Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791204-50850S1

Date of Document: 2001-02-23

اخلاق و جوانمردي نگين هاي گمشده فوتبال ايران به مناسبت پنجاهمين ديدار دو تيم استقلال و پرسپوليس سرآغاز: سالها قبل از اين، ورزش به عنوان فعاليتي از سر تفنن و پركردن اوقات فراغت و در كل، حاشيه اي و حتي نخبه گرايانه تلقي مي شد. اما اكنون، ورزش بدل به يك پديده شده است، پديده اي اجتماعي كه مي تواند در صورت پرورش صحيح وبرنامه ريزي دقيق و اصولي به نجات جامعه دست يازد و در سخت ترين و بحراني ترين شرايط، جوانان را به سمت حقايق و واقعيات سلامت زا و انسان ساز رهنمون شود. ورزش در جهان امروز يك ضرورت تام اجتماعي است كه قالبها و اشكال انجام آن هم متاثر از شرايط فرهنگي و اجتماعي است. ميدانهاي ورزشي خود آيينه اي است كه انعكاسي از شرايط فوق است و البته معلول شرايط اجتماعي نيز مي باشد. در جامعه ما -جامعه واقعا جوان ما -كه جلب و جذب جوانان به برنامه هاي سرگرم كننده و پروش دهنده واقعا كار توانفرسايي است، ورزش مي تواند ارزش هاي انساني، معرفت، اخلاق، اتحاد، ايثار، معنويت، دوستي ها و درستي ها را به همگان يادداده و اين اخلاقيات نيكو را در ضمن سرگرمي در جامعه بسط دهد و همچون نگاهي كلان، فرهنگ را دربر گيرد و به احيا و دگرگوني آن همت گمارد. ورزش مي تواند نجات بخش جامعه باشد و همه لجام گسيختگي ها و نقصان ها را سرپوش و التيام بخش باشد. گروه ورزشي آبي ها و قرمزها در حال حاضر از فوتبال نه به عنوان يك ورزش رقابتي بلكه به عنوان يك پديده مهم اجتماعي و حتي يك سيستم اجتماعي نام مي برند چرا كه داراي كاركردهاي فراوان و ساختارهاي عظيم اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، قانوني، سياسي و هنجاري است. حدود نيم قرن از حضور رسمي تشكيلات فوتبال در ايران مي گذرد و نزديك همين مقدار سال نيز - با كمي كمتر و بيشتر - دو باشگاه بزرگ و پرطرفدار استقلال و پرسپوليس در ايران فعاليت دارند و هميشه ايام تمام فوتبال سالانه ايران در اين دو تيم خلاصه شده است. قرار است فردا پنجاهمين بازي اين دو تيم برگزار شود. تقابل اين دو همان طور كه ذكر آن رفت ريشه در گذشته ها دارد و امسال نيز چون هر سال ظرفهاي كوچك فوتبال ما هرچه دارد به ظرف بزرگ دو رنگ آبي و قرمز مي ريزد تا توان و اندازه كل فوتبال ما تخمين زده شود. تماشاگران ما در اين ديدار دوگونه اند، هرچند كه هر دو در داشتن التهابات و هيجانات اشتراك دارند اما واكنش هاي متفاوتي دارند. آنچه مي تواند مفري شود تا شور و شوق مردم به نوعي نيكو تخليه شود، بازي جوانمردانه است، اما به راستي كدام بازي جوانمردانه و كدام حفظ احترام و عزت و...! از ديرباز دو تيم استقلال و پرسپوليس براي بازيكنان فوتبال به منزله سكوي پرشي به سوي پول و شهرت و تيم ملي بوده است و اخيرا لژيونر شدن نيز به آن اضافه شده است. در چنين شرايطي هر بازيكن آبي يا قرمز بايد - و حتما بايد - در مواجهه با رقيب - و حتي هم تيمي هاي خود - يك سر و گردن بالاتر باشد و چون بازيكنان شبه حرفه اي ما توانايي و قدرت تحمل فشار ناشي از اين بار رواني را ندارند، از نظر رواني شكست خورده و از پاي درمي آيند و در نتيجه براي رسيدن به آرزوها، اميدها، محبوبيت ها، تحسين ها و تيم تشويق ها، ملي، سفر به خارج، پول و شهرت و.. ناچار مي شوند دست به خشونت زده و از حد خويشتن گذشته، به حق ديگران چنگ زنند. گفتيم كه فوتبال را به عنوان يك سيستم اجتماعي قبول داريم. فوتبال قانون دارد. فوتبال اقتصاد دارد. فوتبال هنجار دارد. فوتبال الگو دارد. فوتبال فرهنگ دارد. فوتبال سياست داردو فوتبال صدها ساختار ديگر دارد. اما همگان نيك مي دانيم كه اين ساختارها تناسب ندارند و گاه متناقضند، فرهنگ فوتبال شعار پورياي ولي گونه بودن مي دهد و اقتصاد فوتبال شعار دنبال دلار و مارك و پوند و... بودن مي دهد. به هر حال ودر اثناي اين تناقضات يك نكته بديهي است و آن اين است كه جامعه اي كه داراي بلوغ اجتماعي باشد، را رقابت مي پذيرد و در اين رقابت بعضي از خطاها و اشتباهات را به رسميت مي شناسد. فوتبال نيزبه عنوان يك سيستم اجتماعي داراي مجموعه اي از خطاهايي است كه به رسميت شناخته شده اند، اما ظرفيت ستارگان كاغذي فوتبال ايران - آبي ها و قرمزها - به اندازه اي نيست كه بتوانند تخلف قانوني! انجام دهند، پس به عصبيت هاي مخرب و پرخاشگري و خشونت هاي غيرانساني روي مي آورند و اجتماع سالم و سازنده ورزش را به ميدان جنگ هاي قومي و قبيله اي تبديل مي كنند. عزيزان من! سخنم با شماست كه چشمانتان حقايق را نمي تواند ببيند. مگر نه اينكه ورزش را تربيت بدني نام نهاده ايم، مگر نه اينكه ماندگاران اعصار ورزشي همانا جوانمردان بوده اند، مگرفرياد زدودن از خشونت ورزش را سر نمي دهيم، مگر بازي را جوانمردانه فرياد نمي زنيم، مگر نمي دانيم كه استاد پرويز دهداري غلامرضا پهلوان، تختي و جوانمردي همچون پورياي ولي قبل از اينكه قهرمان باشند، جوانمرد بوده اند و به واسطه اعتقاد به ارزشهاي اخلاقي، ماندگار هميشه تاريخ شده اند، مگر نمي دانيم كه ورزش بخشي از ميراث فرهنگي معنوي، و غيرمادي بشريت نيز محسوب مي گردد، مگرنمي فهميم كه ورزش توسعه و شكوفايي همه فضيلتهاي اخلاقي ونفساني انسانها را در مگر بردارد، متوجه نيستيم كه ورزش روان ساز، شخصيت پرداز، تكامل بخش و تعادل ساز است، مگر درك نكرده ايم كه ورزش دانشگاهي است براي آموزش فرد فرد بشر براي نگاهي به شكست ها، پيروزيها، بلندپروازيهاو ناكاميهايشان، مگر نمي خواهيد ورزش فزوني گردان اشتياق همكاريها، همبستگيها، دوستيها، تفاهمها، عشقها، عاطفه ها، ايثارها و انفاق ها در جامعه شود و مگر دوست نداريم كه ورزش مبارزه اي باشد با همه كژفهمي ها، تحجرگرايي ها، انحصارطلبي ها، بي عدالتي ها، وحشي گري ها، اجحاف ها، ديكتاتوري ها و نابسامانيها، پس چرا آنجا كه بايد مودت را پاس داشت و مروج خشونت نشد به جسم خويش و روح تماشاگر سوهان؟ مي كشيم چرا در تراژدي برد به هر قيمت قبل ممكن از شروع مسابقه و در سخنوري ها و سخنراني ها ومصاحبه ها از فرهنگ وانسانيت و معنويت - آن هم در حد اعلايش - دم مي زنيدودر آغازين لحظات مسابقه، گل دادنها و بوسيدنها و در آغوش گرفتن ها را نمايش مي دهيدو بعد، آن هنگامي كه مسابقه آغاز شد و جنبه رسمي به خود گرفت به يكباره تبديل به گلادياتور؟ مي شويد چه بايد؟ كرد نگارنده به عنوان راه حل 10 راهكار پيشنهادمي دهد: - 1 به جرات مي توان گفت يكي ازجذابترين دوست داشتني ترين و در عين حال قابل دسترس براي قشر عظيمي از جوانان كشور تماشاي بازيهاي فوتبال تيم ملي ودو تيم استقلال - پرسپوليس است و اگر اين امر را بپذيريم لازم است براي خروج از احتمال خشونت و بحران در رفتار جوانان و انتقال آن به صحنه ورزش كشور به تنوع و جذابيت ها افزود، چرا كه در آن شكست صورت، در يك حوزه مورد علاقه مي تواند با نشاطو پيروزي هاي قبلي و بعدي در حوزه هاي ديگر تعديل گردد. - 2 لازم است افراد محبوباجتماعي و نمايندگان شخصيت هاي برجسته كشوري در اين بازيها حضور داشته باشند. حضور آنها كمك موثري در تعديل خشونت بازيكنان و تماشاگران و رعايت ادب خواهد كرد. - 3 ورزشگاهها محل حضور بازيكنان تماشاگران ونيروهاي انتظامي است. از اين روي موانع هنجاري براي مقابله با هنجارشكني در محيط استاديوم محدود است. به عنوان مثال اگر خانواده بازيكنان در ورزشگاهها حضور داشته باشند احتمال درگيري، فحاشي و پرخاشگري آنها را كم مي كند و يا اگر بخش اعظم ورزشگاهها فقط به اعضاي خانواده ها اختصاص داده ضريب شود، خشونت و فحاشي تماشاگران كاهش مي يابد. همچنين درخلال دو نيمه و قبل از شروع بازي، برگزاري برنامه هاي شاد و متنوع نقش قابل توجهي در كاهش تنش ها خواهد داشت. - 4 طراحي جام اخلاق براي بهترين بازيكنان و تيم ها در هر سال نيز مي تواند مشوق رفتارهاي اصولي در بين بازيكنان و تيم ها باشد، در اين ميان باشگاهها نيز نقش اساسي دارندكه ارائه پيشنهاد در اين خصوص در اين مجال نمي گنجد. - 5 عرصه تاثيرگذاري داراي دو پارامتر است: نفوذ و قدرت. تجربه نشان داده است كه با استفاده از قدرت نمي توان به تصحيح يا حذف هنجارهاوناهنجارها پرداخت، اما از سويي ديگر با استفاده از نفوذ مي توان به راحتي در حوزه هاي مختلف مانع از بروزناهنجاريها شد. مربيان، پيشكسوتان، بازيكنان محبوب و... از جمله ابزارهاي نفوذ هستند. - 6 با طراحي ديگر موضوعات جذاب و خواستني براي جوانان مي توان دامنه شدت، و حوزه نفوذورزش و ورزشكار را كاهش داد. - 7 فشار عمومي اجتماعي و فشار رسانه هاي گروهي بر والدين مديران، مربيان، و حتي خود ورزشكاران بايد حذف شود. به راحتي مشاهده مي شود كه فشاري كه به صورت همه جانبه بربازيكنان اعمال مي شود و احساسي كه يك ورزشكار از شكست و پيروزيهاي فني و اخلاقي بدست مي آورد از طريق جامعه منتقل واعمال پس مي شود احساسات، افكار، رفتارها و مشكلات جامعه بايد تغيير يابد (يك جامعه نيز بدون تغييرافرادش تغيير نمي كند. ) - 8 فقدان تفريحات سالم سرگرميهاي اجتماعي كتاب مطالعه روزنامه و فعاليتهاي سياسي واجتماعي بايد از بين برود و اتفاقات نهم دي ماه نبايدصرفا از جنبه ورزشي مورد تامل قرار گيرد. - 9 رفتارهاي موجود را نمي توان تنها با يك مشاوره رواني قبل از بازي و حتي در طول يك روز و دو روز و هفته ها و ماهها از بين برد و يا در سطح باشگاههابه انجام آن دست زد (كه البته اين هم موثر است ) بلكه بايد در كيفيت فرهنگ و هنجارهاي جامعه تجديدنظر كرد كه اين امربايد در درازمدت صورت پذيرد. - 10 پس از جمعه كبود از خود پرسيدم: مقصر؟ كيست؟ بازيكنان ؟ مربيان؟ داوران؟ رسانه ها؟ مسئولين تماشاگران، يا... پس از جمعه كبود به تحليل ها و تفسيرها پرداختيم و ميليون ها شعار اخلاقي، فرهنگي، ادبي و اجتماعي سرداديم. اما نيك مي دانيم كه ديگر كار از كار گذشته بود. انجام مسابقه اي اينچنين كه اكثريت يك جامعه را دربرمي گيرد، قبل از آنكه به توپ خوب، داور خوب، زمين چمن خوب، هواي خوب، تبليغات خوب و.. نياز داشته باشد به عوامل و فاكتورها و پارامترهايي بسيار بسيار مهم تر نياز دارد كه بايد به كمك جامعه شناسان، روانشناسان، اخلاق شناسان و اساتيد و صاحبان فن آنهارا تجزيه و تحليل كرد. حادثه بازي رفت با ميليونها تومان خسارت در مسير ورزشگاه به شهر و به اتوبوس ها، اماكن و.. به خير گذشت!! بررسي دوباره حادثه و ارايه راهكارهاي اصولي در درازمدت به نفع همه است. فرجام سخن آيا مي توانيم فكر كنيم ورزشكار داخل ميدان با ديگر افراد جامعه فرق؟ دارد مگر فوتباليست ها با همين فرهنگ موجود جامعه رشد؟ نكرده اند مگر تربيت اخلاقي آنها غير آنچه بوده كه در بستر جامعه وجود داشته؟ است اصولا آيا مي توان اخلاق ورزشي را تعريف؟ كرد آيا مي توان گفت كه اخلاق ورزشي چه تفاوتي با اخلاق اجتماعي اخلاق، سياسي و امثالهم دارد... سئوالات فوق ازآن جهت پرسيده شده كه تذكاري باشد براين نكته كه اخلاق در هر اجتماع و جامعه اي و در هر گروه، درست در محاذات ميل به خشونت قرار دارد و هر دو پارامتر در همه جوامع و اجتماعات به نحوي وجود دارند و در مواقع مقتضي نمود پيدا مي كنند. ورزش مي تواند و بايد يكي از مناسبترين گزينه ها براي تعديل و حذف خشونت ها باشد و راهكاري باشد براي رسيدن به اخلاق. روح ورزش با خشونت و وحشي گري متضاد پس است بايد نهادهاي عمومي و اجتماعي كشور در صدد ريشه يابي و حل اساسي نفوذ خشونت در ورزش كشور باشند و گرنه اين بازي هر روز و بارها و بارها تكرار خواهد شد، شايد در يك سينما، يك ورزشگاه ديگر، يك پارك، يك كتابخانه و يا هرجاي ديگر.. كلام آخر اينكه: بايد زمينه هاي اجتماعي پرخاش را از بين برد. محمد مكي آبادي