Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791129-50795S1

Date of Document: 2001-02-18

آموزش و پرورش را دريابيد اساسا مايه فخر و مباهات انبياء و اولياء و اوصياء و يگانه هم وغمشان، تعليم و تعلم، معرفت، تقوا و خلوص است و اينان با تذكر و اكتساب حاصل مي گردد و لواي آن را در اين برهه به دستان معلم سپرده اند. همه وقت آنجا كه سخن از فرهنگ و تهاجم فرهنگي مي رود، همه ديدگاهها به نظام آموزش و پرورش معطوف مي شود. آن هم تهاجم به فرهنگي اصيل و ريشه دار كه باب گفتگوي تمدنها را گشوده و مي تواند در عرصه گيتي خودنمايي كند. اما متاسفانه به مهم ترين ابزار اين فرهنگ، كم توجهي و شايد بي مهري معلماني مي شود كه با روح و روان پاك و بي آلايش كودك و نوجوان سروكار دارند و كودكان و نوجواناني كه خواسته يا ناخواسته از آموزگار خود الگو مي گيرند و رفتار و گفتار و سكنات او را به حافظه پرجاذبه خود مي سپرند كه زدودن آن اگر محال نباشد، بسي دشوار است. پس چه بهتر كه به مولا تعبير آن چيزي را بر صفحه خاطر نقش پذيرنده اش حك كنيم كه موجب رضايت خدا و رسول و اولياء باشد. اما آيا به راستي همه ابزار آموزش و پرورش را فراهم؟ آورده ايم آيا نهادي عظيم تر از اين سراغ؟ داريم آيا مقصد و مقصودي والاتر از اين مي توان؟ يافت آيا... پس چرا شايسته و بايسته آرمان الهي گام؟ نمي زنيم چرا با توجيهات بي معني، شير بي يال و دم؟ مي سازيم چرا جامعه را به سمت و سويي مي بريم كه در آينده اي نه چندان دور، نام فرهنگ را در قاموس ها و رايانه ها مگر بيابيم نه اينكه حفظ كرامت انساني واجب؟ است آنگونه كه رهبر هشيار و فرزانه انقلاب فرمودند: بر شماست كه ما را امر به معروف و نهي از منكر چه كنيد، معروفي بالاتر كه بر مكرمت و حفظ شرف و آبروي افراد بكوشيد و چه منكري از اين زشت تر كه كرامت و منش مسندنشينان پيامبرچنان ناديده گرفته شود كه حتي از رسانه اي مانند سيما نيز او را به باد استهزا بگيرند و از فقر ذلت بار او دم؟ زنند معلم و دانش آموز چه گناهي دارند كه بايستي در كوره ناكامي ها و نامرادي ها بسوزند. در كدام اداره يا سازمان يا وزارتخانه اي رسم است كه حدود چهار ماه، جمعي شبانه روز به اضافه كار مشغول باشند و دستمزد آنان پرداخت؟ نشود اكنون كه نيمه دوم دي ماه را پشت سر گذاشته ايم هنوز حق الزحمه مهرماه پرداخت نشده است. مگر در بين معلمان شما كساني نيستند كه نيروي غيررسمي محسوب مي شوند و تنها ممر درآمد آنان حق التدريس ؟ است آيا هرگز فكر كرده ايد كه زندگي را چگونه مي گذرانند و از چه راهي امرار معاش؟ مي كنند آيا زن و فرزند آنان نيز بايد چون ديگر معلمان به رياضت كشي خو ؟ كنند مگر نه اين است كه قبل از مهرماه، مديران مدارس با مسئولان مقاطع گرد مي آيند و به سازمان بندي مدارس پس؟ مي پردازند چرا نمي خواهيد اين معضل هر ساله را برطرف؟ كنيد دستمزد معلمان مدارس شبانه نيز كه هزينه اش را مستقيما از دانش آموزان دريافت مي داريد، چراچندين و چندماه به تاخير؟ مي افتد به همين منوال است كلاسهاي جبراني تابستان و... اين اهداف نامعلوم در فقر ومذلت كشاندن معلم بي تاثير نيست. اگر معلمي نياز نداشته باشد، به تدريس موظف قناعت مي گوييم مي ورزد كيفيت برتر، بهره وري، آموزش مطلوب و... آيا فرصت و زمينه مناسبرا فراهم آورده ايد كه انتظاري اين چنين؟ داريد از معلمي خسته و فرسوده كه 72 ساعت در هفته تدريس مي كند مي توان انتظار مطالعه وتحقيق و ؟ ابداع وخلاقيت داشت كجاست آن هيبت و جلال وطنطنه كجاست؟ آموزگاري او كه زبان و بيانش، روح و ابهت روانش، و وقارش، علم وگفتارش راهبر سالكان و پويندگان؟ بود كجايند مديراني كه برنامه هايشان زندگي ساز؟ بود وقتي رانده هر درگاهي روي به تعليم آورد، گلستان به خارستان بدل مي شود. آنجا كه گفت: مسند آموزگاري، مسند پيغمبري است غصب اين كرسي مبادا گول و ناداني كندچه ملاك و معياري به كار ؟ مي بنديد لابد مي گوييد ارزشيابي مي كنيم!! در كدام اداره ومنطقه كارهاي مالي و حسابداري را به كاردان؟ سپرده ايد آموزگاراني با حفظ سمت... از فروشگاههاي زنجيره اي فرهنگيان چه بگوييم، غرفه هايي در اجاره اين و آن; نه ازكمك هاي غيرنقدي همچون ساير سازمان ها وادارات خبري است، نه از فرهنگ و فرهنگي. وقتي گذارت به دايره رفاه معلم در ادارات مي افتد، تنها نشاني كه از رفاه مي بيني همان تابلوي سر در اتاق است. ديگر چه از؟ بگوييم بخشنامه هاي پياپي، ازكلاسهاي نفره 5040 از نظامهاي آموزشي هر چند ساله از بي رغبتي ميليونها دانش آموزبه درس و تحصيل و... آنجا كه مديران مدارس به كارپردازبدل شده اند و يگانه كارشان به دنبال بنا و لوله كش و.. دويدن است و هرازگاهي اولياء دانش آموزان را فرا مي خوانند و كمك هاي مالي مطالبه مي كنند، ديگر چه حرمتي براي مدير و آموزگارانش باقي؟ مي ماند! هر جا سخن از نارسايي هاي معلم مي رود، فرياد برمي دارندكه تعداد معلمان كشور زيادند و نمي توان گرهي از مشكلات آنان گشود. اماآيا به راستي زياد بودن، با زيادي بودن يكي؟ است اگر تعداد معلم فراوان است، حداقل يك سوم جمعيت فعال و پرانرژي كشور را زير پوشش دارندو مهمتراينكه با روح و روان آنان ارتباط دارند. آموزش و پرورشي كه گستره اش به پهناي ايران بزرگ است، بايستي امكاناتش متناسب با دستگاه عريض و طويل او باشد. بر تمامي جامعه و نهادها فرض است كه اگر ملتي متفكر، با خلاق، اراده و سربلند مي خواهيد، آموزش و پرورش را دريابيد. جمعي از فرهنگيان سوخته دل