Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791210-50901S2

Date of Document: 2001-03-01

چرا در سفر زندگي؟ سرگردانيد خوشبخت كساني هستند كه با انگيزه زندگي مي كنند و مي دانند چه مي خواهند و مشتاقانه دنبال هدف خود مي باشند بيشتر مردم اميدوارند كه ناگهان بخت در خانه شان را بكوبد و فرشته اقبال دستشان رابگيرد و در يك چشم بر هم زدن، به آنها پول و ثروت و افتخار، شهرت هديه كند! اگر به قصد مسافرت به يكي از آژانس هاي فروش بليت اتوبوس، قطار يا هواپيما مراجعه كنيد، نخستين سئوال فروشنده بليت از شما اين است كه: مقصد شما؟ كجاست تاشما اين پرسش را به درستي و روشني پاسخ ندهيد، بليتي براي شما صادر نمي شود! آيا كسي بدون هدف، مبادرت به انجام سفر؟ مي كند ولي بسياري از انسان ها، باارزشترين، بزرگترين و مهمترين سفر خود، يعني سفر زندگي را، بدون تعيين هدف ومقصود، سپري مي سازند! به ظاهر همه انسانها داراي هدف و انگيزه هستند، در حالي كه گروه كثيري از انسانها، اكثر آرزوها وروياهاي خود را با هدف اشتباه مي گيرند و بدين علت اكثرا، در سفر شگفت انگيز زندگي، در برخورد با مشكلات و حوادث ناگوار، معمولا روحيه خود را باخته و دائما از روزگار وناراحتي هاي پيش پا افتاده گلايه كرده وناله سر مي دهند! در حالي كه اگر كسي هدف داشته و با انگيزه زندگي كند، در مقابل مشكلات وحوادث نامساعد تسليم نشده و موانع را با شهامت، تلاش فراوان و با صبوري و شادابي، يكي پس از ديگري از پيش پاي خود برمي دارد! افرادموفق، پس از تعيين هدف يا اهداف مشخص و شفاف، با عمل و پشتكار، روياهاي خود را به واقعيت تبديل در مي سازند حقيقت، اولين قدم براي رسيدن به هدف، داشتن هدف است. بعضي ها، هدف دارند، ولي اين هدف ها آنقدر نامشخص و كلي هستند كه راه هايي براي نيل به آنها، نمايان نيست! خوشبخت كساني هستند كه با انگيزه زندگي مي كنند و مي دانند چه مي خواهند و مشتاقانه دنبال هدف خود مي باشند. موريس مترلينگ مي گويد: آدمي ساخته افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه امروز به آن مي انديشيده است. در حقيقت، هر كسي نويسنده، تهيه كننده و سازنده افكار و تصاوير ذهني خود مي باشد و همواره بر اين مبنا عمل مي كند. آبراهام لينكلن در مورد هدف چنين گفته: اگر بدانيم كجا هستيم، كجا مي رويم و به چه وسيله مي رويم، يكي از مشكلات خود و اجتماع برطرف مي شود. به طور كلي، راز موفقيت هر فرد در اين است كه براي خود هدفي تعيين كرده و آن را دائما در ذهن خود مجسم ساخته و جزء باورهاي خود قرار دهد. قاطعانه مي توان گفت: اگر بدانيم دنبال چه چيزي بود ه و از راه صحيح آن برويم، با داشتن هدف و عقيده محكم و شفاف، حتما آن را به دست خواهيم آورد. گروهي هستند كه آنقدر سرگرمي و مشغوليت يا گرفتاري و مشكلات دارند كه فرصت انديشيدن به هدفهاي خود را ندارند و يا آنقدر آرزوهاي دور ودراز دارند كه جز خستگي روحي و جسمي، چيزي عايدشان نمي شود! گروه ديگر كساني هستند كه، فرصت فكر كردن دارند ولي دچار خلاء ذهني و بي هدفي اند. گاهي اين خلاء چنان در وجود آنها رخنه مي كند كه حتي ميل شور، و شوق به زندگي را كه يك امر فطري و طبيعي است، از دست مي دهند! بسياري از مردم داراي شور و عشق هستند، اما به علت آن كه درباره توانايي و كارايي خود، عقايد محدودي دارند، دست به عملي كه روياهاي آن را تحقق بخشد، نمي زنند! بيشتر مردم اميدوارند كه ناگهان بخت در خانه شان را بكوبد و فرشته اقبال دستشان رابگيرد و در يك چشم بر هم زدن، به آنها پول و ثروت افتخار،، شهرت هديه كند! آنها، با شور و اشتياق به روزي چشم دوخته اند و بي تابانه در انتظارند تا بازنشسته شده و در جايي خوش آب و هوا زندگي كنند... ولي اگر از آنها بپرسيد كه چگونه به چنين آرزويي جامه عمل خواهند؟ پوشانيد جواب مي دهند: نمي دانيم! گروهي از انسانها تحت تاثير هر عاملي كه جذبه داشته باشد، قرار مي گيرند و به سوي آن كشيده مي شوند، حتي اگر در مسير تباهي، فساد، نيستي و نابودي باشد و اينان در جست وجوي يك سعادت خيالي، دچار هزاران بدبختي و مصيبت مي شوند!! به ظاهر همه انسانها، افكار و روياهاي پراكنده در سر دارند! ولي بسياري از آنها هدفمند نبوده وبا انگيزه زندگي نمي كنند و از اين نعمت بزرگ، محرومند! در حقيقت بسياري از افرادي كه در كار و زندگي موفق نمي شوند، به اين سبب است كه اصولاهدف هاي مشخصي را پيگيري نمي كنند و در واقع اصلا هدفي ندارند تا به آن برسند!! اينان در تخيلات خويش غرق هستند بدون اينكه قدم عملي بردارند، چون دامنه آرزوهاي بشري حد و مرزي نداشته و بي انتهاست! لذا خوشبخت كسي است كه با انگيزه زندگي كرده و بداند چه مي خواهد وهدفش را با شور واشتياق دنبال كرده و قدم هاي عملي بردارد. هدف، مهمترين عاملي است كه به زندگي انسان جهت و معني و مفهوم مي بخشد. آدمهاي موفق لزوما شايسته ترين، سالم ترين و يا باهوش ترين نيستند، بلكه كساني كه هدف دارند و براي رسيدن به هدف خويش، تلاش مي كنند، آدمهاي موفق هستند. اين گروه از انسانها، اهدافي روشن و نيرومند دارند و همه امكانات موجود را درجهت تحقق اهداف خودبه كار مي گيرند! اينان، ثابت قدم و خستگي ناپذيرند! هيچ چيز، آنها را از هدفشان بازنمي دارد! ... دائما در تلاش وكوششند تا به اهداف خود نزديك شوند و در اين راه آرام و قرار نداشته و سر از پا نمي شناسند، تا به هدف برسند وهمواره اين افرادعادي هدف دار هستند كه زندگي معمولي را به شاهكاري بزرگ تبديل مي كنند. ناپلئون مي گويد: پيروزي نصيب كساني مي شود كه بيش از همه استقامت دارند. ابوريحان بيروني ه )_ )( 925865. م ) 294351دانشمند بلند آوازه ايراني را مي توان از اين گروه به شمار آورد. او كه خدمات علمي ارزنده اي به جامعه بشريت تقديم كرد و از مفاخر برجسته ميهن ماست، درتمام مدت عمر به طور خستگي ناپذير به پژوهش، تحقيق وتتبع در علوم و فنون زمان خود مشغول بود و دستاوردهاي او حتي در زمان حاضر مورد استفاده دانشمندان و پژوهشگران است. در مورد ابوريحان بيروني نقل مي كنند كه: در لحظات پايان عمر، به مساله اي فكر مي كرد! طبيب بر بالينش حاضر كرده بودند، ولي او درخواست كرد كه چند تن از علما را نزد او بياورند، تا درباره موضوع مورد نظر با آنها، به بحث و گفتگو پرداخته و پاسخ آن را بيابد! حاضران غرق در تعجب و حيرت بودند، زيرا او دقايقي بعد از دنيا مي رفت! از او پرسيدند: شما كه در حال مرگ هستيد، پاسخ اين سوال چه نفعي برايتان؟ دارد وي جواب داد: مايلم اين مساله برايم روشن شود و سپس از اين جهان بيرون شوم... البته دانا بميريم بهتر باشد از نادان مردن! ... مي گويند، پس از آنكه پاسخ آن پرسش بر وي معلوم گشت، دار فاني را وداع گفت! بسياري از انسان ها، فكر مي كنند كه اگر فلان كس، شاد و سرحال و موفق است، به دليل خوش شانسي بوده و بخت با او يار بوده است! در حالي كه اگر كسي در كار اجتماعي موفق مي شود، اگر كسي دانشمند مي گردد، اگر كسي به ثروت افسانه اي دست پيدا مي كند و اگر كسي.. به اين دليل است كه او: اولا اهداف معين و مشخص داشته و ثانيا براي دستيابي به اهداف خويش، ثابت قدم و خستگي ناپذير بوده و در رسيدن به آن از هيچ تلاش و كوشش و حتي فداكاري مضايقه نداشته است. يكي از ويژگيهاي انسانهاي برتر، طرز تلقي آنها از حوادث است. براي انسانهاي موفق، شكست اهميت ندارد، بلكه نتيجه شكست مهم است، به علاوه شكست به عنوان يك تجربه جديد با تلقي مثبت و سازنده محسوب مي شود. حتي به نظر آنان، هر تجربه خود يك موفقيت به حساب مي آيد. خيلي از انسان هاي موفق، قادر شده اند كه شكست هايشان را به پيروزي هاي بزرگ و كوچك تبديل كنند بنابراين، انسان هايي موفق و كامياب مي شوند كه هدفمند باشند، در اقدام به عمل از شكست نهراسيده و هر گونه عدم موفقيت را به عنوان تجربه پذيرا باشند. به طور كلي، موفقيت يك امر تصادفي نيست، روش و شيوه هاي منطقي اي وجود دارد كه در دسترس همه بوده و همه مي توانند از نيروي معجزه آسا و شگفت انگيز درون خويش، بهره برده و زندگي خود را به شاهكاري بي همتا مبدل سازند! مردان برتر و موفق، راه ثابتي را براي موفقيت در پيش مي گيرند: قدم اول: هدف خود را مشخص كرده و مي دانند كه چه مي خواهند و نتيجه دلخواه را نيز پيش بيني مي كنند: قدم دوم: انجام عمل است... بايد قدم هاي عملي برداشت تا ما را به هدف دلخواه برساند. قدم سوم: كنترل در مسير هدف است... اعمالي كه ما مي كنيم، هميشه ما را به نتيجه مطلوب نمي رساند. لذا يافتن راهي براي كنترل نتايج و بازتابهاي اقدامات خود و اينكه آيا در مسير هدف پيش رفته ايم يا؟ نه و بفهميم كارهايي كه مي كنيم ما را به هدف نزديك مي كند و يا از آن دور ؟ مي سازد اگر نتايج و دستاوردهاي اقدامات، دلخواه نباشد، دقت كنيم كه اعمال و رفتار ما، چه نتايجي به بار آورده و چه تجربه هايي به ما آموخته؟ است قدم چهارم: انعطاف پذيري و تصحيح مسير و ايجاد نرمش براي تغيير رفتار است كه ما را به نتيجه مورد نظر برساند. انسانهاي برتر، سرمشق و شكست خورده ها عبرت ديگران هستند. افراد موفق مي دانند كه هيچ كس از شكم مادر برنده يا بازنده زاييده نمي شود، برندگي يا بازندگي، نتيجه تفكر و كردار خود ماست... و مي دانند كه تنها با عمل و پشتكار مي توان روياهاي خود را به حقيقت تبديل كرد... و مي دانند، هدفمند بودن، مشكلات را آسان و زندگي را شيرين و بانشاط مي سازد.. و مي دانند اگر بخواهند كاري انجام دهند، حتما راهي وجود دارد... و مي دانند اگر واقعا معتقد باشند كه مي توانند، حتما مي توانند و موفق مي شوند! حال ببينيم چه هدف هايي را دنبال كنيم تا پيروز واقعي به حساب؟ بياييم پيروزي حقيقي چيزي جز برتري و فضيلت شخصي نيست. زماني ما آدم موفق به حساب مي آييم كه مغز خود را با افكار مثبت و سازنده مجهز سازيم و با به كار گرفتن استعدادهاي نامحدود خويش - كه در درون ما نهفته است - در راه سازندگي، خدمت به جامعه.. براي انسانيت و خوشبختي انسانها و... داشتن رفتار نيك و محبت آميز با ديگران و... قدم برداريم. در چنين شرايطي است كه آرامش باطني و احساس خوشبختي از آن ماست. اگر ثروت و قدرت توام با سازندگي، نوع دوستي و اشتياق كمك به ديگران نباشد، باعث غرور و خودخواهي و تباهي انسان مي گردد. تولستوي مي گويد: هدفي كه تنها نفع شخصي در آن منظور باشد شرافتمندانه نيست. افلاطون مي گويد: سعادت و خوشبختي ديگران را خواستن بزرگترين خوشبختي است و هر كس در طلب خير و سعادت ديگران باشد، بالاخره سعادت خويش را هم به دست خواهد آورد. مطلب را با سخني گوهربار از حضرت محمد (ص ) به پايان مي بريم: بهترين مردم سودمندترين آنان به حال ديگران هستند. ميرعمادالدين فريور مدرس دانشگاه منابع: - 1 كليدهاي طلايي موفقيت نوشته استاد حسين پور آغاسي - 2 راز شاد زيستن اندرومتيسو ترجمه وحيد افضلي نژاد - 3 روانشناسي پيروزي دكتر دنيس ويتلي ترجمه شقايق - 4 عقده هاي دكتر رواني ايرج پوريافر - 5 به سوي كاميابي - آنتوني رابينر ترجمه مهندس مجردزاده كرماني