Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791204-50844S10

Date of Document: 2001-02-23

ديدگاه ماليات سنگين شمشيري، بر سر خصوصي سازي بخش پاياني محمد سوري نظام سنگين مالياتي كشور، كه موضوع بحث اين مقاله است در واقع يكي از مشكلات عمده اقتصاد وصنعت كشور است كه مي بايست مسئولين محترم آن را متحول ساخته ومورد توجه بيشتري قرار دهند. مشكل نظام مالياتي با مشكل تورم و بدهي دولت يك تفاوت عمده دارد و آن اين كه نظام مالياتي تا حدود زيادي اختياري است در حالي كه عوامل تورم و بدهيهاي انباشته دولت شكلي انفعالي داشته و در اثر نابسامانيهاي اجتنابناپذير مربوط به زمان و مكان به جامعه تحميل شده است. بنا بر اين لازم است كه مسئولان محترم نظام مالياتي كشور به اين مهم توجه فرموده و جدا از آنچه تاكنون ساري و جاري بوده و جدا از روشهاي كلاسيك مالياتي ولي در عين حال با استعانت از تمامي آنها الگوي خياطي شده اي براي نظام مالياتي كشور، ابداع و طراحي كنند. درست شبيه همان الگوئي كه دكتر شاخت پس از اتمام جنگ دوم جهاني براي اقتصاد جنگ زده آلمان خياطي كرد. اين مطلب كه ماليات سنگين يكي از عوامل عقبماندگي جامعه مي شود به ظاهر حرفي است سنگين و سئوال برانگيز. طراحان ماليات اينگونه فكر مي كنندكه چون درصد بالايي از درآمد كارخانجات، موسسات تجاري، كارگاهها و شركتهاي خدماتي را بابت ماليات از آنها مي گيرند خدمتي شايسته از بابت نيل به اهداف زير به كشور كرده اند. طراحان محترم مالياتي از اين كه اجازه نمي دهند شركتهاي خصوصي و دولتي بزرگ و فربه بشوند اين كار را براي خود نوعي خدمت به جامعه تلقي مي كنند. آيا حقيقت و واقعيت هم همان است كه طراحان مالياتي فكر ؟ مي كنند آيا اينها خدمت؟ كرده اند آيا با اين كارها عامل سازندگي جامعه؟ شده اند جهت روشن شدن مطالب لطفا به نكات ذيل عنايت بفرمائيد. الف - اگر كارخانه اي هر سال صد ميليون تومان سود بدهد /61 5تقريبا درصد آن ماليات برسود ابرازي خواهد شد و حدود بيست درصد تورم سالانه هم خواهد داشت، يعني ارزش ماشين آلات و ارزش سود و ارزش نقدينگي كارخانه بيست درصد كاهش خواهدداشت. علاوه براين وي ماليات حقوق، ماليات خريد اجناس، ماليات تكليفي، ماليات تشخيصي احتمالي و غيره را نيز بايد بپردازد. لذا كارخانه مذكور اگر بخواهد سالم كار كند نه تنها امكاني براي رشد نخواهد داشت بلكه سالانه از ارزش واقعي آن نيز كاسته خواهد شد. ب - اگر اين كارخانه هر سال همان صد ميليون تومان را سود بدهد و همان مقادير را كه در بالا ذكر شد ماليات بدهد، اين كارخانه نه تنها درجا مي زند بلكه همين سودي را كه به دولت مي پردازد به دليل تورم كاهش مي يابد. صد ميليون امسال ارزشش هشتاد درصد 100 ميليون تومان سال قبل است و هرسال بيست درصد ارزش اين درآمد كم مي شود. ج - اگر اجازه بدهيم كه اين كارخانه از صد ميليون تومان سودش بيست ميليون تومان سود بدهد 20 ميليون تومان را نيز خود مالك يا مالكين بردارند و در جامعه خرج كنند و ميليون 60 تومان باقيمانده را صرف توسعه كارخانه يا احداث كارخانجات ديگر بنمايند آياوضعيت بهتر؟ نمي شود