Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791202-50822S2

Date of Document: 2001-02-21

انتقاد راهي به سوي كمال به ندرت كساني پيدا مي شوند كه نسبت به انتقاد بي تفاوت باشند، اما اين گونه اشخاص يا از اعتمادبه نفس استثنائي برخوردارند و يا فوق العاده خود خواهند. مردم معمولا تمايل دارند انتقاد را به شكل منفي به كار ببرند و تعبير و تفسير كنند. اگر قرار باشد صد نفر را به طور اتفاقي انتخاب كنيد و از آنها بپرسيد معني انتقاد چيست، به احتمال زياد خواهند گفت: انتقاد اظهار نظري است مخرب، تحقيركننده يا خصومت آميز كه هدفش عيبجويي است. چنين برداشتي ناشي از مفهوم لغوي انتقاد است. انتقاد منفي كه بيشتر به صورت ناخودآگاه مطرح مي شود، عملا رايج تر و زيانبارتر از انتقاد سنجيده و آگاهانه كساني است كه دوستشان داريم يا با آنها زندگي مي كنيم به ندرت متوجه مي شوند كه حرفهاي انتقادآميزي كه گه گاه به طور اتفاقي به زبان مي آورند چه تاثير ناخوشايندي برما مي گذارد. دكتر آنوروتيني كه سالها درباره تاثير تذكرات مخرب بر شخصيت مطالعه كرده مي است، گويد: سيل مداوم سخنان تلخ و گزنده كه به صورت طعنه، ترديد، مخالفت و سركوفت زدن بيان مي شود در قويترين روحيه ها هم اثر بدي مي گذارد و تصويري كه انسان از خود دارد و ارزشي را كه به عنوان يك فرد براي خود قائل است تحليل مي برد. تاثير مخرب انتقاد در اين مفهوم به اين دليل است كه اين شيوه با تمركز روي اعمال گذشته فرد، روزنه هر نوع جبران و پرهيز از خطا را مي بندد و وضعيتي را كه امكان بهبود دارد به وضعيت منفي و تغييرناپذير بدل مي كند در واقع انتقاد كننده نه فقط اشتباه او را در گذشته تثبيت مي كند بلكه آن را به آينده هم تعميم مي دهد. اما مفهوم انتقاد; در ابتدا منظور از انتقاد اشاره به يك ارزيابي عيني و بي طرف از اعمال و افكار بوده است. اين نوع انتقاد راهگشاي بروز استعدادها بود و تحمل شخص را نسبت به عقايد گوناگون افزايش مي داد. اما اين مفهوم واقعي انتقاد عملا از هدف اصلي خود منحرف شد طوري كه فقط جنبه منفي آن باقي ماند. حال به تعريف جديد انتقاد توجه كنيم: انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به ديگران به نحوي كه بتوانند آن را در جهت مصالح خود به كار ببرند و يا انتقاد وسيله اي است براي تشويق و افزايش رشد فردي و روابط اجتماعي. پيام نهفته در انتقاد صحيح اين است: من اين حرفها را براي اين مي گويم كه فكر مي كنم هم به تو و هم به روابط بين ما كمك مي كند. هر يك از شكايت ها از طرف مورد انتقاد ممكن است پايه و اساس داشته باشد و يا دست كم بيانگر رفتار نادرستي باشد كه مورد انتقاد قرار گيرد; اما نحوه گفتن آن و آهنگي كه انتقاد كننده در آن آزردگي و نارضايتي خود را ابراز مي دارد نيز مي تواند بر دشواري مساله بيفزايد به عوض آن كه نتيجه مثبتي عايد شود، رنجش و كدورتي به وجود آيد و اصل مطلب هم فراموش شود. متاسفانه بيشتر مردم عقيده دارند براي اينكه انتقادي موثر واقع شود بايد بالحني گزنده ادا شود. شاهد اين مدعا اشاره هاي عذرگونه و غالبا خود پسندانه است كه نظرات خود را با آن شروع مي كنيم: هيچ دلم نمي خواست اين حرف را بزنم اما... يا مي دانم حرفم را باور نمي كني، اما به خاطر خودت مي گويم. تناقض نهفته در انتقاد اين است كه از يك طرف فكر مي كنيم به انتقادشونده كمك مي كند و از طرف ديگر مي ترسيم به احساساتش لطمه بزند. در اينجا عواملي را كه به انتقاد جنبه منفي و مخرب مي دهند مرور مي كنيم: - 1 شرمنده كردن: شرمنده كردن ديگران صرف نظر از اينكه رفتاري دور از نزاكت است روش تخريبي در انتقاد به شمار مي رود. اين روش همواره منجر به رد كردن بلادرنگ انتقاد مي شود. اين روش همچنين موجب بروز حالت تدافعي ومقابله به مثل مي شود. انتقاد سازنده سعي مي كند بين رفتاري كه مورد انتقاد قرار گرفته و كسي كه رفتار از او سر زده تفاوت قائل شود. شرمنده كردن عملا آن دو را يكي مي انگارد و انتقاد از يك مورد جزئي و شخصي را به كل رفتار فرد تعميم مي دهد. پيراهنت ازريخت افتاده كه اشاره به يك مورد خاص است تبديل مي شود به تو هميشه عوضي به نظر مي آيي. - 2 سرزنش: اگر هنگام انتقاد كلمات و عباراتي را به كار بريم كه بيانگر اين باشد كه رفتار مورد انتقاد عمدي بوده است، انتقاد ما جنبه منفي و مخرب پيدا مي كند. - 3 جايگزين مبهم: وقتي كسي مورد انتقاد قرار مي گيرد ممكن است از انتقاد كننده انتظار داشته باشد كه راه حل خود را ارائه كند. در اين جا انتقاد كننده مسئول است كه براي آنچه كه از آن انتقاد مي كند، جايگزيني در آستين داشته باشد. - 4 نگرش يك بعدي: انتقاد غالبا با كلمات بايد يا نبايد شروع مي شود. بايد و نبايد تلويحا مي گويد كه تنها عقيده انتقادكننده صحيح است. اين به نوبه خود كافي است كه سبب دلسردي كساني شود كه واقعا مايلند در جهت مثبت گام بردارند. بسيار احتمال دارد كه شخص مورد انتقاد واكنش دفاعي نشان دهد و با خود بگويد: چرا نبايد اين كار را به روش خودم انجام؟ دهم - 5 عوامل محيطي: اگر بخواهيد انتقادتان موثر واقع شود به زمان و مكان، حضوراشخاص ديگر و وضعيت روحي انتقاد شونده توجه داشته باشيد. كسي كه ذهن مغشوش دارد، يا افسرده، نگران و يا عصباني است و يا بيش از حد به نظرات ديگران درباره خودش حساس است، به آنچه انتقادكننده مي گويد توجهي نشان نمي دهد و مسلما از انتقادي هم كه تحت آن شرايط گفته شده باشد بهره اي نمي برد. تيزبيني و اندكي توجه به احساسات فردي مي تواند ما را نسبت به شرايطي كه براي انتقاد مناسب است آگاه كند. - 6 تهديد و اتمام حجت: تذكرات تهديدآميز به طور قطع از سازندگي انتقاد مي كاهند. روش انتقادي وگرنه.. براي ايجاد تغيير روش، متكي بر تهديد است. اما تهديد، يا شخص مورد انتقاد را فلج مي كند يا اجبارا او را وادار به قبول انتقاد مي نمايد. رفتار ممكن است تغيير كند، اما نه به علت اين كه شخص با انتقاد موافق است و يا آن را درك مي كند. وقتي هم كه تهديدها بدون آن كه به عمل درآيند دائما تكرار شوند، اثر خود را از دست مي دهند. ديگر آنكه شخص مورد انتقاد ممكن است لاف بزند و به مقابله با تهديد برخيزد و بگويد: برو هر غلطي كه دلت مي خواهد بكن! نهايتا اينكه تهديدها جريان انتقاد را به كشمكش قدرت بدل مي كنند، چيزي كه ابدا صحيح نيست. - 7 پرسشهاي سرزنش آميز: انتقاد از طريق سوال كردن ممكن است به ظاهر راه سازنده اي براي آغاز گفت وگو باشد، اما در غالب موارد، انتقادشونده را در موضع دفاع قرار مي دهد. پرسشها را مي توان به راحتي به شيوه انتقاد سازنده مطرح كرد: تصميم داري اين كار را اين طوري انجام؟ دهي، نمي تواني بهتر از اين انجام؟ بدهي چه، باعث شد كه فكر كني كار خوبي؟ است يا به جاي اينكه بگويد چرا اينكار را؟ كردي بگويد فكر نمي كني بهتر بود كه... پاسخهاي مخرب هنگامي كه انتقادي به ثمر نمي رسد، هميشه مسئوليت آن متوجه انتقاد كننده نيست، زيرا انتقاد شنيدن هم مي تواند مانند انتقاد كردن به طرزي مخرب انجام شود. گاهي، انتقاد مخرب مي تواند موثر باشد، مشروط بر اينكه طرف مقابل آن را با ديد مثبت بپذيرد. بالعكس، انتقاد سازنده اي نيز كه با واكنش منفي روبه رو شود مي تواند بي اثر باشد. افراد انتقاد شونده گاه به دنبال عذر و بهانه مي گردند تا بدين ترتيب ضربه ناگواري را كه به شخصيت آنها وارد آمده، تسكين دهند و يا با فرار از روبه روشدن با انتقاد و پذيرش سطحي در واقع پاسخي مخرب به آن داده باشند. پذيرش سطحي، انتقاد كننده را نااميد مي كند، زيرا هميشه فقط مي شنود كه فرد مورد انتقاد، ظاهرا قرار است اصلاحاتي در رفتار خود صورت دهد، اما هرگز چنين اصلاحي را نمي بيند (عملا ) بنابراين حس مي كند كه مورد بي توجهي قرار گرفته است. چگونه انتقاد كنيم و نتيجه؟ بگيريم براي اينكه انتقادمان سازنده باشد و از آن احساس خشنودي كنيم، بايد به يك پرسش كليدي پاسخ دهيم: اطلاعاتي را كه مي خواهيم به طرف مقابل بدهيم، چگونه بيان كنيم كه طوري آن را بپذيرد كه هم از آن سود ببرد و هم به بهبود روابطمان كمك كند. اين پرسش مركز ثقل مسئله را از عيبجويي به حل مشكل تغيير مي دهد و بر سه كيفيت ضروري انتقاد مثبت و سازنده تاكيد مي كند: - 1 انتقادكننده را وادار مي كند كه به انگيزه هايي كه براي طرح انتقاد دارد با تيزبيني و دقت بيشتري بنگرد. - 2 بر امكاناتي كه براي تغيير و اصلاح رفتار وجود دارد تاكيد مي كند. - 3 طرفين انتقاد را نسبت به موضوع انتقاد متعهد مي كند يعني بر اين نكته تاكيد مي ورزد كه هر دو طرف در مورد بهبود رفتار مورد نظر مسئوليت دارند. - از چه مي خواهم انتقاد؟ كنم در تعيين محتواي خاص يك انتقاد، ابتدا بايد از خود بپرسيد: از چه رفتاري مي خواهم انتقاد؟ كنم براي مثال نمونه اي را در روابط صميمانه (زن و شوهر ) در نظر مي گيريم; زن: تو هيچ وقت احساسات مرا در نظر نمي گيري. يا تو به اندازه كافي به من توجه نمي كني. با كوشش براي مشخص كردن محتواي انتقاد، شايد بتوان آن را بدين ترتيب تغيير داد: تو حرفهايي مي زني بدون اينكه فكر كني چه اثري بر من مي گذارد (يا ) براي كارهاي من ارزش قائل نيستي (يا شخصي ) تو سالگرد ازدواجمان را پاك فراموش كرده اي. انگشت گذاشتن روي رفتار خاصي كه مي خواهيد از آن انتقاد كنيد از چند جهت كمك مي كند: اول اينكه از تعميم و گسترش انتقاد و به كاربردن كلمات پوچ و آزاردهنده هميشه و هرگز جلوگيري مي كند. براي شخص مورد انتقاد آسان است كه كلي گوييهايي را كه در نمونه ذكر شده ناديده بگيرد، يا آن را رد كند. او هميشه مي تواند استثنايي براي آن پيدا كند: آيا پارسال براي تو گل نفرستادم. وقتي انتقاد شونده بتواند به يك مورد استثنا اشاره كند يا در مورد معني آن كلمه به بحث بپردازد، بحثي كه احتمالا ادامه پيدا مي كند، اصل انتقاد را تحت الشعاع قرار داده و آن را از بسياري از ارزشهايش تهي ساخته است. - آيا انتقاد من كمكي خواهد؟ كرد تغيير و بهبود از راه وعده دادن و برشمردن منافعي كه عايد انتقادشونده مي شود صورت مي پذيرد. تقويت مثبت، چشم انداز سود يا پاداش، انگيزه نيرومندي براي تغيير است. انگيزه باعث مي شود كه فرد احساس كند به نفع خودش است كه انتقاد را بپذيرد. انگيزه كمك مي كند تا آنچه را كه عادتا تنقيد تلقي مي كنيم به صورت تشويق ببينيم. در نمونه اي كه ذكر شد (زن و شوهر ) اين گونه بيان شود: اگر گه گاه به اين فكر بيفتي كه محبت خود را نسبت به من نشان دهي، به من امكان مي دهي كه فكر كنم واقعا به من علاقه مندي و آن وقت من هم دلم مي خواهد حتي بيش از اينها به تو محبت كنم. اگر بيش از اين به من توجه كني زندگي هر دوي ما بهتر نيز خواهد شد. من دائما اعتراض نمي كنم و تو هم احساس نمي كني كه دارم از تو عيبجويي مي كنم. انگيزه اي كه در اين قضيه به كار گرفته شد، اصلا انگيزه اي دوجانبه است: ما روابط بهتري خواهيم داشت. اما اگرشخص مورد انتقاد، تحت تاثير تغييري كه به او پيشنهاد مي كنيم قرار نگيرد چه بايد؟ كرد انسانها سيستم هاي ارزشي متفاوتي دارند. انگيزه مورد توجه يك نفر ممكن است كوچكترين جاذبه اي براي ديگري نداشته براي باشد حل مساله لازم است انگيزه اي را انتخاب كنيد كه مطمئنا براي طرف مقابل ارزشمند باشد. نكته مهم ديگر اينكه اگر به جاي تمركز بر مواردي كه نمي خواهيم يا دوست نداريم، خواسته هاي خود و چيزهاي مورد علاقه مان را ابراز كنيم پاسخهاي مثبت دريافت خواهيم كرد. در نمونه ذكر شده (زن و شوهر ): دلم مي خواهد علاقه بيشتري به من نشان دهي، به كارهايم كه برايت مي كنم (انجام مي دهم ) توجه داشته باشي. گه گاه برايم گل چون بياوري من خيلي به تو علاقه دلم دارم مي خواهد مطمئن باشم وقتي از هم دوريم، يادي از من مي كني. - چگونه؟ بگويم - 1 عقيده شخصي و واقعيت احساس حالت تدافعي كه مبادا در نظر ديگران آدمي خرده گير قلمداد شويم باعث مي شود از جملاتي مانند من اين را فقط به خاطر خودت مي گويم كرارا استفاده كنيم. در طبيعت بشرنيست كه وقتي عيبش را به رخش مي كشند، قدرداني كند يا آن را به راحتي بپذيرد. بنابر اين بهترين كاري كه مي توان كرد اين است كه طرف مقابل را نسبت به بي نظري خود مطمئن كنيد. با گفتن اين را به خاطر خودت مي گويم به سختي به اين هدف دست مي يابند. مهمتر از هر كلمه، زمينه اي است كه انتقاد را در آن عنوان مي كنيد. روشن كنيد كه شما خودتان مي دانيد كه انتقادتان اصولا بيان يك حقيقت محض نيست، بلكه بازتاب ساده عقيده شماست. اظهار نظرهاي انتقادي بيشتر جنبه داوري دارد يعني نوعي، ارزيابي است كه بناي آن، فرضيات و باورهاي شخصي است: وقتي خانواده ايكس (X) به ديدنمان آمده بودند، بي ادبانه رفتار كردي يا آن مدل مو اصلا به تو نمي آيد، تمام اين گفته ها عقيده شخصي انتقادكننده را منعكس مي كنند، ممكن است همان رفتارو مدل مو، از نظر ديگران به نحو ديگري قضاوت شود. اگر انتقاد را به عنوان نگرش شخصي خود از يك وضعيت بيان كنيد، ديگران اشتياق بيشتري به شنيدن آن نشان مي دهند و حتي ممكن است نسبت به نحوه نگرش شما كنجكاوي به خرج دهند. در حقيقت به انتقادشونده فرصت مي دهيد تا عقايد و احساسات خود را با عقايد شما مقايسه كند. حال چگونه انتقادمان را نه به صورت حكم قاطع و حقيقت مسلم، بلكه به عنوان نگرش شخصي خود بيان؟ مي كنيم با به كاربردن من، در جملات خود مانند: به عقيده من رفتار ديشب شما ناجور بود اين جور كه من مي بينم، شايد اگر سياست بيشتري به خرج داده بودي، آن شغل بهتر را گرفته بودي، به جاي اينكه بگوئيم اگر يك ذره عرضه و لياقت داشتي، تا حالا شغل بهتري گرفته بودي. دليل ديگري كه چرا گفته هايي كه بر محور من، قرار دارند تاثير بيشتري دارند اين است كه اين نوع بيان به انتقاد كننده كمك مي كند تا نسبت به انتقادش مسئولتر باشد. - 2 عامل همدلي براي سنجش تاثيري كه گفته هاي شما ممكن است به جا گذارد، از خودتان بپرسيد: آيا انتقادم را طوري مطرح كردم كه به طرف مقابل نشان دهم كه احساساتش رادرك؟ مي كنم همدلي مي تواند به طور مستقيم و يا غيرمستقيم از طريق احساسات، افكار و رفتار منتقل شود. همدلي كردن كار مشكلي نيست، به شرطي كه بتوانيد خود را جاي ديگران بگذاريد. جان پاول مي گويد: ارزش هر اظهارنظر در آن است كه ضمن بي غل و غش بودن، در نهايت محبت و صميميت بيان شود. - 3 اعتقاد و تعهد نسبت به انتقاد اگر قرار است كه انتقاد شما واكنش سازنده اي به دنبال داشته باشد بايد نشان دهيد كه نه تنها به آنچه گفته ايد متعهديد، بلكه به رفتاري كه انتظار داريد در اثر انتقاد شما در پيش گيرد نيز ارج مي نهيد. بايد نشان دهيد كه موضوع براي شما داراي اهميت است و آمادگي تشريك مساعي براي روبه رو شدن با آن را داريد. با اظهار نظر صريح، ارائه پيشنهادها و راه حلهاي چاره ساز و با گفتن اين مطلب كه از كوششي كه براي حل موضوع در جهت تبديل به احسن به عمل مي آوريد آگاهيد، اعتقاد و تعهد خود رانسبت به انتقادتان نشان مي دهيد. اين شيوه برخورد، براي آنكه مراحل انتقاد يكي پس از ديگري با موفقيت انجام شود، امري ضروري است، زيرا نشان مي دهد كه نيت شما كمك كردن و حمايت است. فهرست بازبيني انتقاد سازنده - 1 رفتار مورد انتقاد را مشخص كنيد. - 2 اطمينان حاصل كنيد كه رفتاري را كه مورد انتقاد قرار مي دهيد قابل تغيير است، در اين صورت از انتقاد صرفنظر كنيد. - 3 از عبارات نظر شخصي من اين است استفاده كنيد و از تحميل نظريات خود بپرهيزيد. - 4 موضوع را كش ندهيد و انتقاد را به سخنراني تبديل نكنيد، زيرا شنونده بي حوصله توجهي به آن نمي كند. - 5 بكوشيد انگيزه هايي براي تغيير رفتار پيدا كنيد و خود را متعهد بدانيد كه انتقاد شونده را در حل مشكلش كمك كنيد. - 6 اجازه ندهيد گفته هايتان از احساسات منفي شما رنگ بگيرد. مواظب باشيد صدايتان بلند و لحن كلامتان خشن و طعنه آميز نباشد. - 7 با مشكلات و احساسات طرف مقابل همدلي نشان دهيد. - 8 انتقاد را تا فرا رسيدن زمان و مكان مناسب نزد خود نگه داريد. - 9 بكوشيد با پيش بيني واكنشهاي منفي شخص مورد انتقاد از بروز آن جلوگيري كنيد. - 10 اگر انتقاد شما نتايج مثبتي به بار آورده نشان دهيد كه متوجه شده ايد و آن را تحسين مي كنيد. تهيه و تلخيص از: غزاله گلشني، دانشجوي سال چهارم روان شناسي باليني منبع: هيچ كس كامل نيست نوشته: دكتر هنري /وانرينگر ترجمه: پريچهر معتمد گرجي