Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791201-50815S2

Date of Document: 2001-02-20

شاخص هاي توسعه و نوسازي سياسي ستار صادقي ده چشمه اشاره: شاخص هاي توسعه سياسي و نوسازي سياسي اساسا؟ چيست چه تفاوتي ميان اين دو برقرار؟ است مقاله زيرضمن پرداختن به سوال هاي فوق، به اهداف توسعه سياسي اشاره دارد و در اين زمينه به تحليل لوسين پاي و ارگانسكي مي پردازد. گروه انديشه در طي دو قرن اخير بسياري از فلاسفه و انديشمندان اجتماعي از دوران روشنگري به بعد در غرب روند زندگي بشر را مورد بررسي قرار دادند. گروهي سرنوشت زندگي بشر را به سوي افول و ازهم پاشيدگي مي ديدند و گروهي آن را به سوي پيشرفت وكمال. در هر صورت آنها از اين نظر، يعني از جنبه تحولات اجتماعي، به دگرگونيهاي جامعه در همه ابعاد نگريستند. ( اقتصادي - سياسي - فرهنگي ). بنابراين هيچيك از زواياي زندگي جمعي انسانها از ديد آنان مخفي نماند. لذا از بعد دگرگونيهاي اجتماعي به بررسي ساختار سياسي و حكومتي و روابط آن با جامعه پرداختند. تقسيماتي هم كه جامعه شناسان از نظرگاه تحولات اجتماعي، از جوامع ارائه دادند، از جمله: جامعه سنتي و مدرن، همبستگي مكانيكي و ارگانيكي، جامعه مبتني بر منزلت و جامعه مبتني برقرارداد و.. مورد استفاده در تحليل هاي جامعه از بعد سياسي قرار گرفته است. از مفاهيم مورد استفاده در اين ديدگاه، توسعه سياسي و نوسازي سياسي است از لحاظ، الگوي نوسازي سياسي، دگرگوني سياسي متضمن تعميق نمادهاي دموكراتيك جامعه در راه توسعه مشاركت مردم در امور سياسي مي باشد. ( ) 1 بعضي از انديشمندان سياسي از جمله هانتينگتن، ميان نوسازي سياسي و توسعه سياسي، تفاوت قائل شده اند. شاخص بارز توسعه سياسي به نحوي كه در كليه تئوريهاي نماينده اين الگوي فكري ارائه شده حاكي از توان ذاتي يك نظام جهت پاسخگويي به درخواستهاي برآمده از آن مي باشد.. در حالي كه الگوي نوسازي ايجاد تحولات علمي و تكنولوژيكي است كه طي چهار قرن اخير ايجاد شده اند، الگوي توسعه سياسي عمدتا بر افزايش توان نظام تاكيد دارد. بنابراين مساوي قرار دادن مفهوم توسعه سياسي با تحولات مزبور موجب محدود نمودن آن از هر دو لحاظ مكاني و زماني مي شود، بدين مفهوم، توسعه سياسي صرفا بازگو كننده تحولاتي است كه موجب استقرار ليبرال دموكراسي در غرب شده است. ( ) 2 به نظر هانتينگتن صنعتي شدن هم، تنها منبع توسعه سياسي نيست بلكه بعضي وقتها مزاحم اين توسعه هم هست يا آن، را به تعويق مي اندازد. از اين نظر او معتقد است جوامع جهان سوم به منظور جبران تاخير خود اولويت را به ضرر سياست كه تحت الشعاع الزامات صنعتي قرار مي گيرد به ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي مي دهند، از اين رو اين خطر وجود دارد كه اين عدم توازن در قالب اشكال كم و بيش پايدار انحطاط سياسي تداوم يابد ( ) 3 از نظر هانتينگتن هر اندازه يك نظام سياسي از سادگي به پيچيدگي، از وابستگي به استقلال، از انعطاف ناپذيري به انعطاف پذيري و از پراكندگي به يگانگي گرايش پيدا كند به همان نسبت به ميزان توسعه سياسي آن افزوده خواهد شد. ( ) 4 لوسين پاي توسعه و نوسازي سياسي را درچارچوببحران مورد مطالعه قرار داد و معتقد است كه: گذرموفقيت آميزاز هر يك از بحرانهاي مزبورراهگشاي توسعه و نوسازي سياسي مي باشد. ( )پاي 5 در بررسي هاي مشاركت، خودش بحران هويت، مشروعيت نفوذ،، توزيع ويكپارچگي را مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهد. ولي چنين نتيجه مي گيرد كه بحران مشروعيت برگ برنده ارزشمندي در دست آن دسته از نظامهاي سياسي است كه توانستند آن را به صورت يك بحران اوليه حل كنند. ( ) 6 در واقع اهداف توسعه سياسي چنان دامنه دار است كه هيدي آنها را به صورت: برابري، دموكراسي، ثبات، مشروعيت، مشاركت، بسيج، نهادي كردن، هويت قابليت، نفوذ، توزيع همبستگي، عقلاني كردن، امنيت، رفاه. عدالت و آزادي شناسايي كرده است. ( ) 7 تحليل كه ارگانسكي، نگرش و بحران نگرش را مرحله اي به هم پيوندمي زندبر اين فرضيه استوار است كه تمامي جوامع با گذر از چهار مرحله متوالي به جلو مي روند: وحدت صنعتي اوليه، شدن، دوره وضعيت مساعد، وفور، درهر يك از مراحل، ساختارهاي موجود با مسائل خاص و بحرانهاي ويژه اي روبه رو هستند كه خود مستلزم انجام كارويژه هاي خاصي هم هست، از اين رو تحقق توسعه سياسي منوط به انجام اين كار ويژه ها براساس داشتن آهنگي مناسب با وضعيت جامعه و مرحله تاريخي آن است. ( ) 8 پانوشتها: - 1 سيف زاده - سيدحسن نوسازي و دگرگوني سياسي ص 65 - 2 بديع برتران توسعه سياسي ترجمه نقيبزاده ص 81 - 3 همان ص 81 - 4 قوام توسعه عبدالعلي سياسي و تحول اداري ص 91 - 5 همان ص 92 - 6 منبع شماره - 2 ص 65 - 7 نراقي. يوسف توسعه و كشورهاي توسعه نيافته ص 34 - 8 منبع شماره - 2 ص 66