Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791210-50908S13

Date of Document: 2001-03-01

يك روز در شورا (بخش پاياني ) تومان 2 و 5 قران ناقابل! دكتر روحاني عضو ديگر شورا و استاد دانشگاه كه تا آن زمان تندتند در حال يادداشت برداري زير بود، چشمي نگاهي به كارشناسان سازمان اتوبوسراني انداخت و گفت: با اين حساب دقيقا بفرماييد با توجه به افزايش درآمد از برج پنج، سازمان چقدر درآمد نسبت به سال قبل داشته و هزينه چقدر بوده؟ است عسگري قدري جابه جا مي شود و كمي بلندتر مي گويد: آقا خدمتتان كه عرض كردم تا برج چهار، روزانه به طور متوسط يك ميليون و 28 هزار تومان بوده و حالا يك ميليون و 200 هزار تومان شده است. دكتر محبي با همان ادب هميشگي جواب مي دهد: آقا اين طرز حساب كردن درست نيست شما بايد بياييد به فرض مثال مهرماه امسال را با مهرماه پارسال مقايسه كنيد تا افزايش درآمد را به دست بياوريد. رضوي رئيس امور مالي - اداري سازمان اتوبوسراني كه تا آن موقع مثل بچه هاي خوب ساكت نشسته بود وارد گود شد و گفت: نه آقا اين گونه نمي شود حساب كرد، اصلا امكان ندارد، چون اولا امسال تعداد بيشتري اتوبوس در سطح شهر در حال سرويس دهي هستند و بعد اين كه ممكن است در مهرماه امسال مناسبت خاصي وجود داشته باشد كه در سال قبل نبود و همين امر بر روي فروش بليت تاثيرگذار است. مسگريان از اعضاي شورا كه با انگشتانش مشغول انجام چهار عمل اصلي رياضي بود گفت: پس بااين حساب تقريبا ماهي 5 ميليون تومان افزايش درآمد؟ داشته ايد! امير عفراتي عضو ديگر شورا كه از محبوبيت خاصي در بين جوانان و جامعه ورزشي استان همدان برخوردار است بامتانت تمام روبه عسگري مي گويد: ببينيد اين گفته هاي شما با آنچه كه آقاي بياناتي قبلا گفته بودند اصلا مطابقت ندارد، ايشان گفته بودند افراد بليت را غالبا به صورت دو تايي، چهارتايي و يا شش تايي مي خرند و اين در نهايت منجر به افزايش درآمد سازمان شده است. در خصوص محصلين هم شما بايد راهكار درست را پيدا كنيد، راه حل اساسي آن هم اين است كه تخفيف هاي ويژه اي به اين گروه بدهيد وباكاهش قيمت بليت براي اين گروه، در فرهنگ سازي هم موثر باشيد. عسگري خودش را از تك و تانمي اندازد: ما هم خودمان در اين رابطه فكر كرده ايم وبه آموزش و پرورش هم بخشنامه كرديم كه با قيمت 15 تومان به محصلين بليت بدهند. او كه تقريبا از گفته هاي قبلي رئيسش بي خبر بود در صدد اصلاح گفته هايش برمي آيد و مي گويد: البته فرمايش آقاي بياناتي صحيح است، اما فروش بليت فقط در بيست روز اول رونق داشت بايد اين حقيقت را پذيرفت كه حقيقتا در شهر همدان مردم در سوار شدن به اتوبوس دو دل هستند يعني اگر اتوبوس درحال حركت باشد سوار مي شوند و در غير اين صورت از خودرو شخصي و يا تاكسي استفاده مي كنند. عفراتي روبه عسگري: شما بايد اين قضيه را يك جوري ساماندهي مثلا كنيد، در تهران اتوبوس چه پرباشد و چه خالي سرزمان معين حركت مي كند وحساب و كتاب دارد با اين الگو شما هم مي توانيد بهتر خدمات رساني كنيد، مطمئن باشيد در اين صورت مسافرين، استفاده از اتوبوس را به استفاده از تاكسي و يا خودرو شخصي ترجيح مي دهند. عسگري در جواب: بله صحبت شما كاملا صحيح است اما بافت فيزيكي شهر همدان به گونه اي است كه با يك تصادف كوچك ترافيكي ايجاد مي شود كه اتوبوس ها ديگر نمي توانند اين گونه راحت حركت كنند. جر و بحث و چانه زني هاي عسگري و رضوي درباره كمي درآمد، پرت درآمد و كمي مسافر ادامه دارد تا اين كه لقماني در يك فرصت مناسب سئوالش را پرتاب مي كند: يعني آقا شما معتقديد كه قيمت بالاي بليت باعث كاهش مسافر؟ شده عسگري هم بدون معطلي نان را به تنور مي چسباند: نه، مشكل از افزايش قيمت بليت نيست بلكه مشكل از ناجور بودن قيمت است. يا بايد 20 تومان باشد و تومان 15يا; و باز ادامه مي دهد: ببينيد آقايان وضعيت درآمد سازمان خوب نيست، از يك طرف هزينه هاي پرسنلي و هزينه نگهداري و تعمير اتوبوس ها و از طرف ديگر هزينه سوخت و بالاخره مشكل چك ميليوني 814 كه بابت خريد 78 دستگاه اتوبوس پرداخت شده و. در حال حاضر سازمان ديناري موجودي ندارد. در همين حين رئيس شورا يادداشتي به عسگري مي دهد و من از نگاه عسگري متوجه مي شوم كه آقاي رئيس حضور يك خبرنگار (!) را در جلسه به او متذكر شده است. خانم ايزدي عضوجوان پر جنبوجوش شورا كه امروز برخلاف هميشه ساكت نشسته رو به عسگري مي گويد: آقا شما نظرتان در اين مورد كه مسيرها دوبليته شود يعني تا يك مسير 10 تومان و تامسير ديگر 20 تومان باشد؟ چيست عسگري كه گويا جوابش را در آستين آماده دارد مي گويد: من خودم روي اين مسئله زياد كار كردم اما متاسفانه واقعيت اين است كه بافت فيزيكي شهر همدان اين اجازه را نمي دهد. دكتر ايزدي عضو ديگر شوراي شهر كه اتفاقا استاد دانشگاه و يكي از متخصصين كشور در امر هوانوردي است، در بين همهمه اعضا خودش را بالا مي كشدو روي سكوي اول مي ايستد: ببينيد شما فقط بحث مالي را مطرح مي كنيد بلكه مهمتر ازبحث مالي كيفيت كار است، براساس استانداردها هر اتوبوس گنجايش 2 /2 5تا تن بار را دارد و اگر وزن متوسط افراد را 70 كيلودر نظر بگيريم هر اتوبوس به طور متوسط مي تواند 30 نفر 40تا را در خود آن هم در جاده هاي صاف و هموار جاي دهد. اما در شهر همدان گاه ديده شده كه تا 7080 نفر سوار مي كنيم. يعني در حقيقت ما به جاي تن 2داريم 5 تن بار وارد اتوبوس مي كنيم و همين امر نهايتا منجر به استهلاك ماشين ها مي شود و عمر 30 ساله اتوبوس را به 1012 سال كاهش مي دهد. ايزدي ادامه مي دهد: آيا بهتر نيست به جاي اين كه فقط از درآمد حرف بزنيم كمي هم روي بحث فني فكر كنيم. شما زماني كه مي گوييد ما اكثر درآمدفروش بليت را هزينه مي كنيم پس بايدبراي كاهش هزينه راه حل پيدا كنيد، جلوي روغن سوزي لاستيك رابگيريد، را كمتر داغ كنيد. با 30 نفر مسافر مدت استفاده از لاستيك ماه 4 است ولي با اين تعداد مسافر اين مدت فقط يك ماه شما است مطمئن باشيد اگر برنامه ريزي نداشته باشيدو در 10 سال آينده هم بخواهيد همين كار را از اتوبوس هاي قبلي بكشيد، باز هم بايداتوبوس اضافه كنيد. در حالي كه با درست كاركشيدن مي توانيد عمر اين اتوبوس ها را تا 30 سال ديگر افزايش دهيد... در آخر جلسه و در وقت كمي كه تا شروع ساعت ملاقات عمومي باقي مانده لقماني رئيس شوراجلسه را جمع وجور مي كند و با موافقت ادامه حاضرين، بحث رابه كار كارشناسي بيشتر در جلسات آتي موكول مي كند. من هم وقتي پشت سر اعضاي شورا جلسه را ترك مي كردم و با گفتن ببخشيد، جمعيت منتظر ببخشيد، در پشت درهاي بسته را كنار مي زدم، فقط به يك چيز فكر مي كردم و اون اين كه هيچ دلم نمي خواست جاي خودم باشم، چون نمي دونستم بايد بعد از اين همه مدت، جواب تهرانو چي بدم... همدان - مريم ياري