Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791208-50877S2

Date of Document: 2001-02-27

نگهباني از قلعه قديمي رديف هفت دستگاه را رها كنيد وضعيت امروزين موسيقي ايران در گفت وگو با مسعود جاهد آهنگساز و نوازنده ني درآمد; در چند سال گذشته بحث ميان دو گروه از اهل موسيقي بيشترين چالشها را سبب شده است. گروه اول كه معتقدند رديف موسيقي سنتي معيار و متر هر كاري است و پاسداري از آن را وظيفه اصلي خويش مي دانند و گروه دوم كه معتقدند رديف اگر چه مي تواند مبنا باشد، اما نمي تواند به عنوان تنها منبع مورد اتكاء باشد. اين گروه توجه به منابع جهاني، تلفيق سازهاي جهاني با موسيقي ايراني و استفاده از خلاقيت و آفرينش هنري را مهمتر از تكيه به رديف دستگاهي مي دانند. مسعود جاهد از جمله هواداران نظريه گروه دوم است كه در تازه ترين اثر خود فضاي تازه اي را تجربه كرده است. جاهد، نوازندگي ني را در مركز حفظ و اشاعه موسيقي و نزد محمد علي كياني نژاد فرا گرفت و از آغاز فعاليت حرفه اي تاكنون آثاري چون، مهرگان، سياريحون، شيداوني، عارف و ني و كتاب آموزش درباره ساز ني را انتشار داده است. وي در و 1376سال به اتفاق همسرش شيدا گروه موسيقي ايراني كرشمه را شكل داد كه كنسرتهاي مختلفي در داخل و خارج از كشور اجرا كرد. با وي گفت وگويي انجام شده است كه مي خوانيد. گروه هنري * شما هم با موسيقي محلي و هم با موسيقي رديف آشنايي داريد چه وجوه اشتراك و چه تفاوتهايي بين اين دو نوع موسيقي وجود؟ دارد - بخشي از موسيقي رديف، ريشه در موسيقي محلي ايران دارد. اما هر يك جايگاه ويژه خود را دارند و يافتن نقاط مشترك و يا تمايز آنها چندان كمكي به ما نمي كند. مهم اين است در شرايط كنوني ما چه دركي از واژه رديف و محلي داريم. موسيقي محلي در طول ساليان متمادي نسل به نسل و سينه به سينه حفظ شده است و در پروسه اي تاريخي همگام با موقعيت جغرافيايي، تحولات اجتماعي و سياسي، مهاجرت قوميتها و تبادل فرهنگي ميان آنان تغيير شكل داده است. با گذشت زمان در اثر تحولات اجتماعي فرمهاي موسيقي مقامي ايران هر يك شكل خاص خود را پيدا كرده است و آن چه امروز از موسيقي محلي باقي مانده است دستاورد تلاش نسلهاي پيشين است. در سالهاي اخير اين منابع عظيم فرهنگي به اشكال مختلف از سوي هنرمندان معاصر روايت و اجرا شده است. در اين ميان بعضي از آهنگسازان با برداشت صحيح از اين نوع موسيقي در مقطع زماني كوتاه موفق شده اند آثار خوبي ارائه دهند. اما در ادامه آن طور كه بايد نتوانسته اند همگام با زمانه پيش متاسفانه بروند بعضي ها معتقدند كه موسيقي محلي بايد به همان شكل قديمي اش كه از گذشتگان به مارسيده حفظ و اجرا شود. در حالي كه اين ديدگاه واپس گرايانه نه تنها موسيقي محلي مان را حفظ نمي كند بلكه موجب ركود و ايستايي آن موسيقي مي شود مقامي هم مانند موسيقي هاي ديگر مي تواند به تناسب زمان و مكان در حال تغيير و تحول باشد. اگر ما نتوانيم موسيقي محلي مان را با زمانه هماهنگ سازيم آنگاه اين گنجينه ارزشمند فرهنگي به فراموشخانه تاريخ سپرده خواهد شد و در آينده جز نامي از آن به عنوان ماخذ وپيشينه فرهنگي باقي نخواهد ماند. * اخيرا اثر جديدي از شما منتشر شده است. اين اثر چه تفاوتهايي با آثار قبلي تان؟ دارد - تاكنون تمام آثار موسيقي با خوانندگي آقايان بوده است. اين شكل موسيقي ( همخواني ) براي اولين بار است كه تجربه مي شود و طبيعتا موجب تغيير فضاي خمود و يكنواخت موسيقي ايراني با صداي آقايان خواهد شد. اين نوار شامل ده تصنيف جديد است كه تاكنون سابقه نداشته است. آهنگسازان تاكنون بنا به دلائل مختلف با آوازهاي طولاني و تكنوازي سازها و قطعات بي كلام تنها به يكي دو تصنيف اكتفا نموده اند. با اين حركت عادت ديرينه كنار خواهد رفت و موجب ارتقاء سطح فرهنگ و سليقه مخاطبين خواهد شد. اصولا شنوندگان موسيقي با تصانيف و ترانه ها بهتر ارتباط برقرار مي كنند. چرا كه تصنيف چكيده رديف هفت دستگاه موسيقي است و از مشكل ترين قسمت هاي آهنگسازي محسوب مي شود. از ويژگيهاي ديگر اين اثر مي توان به استفاده از اشعار شاعران معاصر ايران: احمد شاملو، هوشنگ ابتهاج، نيما و شيدا كه خود از خوانندگان نوار است اشاره نمود. اصولا اگر خواننده اي بتواند اشعار آهنگهايش را خودش بسرايدتاثيرگذارتر خواهد بود، تا اينكه شعر يك آهنگ را شاعر ديگري بسرايد كه هيچ رابطه اي با آهنگساز و يا خواننده ندارد. شايد يكي از دلائل ماندگاري آثار عارف و شيدا همين باشد كه اين دو، شعر و آهنگهايشان را خودشان ساخته اند. آهنگسازان ما بيش از بيست سال است كه صرفا روي اشعار حافظ و سعدي و مولانا آهنگ مي سازند و بايد پذيرفت كه امروزه اين فرم تصنيف سازي در جامعه تقريبا اشباع شده است و مردم به دنبال نوع ديگري از موسيقي هستند كه بيانگر واقعيت هاي موجود جامعه باشد. اشعار حافظ و سعدي و.. گنجينه و شناسنامه ملت ماست. اگر به سراغ آنها مي رويم بايد نگرش عميق تري داشته باشيم و گرنه به موسيقي ايران لطمه خواهيم زد. * از ميان سه عنصر سازبندي، ملودي و آهنگسازي كداميك در اثر جديدتان محوريت؟ دارد -محوريت اصلي اين اثر منحصر به يك يا دوساز خاص نيست بلكه سعي شده است تا در اركستر از سازهاي موجود در حدو اندازه شخصيتشان استفاده اميدوارم شود در آينده اين امكان و اجازه را داشته باشيم كه با تلفيقي از سازهاي ايراني و غربي كار كنم. چرا كه ساز تنها يك وسيله است و اين آهنگساز است كه مي داند چگونه براي زيبايي اثر از آن استفاده كند. در عين حال استفاده از سازهاي گوناگون و اركستراسيون جديد موجب تنوع و پيشرفت موسيقي مي شود. * در اين كار از چه گونه هاي موسيقي استفاده؟ كرديد - در اين كار ريتم و هيجان محور اصلي اهدافم بوده است. هميشه در ذهنم اين سوال مطرح بوده كه چرا نسل جوان عليرغم سطحي بودن موسيقي لس آنجلسي به سراغ آن مي رود و از موسيقي ايراني گريزان است و نمي تواند با آن ارتباط برقرار كند. در طي اين سالها به اين نتيجه رسيده ام كه ريتم، تمپاني و سرعت در موسيقي عامل پيوند با نسل جوان است. امروزه شكل زندگي ماشين كه با سرعت همراه است بازندگي آرام نياكان ما فرق با مي كند چنين نگرشي تلاش كرده ام در اين اثر با سازهاي ايراني فضاي كاملا شورانگيز و مهيج ايجاد كنم و شنونده را با دنياي جديد موسيقي ايراني آشنا كنم. موسيقي اي سرشار از هيجان همراه با معرفت، عشق و حماسه، كه البته به صورت طبيعي ممكن است واجد ضعف ها و كاستي هايي هم باشد. * در اجراي اثر و انتشار آن با چه مشكلاتي مواجه؟ بوديد - در شرايط كنوني انتشار آثار هنري با مشكلات بسياري همراه با است ايجاد فضاي فرهنگي جديد همسرم با آرزوي اينكه روزي بانوان هنرمند بتوانند درصحنه موسيقي ايران حضور داشته باشند با نظارت مركز موسيقي، گروه موسيقي بانوان كرشمه را بنيان از نهاد سال 1376 براي نخستين بار با اجراي كنسرت رسمي ويژه بانوان و نيز همگام با بانوان هنرمند ديگر با حضور در جشنواره هاي موسيقي فجر و گل ياس (ويژه بانوان ) در جهت تحقق اين آرزو تلاش فراوان كرد. انتشار نوار شيدا ماحصل تلاش و انتظار طولاني است، كه سرانجام با مساعدت وزارت ارشاد و مركز موسيقي تحقق پذيرفت. از اينكه اين افتخار يعني انتشار اولين موسيقي همخواني نصيبم شده است خوشحالم و اميدوارم در آينده شاهد انتشار آثاري اينچنين از سوي ديگر آهنگسازان باشم. * وضعيت موسيقي كشور را چگونه؟ مي بينيد - بايد گفت كه وضعيت موسيقي ايران بسيار اسفناك است. بيش از دو دهه است كه موسيقي ايران درگير قواعد و قوانين آهنين سنت گرايي است و تا زماني كه فضاي حاكم بر موسيقي ايراني مبتني بر تئوري سنت گرايانه باشد هيچگاه موسيقي ما از حالت خمودي و بحران خارج نخواهد شد. بحران كنوني در موسيقي ايراني كه ريشه در ديدگاههاي تنگ نظرانه دارد دير يا زود پايان خواهد ما يافت در همه عرصه هاي فرهنگي، اجتماعي شاهد تحولات گوناگون هستيم و قطعا موسيقي ايراني همگام با زمانه پيش خواهد رفت و موقعيت خويش را در جامعه تثبيت خواهد موسيقي نمود موسوم به سنتي در دهه شصت تحت شرايط خاص سياسي، اجتماعي به خوبي توانست بانسلي كه داراي روحيه آرمانگرايانه بود ارتباط برقرار كند. اما امروز نسلي ديگر با انديشه اي نو جايگزين نسل پيشين شده است. اماموسيقي سنتي نتوانست از آن قيد و بند رهايي يابد. عدم درك و شناخت موسيقيدانان از شرايط موجود سبب شكست تاريخي موسيقي ايران خواهدشد. جهان به سرعت در حال تغيير است. ما با انسان نو و جهان نوروبه رو هستيم. اما بدون درك واقعيتهادور خود حصار كشيده ايم. موسيقيدانها امروز به جاي اينكه خلاقيت و آفرينشهاي نو از خود بروز دهند از قلعه قديمي رديف هفت دستگاه نگهباني مي كنند درصورتي رديف كه پايه موسيقي ماست و تنها وسيله اي براي آفرينش. فكر مي كنم كه بايد اين واقعيت را بپذيريم كه موسيقي موسوم به سنتي باشكل فعلي خود ديگر پاسخگوي نسل جوان ما نيست. * نظرتان راجع به جشنواره فجر چيست وآيا تاكنون در اين جشنواره شركت؟ كرده ايد - چندين دوره به صورت غيرمستقيم سرپرستي گروه كرشمه را در جشنواره فجر به عهده داشته ام و نيز با گروههاي ديگر به عنوان نوازنده ني همكاري كرده ام. متاسفانه امسال به علت نداشتن كارت دعوت و يا بليت هيچ يك از كنسرتهاي جشنواره را تنها نديده ام از طريق جرايد مطلع شده ام كه از گروههاي خارجي مثل آلمان، اتريش، ارمنستان و... دعوت به عمل آمده است. طبيعتا حضور اين گروههاي خارجي با سبكهاي گوناگون در جشنواره فجر در ارتقاء بينش و شناخت موسيقيايي مخاطبين و تماشاگران موثر خواهد بود. جشنواره فجر با برنامه ريزي و دقت نظر بيشتر مي تواند به يك جشنواره بين المللي و تاثيرگذار موسيقي تبديل شود. * تجربه هاي آهنگسازي تان بر اساس موسيقي محلي و سنتي چگونه؟ است - همانطوري كه گفتم امروزه بخش اعظم جوانان ايران متاسفانه از اين موسيقي گريزان شده اند و به موسيقي هاي ديگر روي آورده اند. با گسترش سيستم ارتباط جمعي مثل ماهواره، اينترنت و... انسان معاصر با انواع و اقسام فرهنگها ارتباط نزديك دارد وآزادانه مي تواند آنچه را كه دوست دارد انتخاب كند. در چنين شرايطي وظيفه هنرمندان و بويژه موسيقيدانان بسيار سنگين است. آنان بايد اين توانائي را داشته باشند كه آثاري با مضموني نو و برگرفته از فرهنگ مردمي بيافرينند تا به راحتي در ميان عامه مردم تاثيرگذار باشند، به ميان مردم بروند با آنان سخن بگويند و عشق و صداقت را توشه هنر خود سازند. چرا كه قضاوت كنندگان نهائي همين مردم هستند. * در مورد وضعيت اقتصادي و رفاهي جامعه موسيقي چه نظري ؟ داريد - اهالي موسيقي در شرايطسخت اقتصادي قرار دارند و تحت فشارهاي روحي با كمترين اميد به آينده گوشه انزوا اختيار كرده اند. هنوز هنرمندان و دانش پژوهان موسيقي از حداقل حقوق اجتماعي همچون بيمه خدمات درماني، مسكن، حقوق ماهيانه و... محروم هستند. دانشجويان موسيقي زيادي را مي شناسم كه پس از اخذ مدرك تحصيلي به دليل كمبود امكانات هيچ انگيزه اي براي پيشرفت و بروز خلاقيتهاي فردي ندارند. شايسته است وزارت ارشاد آئين نامه اي مبني بر تامين پشتوانه شغلي و مالي موسيقيدانان تصويب نمايد. در غير اين صورت انگيزه و خلاقيت نسل پويا و نخبگان موسيقي در نطفه خفه خواهد شد و به مرور زمان سير قهقرايي موسيقي ما را به كام خود خواهد كشيد. به راستي كه هنر موسيقي در كشورمان بيش از ساير هنرها مظلوم واقع شده است. گفت وگو از: سيروس پوراسحاق