Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791209-50897S14

Date of Document: 2001-02-28

يك روز در شورا 2 تومان قران 5و ناقابل! تبروزهاي آخر سال و كار زياد شورا به دليل تنظيم بودجه سال 80 به حدي بود كه به رغم چندين بار تماس و رفت و آمد به شوراي شهر موفق به كسب اجازه براي شركت در جلسات شورا نشده بودم، اما بالاخره بعد از تقريبا يك ماه و نيم دوندگي و اين جلسه و آن جلسه كردن، سرانجام هماي سعادت بر شانه ام نشست و صبح اولين روز از آخرين ماه سال، افتخار حضور در اين جلسات نصيبم شد! حدود 10 دقيقه از ساعت 8 گذشته بود كه وارد ساختمان شوراي اسلامي شهر ساختمان شدم شورا ساختماني نسبتا شكيل است كه پنجره هاي آن ديد بسيار خوبي به محوطه زيباي آرامگاه شيخ الرئيس ابوعلي سينا و فضاي سبز اطراف آرامگاه دارد. با عجله پله ها را دو تا يكي كردم تا به طبقه سوم يعني جايي كه جلسات شورا برگزار مي شود من رسيدم كه خيالم از بابت هماهنگي براي شركت در جلسه راحت بود، به طرف سالن كنفرانس دويدم كه ناگهان آقايي با هيكلي نسبتا درشت جلويم سبز شد و با صدايي غضبناك رو به من گفت: خانم،؟ كجا من هم خيلي محترمانه علت حضورم را توضيح دادم و قرار شد با هماهنگي اعضا اجازه ورود به من داده شود. با اين كه سعي مي كردم مثل هميشه به خودم مسلط باشم اما اين بار نمي دانم چرا دل توي دلم نبود و توي اين چند دقيقه همش با خودم كلنجار مي رفتم و از اين كه اگر اين دفعه هم موفق نشوم گزارشي تهيه مي كنم خدا مي داند كي دوباره قرعه به نامم درآيد، پشتم به لرزه مي افتاد. پايم را از چهارچوب در به داخل سالن گذاشتم و سلام كردم اما سلام بي جان من در سكوت حاكم بر جلسه بي پاسخ ماند. حالا كمي آرام شده بودم و احوالپرسي اعضاي شورا با من كه با چند دقيقه تاخير انجام شد مرا آرام تر مي كرد. سالن اجتماعات شوراي شهر همدان سالني تقريبا 30 متري بود كه در وسط آن ميز بيضي شكلي قرار داشت و ديوارهايش هم پر بود از عكس ها و نقشه هاي رنگ و وارنگ شهري. دور اين ميز خانم ها يك طرف و آقايان در طرف ديگر نشسته بودند و من هم خودم را به زور كنار خانم ها جا كردم. بعد از تلاوت آياتي از قرآن و قرائت وصيت نامه يكي از شهدا كه رويه معمول جلسات شوراست لقماني رئيس شوراي شهر كه اتفاقا برادر نماينده مردم همدان در مجلس ششم هم هست سينه اش را صاف كرد و طوري كه انگار تنها شنونده جلسه من هستم موضوع مشكلات شوراها را پيش كشيد و گفت: متاسفانه با وجود تبليغات گسترده درباره نقش شوراها در سروسامان دادن به مشكلات شهري مردم بايد گفت كه اختيارات كنوني شوراها به هيچ وجه پاسخگوي نيازهاي مردم نيست. متاسفانه عدم شفافيت قانون از يك طرف و آشنا نبودن اعضاي شوراها با وظايف و جايگاه خود از طرف ديگر باعث مشكلاتي براي بسياري از همكاران ما شده كه البته خوشبختانه 9 نفر اعضاي شورا (شهر همدان ) مثل خواهر و برادر 9 قلو هميشه در كنار هم هستند و با استفاده از ارتباط خوب و صميمانه خود با مسئولين ادارات همواره سعي در حل مشكلات مردم داشته اند. با نگاهي به صورت جلسه كه از قبل براي اطلاع حضار روي ميز گذاشته شده بود، فهميدم كه امروز موضوع اصلي جلسه حضور دو تن از كارشناسان سازمان اتوبوسراني و توضيحات آنان است. براي يك لحظه صداي بلند دزدگير خودرويي كه از خيابان شنيده مي شد نگاه اعضاي شورا را به پنجره دوخت. بدون هيچ حرف و حديثي نوبت به يكي از همان دو نفر مي رسد. گويا بياناتي، رئيس سازمان اتوبوسراني شهر همدان به مكه مكرمه مشرف شده و آقايي به نام عسگري براي چند هفته سنگربان اين تشكيلات شده است. او هم بي هيچ مقدمه چيني بلافاصله رفت سر اصل مطلب: با توجه به اين كه در سال 79 قيمت بليت 175 ريال شد اما متاسفانه اين افزايش 25 ريالي چندان تاثيري بر روي مسائل مالي سازمان نداشت و علت آن هم اين بود كه پرت بليت بيشتر شد يعني تعداد افرادي كه به عناوين مختلف از دادن بليت سرباز مي زدند با اين حركت بيشتر شد و درواقع پرت بليت ازدرصد 15 به درصد 22 افزايش يافت. دليل عمده اين مسئله هم اين بود كه فرد درصورت تهيه يك بليت براي هر سرويس بايد خواه ناخواه تومان 20 پرداخت مي كرد چون 25 ريال پول خرد عموما در دكه هاي بليت فروشي موجود نيست لذا بهترين راه فرار از بليت دادن اين است كه مسافر از در پشتي وارد شود و در فرصت مناسب از در پشتي هم خارج شود. البته اين مسئله در مناطق بالاي شهر كمتر است اما در مسيرهاي پايين شهر كه مسافران آن را عمدتا پسربچه هاي دانش آموز تشكيل مي دهند مشهودتر است. عسگري ادامه مي دهد: متوسط درآمد در سال 78 در ماههاي فروردين و ارديبهشت روزانه حدود يك ميليون وهزار 28 تومان بوده و حال با اين تغيير، درآمد روزانه به طور ميانگين به حدود يك ميليون و 200 هزار تومان افزايش يافته است. او آنقدرتندتند حرف مي زند كه نه تنها از يادداشت كردن نكات مهم گفته هايش جا مي مانم بلكه نگرانم كه نكند نفس كم بياورد. در همين حال دكتر پژمان محبي از اعضاي شورا رو به آقاي عسگري مي گويد: ببخشيد آقا، شورا از چه زماني افزايش نرخ بليت اتوبوس ها را تصويب؟ كرد عسگري با تعجب نگاهي به دكتر مي اندازد و در پاسخ مي گويد: از برج پنج. عسگري باز هم ادامه مي دهد: متاسفانه درآمد اتوبوسراني كه تنها از طريق فروش بليت تامين مي شود تكافوي نياز سازمان را نمي كند و با توجه به اين كه 78 دستگاه اتوبوس جديد وارد ناوگان شده، هزينه ها بالاتر مي رود. اينها الان هر كدام 200 هزار تومان بيمه مي خواهدو هر دستگاه حداقل 13 هزار تومان براي شماره گذاري نياز دارد هزينه سوخت افزايش مي يابد و حقيقتا ما نيازمند كمك هستيم. دكتر محبي كه ظاهرا از زياده خواهي كارشناس سازمان اتوبوسراني جوش آورده مي گويد: خوب با افزايش اين اتوبوس ها درآمدتان هم افزايش مي يابد. عسگري درجواب: نه آقا توجه بفرماييد، براي به كارگيري اين اتوبوس ها حداقل بايد براي هر اتوبوس 3 راننده استخدام كنيم و از طرف ديگر بار اتوبوس هاي ديگر نيز داخل اين اتوبوس ها خواهد شد اتوبوسي يعني كه با 80 مسافر مي رفته اكنون با 40 مسافر مي رود. دكتر محبي تاكيد و اعتراض را با هم مخلوط مي كند: نه آقا مطمئن باشيد با توجه به افزايش قيمت تاكسي ها در سال آينده تمايل براي سوار شدن به اتوبوس ها بيشتر مي شود. ادامه دارد