Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791206-50862S1

Date of Document: 2001-02-25

كاهش قدرت خريد مردم، در بستر گل آلود اقتصاد چگونه مي توان با ساماندهي نظام توزيع قدرت خريد مردم را افزايش؟ داد در يك اقتصاد سالم و بستر كارآمد، فعاليت انسان به گونه اي است كه حداقل كارايي براي يك شخص به شرط اشتغال مساوي است با حداقل درآمد و حداقل درآمد برابر است با حداقل زندگي در بستر حيات اجتماعي و حداقل زندگي برابر است با داشتن مايحتاج ضروري روزمره و نيازمندي هاي اوليه حيات به شرط حفظ حيثيت اجتماعي و حفظحيثيت اجتماعي افراد برابر است با ميزان انصاف در اجراي عدالت. در يك اقتصاد سالم بخشي از كارآمدي مربوطبه اين واقعيت است كه دولت به عنوان يك ساختارو تشكيلات كلان حكومت بتواند از كليه درآمدهاي افراد يا دارايي هاي آنها كه با گذشت زمان يا با استفاده از ترفند خريد و يا اعمال سياست سودجويانه بدون در نظر گرفتن عواقب منفور و ضدارزشي در موجب جامعه، رشد بي رويه ارزش افزوده اموال و دارايي ها شده است، ماليات متناسبي را دريافت نموده تا بدينوسيله با ايجاد تعادل نسبي نسبت به آنچه كه از حقوق ديگران اجحاف گرديده، بخشي از سرمايه هايي را كه خواسته يا ناخواسته، آگاهانه يا غيرآگاهانه در اختيار قشر خاصي از جامعه قرار گرفته است دوباره از طريق سرمايه گذاري در بخش دولتي و يا ايجاد مراكز خدمات رساني در اشكال مختلف به رگهاي حياتي جامعه و تزريق نمايد البته اين راهكار و سازوكار در شرايطي است كه يك سياستگذاري سالم در مقوله اقتصاد و اجراي عدالت به كمك گونه اي از اقتصاد به هم ريخته و بحراني مي آيد. چرا كه اساسادر ساختار يك اقتصاد سالم مشكلاتي از قبيل آنچه كه از آن ياد شده بسيار ضعيف يا در سطوح قابل حصول نمي باشد و در حالتي كه بخشي از سرمايه هاي افزوده با انتقال از بخش خصوصي به بخش دولتي به رگهاي حياتي جامعه تزريق شود، سرمايه دارو سرمايه گذار شاهد اين واقعيت خواهد بود كه ماحصل بخشي از فعاليت هاي آنها به شكل كاناليزه شده و سيستماتيك از كانال دولت، درجهت ايجاد رفاه عمومي به كار گرفته شده است و چنانچه اين وضعيت براي سرمايه دار و سرمايه گذار مقرون به صرفه باشد آن را ادامه و در صورت عدم موفقيت از ادامه آن باز خواهد ماند. در وضعيتي كه آن را بايد بحران كنترل ونظارت در جمع آوري يا جذب ثروت هاي سرگردان و خارج از شبكه و تشكيلات بانكي ناميد، عده اي از افراد با كمترين توليد، سودآوري و فناوري براي كشورو عده اي نه تنها فارغ از هر يك از پارامترهاي ياد شده بلكه با ايجاد اختلال در شبكه توزيع عادلانه كالا و خدمات و بهره وري از اطلاعات بيشترنسبت به تصميمات اتخاذ شده در مصوبات دولت و مجلس به ثروتهاي نجومي دست يافته اند وگاه به علت نبود يك شبكه آگاه و منسجم جهت صحه گذاشتن بر صحت يا سقم اخبار منتشره از سوي رسانه هاي گروهي بويژه روزنامه ها، شايعاتي منتشر شده تا بدينوسيله عكس العمل مردم شناسايي و مورد بهره برداري سودجويانه اين قبيل سوداگران قرار گيرد. وقتي عده اي به دوراز هر دغدغه خيال و با كمترين زحمت نسبت به آنچه كه به دست مي آورند با سود جستن از بستر گل آلود اقتصاد و شرايط اجتماعي در جامعه، روزانه ميليون ها تومان به جيب مي زنند و با توسل به كارهاي مختلف ثروت هاي زيادي را مي اندوزند. در چنين شرايطي چه اتفاقي طبيعي مي افتد، است كه قدرت خريد اين عده بالا مي رود و با توجه به اينكه راه دستيابي به اين ثروت ها براي آنها چندان دشوارنبوده و به آساني صورت گرفته است، فرهنگ صحيح و بهينه استفاده از پول را نداشته و پول را به راحتي به هر ميزان جهت خريد خوراك، پوشاك، مسكن، ماشين وديگر تجملات نه چندان ضروري در بستر حيات اجتماعي انسان صرف مي نمايند و به همين دليل چون قدرت خريد براي اين عده وجود دارد، لذا مسلما در چنين شرايطي قيمت اجناس نه تنها پايين نيامده بلكه با افزايش روزافزون ثروت هاي آنها روز به روزبه قيمت اجناس نيز افزوده مي شود. زيرا فروشندگان كالا و خدمات راغب هستند كه بيشترين كالاي خود را در اختيار كساني قرار دهند كه راحت خريد مي كنند و به سبب شگردي كه در دستيابي و شناسايي به راههاي فروش آن در بستر گل آلود اقتصاد دارند، مبلغ خريد را راحت تر پرداخت مي كنند. در چنين اوضاع و احوالي سودجويان خرده پا نيز با الگوپذيري از الگوهاي غلط كلان رايج در جامعه درصدد سودجويي از وضعيت موجود و نابسامان كه نوعي آنارشي قانون را در ذهن تداعي مي كنند، برمي آيند. اين وضعيت حاكي از آن است كه در بستر چنين اقتصادي بيكاران، كارگران و كارمندان كم درآمد كه درصد قابل توجهي از جامعه را تشكيل مي دهند. و لذا منحني كه از اين نمودار به دست مي آيد به خوبي نشان خواهد داد كه يك كارگر يا كارمند نه تنها با قدرت خريد يك ميلياردر زندگي مي كند بلكه نسبت به او متحمل % افزايش 100 در هزينه خريد مي شود. و حال چند سوال پيش مي آيد: الف - در كدام اقتصاد سالم كسي مدعي چنين شرايط سختي؟ است ب - آيا واقعا هيچ راهي براي خروج از اين بحران؟ نيست ج - سهم دولت از اين همه پول هاي بادآورده كه موجبات فاصله طبقاتي را فراهم كرده چقدر بوده يا است كه در حقيقت بتوان با جذب آن بخشي از نيازهاي مشروع مردم را برآورده ساخت و از اين طريق تعادل بيشتري در عرضه عادلانه كالا و خدمات در بين عامه مردم به وجود آورد. بي گمان خروج از هر نوع بن بستي و استفاده از راهكارها و سازوكارهاي مناسب به دست تواناي دولتمردان و سياستگذاران ميهن اسلامي نه تنها ممكن بوده بلكه با يك عزم ملي است كه مي توان دريچه هاي روشنايي و نجات را بر روي تاريكي ها گشود و سرفصل تازه اي را در روند روبه رشد هويت و ارزش هاي اصيل اسلامي گشود. حبيبالله جمالي