Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791206-50853S3

Date of Document: 2001-02-25

التماس نكن! بررسي فرهنگ التماس از نگاهي جامعه شناختي * كسي كه التماس مي كند، نه تنها نزد ديگران بلكه در نزد خويشتن نيز شخصيت خود را مي شكند و اين امر موجب مي شود تا فرد التماس كننده از نظر رواني براي خودش ارزش و منزلتي قائل نباشد * حفظحرمت وشخصيت تنها فرد، ارزش نهادن به يك نفر نيست بلكه به منزله ارزش نهادن به تمام بشريت است التماس يكي از پديده هاي منفي و ضد ارزش در جامعه ماست، پديده اي كه هيچكس دوست ندارد به آن توسل جويد، اما با اين وجود در بسياري از موارد آن را در اجتماع مشاهده مي كنيم، واژه التماس در لغت نامه دهخدا به معني جستن چيزي آمده است و همچنين التماس كردن به خواهش كردن و خواستن چيزي با تضرع و زاري معني شده است. در هر التماس حداقل سه عامل اصلي وجود دارد كه عبارتند از- 1 كسي كه التماس مي كند- 2 نياز يا خواسته - 3 كسي كه به او التماس مي شود. واقعيت آن است كه زندگي انسانها در اجتماع به يكديگر مرتبط مي باشد و لذا همانطور كه فلاسفه و علماي اجتماعي گفته اند انسان موجودي اجتماعي است و براي تسهيل زندگي و رفع نيازهاي خود هم كه شده ناچار است با اجتماع در ارتباط باشد و از طريق تعامل با ديگران به اهداف خويش نائل شود و حاجاتش را برطرف نمايد. بر اين اساس هيچ فردي را نمي توان يافت كه بي نياز از اجتماع باشد و يا گرايش به زندگي اجتماعي نداشته باشد. رابطه فرد با اجتماع يك رابطه دوجانبه است، يعني هم فرد به اجتماع نيازمند است و هم اجتماع به فرد، به همين دليل هم فرد بر اجتماع تاثير مي گذارد و هم اجتماع زندگي فرد را تحت تاثير خود قرار مي دهد. براي پي بردن به مواهبي كه زندگي اجتماعي براي هر يك از ما دارد، كافي است براي لحظاتي هم كه شده به پيرامون خويش از روي تامل نظري بيافكنيم، در آن صورت متوجه مي شويم كه ما غرق در مواهب زندگي اجتماعي هستيم، به عنوان مثال خانه اي كه در آن سكني گزيده ايم، لباسي كه مي پوشيم غذايي كه، مصرف مي كنيم و.. همه و همه حاصل زندگي اجتماعي است و به همين خاطر هر فردي مديون اجتماعي است كه در آن زندگي وقتي مي كند كه متوجه مي شويم اجتماع اين قدر براي ما سودمند است، آيا شايسته است كه ما براي خدمت به مردم و جامعه تلاش و كوششي از خود نشان آيا؟ ندهيم بايد در قبال خدمتي كه به اجتماع مي كنيم (و در واقع وظيفه خود را انجام مي دهيم ) مزد خود را در قالب منت گذاشتن دريافت؟ نماييم با توجه به آنچه گفته شد به اين نتيجه مي رسيم كه هر فردي وظيفه دارد در قبال تسهيلاتي كه اجتماع در اختيار او مي گذارد، به جامعه خدمت نمايد بدون اينكه منتي بر جامعه و تك تك اعضاي آن بگذارد. با اين وجود هنوز هم جامعه ما از پديده هايي زشت و ناميمون نظير التماس، رنج مي برد. تحليل التماس كسي كه التماس مي كند حتما داراي خواسته اي است و اما اين خواسته از دو حال خارج نيست، اول اينكه ممكن است خواسته او منطقي و قانوني باشد، كه در اين صورت نبايد به التماس متوسل شود، بلكه بايد خواسته خويش را از مجاري قانوني پي گيري كند و به طور قانوني حق خود را مطالبه نمايد. بديهي است وقتي كه افراد عادت كنند از مجاري قانوني حق خود را مطالبه نمايند، در اين صورت جامعه به سمت قانونمند شدن حركت مي نمايد و ديگر نيازي به التماس كردن نيست و اما حالت دوم اين است كه امكان دارد خواسته فرد التماس كننده غيرقانوني باشد كه در اين صورت نشان از قانون گريزي دارد، البته قانون گريزي خود نيز داراي دلايلي است از جمله اينكه ممكن است خود قانون درست وضع نشده باشد يا با واقعيات انطباق نداشته و به همين دليل فاقد زمينه اجرايي باشد، در چنين حالتي قانون به جاي اينكه كارها را براي افراد آسان نمايد، خود گرهي بر مشكلات آنان مي افزايد و امور را پيچيده تر و مشكل تر مي نمايد. همچنين ممكن است قانون گريزي كه در شكل و شمايل التماس كردن، جلوه مي نمايد ناشي از بوجود آمدن تضاد بين منافع فرد و اجتماع باشد، كه در اين صورت نيز بايد تلاش نمود كه تا حد امكان اين تضاد برطرف گردد و بين منافع فردي و اجتماعي، هماهنگي و همبستگي به وجود آيد. ابعاد پديده التماس التماس از ابعاد گوناگون داراي آثار و نتايج زيانباري است كه ما در اينجا به برخي از آنها اشاره مي كنيم: - 1 از ديدگاه روان شناسي: از اين ديدگاه كسي كه التماس مي كند، نه تنها نزد ديگران بلكه در نزد خويشتن نيز شخصيت خود را مي شكند و اين امر موجب مي شود تا فرد التماس كننده از نظر رواني براي خودش ارزش و منزلتي قائل نباشد و التماس در روح و روان او جراحاتي به وجود آورد كه التيام آن به سادگي امكان پذير نگردد و در نتيجه فرد دچار عقده هايي شود كه به اشكال گوناگون ميل به بروزداشته باشند، مثلاممكن است عقده هايي كه بر اثر التماس كردن به وجود آمده اند فرد را وادار نمايد كه او نيز موقعيتي ايجاد كند كه ديگران ناچار شوند به وي التماس كنند. - 2 از جنبه اجتماعي: به احتمال زياد كسي كه به ديگران التماس مي كند نمي تواند به عنوان يك عضو مفيد و متعادل اجتماع، منشا خدمت به مردم و جامعه باشد زيرا همانطور كه گفته شد چنين فردي داراي روحي مجروح است و التماس موجب خواري او شده است و چنين فردي چون ارزش چنداني براي خود متصور نيست ممكن است دست به هر كار ناشايستي بزند. براساس فرموده حضرت امام هادي ( ع ) كسي كه براي خود ارزش و اعتباري قائل نباشدموجود خطرناكي براي جامعه محسوب مي شود. آن حضرت در اين باره چنين مي فرمايند: كسي كه در نزد خودش خوار باشد از شر او ايمن مباش - 3 از بعد ديني: از اين بعد نيز التماس پديده اي مذموم مي باشد، زيرا با مقام و منزلت انسان در تضاد آشكار است. انسان از ديدگاه ديني مقامي بس والا دارد وصفت ناپسند التماس در شان، منزلت و مرتبت او نيست. قرآن كريم براي امتيازاتي قائل انسان، است كه برخي از آنها عبارتند از: الف - مقام امين اللهي ب - مقام روح اللهي ج - مقام خليفه اللهي د - كرامت ه - فضيلت و - مظهر اسماء الهي بودن ز - مسجود ملائكه بودن همچنين از ديدگاه اسلام ارزش يك انسان به اندازه ارزش همه انسانهاست و براساس همين منطق ديني، حفظحرمت و شخصيت تنها فرد، ارزش نهادن به يك نفر نيست بلكه به منزله ارزش نهادن به تمام بشريت است و نيز خوار نمودن تنها شخص، اهانت به يك نفر محسوب نمي شود بلكه برابر است با اهانت به همه ابناي زيرا بشر، بشريت در جوهره انسانيت خودشان يكسانند و لذا همه حق دارند كه شخصيت و منزلت آنان مورد احترام قرار گيرد. - 4 از جنبه فرهنگي: از اين جنبه نيز التماس پديده اي ناشايست مي باشد كه فرهنگ جامعه را به مراتب پايين تري تنزل مي دهد و باهنجارهاي پسنديده و مطلوب در تضاد مي باشد در واقع اين فرهنگ معضل، جوامع را تهديد مي كند و مانع رشدسجاياو فضائل اجتماعي و انساني مي شود. با توجه به اينكه بسياري از صاحبنظران فرهنگ را زيربنا مي دانند، بنابراين پديده التماس در رسيدن جوامع به كمالات موانع انساني، متعددي ايجاد مي كند. - 5 از جنبه اقتصادي: در بعد اقتصادي نيز پديده التماس مانع رشد و توسعه جوامع است زيرا لازمه تحقق پيشرفتهاي اقتصادي برخورداري از نيروي انساني كارآمد و توانمند امري مي باشد، كه كشورهاي جهان از آن به عنوان بزرگترين سرمايه ياد مي كنند و اما پديده التماس در درجه اول اعتماد به نفس وعزت نفس كاركنان را هدف قرار مي دهد و ترديدي نيست كاركناني كه خود را (با التماس كردن ) خوار مي نمايندواعتماد به نفس خويش را از كف مي دهند هرگزنمي توانند آن طور كه شايسته است نقش آفريني كنند ودرنظام اقتصادي منشاء تحولات مثبتي باشند. شيوه هاي برخورد با فرهنگ التماس بدون شك پديده التماس در كشور ما داراي ريشه هاي عميق تاريخي است و لذا نمي توان انتظار داشت كه در مدت بسيار كوتاهي اين معضل از سيماي فرهنگ جامعه پاك شود و اما خود اين امرنيزدليلي نمي شودكه دست روي دست بگذاريم و براي كاهش و محوتدريجي آن اقدامي ننماييم بلكه مي توان اميدواربود كه با شيوه هاي مناسب، در آينده شاهد غلبه بر اين پديده ناپسند باشيم. ناصر سپهوند كارشناس ارشد مديريت آموزشي