Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791202-50823S2

Date of Document: 2001-02-21

جايگاه آموزش و پرورش درگفت وگوي تمدنها نقاشي با موضوع گفت وگوي تمدنها از ليلا موسوي نيا انسان متكامل امروز باگذر از مراحل تدريجي تاريخ پرفراز و نشيب خود، وارد عصر جديدي از تمدن و فرهنگ خويش شده است كه آموزش و پرورش همچون گذشته محوري ترين نقش را در آن ايفا مي كند. چرخه اين تكامل نيز با گذر از مدنيت، با فرايندي بسيار پيچيده در حال حركت به سوي تمدني ديگر است. بدون شك وضعيت كنوني جهان از نظر پيشرفتهايي كه در كليه زمينه هاي علوم مادي ومعنوي آن رخ مي دهد، محصول نگرش و سياستگذاري جوامع گوناگون بشري در امر خطير آموزش وپرورش است. به طوري كه همه ملتها با نگاهي به كاركرد يكديگر و الگوبرداري مناسب، خواستار ارتقاي اين نگرش ها و بهينه سازي نظام هاي آموزش و پرورش خود هستند. به همين خاطر انسان عصر حاضر در آغاز هزاره سوم در اوج تكانه ها و جهش هاي پي درپي تغيير و تطور شتابآميزي بسر مي برد كه به ناچار نظام هاي تعليم و تربيت را نيز در گوشه و كنار جهان تحت تاثير قرار در مي دهد شروع قرن جديد، مشكلات متعدد ونگراني هاي بسياري بويژه در زمينه ارتباط با جامعه، اقتصاد و توسعه فرهنگ و اشاعه آن، فراروي آموزش و پرورش هاي جهان قراردارد. دستيابي به شناخت كلي از انسان به عنوان يك واحد زيستي، رواني، اجتماعي و در حال رشد كه تماميت خويش را در زماني بروز مي دهد كه همه ابعاد وجودي او و نه بخشي از آن مورد توجه قرار گيرد، امروزه به عنوان يكي از اهداف آموزش وپرورش محسوب مي شود. لذا به منظور واقعيت بخشيدن به آرمانهاي صلح، آزادي وعدالت اجتماعي، شناخت اين ابعاد وجودي و فراهم آوردن زمينه توسعه آنها در تمامي جهات از اهميت خاصي برخوردار است. زيرا تنها در پرتو چنين شناختي، آموزش و پرورش مي تواند به عنوان سرمايه اي بزرگ براي رويارويي با بسياري از چالش هاي بالقوه تمدن آينده بشري به حساب آيد. فقدان اين شناخت كه مبناي عدم وجود يك درك و تفاهم بين المللي را فراهم ساخته، موجب بروز بحرانهاي نگران كننده اي در قرن اخير گرديد كه جامعه انساني را نسبت به آينده خويش سخت بيمناك نموده است. وقوع جنگهاي خانمان برانداز بين المللي و گسترش و منطقه اي، توسعه فن آوري ساخت سلاح هاي ويرانگر و كشتار جمعي، انحطاط و سقوط ارزش هاي اخلاقي، افزايش خشونت هاي قومي و نژادي، گسترش دامنه فقر و بيكاري و شكاف عميق بين المللي بين كشورهاي پيشرفته صنعتي و ممالك در حال توسعه و مسائل ناشي از حفاظت محيط زيست همگي پديده ها و بحرانهايي بودند كه درقرن بيستم در ابعاد وسيعي نمود پيدا كردند. پيكره جامعه بشري از زخم هاي عميق و دردناك اين حوادث به شدت رنج مي برد و درصدد يافتن دارويي براي درمان آنهاست. اينجاست كه ضرورت انجام يك همكاري بين المللي در زمينه ياد شده با ابعادي كاملا گسترده نمايان مي گردد و آموزش وپرورش به عنوان موثرترين ابزار و وسيله براي هدايت انسان براي ساختن جامعه بشري و هدايت آن به سوي آينده روشن نقش خود را نشان مي دهد. خوشبختانه گسترش و پيشرفت فن آوري هاي اطلاعات و ارتباطات ملتها را بيش از هر زمان ديگر به هم نزديك كرده و همبستگي بيشتري نسبت به گذشته بين آنان به منظور نيل به يك تفاهم بين المللي بوجود آورده است. اين فرصت بي نظير و كم سابقه زمينه اتخاذ راهكارهاي مشترك براي برنامه ريزي آموزشي اين جامعه عظيم را براي ساختن فرهنگ و تمدني بزرگ به كمك آموزش وپرورشهاي جهان مهيا كرده است. اين امر بسيار مهم وحياتي امكان پذير نيست مگر از طريق ايجاد يك بستر فرهنگي مناسب براي تحقق، تفاهم ودرك متقابل بين المللي از گذرگاه گفتمان نظام هاي تعليم و تربيت جهاني، كه ميزان موفقيت آن نيز به همگامي با تحولات وگرايشهاي نوين جامعه جهاني وانعطاف پذيري نظريه پردازان آموزش و پرورش كشورهاي مختلف و همخواني و هماهنگي آنان با يكديگر در كنار حفظ ريشه هاي فرهنگي خود بستگي دارد. لازمه شركت هر يك از نظام هاي آموزش و پرورش در مقوله گفت وگوي تمدنها، در درجه اول شناخت دقيق از شرايط و بافت و نگرش هاي ويژه حاكم بر اوضاع واحوال يكديگر است. همچنين از انجام پيش داوري هاي شتابزده ونادرست درباره انديشه ها، پندار و كردارها و خصوصيات بارز ديگر نظام هاي تعليم و تربيت توسط سايرين بايد اكيدا پرهيز شود، زيرا كه شرط اوليه و بايسته هر گفت وگويي آن هم به ويژه در عرصه تمدنها و فرهنگها، شناخت و احترام ژرف و استوار به داشته هاي هر يك از طرفين متقابل است. بديهي است در چنين موقعيتي در همكنشي و گفت وگو با يكديگر، نظام هايي كه از سرمايه هاي معنوي و ارزشمندي بهره مند باشند، فرصت مناسبتري براي عرضه فرهنگ و تمدن خود وايجاد ارج و منزلت در ديگران براي آن به دست خواهندآورد و بدون شك آموزش و پرورش كشورما از اين مقوله مستثني نيست. اصول توافق شده مسايل مربوط به آموزش وپرورش امروزه همه كشورهاي جهان را قطع نظر از نگرش هاي ايدئولوژيك، وضعيت سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي آنها تحت تاثير خود قرار داده است. از همين رو توانايي وحدت بخشيدن و هدايت اراده براي حل اضطراري ترين مسائل جهاني و جهت دادن به كوششهاي همه كساني كه براي بهبود زندگي و ارتقاء سطح تمدن بين المللي فعاليت مي كنند، تنها از عهده آموزش و پرورش برمي آيد. با قبول اين موضوع كه آموزش و پرورش مي تواند دنيايي سرشاراز صلح و آرامش وعدالت اجتماعي بوجودآورد ودر عين حال موجبات تفاهم همكاري بين المللي و پيشرفتهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي را فراهم سازد و با شناخت اين ضرورت كه بايد افق ديد گسترده اي از آموزش و پرورش و تعهدي نوين نسبت به آن براي نسل كنوني و نسلهاي آينده ترسيم گردد تا بيانگر اهميت و پيچيدگي اين كار عظيم باشد موضوع نقش و جايگاه آموزش وپرورش در مقوله گفت وگوي تمدنها اهميتي انكارناپذير پيدا مي كند و بدين ترتيب طرح آن مورد توافق بين المللي قرار خواهد گرفت. اما در همين رهگذر بايد اشاره كرد كه خود آموزش و پرورش نيز بر اصول و پايه هايي استوار است كه تقريبا تمامي كشورهاي جهان آنها را قبول دارند و بدون آنها پيشرفت مطلوب در امر تعليم و تربيت و رشد و توسعه فرهنگ مادي و معنوي جامعه انساني تحقق نخواهد پذيرفت. يكي از اين اصول تحت عنوان اصل آزادي مطرح است كه به موجب آن در راه بهره مندي از آموزش و پرورش هر كس آزادي كامل دارد تا بر اساس آمادگي و توانايي هاي جسمي و ذهني خود در هر زمينه و رشته اي كه بخواهد تحصيل كند و استعدادهاي خود را شكوفا سازد تا از اين طريق در مقام و شان انساني خود به كار و فعاليت بپردازد. توجه به اين اصل موجب مي شود جوامع مختلف بتوانند با توجه به ميراث فرهنگي، ادبي و معنوي و ظرفيتهاي موجود سطح آموزش و پرورش همگاني را ارتقاء بخشند، عدالت اجتماعي را گسترش دهند و در برابر نظام هاي سياسي، اجتماعي و فكري ساير جوامع گذشت و تفاهم داشته باشند. همچنين آنها را قادر مي سازد در پذيرش و تحقق ارزشهاي انساني بين المللي و توجه به حقوق انساني تلاش نمايند و در برقراري صلح و تحكيم مباني بين المللي از هيچ كوششي دريغ نورزند. اصل ديگر برابري است، بدين ترتيب كه تمام افراد هر جامعه بايستي از حيث بهره گيري از آموزش و پرورش همگاني كشور در شرايط يكساني قرار داشته باشند براساس اين اصل هيچ گونه تبعيضي بين آحاد جامعه از نظر نژاد، جنسيت، وابستگي به گروه يا طبقه خاص اجتماعي و غيره وجود ندارد. تحت اين شرايط آموزش و پرورش در هر جاي جهان بايستي زمينه هاي رفع تبعيض ميان شهروندان خود را از جهت دستيابي به تعليم و تربيت مناسب فراهم كند و آخرين مطلب اينكه آموزش و پروش موظف است در تقويت و گسترش هرچه بيشتر احساس احترام به عزت و كرامت انسانها و ارزشهاي والاي انساني تلاش نمايد، اين موضوع تحت عنوان اصل بشر دوستي نام دارد و سبب مي گردد بدبيني، بدگماني، كينه ورزي و روحيه تنفر و انزجار از ميان برداشته شود و به جاي آن احساس همبستگي، دوستي و صميميت ميان تمامي افراد ايجاد شود. اصول يادشده، هرگاه با تجربيات توانمند اصلاحات، نوآوري ها، تحقيقات و پيشرفتهاي آموزشي به دست آمده در نظام تعليم و تربيت جهاني تلفيق شوند، تحقق بخش عمده اي از اهداف آموزش و پرورش را براي نيل به يك فرهنگ و تمدن مشترك بين المللي تسهيل مي كنند. فرهنگ و تمدني كه در آن فرايند گفت وگو براي رفع مشكلات و چالش ها، درك و شناخت متقابل و تقويت مشاركت همگاني جوامع مختلف در اتخاذ راهبردهاي توسعه فرهنگ و تمدن جهاني در ابعاد گوناگون آن مي تواند نتايج مفيد و ثمربخشي را قرين با موفقيت به همراه داشته باشد. بستر سازي گفت وگوي تمدنها در حيطه آموزش و پرورش در سپيده دم قرن بيست و يكم كه چشم انداز آن حزن و اميد را برمي انگيزاند و بشر با تجربه اي به بلنداي تاريخ پرفراز و نشيب خود پا به هزاره سوم مي گذارد، به نظر مي رسد موضوع گفت وگوي تمدنها كه در برابر نظريه برخورد تمدنهاي ساموئل هانتينگتون قد برافراشته و توجه مجامع جهاني به ويژه سازمان ملل متحد را به خود معطوف داشته، پاسخي مناسب به نيازهاي نوين برآمده از ارتباطات و خواسته هاي معقول جوامع بشري باشد. با پذيرش اين برنامه بين المللي نهادهاي اجتماعي ازجمله سازمانهاي آموزش و پرورش در كشورهاي مختلف برنامه ريزي خود را براي تحقق بخشيدن به اين مقصود آغاز كرده و مي كوشند از تمامي توانايي ها و مقدورات خوددر اين كنش و تعامل تمدنها استفاده كنند. گذشته از جنبه هاي خاص موضوع گفت وگوي تمدنها كه توجه محافل سياسي را به خود جلب كرده، نبايد اين امر را از نظر دور داشت كه بستر اصلي گفت وگو، حيطه هاي فرهنگ و آموزش و پرورش است و در اين رهگذر، ضرورت تدوين طرح و برنامه و سياستگذاري صحيح و انجام حركتهاي منطقي از جانب دستگاههاي ذيربط به ويژه وزارت آموزش و پرورش جمهوري اسلامي ايران كاملا احساس مي شود تا ضمن بستر سازي مناسب براي حضور موثر و غرورآفرين در جريان ايجادشده گفت وگوي تمدنها، ابزارها و امكانات مورد نياز متناسب با اهميت موضوع را در كرانه هاي گوناگون گفتمان قبلا تدارك نمايد. آموزش و پرورش كشور ما آيينه تمام نماي فرهنگ و تمدن اصيل و كهن ايراني و اسلامي مردم اين سرزمين است كه در حوزه وسيع گفت وگوي تمدنها با تكيه بر ريشه هاي تنومند و ماهيت گوهربار خود حرف اول را بزند. آنگاه كه آموزش و پرورش هاي جهان با داشته هايي از فرهنگ و تمدن خويش گفتمان را شكل مي دهند چنانچه نگرش ها، نظام ارزش ها، باورها و اعتقادات و در مجموع فرهنگ و تمدن ما حالت هاي تظاهري و روبنايي و غيرواقع گرايانه به خود داشته باشند ديگران مجالي براي جبران آنچه از دست خواهد رفت، باقي نخواهند گذارد. اگر هنوز اين تصور ناصواب كه ازطريق خودمحوري، خود بزرگ بيني، تعصبگرايي مي توان در اين گفتمان توفيقي حاصل كرد، جايگاهي هرچند كوچك در آموزش و پرورش ما داشته باشد، سايرين با داشته هايي هرچند اندك در اين گفت وگو به اعتباري همه سويه و چند برابر دست خواهند يافت. در برنامه گفتمان تمدنها كه دروازه هاي آن در سال 2001 گشوده شده، نگرش هاي سطحي و نگاههاي يك جانبه اي كه خود را مطلق شمرده و ارزشي بر داشته ها و يافته هاي ساير جوامع قائل اعتبار نباشد، خود را از دست خواهد داد. لذا خاطرنشان مي سازد دستگاه آموزش و پرورش كشور با مسئوليت پذيري بالا و به طور هماهنگ با اتخاذ راهبردهاي صحيح و حسابشده، بايد خود را براي حضور در حيطه اي وسيع در سطح فراملي و كاملا بين المللي آماده سازد. مهندس غلامرضا محمدزاده