيت و هويت ايراني را به مخاطبش القاء مي كند و تاثيري ذهني و روحي در او بوجود مي آورد، آيا اين ويژگي مدنظرتان بوده؟ است - كاملا درست است، ما نخواستيم علمي به قضيه نگاه كنيم، وقتي ما داريم از تولد ايران از همان آغاز شكل گيري دوره هاي زمين شناسي تا به امروز صحبت مي كنيم، سعي كرده ايم خبرهاي فراموش شده را به ذهن ايراني منتقل كنيم. با فيلم تلنگري عاطفي و رواني و ذهني به مخاطب زده ايم تا هويت ايراني خود را دوباره پيدا ما كند در اين فيلم مرور و گذري بر اين تولد داشته ايم و در اين كار قشر خاصي را مخاطب قرار نداده ايم، مخاطب ما بيننده اي است كه به ايران علاقه مند است و دوست دارد ايران را خصوصا بشناسد نسل جوان ما كه به دلايلي از سرزمين خويش دور افتاده يا حتي مخاطب خارجي كه علاقه مند به فرهنگ ايران زمين است. * يكي از جاذبه هاي فيلم، موسيقي آن است، موسيقي سنتي و پاپ و حتي رگه هايي از موسيقي كشورهاي ديگر كه رنگ ايراني گرفته اند و براي ما شناخته نيستند. در بهره گيري از موسيقي چه تاكيدي؟ داريد - ما ثروت غريبي از موسيقي داريم و شايد نسل جوان ما با قرار گرفتن در مقابل موسيقي غربي تا حدي از آن دور شده است. ما سعي كرديم موسيقي برجسته و پربار ايراني را به مخاطب بشناسانيم. وقتي ما داريم از تولد مي گوييم به تاريخ هم برمي گرديم و ما از طريق موسيقي به حضور تاريخ هم پرداخته ايم. موسيقي در اينجا مانند قصه گويي است كه براي فرزند خود لالايي مي خواند و قصه اش را تعريف مي كند، همانطور كه لالايي در انتقال قصه مهم است، موسيقي هم در انتقال داستان ايران در اين فيلم تاثيرگذار است. هر كدام از اين آهنگها و قطعه هاي موسيقي حكايتي دارند، ما براي هر پلان يك آهنگ و قطعه ساخته ايم، حالا به اقتضاي پلان و نماها و موقعيت ها و خود آقاي محمدرضا عليقلي كه آهنگساز اين فيلم است و موسيقي از آن اوست و مكرر سرصحنه فيلمبرداري حضور داشته اند و كليه راش هاي فيلم را نگاه كرده اند تا موسيقي به اقتضا و حال و هواي نماها و موضوعات باشد. * از فيلمبرداري بگوييد، تصاويري كه مايه كارت پستالي گرفته اند، از تصاوير هوايي و حركات دوربين، آيا از دوربين هاي خاصي استفاده؟ كرده ايد - فيلمبرداري حدود 210 روز طول كشيد از دوربين آري فلكس 35 ميلي متري استفاده كرديم ما از لنزهاي ويژه اي كه در خارج از كشور تهيه كرديم استفاده كرديم، در اين فيلم براي فيلمبرداري از قاطر، ماشين، قطار، بالن، كشتي، هلي كوپترهاي مختلف، هواپيماهاي مختلف و غيره استفاده كرده ايم تا پرداخت بهتري در فيلم از نماها داشته باشيم و بتواند مخاطب علاقه مند به ايران زمين را در سالن سينما ميخكوب كند. اين را مي دانستم كه فيلم بدون متن است و تصوير مي بايستي جاي متن را پر كند و البته موسيقي هم به كمك تصوير آمد. ما در جايي كه موضوع خودش حركت داشت مانند آيين ها براي احترام، دوربين بي حركت بود و سكوت مي كرد، ولي در جايي كه به يك معماري پرعظمت مي رسيديم براي نشان دادن آن ابهت و شكوه دوربين را به حركت درمي آورديم، در فيلمبرداريهاي هوايي كه خلبانها زحمت زيادي كشيدند سعي كرديم ابعاد معماري را در طبيعت اطرافشان پيدا كنيم. اگر دهي يا روستايي در ميان صخره هاو كوهها پنهان بود سعي مي كرديم با استفاده از فيلمبرداري هوايي آنچنان به تصوير درآيد كه هست. * اولين نمايي كه فيلم با آن آغاز مي شود انگار كه دوربين از دريچه يك غار رو به بيرون ديد دارد، بيرون از غار نور ملايمي آبي ريخته است كه فضا را شبيه فضاي زير دريا كرده است، فضاي آبي شروع است و با آسمان آبي هم پايان مي پذيرد، هدف از آوردن اين نماهادر اول و آخر چه بوده؟ است - آوردن اين نماها در اول و آخر كاملا حساب شده است، فيلم از اعماق زمين و از ريشه هايي كه در زمين هست گرفته شده، تولد ايران بعداز دوران جنيني و تشكيلات دوران هاي زمين شناسي كه در قالب تصاويري نمادين و از عمق زمين آغاز مي شود. آهسته آهسته، اين فرزند رشد مي كند، مراحل مختلف عمرش را پشت سر مي گذارد، تا به دنياي صنعتي امروز مي رسد و در نهايت فيلم با نماي ارتفاعات دماوند و آسمان آبي بالاي آن پايان مي پذيرد. نقش اصلي را در اين فيلم ايران بازي مي كند و مخاطب خودش از كار برداشت مي كند. * در صحنه هاي پاياني فيلم، آنجا كه مي خواهيد به ارائه دنياي صنعتي و مدرن ايران بپردازيد، فكر نمي كني كمتر به توسعه فرهنگي و هنري پرداخته ايد، مثلا از ادبيات و سينماي ايران و ساير هنرها نماهاي كمتر داريد، چرا با بيان تصويري به اين مسائل؟ نپرداختيد - فيلم در يك موضوع يا مقطع تعريف نشده، موضوعات ولوكيشن هاي مختلفي را در فيلم گنجانده ايم، ما نمي توانيم جذابيت ها را فقط در تاريخ بدانيم يا در اسطوره ادبيات و يا صنعت، وقتي مي گوييم ايران بايد از مقاطع مختلف از آن رد شويم، وقتي زندگي روستايي و عشايري داريم، زندگي شهري هم داريم و اين چيزي است كه جزء واقعيتهاي فيلم است و اين اجتنابناپذير است. باز هم سعي شده از طريق فرم به موضوع نگاه كنيم، ما صرفا نخواستيم يك جنبه و موضوع از ايران را نشان دهيم، بلكه يك مجموعه است و همه با همند. * منظور اين است كه در كنار اينها به ادبيات و سينما و هنر ايران هم مي پرداختيد... - ما به موسيقي پرداختيم و ازطريق موسيقي حس و حال اين موضوعات و فرهنگ و تمدن ايران را به مخاطب القاء كرده ايم و از آنجا كه اين يك فيلم است، خود منعكس كننده رشد سينماي ايران است و اينكه ايران دارد از طريق سينما معرفي مي شود خود بيانگر سينماي برتر ايران است. در قسمتهاي آخر فيلم به هنرهايي مثل نقاشي، مجسمه، گرافيك و غيره پرداخته ايم، فيلم قبل از دماوند با نماي كتابخانه پايان مي پذيرد و اين نمادي است كه ما را به رشد فكري و فرهنگي و علمي ايران رهنمون مي كند و ما خواستيم بگوييم كه مجموعه اين چيزهايي كه ديده ايم، مجموعه داناييها و تواناييها در نتيجه همان كتابخانه و پرداخت به كتاب است كه شامل تمام جنبه هاي علمي، فرهنگي مي شود. * فيلم در اكران عمومي هم به نمايش درمي آيد يا فقط در جشنواره ها مطرح؟ خواهدشد - ما دنبال جشنواره ها نيستيم، در كشورهاي آلمان و فرانسه صحبتهاي جدي شده است، كه فيلم را با اكران عمومي در سينماها نمايش دهند. اما با توجه به اينكه فيلم تازه به پايان رسيده است فقط در جشنواره نوزدهم فيلم اكران شد. شبكه جهاني سحر هم تصميم هايي براي ارائه آن دارد. ولي اول قرار است كه در سينماها به اكران عمومي دربيايد، البته در خارج از كشور بيشتر جذب موسيقي آن شده اند و قرار است در ماه مارس امسال در اتريش موسيقي آن به صورت زنده اجرا شود، البته براي خود اروپايي ها هم از اينكه توانسته اند از اين طريق ايران را ببينندخيلي علاقه نشان مي دادند، مخصوصا موسيقي فيلم براي آنها خيلي جذاب بود. من دوست دارم مردم ما هم به خصوص جوانان پي به تنوع موسيقي ايراني ببرند. مثلا دف سنندج براي خود من يك دف مدرن و آكادميك است ولي دف اورامان ريشه در دل دارد، چونكه از دل برمي آيد و بر دل مي نشيند، ريتم موسيقي در موسيقي كردستان خيلي متنوع موسيقي است ما موسيقي اي است كه ريشه در اسطوره و تاريخ ما كه پرداخت اسطوره اي به آن شده است دارد، ريتم در موسيقي فقط چكش زدن به مغز نيست و ما به واسطه همين ريتم موسيقي بود كه فيلم را با موسيقي شروع كرديم تا فراموشي ها را به ياد بياوريم و اين كه اين تپش ها و ترنم ها از دل تاريخ تا به امروز زنده اند. گفت وگو از: مختار شكري پور