Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791129-50791S1

Date of Document: 2001-02-18

منابع طبيعي نخستين قرباني افزايش جمعيت نگاهي به اثرات رشد جمعيت در تخريب محيط زيست ( بخش پاياني ) صيدماهي اقيانوس ها بالا رفتن اشتهاي انسان به غذاهاي دريايي كه از سال 1950 تاكنون رخ داده، موجب شده است كه غالب منابع شيلات اقيانوسي تا سرحد ظرفيت پايداري خود ازآن، مورد بهره برداري قرار گيرد. اكنون از 15 شيلات اقيانوسي مهم جهان 11 تاي آنها در حال فروافت است و در طي نيم قرن آينده احتمالا برخي از گونه هاي ماهي در بازار ناپديد خواهد شد و بين كشورهاي مختلف بر سر بهره برداري از شيلات برخوردهاي بيشتري رخ خواهد داد. يكي از عواقب نامطلوب فن آوري هاي پيشرفته ماهي گيري، افزايش صيد محصولات فرعي، يعني صيد غيرعمدي گونه هاي ناخواسته است كه اين امر در واقع نوعي پاك سازي اقيانوس از موجودات دريايي است كه در سطحي بي سابقه به شيلات جهان صدمه وارد مي كند. با اين توصيف ميزان صيد سرانه هرسال تقريبا معادل ميزان رشد جمعيت كاهش خواهد يافت و در سال 2050 /10 9به كيلوگرم به ازاي هر نفر خواهد رسيد يعني به كمتر از دوسوم ميزان اوج آن در سال 1988 كه 17 كيلوگرم بود، سقوط خواهد كرد. انرژي جمعيت شهري جهان در هر هفته اندكي بيش از يك ميليون نفر افزايش مي يابد و چندان كه جوامع شهرنشين مي شوند، مصرف منابع پايه چون انرژي و آب افزايش مي يابد. طبق برآوردها طي 50 سال آينده مصرف انرژي در كشورهاي در حال توسعه 336 درصد افزايش خواهد يافت كه اين رشد چهار بار سريع تر از رشد جمعيت است و از 3499 ميليون تن معادل نفتي به 15255 ميليون تن صعود خواهد كرد. در كشورهاي صنعتي نيز مصرف انرژي تا سال 2050 به 10247 ميليون تن معادل نفتي افزايش خواهد يافت، يعني تقريبا دوبرابر خواهد شد. در صورتي كه در طي همين دوره جمعيت اين كشورها كاهش خواهد يافت. طي 50 سال آينده بيشترين افزايش تقاضاي انرژي در جايي به وقوع خواهد پيوست كه پيش بيني مي شود بيشترين فعاليت اقتصادي را داشته باشد، يعني در آسيا كه مصرف آن طبق برآوردها 361 درصد افزايش خواهد يافت. توليد سرانه جهاني نفت در سال 1979 به اوج خود رسيد و از آن زمان تاكنون 23 درصد كاهش يافته افزون است براين در مورد اينكه توليد جهاني نفت در چه زماني به حداكثر خود خواهد رسيد برآوردهاي متفاوتي از سال 2010 گرفته تا 2050 وجود دارد. اين امر نشان مي دهد كه اگر جهان هم چنان به نفت به عنوان سوخت اصلي خود متكي باشد كاهش توليد نفت جهان و به دنبال آن افزايش قيمت آن در آينده قطعي خواهد بود. شهرنشيني و بيماري هاي عفوني هرچه شهرها توسعه مي يابند مشكل دفع مواد زايد شهري و زباله هاي صنعتي جدي تر مي شود. در اثر افزايش فشار به مردم براي مهاجرت به شهرها، رشد جمعيت شهرها بسيار سريع تر از ميزان دسترسي به خدمات پايه مانند آب، فاضلاب، حمل و نقل و برق است و اين امر اجبار به زندگي در حلبي آبادهاي شهري مملو از فقر، آلودگي، ازدحام، بي خانماني و بي كاري را به دنبال دارد. از سوي ديگر اثرات مخرب زيست محيطي دفع مواد زائد در 25 سال آينده /2ميليارد 8كه نفر بر جمعيت جهان افزوده مي شود شدت مي يابد. به طور مثال، اسيدهايي كه از تجزيه زباله هاي آلي و سمومي كه از مواد زائد خطرناك توليد مي شود معمولا از گودال هاي دفن زباله به خارج نشت كرده و منابع آب محلي را آلوده مي سازد. مواد آلي در حال پوسيدن گاز متان توليد مي كند و اگر زباله ها را بسوزانيم سرطان هاي ناشي از توليد گاز دي اكسين، افزايش مي يابد. همچنين اين جمعيت متراكم محيط كشت مناسبي براي ظهور دوباره بيماري هاي عفوني قديمي مانند سل و مالاريا و نيز پديد آمدن انواع جديد اين بيماري ها است. براساس گزارش سازمان بهداشت جهاني (WHO) نيمي از كشورهاي در حال توسعه از شيوع شش بيماري رنج مي برند كه ناشي از كمبود آب آشاميدني و توالت بهداشتي در اين كشورها است. (هم اكنون سه ميليارد نفر در جهان به توالت بهداشتي دسترسي ندارند ). اكنون همه گيري بيماري ايدز در آفريقا وسعت عظيمي پيدا كرده و در آسيا و آمريكاي لاتين نيز در حال گسترش است. در هندوستان قريب چهار ميليون نفر از بالغان به اين ويروس آلوده هستند و اگر اين بيماري با ابعاد بسيار وسيع به سرعت مهار نشود، مي تواند در سال هاي اوليه قرن بيست و يكم، جمعيتي بيش ازتعداد كساني را كه در قرن بيستم در جنگ دوم نابود قرباني شدند، كند. مسكن، شغل و آموزش طبق پيش بيني ها طي 50 سال آينده نياز به مسكن حدودا دو برابر خواهد شد كه اين نياز در آفريقا و خاورميانه سه برابر خواهد بود. نتيجه نهايي رشد جمعيتي كه از رشد مسكن پيشي گرفته، بي خانماني است. سازمان ملل متحد برآوردمي كند كه دست ميليون 100كم نفر از مردم جهان فاقد مسكن هستند و با اضافه شدن افرادي كه در خانه هاي ناامن و موقتي به سر مي برند، تعداد بي خانمان ها به يك ميليارد تن خواهد رسيد. از سوي ديگر به گزارش سازمان بين المللي كار، اكنون نزديك به يك ميليارد نفر از مردم جهان يعني تقريبا يك سوم نيروي كار جهان كم كار يا در بي كارند خلال 50 سال آينده كه تقريبا هر سال 35 ميليون نفر بر نيروي كار جهان افزوده خواهد جهان شد، مي بايد تنها براي آن كه سطح اشتغال را در سطح فعلي آن نگه دارد بيش از/1 7 ميليارد شغل جديد توليد كند كه تقريبا همه آن ها بايد در كشورهاي در حال توسعه توليد شود. افزايش تعداد مردم بيكار مي تواند گرسنگي و فقر جهاني را در سطوح خطرناكي افزايش داده و موجب بي ثباتي سياسي شود. همچنين با افزايش جمعيت، ميزان افرادي كه نياز به آموزش دارند بالا مي رود و اين رشد مضاعفي را بر منطقه اي كه قبلااز نظر آموزش و پرورش دچار مشكلات عديده بوده است، وارد مي آورد. براي بسياري از كشورها، دشوار است كه بودجه آموزش خود را افزايش دهند در حالي كه هنوز نتوانسته اند براي ساير نيازهاي حياتي خود چون غذا و بهداشت بودجه كافي فراهم آورند. ظهور خستگي جمعيتي تداوم رشد جمعيت و مشكلاتي كه اين امر در نهايت ايجاد مي كندجهان را به سوي قلمرويي ناشناخته پيش مي برد، به طوري كه خستگي جمعيتي بروز مي كند و درنتيجه ناتواني حكومت ها در برخورد موثر با عواقب رشد سريع جمعيت هر چه بيشترآشكار مي شود و بحران هاي اجتماعي ناشي از اين رشد باعث تشديد منازعات و كشمكش ميان گروه هاي مذهبي، قومي، قبيله اي و يا جغرافيايي گوناگون داخل جوامع مي شود. بي ثباتي محلي امروزه ديگر معنايي ندارد و عواقب ناآرامي يك كشور خواه به علت بحران پولي و ارزي باشد و خواه بحران زيست محيطي، مي تواند به سرعت مرزهاي ملي را درنوردد، اكنون بسياري از كشورها رشد جمعيت جهان را مساله امنيت ملي خود تلقي مي كنند كه براي آنها عواقب اقتصادي، زيست محيطي و نظامي به دنبال دارد. ادوارد ويلسون، زيست شناس، در كتاب تنوع حيات مي گويد: هر ملتي يك سياست اقتصادي و يك سياست خارجي دارد. اكنون زمان آن فرارسيده كه بسيار آشكارتر از گذشته از سياست جمعيتي نيز سخن به ميان آورده شود. منظور من از سياست جمعيتي فقط اين نيست كه مانند دو نمونه چين و هند، زماني كه رشد جمعيت به مرحله انفجار مي رسد، صرفا جلوي رشد آن را سد كنيم، بلكه منظورم يك سياست مبتني بر يافتن راه حل عقلاني براي اين مشكل است. يعني اين كه از نظر افكار عمومي شهروندان آگاه آن جامعه، چه تعداد جمعيت براي آن جامعه مناسب و ايده آل است. زماني كه فوريت حل مشكل جمعيت براي دولت ها و مردم آشكار بايد شود، برنامه ريزي در جهت كنترل جمعيت كه ستون فقرات يك سياست ملي جمعيتي را مي سازد انجام شده و به دنبال آن وسايل و امكانات جهت كاهش نرخ باروري و تثبيت جمعيت در اختيار مردم گذاشته شود. در دهه هاي متمادي تلاش در راه كنترل جمعيت در سراسر جهان نشان داده است كه كاهش باروري يك روند پويا است كه تحت تاثير چندين نيرو به عنوان علت و معلول عمل مي كند. چندين عامل از جمله در دسترس بودن هر چه بيشتر وسايل و امكانات پيش گيري از بارداري، گسترش آگاهي از روش هاي پيش گيري از بارداري، بالا رفتن نرخ باسوادي، كاهش مرگ و مير نوزادان و بهبود چشم اندازهاي اقتصادي، موجب كاهش باروري مي شوند. كاهش باروري نيز به نوبه خود موجب تقويت و بهبود اين عوامل در يك چرخه بازخورد مثبت مي شود. چالشي كه جهان در رابطه با جمعيت با آن روبه رو است هم پيچيده است و هم پرزحمت. جهان براي برخورد با اين مساله نيازمند يك نهاد رهبري در است سطح ملي دست يابي به نرخ باروري پايين مستلزم رهبري نيرومندي است كه براي تثبيت جمعيت، اولويت درجه اول قايل باشد. همچنين موفقيت در تثبيت جمعيت به تعهد جامعه بين المللي نيز بستگي دارد. در توافق چشمگيري كه در كنفرانس بين المللي جمعيت و توسعه سال 1994 قاهره به دست بر آمد اين نكته تاكيد شده بود كه سرمايه گذاري بر روي افراد، از جمله سرمايه گذاري در زمينه دسترسي مردم به آموزش و مراقبت هاي بهداشتي، كليد كند كردن رشد جمعيت است. به هر روي، امروز جهان ما از نظر زيست محيطي به هم پيوسته تر و از نظر اقتصادي به هم وابسته تر از هر زمان ديگري در تاريخ است. در اين جهان منسجم و به هم پيوسته، ديگر مشكل آن ها و مشكل ما وجود ندارد. تنها چيزي كه وجود دا رد مشكلات ما است. سودابه رحمدل منبع: جمعيت و توسعه نوشته: براون كسترآر و همكاران ترجمه: دكتر حميد طراوتي دكتر فرزانه بهار - نشر هستان