Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791203-50832S1

Date of Document: 2001-02-22

مهارت گوش دادن را تقويت كنيد كليد 7 طلايي براي ارتباط بهتر ( بخش پاياني ) اشاره: در بخش نخست اين مقاله با 4 كليد از 7 كليد براي ارتباط بهتر شامل - 1 گوش دادن كاري سراسر فعاليت و جنب و جوش است - 20 براي شناختن ترسهاي فروخورده و آرزوهاي دروني افراد به سخنانشان گوش دهيد- 3 براي خوب گوش دادن به سخنان افراد بايد دانش و اطلاعات خود را افزايش داد- 4 خيلي محترمانه و با آرامش به صحبتهاي مردم گوش فرا دهيد ;آشنا شديم اينك در ادامه با 3 كليد طلايي ديگر آشنا مي شويم. كليد پنجم - بدون توجه به اينكه خودتان چگونه عكس العمل نشان مي دهيد، به صحبتهاي ديگران گوش فرا دهيد اگر شما كاملا به آنچه كه ديگران مي گويند يا احساس مي كنند، توجه نكنيد، در هر سطحي كه باشيد به سختي مي توانيد شنونده خوبي باشيد، اغلب اوقات زماني كه مردم با ما صحبت مي كنند، افكار و عقايد خودمان به سراغمان مي آيند. فكر مي كنيم اگر ما بوديم چگونه عكس العمل نشان مي داديم. افكار منفي در مورد شخص گوينده به سراغمان مي آيد و فكر مي كنيم اگر ما به جاي او بوديم در چنين موقعيتي چگونه فكر مي كرديم و يا چه احساسي داشتيم. اما براي آنكه بتوانيد شنونده خوبي باشيد، بايد اين افكار را رها كنيد و كاملا به صحبتهاي طرف مقابلتان گوش شما بسپاريد بايد كاملا سخنان و احساسات دروني افراد را درك كنيد. بايد سعي كنيد خود را به جاي ديگران قرار دهيد و موقعيت آنها را دريابيد و بايد مغزتان را آزاد بگذاريد تا به كشف ارزشها و موارد مهمي كه آنها ابراز مي دارند، بپردازيد. تا زماني كه شما به جاي تمركز و دقت در سخنان ديگران به افكار دروني خود گوش مي دهيد، هيچ يك از اين امور به سادگي انجام پذير نخواهد بود. ممكن است همواره نتوانيد جلوي اين افكار را بگيريد اما مي توانيد بياموزيد كه به تدريج آنها را رها كنيد و توجه خود را به صحبتهاي ديگران معطوف نماييد. در اين زمينه، تجربه اي را برايتان بازگو مي كنم. چندين سال پيش در يك گردهمايي در مورد طريقه برقراري ارتباط با افراد سخنراني مي كردم. اعضاي حاضر، گروهي از پزشكان مجرب بودند كه در بيمارستان مشهوري مشغول به كار بودند. يكي از تمريناتي كه پيشنهاد شد اينگونه بود كه بايد افراد دو به دو آن را اجرا مي كردند. بطوريكه يكي از افراد به عنوان بيمار و ديگري به عنوان پزشك ايفاي نقش مي كردند و در اين حال پزشك بايد بدون گفتن كلمه اي يا اجراي كاري فقط به صحبتهاي فرد گوش مي داد. بيمار فقط از دردها و ناراحتي هايش صحبت مي كرد و سپس سعي مي كرد خودش راه حلي را ارائه دهد اما پزشك فقط مي نشست و گوش مي داد. حتي اگر شما اطلاعاتي را در مورد پزشكان نداشته باشيد، اما مي دانيد كه فقط آرام نشستن و گوش سپردن بدون فكر كردن به اين موضوع كه چه كاري بايد انجام دهيم، برايمان بسيار غيرعادي به نظر مي رسد. در بين حاضرين، پزشكي بود كه از شركت در اين گردهمايي خوشحال به نظر نمي رسيد. رئيس بيمارستان تاكيد كرده بود كه حتما همه پزشكان در اين جمع حضور داشته باشند و اين پزشك از اجراي اين تمرينات احساس عذاب مي نمود. در طول اجراي اين تمرين ساده، او موفقيت و پيشرفت عظيمي را تجربه كرد. در پايان تمرينات از افراد حاضر درخواست نمودم آنچه را كه دريافته اند و تجربه كرده اند، بازگو نمايند. پزشك مورد نظر اجازه خواست و رو به جمع حاضر چنين گفت: من از اجراي اين تمرين دريافتم كه هرگز به سخنان بيماراني كه به من مراجعه مي كنند، گوش نداده ام من همواره به افكار دروني خود گوش سپرده ام و تا امروز هرگز اهميت اين موضوع را در نيافته بودم. همچنين گفتني است كه در طول 2015 دقيقه اي كه براي استراحت اختصاص داده بودم، اين مرد آنچنان مشتاق بود كه با عجله به اتاق كارش مي رفت و با بيماراني كه به او مراجعه مي كردند اينكار را تمرين مي كرد. او روي صندلي مي نشست و از بيمار چند سئوال مي پرسيد. سپس با دقت و اشتياق به آنچه كه او مي گفت، گوش مي داد او آنچنان سرگرم اينكار مي شد كه اغلب 1510 دقيقه ديرتر به كلاس مي آمد. گوش سپردن بدون توجه به افكار دروني خودمان، براي محترمانه گوش سپردن به سخنان افراد و توجه به ارزش و اهميت گفتار آنان كاملا ضروري است. تا زماني كه توجه شما كاملا به افكار خودتان معطوف است، هيچ گاه نمي توانيد با احترام و دقت به ديگران گوش دهيد. نكته مهم ديگري كه وجود دارد اين است كه نبايد در مورد نكات مهم و ارزشمندي كه در گفتار ديگران وجود دارد، پيش داوري و يا نسنجيده قضاوت كنيم. بسيار اتفاق افتاده است كه با توجه به تجاربي كه قبلا داشته ايم به سخنان شخصي گوش مي دهيم و فكر مي كنيم كه هيچ نكته ارزنده و مفيدي در كلام او وجود بنابر ندارد اين به سخنانش توجهي نمي كنيم و تظاهر مي كنيم كه كاملاحرفهايش را شنيده ايم. براي مثال، دخترم تريسي، اغلب زماني كه برايش در مورد مسائل مختلف زندگي پدرانه صحبت مي كنم، اين احساس را دارد. هر زمان كه احساس مي كند من سخنراني پدرانه ام را آغاز كرده ام، فورا گوش دادن خود را متوقف مي كند. او پيش داوري مي كند كه من چه مي خواهم بگويم و سعي مي كند آن را از ديدگاه منفي بنگرد. كودكان برخلاف بزرگسالان زماني كه از موضوعي لذت نمي برند، به وضوح احساسات خود را نشان مي دهند. زيرا آنها هنوز مهارت تظاهر كردن به بسياري از امور را نياموخته اند. نكته قابل توجه اين است كه زماني كه به سخنان ديگران گوش نمي سپاريم، در حقيقت روابط صميمانه و نزديك خود را با آنان از بين مي بريم و حال فرقي نمي كند كه دليل اين گوش ندادن چه مي باشد. چه به دليل تمركز و دقت برافكار و عقايد خودمان، چه به دليل پيش داوري در مورد نكات مهم و ارزشمند سخنان ديگران و يا به دليل پايبندي به عقايد و افكار خودمان. اما اگر براستي مي خواهيد شنونده خوبي باشيد، بايد اين تمايلات را رها كنيد و فكر خود را بر نكات ارزشمندي كه در گفتار ديگران نهفته است متمركز كنيد. كليد ششم - نشانه هاي مشكلات را در سخنان افراد جستجو كنيد راز مهم ديگري براي خوب گوش سپردن اين است كه همواره به دنبال يافتن مشكلات و مصائبي باشيد كه در سخنان افراد وجود دارند. متاسفانه اغلب مردم زماني كه با شما مشكلي دارند و ناراحت هستند و يا زماني كه قصد ندارند انتظارات شما را برآورده كنند، به شما مستقيما آنان نمي گويند اغلب از مطرح نمودن موضوع نگران و ناراحت هستند و يا مي خواهند از مواجهه و رويارويي اجتناب اما كنند به نكته هايي در مورد ناراحتي و عصبانيت شان اشاره حتي مي كنند گروهي نيز براين عقيده اند كه با شما بطور مستقيم ارتباط برقرار مي كنند. بنابر اين زماني كه شما متوجه نكاتي كه اشاره مي كنند، نمي شويد آنها دليل مي آورند كه شما واقعا تمايلي به گوش دادن نداريد و يا واقعا توجهي به سخنان آنان نمي كنيد. اين اصل اغلب در امور و روابط شخصي و اجتماعي مان ديده در مي شود امور اجتماعي با افراد گوناگون ارتباط داريم. فروشنده اي ويژگيهاي شي ء خاصي را برجسته مي سازد. پيمانكاري قول مي دهد كه در مدت زمان معيني خانه اي را برايمان برپا كند. دوستي كاري را به ما محول مي كند. در روابط شخصي نيز زماني كه كاري را نادرست انجام داده ايم و يا در روابطمان با والدين خود قصور كرده ايم، ممكن است آنان نكات ظريفي را به ما گوشزد كنند. ممكن است آنان كاملا واضح و مستقيما اين موارد را بازگو نكنند اما انتظار دارند كه ما اشارات آنان را دريابيم، تعبير كنيم و روش اصلاحي را در كار و رفتارمان پيش بگيريم. هر قدر كه شما بيشتر خود را براي يافتن اين نكات ظريف آماده كنيد، بهتر مي توانيد به مشكلات ديگران پي ببريد، درك ميزان تعهد وفاداري، اصالت شخصيت و صداقت افراد مهارت بسيار سودمندي است. يادگيري چنين مهارتهايي مشكل نيست اما بايد تمرين نمود و كوشش فراواني را در اين زمينه به كار گرفت. گاهي حتي اگر اين نكات بطور واضح و آشكار گفته شوند، ممكن است شما به سختي به آنان پي ببريد زيرا حقيقتا خواستارشنيدن آنها نيستيد و ترجيح مي دهيد آنها را نشنويد. كليد هفتم - با خوش بيني و مثبت گرايي به سخنان افراد گوش دهيد بسياري از افراد قرباني تفكرات و احساسات منفي خود مي شوند. زماني كه اين قبيل اشخاص با ديگران ارتباط برقرار مي كنند، اين افكار منفي سر برمي آورند و حتي ممكن است اين افراد تمايل داشته باشند كه ديگران اين تفكرات و احساسات منفي را تاييد كنند و با آنان همدلي نمايند. اما شنونده خوب كسي است كه اگرچه فردي با بيان و كلمات منفي با او سخن مي گويد اما او به اين تفكرات منفي با ديد مثبت گوش فرا دهد. مثلا ممكن است براي ابراز همدردي با شخص گوينده چنين بگويد: اوه، خداي من! توفان خانه ات را خراب كرده و تمام دارايي ات از بين رفته است، غم بزرگي است اما خدا را شكر كه خودت هنوز زنده و سلامتي هستي. و يا بگويد: خداي من! اين واقعا فجيع است اما نگران نباش پس از گذشت 6 ماه قطعا فراموش خواهي كرد كه چنين اتفاقي افتاده است. شما مي توانيد با فرد مصيبت زده اي كاملا ارتباط برقرار كنيد و با او همدردي نماييد. اما همچنين مي توانيد با ديد مثبت و توجه به نقاط قوت و توانايي هاي دروني اش سخنانش را بشنويد و راهنمايي اش كنيد. گاهي اوقات برخي از مردم شديدا به منفي گرايي تمايل دارند بطوري كه حتي خصلتهاي انساني خود را فراموش مي كنند. شما به عنوان يك شنونده خوب، مي توانيد با تدبير، در زمان مناسب و بطور كاملا سنحيده اي خصوصيات مثبت و خوبشان را به آنان يادآوري كنيد. زماني كه اصل وجودي مثبت و خوب فردي را تاييد و تصديق مي كنيد، اغلب او از اين حمايت شما قدرداني مي كند. بگذاريد مردم دريابند كه شما مي دانيد كه آنان تا چه اندازه در حوادث و شرايط حساس زندگي افرادي شجاع، متهور و با اراده هستند و در اين شرايط گوش سپردن به سخنان آنان كاري بس پرفايده است. گاهي ممكن است برخي از افراد از اينكه شما استعدادهاي ارزشمند آنان را ذكر مي كنيد، خوشحال نشوند. اما اغلب آنان از اينكه شما به آنها اظهار عشق، محبت و حمايت كرده ايد، قدرداني مي كنند و از ديگران مي خواهند كه همواره شما را دوست بدارند. آنها احساس مي كنند كه شما با عمق وجودشان ارتباط برقرار كرده ايد و اين عمل شما را با ارزش مي دانند. حتي اگر به وضوح از شما تشكر و يا قدرداني نكنند. علاوه براين زماني كه شما خود را عادت مي دهيد كه استعدادها و صفات خوب افراد را دريابيد، خصوصيات انساني خود را نيز تقويت مي كنيد. بنابر اين اگر بار ديگر خودتان گرفتار بدبيني شديد، قادر خواهيد بود با دقت بيشتر به خوش بيني و صفات خوب انساني خود رجوع كنيد. و حال كه شما با اين 7 كليد طلايي آشنا شديد بهتر است بدانيد كه فقط دانستن اينها سبب نمي شود كه شما آنها را به كار ببنديد. خدا مي داند من خود بارها اين 7 مورد مهم را فراموش كرده ام. اما هرقدر بيشتر به اين نكات مهم مي انديشم و هرقدر كه بيشتر سعي مي كنم اين موارد را در زندگي ام بكار بندم، فكر مي كنم كه شنونده ماهرتري شده ام. سعي كنيد همواره اين كليدهاي طلايي را بخاطر داشته باشيد و مهارت گوش دادن خود را تقويت كنيد. قطعا روابط شخصي و اجتماعي تان روز به روز بهتر و مستحكم تر خواهد شد. نويسنده: مورت اورما ام دي ترجمه: الهام روش پور منبع: اينترنت