Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791207-50867S1

Date of Document: 2001-02-26

اگر چرخ آموزش و پرورش بگردد اشاره: ساختار مديريت كلان آموزشي در كشور ما به رغم نقش كليدي تعليم و تربيت در حل بسياري از معضلات و رفع موانع توسعه يافتگي، سالها و بلكه دهه ها با قالبهاي سنتي و غيرعلمي خود دست به گريبان بوده و در طول زمان بحرانها و مشكلات عديده اي را براي نظام تعليم و تربيت ما به ارمغان آورده است. فقدان نگرش جامع و علمي از نقش و اهميت بنيادين نظام آموزش و پرورش در رسيدن به اهداف توسعه پايدار و همه جانبه و جامعه اي سالم و پويا نزد دولتمردان و تصميم سازمان از يك سو و عدم وجود روندي علمي، فراجناحي و قابل اجرا در انتصاب مديران شايسته در سطوح عالي براي اين بخش از جامعه در نهايت موجب شده تا در ادوار مختلف زماني شاهد انتقادهايي از عملكرد رهبري سازماني در نظام آموزش و پرورش كشور و استيضاح وزراي وقت آموزش و پرورش از سوي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي باشيم، بي آنكه قدري در خصوص چرايي و چگونگي تداوم اين روند معيوب تامل كنيم و براي پيشگيري از خسارتهاي جبران ناپذير مادي و معنوي ناشي از آن هم كه شده، به ريشه يابي و درمان در اين زمينه بينديشيم. بحث استيضاح حسين مظفر وزير آموزش و پرورش دولت خاتمي، كه توسط حدود 76 نفر از نمايندگان عضو فراكسيونهاي مختلف مجلس شوراي اسلامي در روزهاي آغازين بهمن ماه سال جاري مطرح شد، البته شايد آخرين تجربه در اين خصوص نباشد، اما بي شك مي تواند آموزه اي ارزشمند براي دولتمردان ما در ادوار آتي قلمداد شود. موضوع استيضاح وزير آموزش و پرورش روز پنجم بهمن در يك جلسه غير علني مورد بررسي قرار گرفت و بحث آئين نامه اي مربوط به طرح، در اين جلسه مطرح شد; زمان مناسب اعلام وصول طرح استيضاح توسط هيات رئيسه. براساس آئين نامه داخلي مجلس از زمان اعلام وصول طرح استيضاح، وزير حداكثر ده روز وقت دارد تا براي پاسخگويي به نمايندگان در مجلس حاضر شود. همزماني ارائه طرح استيضاح با روند بررسي بودجه سال 80 از يك سو و فرارسيدن تعطيلات ده روزه نمايندگان در دهه فجر انقلاب اسلامي، از سوي ديگر از جمله دلايلي بودند كه در اين جلسه جهت به تعويق انداختن زمان اعلام وصول طرح توسط هيات رئيسه، از سوي بهزاد نبوي مطرح شد و اين در حالي بود كه استيضاح كنندگان ده روز تعطيلي را قابل محاسبه براي اعلام وصول طرح ندانسته و معتقد بودند كه هيات رئيسه طرح را اعلام وصول كند و جلسه استيضاح بلافاصله پس از تعطيلات تشكيل شود. نتايج جلسات غير علني مجلس و مذاكرات برسر طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش، البته هنوز به طور شفاف و رسمي منتشر نشده، اما رايزني هاي صورت گرفته ميان امضا كنندگان طرح استيضاح، هيات رئيسه مجلس و وزير آموزش و پرورش و مصلحت انديشي هاي صورت گرفته در اين خصوص، طرح مزبور رامسكوت گذاشته است. مطلبي كه در پي مي آيد به بهانه اين موضوع تهيه شده و در صدد است تا با استناد به نظريات جمعي از كارشناسان و صاحبنظران آموزشي، به بازشكافي مهم ترين معضلات فعلي نظام آموزش و پرورش كشور و نقش مديريت آموزش در رفع امور معضلات و رشد آموزش و پرورش بپردازد وويژگيها و شاخصه هاي يك كارگزار شايسته براي نهاد مقدس تعليم و تربيت را برشمارد. افت تحصيلي آفت اول دكتر داريوش نوروزي، استاددانشگاه مهمترين آفت فعلي نظام آموزش و پرورش را افت تحصيلي دانش آموزان دانسته و مي گويد: البته مشكلات آموزش و پرورش زياد است، اما آنچه از همه مهمتر وخطرناك تر است، افت تحصيلي به دانش آموزان است، طوري كه گفته مي شودتنها در سال گذشته ميزان مردودي دانش آموزان حدود يك ميليون و 300 هزارنفر بوده است و اين مرحله بين افت تحصيلي و احتمالا خطر سقوط جوانان ما خيلي سريع طي مي شود. چون اخراج از موجب مدرسه، وروددانش آموزبه وادي جرم وجنايت مي شودوآنچه از مسئولان و دست اندركاران اين نظام انتظار مي رودآن است كه هر چه سريعتر با برنامه ريزيهاي دقيق و عملي چاره اي براي اين معضل بزرگ فعلي انديشه كنند. وي مي افزايد: متاسفانه يكي از دلايل اين افت تحصيلي بزرگ در ميان دانش آموزان ما، اوضاع نابسامان كتابهاي درسي است. در حال حاضر بين كتابدوم و سوم راهنمايي توالي منطقي وجود ندارد و اين در حالي است كه متاسفانه بين اجزاي خود كتاب هم اين توالي ديده نمي شود. يعني دانش آموز براي ارتقاء از يك پايه به پايه ديگر، پيش نيازدروس پايه بالاتر را ندارد و همين موجب مي شود كه بچه ها نتوانند آن طور كه بايد و شايد پيشرفت كنند ودچارافت تحصيلي مي شوند. وي ضمن تاكيدبر ضرورت سيستماتيك كردن كتابهاي درسي و طراحي علمي وصحيح براي آنها مي گويد: در صورت اصلاح نظام برنامه ريزي درسي و ايجاد توالي منطقي بين كتابها از پايه اول ابتدايي تا حتي دانشگاه، بايد معلماني توانمند براي تدريس اين كتابهاتربيت شوند. يعني كساني در دانشكده هاي تربيت معلم گزينش شوند كه واقعازمينه و استعداد و علاقه به اين شغل شريف را داشته باشند. در حال حاضر معلم وقتي سر كار از مي آيد، نظر اقتصادي واقعا تامين نمي شودو بالاجباراز معلمي كم مي گذارد و به كارهاي دوم و سوم رو مي آورد. دكتر نوروزي ايجادمحيطهاي نامناسبآموزشي با امكانات تفريحي، لازم كتابخانه اي، ورزشي، وسايل كمك آموزشي و ... رااز جمله راهكارهاي خروج از بحران موجود مي داند. نظام برنامه ريزي درسي مجمع الجزايري است سيد مرتضي خلخالي كارشناس باسابقه مسائل آموزشي و برنامه ريزي درسي ساختار نابسامان نظام برنامه ريزي درسي را از جمله معضلات مهم نظام آموزش و پرورش دانسته، مي گويد: نظام برنامه ريزي درسي يك سيستم است كه از مولفه ها و عناصرگوناگوني تشكيل شده كه با يكديگردر تعامل فعال هر هستند تغييري در يك مولفه، مستلزم ايجاد تغيير هماهنگ و همسو در ساير مولفه هاست. متاسفانه سياستگذاري و اقدامات اجرايي نظام برنامه ريزي درسي ما در درايران، يك نهاد واحد طرح ريزي بلكه نمي شود، هر يك از مولفه ها در يك نهاد وابسته به يك دفتر كل، معاونت و يا وزارتخانه انجام مي گيردكه تعامل پويا و علمي ميان آنها برقرار نيست. در حقيقت نظام برنامه ريزي درسي ما همچون مجمع الجزايري است كه هر نهاد آن دريك جزيره است. وي مي افزايد: كار برنامه ريزي و تاليف كتابهاي درسي در سازمان پژوهش وزارت آموزش و پرورش، تربيت دبير در دانشگاه هاي وابسته به وزارت علوم و تربيت معلم دردوره راهنمايي و دبستان در شاخه معاونت نيروي انساني وزارت آموزش و پرورش و سنجش سراسري براي ورود به دانشگاهها، كه مهم ترين نقش جهت دهنده به كل نظام آموزش عالي را دارد، در سازمان مستقل خود قرار داردكه كار سنجش را به همان شيوه هاي سنتي آزمونهاي تستي دهها سال پيش ادامه مي دهد و نظام سنجش وامتحاني در دفتر كل امتحانات وابسته به شاخه معاونت آموزشي است و... خلخالي تاكيد مي كند: هيچ گونه نهاد سياستگذاري علمي فعاليتهاي اين نهادها را بر اساس ساختار و اهداف نظام آموزشي هماهنگ نمي كند و در اغلب موارد و در بسياري از موارد، فعاليت اين نهادها ناهمسو و حتي در تضاد است. براي مثال، برنامه هاي درسي آموزش عالي هيچگونه درس برنامه ريزي و روشهاي درسهاي اختصاصي ارائه نمي دهد. يعني سالهاست كه جاي يك نهاد علمي و فني يا يك شوراي سياستگذاري علمي نظام آموزشي كه مستقيما زير نظر نهاد رياست جمهوري فعاليت كند، دركشور ما خالي است. اين نهاد مي تواند در برگيرنده تعدادي متخصص و صاحبنظر در تعليم و تربيت، برنامه ريزي درسي و آموزشي، سنجش، تربيت معلم و فناوري آموزشي باشد كه همراه با كارشناسان آگاه به نمايندگي از دفاتر و نهادهاي تشكيل دهنده مجموعه نظام آموزشي، سياستهاو خطوط اصلي و راهبردهاي سنجيده و علمي ارائه دهد. همچنين اين نهاد مي تواند نقش نظارت و پيگيري بر حركت همسوي تمامي مولفه ها را داشته باشد. وي مي گويد: اين حلقه مفقوده اگر در كشور ايجاد شود، در صورت تعويض و تغيير وزير هم برنامه ها بدون تغيير اجرا مي شوند. خلخالي مهم ترين معضل فعلي نظام آموزشي كشور را عدم تربيت نيروي انساني در درس اختصاصي و فقدان نهادي قدرتمند و منسجم در امر نظارت بر نظام برنامه ريزي درسي دانسته، مي گويد: ما نظام آموزشي را تغيير مي دهيم، بدون اينكه انبوه متخصصان برنامه ريزي و روشهاي درسهاي اختصاصي را داشته باشيم و بدون اينكه نهاد هماهنگ كننده را در داراباشيم نتيجه اين جريان گرفتار دور باطل تغيير برنامه، تغيير كتابهاي درسي، پيدايش بحران جديد و تكرار چرخه معيوب شده ايم. بازگشايي اين گره كار هر كسي نيست! دكتر محمداحديان، استاد دانشگاه علامه طباطبايي در اين خصوص چنين اظهار نظر مي كند: نظام كنوني آموزش و پرورش ايران اشكالات و معضلات متعددي دارد. بر شمردن و تحليل و رفع اين معضلات آسان ولي كارشناسانه و متعهدانه است. هر كسي كه عمر خود را صرف كسب علوم نظري تربيتي توام با بكارگيري آن علوم به شكل عملي نكرده است و بر سبيل اتفاق وارد معركه آموزش و پرورش شده است، قادر به بازگشايي اين گره كور نيست. يك كلاس درس در ايران اشكال هاي متعدد آموزش و پرورشي دارد كه گاهي اوقات كارگزاران محترم با چشم بسته به آنها مي نگرند. اين درست نيست. درست آن است كه يا متعهدان و متخصصان واقعي جاي اين افراد قرار گيرند و يا اين افراد مشاوراني با اين ويژگيها براي خود دست و پا كنند. چرا دست اندركاران آموزش و پرورش بارها و با صرف ميلياردها تومان هزينه نتوانسته اند تاثيري در راستاي رفع مشكلات موجود؟ بگذارند به راستي چه بايد؟ كرد واقعيت اين است كه بزرگترين معضلات آموزش و پرورش ايران شناخته شده است ولي معدود كساني هستند كه اين معضلات را شناسايي كرده، قادر به تحليل آنها بوده و مي توانند نوشدارويي براي درمان آنها پيشنهاد كنند. وي مي افزايد: برخورد قاطع با معضلات موجود مستلزم يك عزم ملي است. نيازمند يك نهضت فراگير است كه با صدور فرمان از جانب بزرگمردان جامعه و خطاب به متعهدان و متخصصان انجام شود. هرم مديريت آموزشي وارونه است آنچه واضح و مبرهن است، تفاوت ملموس ميان نوع مديريت آموزش از ساير انواع مديريت است. مديريتي كه در آن علاوه بر هدفمند بودن و برنامه ريزي علمي و تسلط بر اصول مديريتي، شخص مدير در خدمت اركان و زير مجموعه تحت مديريت خود است. بدين معنا كه در يك نظام تعليم و تربيت تكامل يافته و سالم، هرم مديريت هرمي واژگونه است كه در آن همه براي يك نفر خدمت مي كنند; براي دانش آموز. دكتر نوروزي، در اين زمينه، معتقد است: اگر هرم مديريت را در نظر بگيريم، مدير آموزش در راس هرم قرار مي گيرد و در عين اعمال مديريت هدفمند و علمي ولي هرم مديريت آموزش واژگونه است. يعني ته هرم بالا و سر آن پايين قرار دارد. بدين طريق كه مدير خدمتگزار به معاونان و معاونان خدمتگزار به معلمان و معلمان بايستي در اختيار شاگردان باشند. دكتر نوروزي معتقد است: متاسفانه در حال حاضر اين اصل مهم در سطوح مختلف آموزش و پرورش ما از بالا به پايين مورد بي توجهي قرار گرفته. كساني كه در حوزه هاي ستادي و اداري هستند، خود را حاكم بر مدرسه مي دانند و تجسم اين شكل از مديريت براي خيلي از مديران آموزشي ما مشكل است. در حالي كه همان كس هم كه در وزارتخانه مديريت مي كند، مي بايست خود را در خدمت مدرسه و دانش آموز بداند. مديريت آموزشي به رغم نقش حياتي آن در پيشبرد برنامه ها و اهداف آموزشي و رشد نظام تعليم و تربيت، متاسفانه در كشور ما هنوز جايگاه واقعي و درست خود را پيدا نكرده است. برخوردهاي غير علمي با اين مقوله همواره لطمات زيادي را بر پيكره نهال تعليم و تربيت وارد آورده است. عدم تعريف ضوابط علمي و اصولي براي انتخاب و گزينش مديران در تمامي سطوح مديريت، تمسك به شيوه هاي سنتي مديريت، عدم اتكا به يافته هاي پژوهش در تصميم گيريها و برنامه ريزيها و... را شايد بتوان از جمله مواردي دانست كه ساختار مديريت سنتي نظام آموزشي ما بشدت از آن رنج مي برند. فريبا صحرايي ادامه دارد