Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791129-50790S1

Date of Document: 2001-02-18

حقوق اجتماعي در اسلام بحثي در باب مشروعيت مردمي و مردمسالاري در نسبت با انديشه هاي ديني (بخش پاياني ) جستارگشايي: در بخش نخست مطلب حاضر، موضوع حكومت و حقوق مردم مورد تحقيق قرار گرفته و كليات نظري اين بحث، همراه با تحليل كيفيتهاي متفاوت زمامداري در ارتباط با حقوق ناس مورد توجه قرار گرفته در است باب مسئله حق به طوركلي و حقوق مسلم و افراد تحت نظارت حكومت، از نظر امام، در اين بخش بحث و بررسي شده است. گروه معارف - 2 تنها رعايت ارزش ها و فروع دين معيار اعطاي حقوق اجتماعي نيست چرا كه امام مي فرمايند: رسول خدا زناكننده اي را كه همسرداشت سنگسار كرد و بعد بر او نمازگزارده و ميراث او را به كسان او داد. قاتل را كشت و ارث او را بين وراثش تقسيم كرد. دست دزد را بريد و زناكننده بي همسر را تازيانه زد بعد ازآنچه مسلمانان به غنيمت آورده بودند به ايشان قسمت داد وآنان كه زن نداشتند در بين مسلمانان زن گرفتند. رسول خداآنان را كافر ندانست و به سبب گناهشان حق خدا را درباره آنان جاري ساخت واز بهره آنان از اسلام جلوگيري ننمود و اسمشان را از بين مسلمانان خارج نفرمود. ( ) 25 حق؟ چيست حقوق؟ كدامند امام علي (ع ) مي فرمايند حق آن چيزي است كه در وصف و گفت وگو فراخترين معنا را دارد و دركردار و انصاف دادن با همديگرتنگ ترين چيزها است. ( ) 26 اما در هر صورت حق آن است كه مي تواني آن را به دست آوري ويا كه آن را از تو بگيرند. ( )بنابراين 27 حق به دست نمي آيدمگر با تلاش و كوشش. ( ) 28 از اين عبارت ها استنباطمي شود- 1 مفهوم حق از مفاهيم ساده و در عين حال پيچيده است و پيچيدگي آن نه تنها در مفهوم بلكه در عرصه اجتماعي و رفتارها دو چندان است - 20 در امر حكومت داري و صحنه اجتماعي حق امري است نسبي كه هم قابليت به دست آوردن را دارد و هم قابليت از دست دادن را وحفظ و از دست دادن آن وابسته به تلاش و زحمت در راه آن است - 30 پايداري حق هم براي حاكمان وهم براي مردم منوط به دو اصل است - 1 تلاش و كوشش جهت احقاق حق خود- 2 رعايت حقوق ديگري. انواع حق از ديدگاه امام علي (ع ) حق از ديدگاه امام علي (ع )دو گونه است ) 10 حق خداوند بر مردم ) 2 حق مردم بر از همديگر نظر امام آن كه كسي بر او حقي ندارد فقط خداوند سبحان است و براي آفريدگان او حتي انبياءچنين حقي نيست ( ) 29 اما در رابطه با حقوق مردم بر همديگر امام (ع ) اين حقوق را سه دسته مي داند) 1 حق افراد بر همديگر)حق 2 مردم بر حكومت (حاكمان ) ) 3 حق حاكمان ( حكومت ) بر مردم. از نظر امام كسي را بر ديگري حقي نيست مگر آن كه آن ديگري را هم بر او حقي است. هيچ فردي بي نياز از كمك ديگري هر نيست، چند مقام و مرتبه او بزرگ باشد و در اين امر برتري داشته باشد وهيچ فردي هم وجود ندارد كه نبايد در اداي حق به ديگري كمك يا كند، در احقاق حق ديگري را ياري ننمايد. هر چند مردم او راخرد شمرده و در ديده كوچك آيد. گمان نشوددر اداي حق از افراد بي قدر نبايد كمك خواست و يا ايشان را كمك نمود. زيرا رونق ملك و مملكت به كمك خرد و بزرگ توانا و ناتوان است. ( ) 30 امابا اين وجود حقوق افراد بر همديگربا همه اهميتش از نگاه امام جزيي است و بزرگترين حق ها در امر حكومت داري است. يعني حق مردم بر حكومت وديگري حق حكومت بر مردم، چرا كه اين حقوق عمومي هستند و فساد وتبهكاري در آن عموميت دارد لذا هم از ساير حقوق كلي تر وهم مهم تر هستند. ( ) 31 از جمله حقوق حكومت برمردم را امام اين گونه برمي شمارد) 1 باقي ماندن بر بيعت ) 2 دوستي حاكم در پنهان وآشكار) 30 اجابت دعوت ها) 40 اطاعت از اوامر حاكم. ( ) 32 از جمله حقوق مردم بر حكومت را نيز اين گونه بر مي شمارد: ) 1 پوشيده نداشتن رازها از مردم مگر در جنگ ) 20 انجام ندادن كارها بدون مشورت مردم مگردر حكم شرعي ) 30 كوتاهي نكردن در رساندن حقوق مردم ) 40 برابر دانستن افراد و حق آنها در حكومت ( ) 5 ) 33 ترغيب به اخلاق پسنديده ) 60 آموزش وتعليم آنان براي مقابله باجهل ) 7 تربيت مردم ) 8 رساندن حقوق وغنايم به مردم ( ) 9 ) 34 عمل كردن به كتاب خدا و روش پيغمبروقيام به رساندن حقوق و غنايم به مردم ( ) 9 عمل كردن به كتاب خدا و روش پيغمبر و قيام به حق او و بلند كردن احكام او. ( ) 35 آنچه از دو دسته حقوق مورد اشاره استفاده مي شود: حاكم حقوقي بدون ارتباطبا مردم ندارد حتي عمل كردن به كتاب خدا و سنت رسول را از حقوق مردم بر مي شمارد و نه حاكم. بنابراين حقوق حكومت در راستاي حقوق مردم معنا پيدا مي كند و حقوق مردم دو دسته است - 1 اداره امورو تدبير امور جامعه كه در مشاركت آنان در امور و اطلاع رساني درست نسبت به آنچه بايد در آن مشاركت نمايند و برخورداري از حقوق يكسان تجلي پيدامي كند- 20 تعليم و تربيت درجهت عمل كردن به كتاب خدا و سنت رسول اكرم. بنابراين وجه مميزه حكومت امام علي (ع )با حكومت هاي امروزين در بعد دوم از حقوق مردم كه است امام علي (ع ) براي حكومت دو شان يا وظيفه قايل است - 10 تدبير امور جامعه - 2 تعليم و تربيت. اما حكومت هاي امروزين (اعم از ليبرال دموكراسي طرفداران جامعه مدني وسوسياليسم و... )، بعد دوم را از وظايف حكومت برنمي شمارند. رعايت حقوق مردم عامل دوام حكومت با رعايت حقوق مردم و درنتيجه حمايت و اطاعت مردم از حكومت، حكومت تداوم مي يابد و مردم نيز در آسايش زندگي خواهند پس كرد رعايت اين حقوق سبب مي شود-نظم 1 و آرامش در جامعه برقرار گردد-حق 20 ارجمند گردد و ارجمند شدن حق نشانه عدل و درستكاري درجامعه است - 30 سنت ها در مواضع خود جاري و بر اثر آن روزگار اصلاح مي گردد- 40 پايندگي دولت را در پي دارد. ( )اما 36 اگر حقوق مردم رعايت نگردددر اين صورت دو حالت پيش مي آيد ) 1 حكومت برمردم تعدي و ستم مي نمايد) 20 مردم بر حاكم و حكومت غلبه مي كنند (هرج و مرج ).درهر دو صورت از ديد امام علي ( ع ) اختلاف كلمه ميان مسلمانان رخ مي دهدو در نتيجه در هر دوحالت ) 1 نشانه هاي ستم آشكار مي گردد) 20 تبهكاري در دين زياد مي گردد) 30 براساس خواهش نفس عمل مي شود) 40 شريعت اجرا نمي گردد) 50 نيكوكاران خوار و بدكاران ارجمند مي گردند. ( ) 37 برپا داشتن عدل از نظر امام علي ( ع ) سه چيز سبب تداوم حكومت مي گردد: - 1 برپا داشتن عدل - 20 دادگري در شهرها- 30 آشكار ساختن دوستي مردم ( ) 38 از نظر امام (ع )نشانه عدل در چهار چيز است ) 1 دقت در فهميدن ) 2 رسيدن به حقيقت دانايي ) 3 حكم نيكو) 4 استوار داشتن بردباري. ( ) 39 در پرتو رسيدن به حقيقت دانايي وعلم و دانش بهانه بهانه جويان را مي بندد. ( ) 40 دقت در فهميدن سبب مي شود كه چيزها به جاي خود قرار گيرند. بردباري و شكيبايي بر آنچه مي پسندي و آنچه دوست نداري. ( ) 41 سبب ميانه روي در حق است وحكم نيكو سبب جلوگيري از فساد و خرابي دل و ضعف وسستي آنان تغيير و زوال نعمت ها مي گردد. ( ) 42 در نهايت عدل نگاه دارنده همگان از يك طرف و متهم نساختن خدا از طرف ديگرست. ( ) 43 چرا كه در استبداديكي براي دينش گريه مي كند و ديگري براي دنيايش و مردم مانند غلام در حضور، فرمان او ببرندو در غياب از او بدگويي نمايند. دادگري از نظر امام (ع ) ميانه روي در حق، همگاني كردن حق در برابري و دادگري از جمله وظايف مهم حاكم است. ( ) 44 لذا براي حكومت نيكو است كه عدل و انصاف رادر مورد مردم به كار گيرد و از ستم و ظلم پرهيز نمايد. چرا كه ستم باعث ) 1 آوارگي مردم ) 2 نزاع و زد و خورد بين مردم ) 3 نزاع و زد و خورد بين مردم و حكومت مي شود. ( ) 45 از نظرامام ظلم و ظالم سه نشانه دارد)به 1 گناه و نافرماني ستم مي كند به كسي كه برتر از او است )با 20 زور و برتري ستم مي كند به كسي كه زير دست او است )كسي 30 كه ستمگران را باگفتارو كردار كمك مي نمايد. ( ) 46 ستمگري نيز شخص را در دين و دنيايش تباه مي گرداند و نقص و بي قدريش را نزد عيبجويان هويدا مي سازد ( ) 47 از نظر امام (ع ) يكي از دلايل بروز استبداد و ستمگري بي دقتي مردم درانتخاب فرد حاكم است لذا مي گويد: از استبداد بني اميه خانه اي باقي نماند مگر اين كه ستمگران غم و اندوه و سختي و گرفتاري را در آن وارد كردند و اين به دليل اين بود كه مردم براي امر خلافت كسي را كه لياقت نداشت برگزيدند و آن را در غير مورد خود جاي دادند. ( ) 48 ازطرف ديگر امام علي ( ع ) دادگري را سبب خشنودي مردم مي داند. از نظر او مردم دو دسته اند) 1 عموم مردم ) 2 خواص. ازنظر امام (ع ) همواره بايد خشنودي همگان و عموم مردم بر خشنودي خواص ترجيح داده شود. چرا كه خشم چند تن در برابر خشنودي همگان اهميت ندارد و خشم همگان، رضا و خشنودي چندتن را پايمال مي سازد. ( ) 49 از اين رو امام مطرح مي نمايد من با دو كس جنگ مي كنم ) 1 كسي كه ادعا كند آنچه را كه براي او نيست ) 2 كسي كه روي مي گرداند از چيزي كه به عهده گرفته است ( ) 50 از نظر امام در بين مردم پرهزينه ترين آنها در هنگام رفاه وآسايش، كم ياري كننده ترين در هنگام گرفتاري، ناراضي ترين در هنگام انصاف و برابري، پر اصرارترين در خواهش، كم سپاس ترين دربخشش، هنگام رد دين عذرپذيرتر و در پيشامدهاي روزگار و در شكيبايي سست تر از خواص نيست. ازطرف ديگر ستون دين و آماده براي مقابله با دشمنان همگان از مردم هستند نه چند تن خواص پس بايد با آنان همراه بود. ( ) 51 سنگين نشمردن حكومت امام مي فرمايند: حكومت نبايد برمردم سنگين شمرده شود، بايد بار مردم را سبك زيرا كرد تخفيفي كه به آنها داده مي شود اندوخته اي است كه به آباداني و آرامش دادن حكومت بر برمي گردد مملكت آباد آنچه باركني مي تواند بكشد، اما همواره ويراني زمين به جهت ) 1 تنگ دستي اهل آن ) 2 مردم نيازمند با تمركزتوجه حكمران به جمع آوري مال و دارايي پريشان مي شوند) 30 بدگماني حكمرانان به پاسداري حكومت خود)بهره مندي 4 كم حكمرانان از پيشامدها و پندها و انديشه ها به اصول گذشتگان بوده است. ( )از 52 اين رو از نظر امام حكومت لازم است مهرباني و خوش رفتاري و نيكويي با مردم را وجهه همت خود قرار دهد و نسبت به آنان همانند جانور درنده نباشد كه خوردنشان را غنيمت چرا شمارد كه مردم دو دسته اند يا با تو برادر ديني هستند يا درآفرينش همانند تو هستند. ( )از 53 طرف ديگر مي فرمايند: سخت گيري بر مردم رنجش مي آورد. در نتيجه مردم رنج ديده براي زوال حكومت و عزل حاكمان تلاش مي كنند و حاكمان نيز همواره براثر اين سخت گيري و انديشه در عواقب آن غمگين و اندوهناك بوده و آسودگي ندارند. ( ) 54 لذا امام به سبب جلوگيري ازبي رغبتي مردم و برقراري عدل و دادگري به حاكمان سفارش مي كند: بزرگي كسي تو را برآن ندارد كه رنج و كار كوچك او را بزرگ شماري و پستي كسي تو را وادار نسازد كه رنج و كار بزرگش را كوچك پنداري. ( ) 55 از نظر امام (ع ) بيشترين زيان و سود، سخت گيري و سهل گيري نسبت به مردم درانديشه حاكم نهفته است كه در پرتو زمان تغيير و در رفتار او و كارگزارانش تجلي پيدا مي كند. در اين زمينه امام مي فرمايد: هرگاه انديشه و كردار پادشاه تغيير كند زمانه تغيير مي كند. ( ) 56 ابن ابي الحديد در تفسيراين عبارت داستاني از انوشيروان و عمال و كارگزارانش را نقل مي كند كه روزي وي عمال و كارگزارانش را جمع نمود در حالي كه در دست خود مرواريدي را مي گردانيد. سپس سوال كرد چه چيز به مزروعات مملكت بيشترين زيان را؟ مي رساند و گفت هر كس پاسخ صحيح بدهد اين مرواريد را به او خواهم داد. يكي گفت: آمدن ملخ، ديگري گفت نرسيدن آب، ديگري گفت نباريدن باران، ديگري گفت وزيدن باد جنوب و نوزيدن باد شمال، آنگاه به وزير گفت شما بگوييد. وزير گفت: تغيير انديشه سلطان درباره مردم. انوشيروان گفت آفرين بر اين هوش. ( ) 57 پانوشتها: - 25 همان خطبه 127 ص 393 و 394 (بند 2 و) 3 - 26 همان خطبه 207 ص 682 (بند 2 و) 3 - 27 همان خطبه 208 ص 690 - 28 همان خطبه 29 ص (بند4 ) 104 - 29 همان خطبه 207 ص 682 (بند 2 و) 3 - 30 همان خطبه 207 ص 684 و 685 - 31 همان خطبه 207 ص 684 - 32 همان خطبه 34 ص 115 (بند 10 و) 11 - 33 همان نامه 50 ص 983 (بند) 2 - 34 همان خطبه 34 ص 115 (بند 10 و) 11 - 35 همان خطبه 168 ص 550 (بند 6 ) - 36 همان خطبه 207 ص 684 و 685 - 37 همان خطبه 207 ص 684 و 685 - 38 همان ص 1008 (بند) 36 - 39 همان كلمات قصار 35 ص 1099 و 1010 - 40 همان كلمات قصار1224 275 ص (بند) 1 - 41 همان كلمات قصار 52 ص 1113 - 42 همان كلمات قصار ص 1114 - 43 همان كلمات قصار 463 ص 1302 - 44 همان نامه به مالك اشتر ص 997 (بند) 11 - 45 همان كلمات قصار 468 ص 1304 - 46 همان كلمات قصار 342 ص 1251 - 47 همان نامه 48 ص 981 (بند) 1 - 48 همان خطبه 157 ص 501 (بند) 5 - 49 همان نامه به مالك اشتر ص 997 (بند) 11 - 50 همان خطبه 172 ص 559 (بند) 4 - 51 همان نامه به مالك اشتر ص 997 (بند 11 و 12 و) 13 - 52 همان ص 1015 (بند 50 و) 51 -رجوع 53 شود به قرآن كريم رحمه من الله لنت لهم سوره 3 آيه 159 نامه 53 ص 994 و 995 - 54 همان نامه به مالك ص 1002 (بند) 21 - 55 همان ص 1009 - 56 وصيت به امام حسن ( ع ) شماره 31 ص 938 (بند) 61 - 57 وصيت به امام حسن ( ع ) شماره 31 ص 938 (بند) 61