Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791129-50783S6

Date of Document: 2001-02-18

جوان اول موسيقي ايران كارگري مي كند گفت وگو با عليرضا اسلامي نوازنده برتر جشنواره موسيقي نواحي ايران درآمد: از بزرگي نقل كرده اند كه: آنكه مي گريد، يك درد دارد و آنكه مي خندد، هزار و يك درد. تصور عمومي از كار يك نوازنده يا اهل موسيقي اين است كه آنان چون در كار خويش با ساز و طرب سروكار دارند، همه گاه خوش و خرمند، اما كمتر كسي مي داند كه اهل موسيقي و البته اكثريت قريب به اتفاق آنها، درد و الم و رنجي بس عظيم تر از افراد عادي را بر دوش مي كشند و البته اين خصلت و خوي يك هنرمند است كه با نازك طبعي و ظرافت خويي، دردها را لمس كند و از دل و درون آنها، هنر خويش را نيز باز بيافريند. هنگامي كه با عليرضا اسلامي نشستم در بادي امر وي را جواني سرزنده و شاداب يافتم، چنانكه خود نيز از موفقيتهايش سخن گفت; گفت كه در دو جشنواره موسيقي فجر نفر اول شده است و در دو جشنواره نيز نفر دوم و به سوم، نوازندگي عشق مي ورزد و روزي نيست كه دو تار نزده شب را سحر كند. وقتي از جوان 24 ساله شيرواني درباره كار و گذران زندگي پرسيدم، ابتدا از پاسخ برتابيد، اما وقتي اصرار و ابرام مرا ديد، پرده از راز زندگي كاري اش برداشت; هيچ گاه گمان نمي كردم نوازنده جوان موسيقي كه پله هاي موفقيت را تا آنجايي كه مسابقات داخلي كشورش اجازه مي داد طي كرد، براي جور كردن جهيزيه نامزدش روز و شب به كارگري و عملگي ساختمان و بنايي و آجر پرت كني بپردازد، قصه هنرمندان موسيقي نواحي اين چنين است، اسلامي وقتي بر صحنه قرار گرفت نيز كمتر كسي مي دانست كه نوازنده نخست چند جشنواره ملي، روزان و شبان و به جاي نواختن ساز، به عملگي ساختمان سرگرم است و با سيمان و ماسه و بيل و شماتت و توهين استادكار و بنا دست و پنجه نرم مي كند. البته اين مشكل شايد بخشي به فقر عمومي موجود در ميان نوازندگان موسيقي نواحي اما بازگردد، بخش عمده ترش به مديريت و سامانه مديريت فرهنگي و از جمله موسيقي كشور و نيز سازمان صدا و سيما كه مدام بر طبل هويت فرهنگي مي كوبند، بازمي گردد. در كشور ما، چنانكه خود عليرضا اسلامي اعتراف مي كند، صدها چون وي حضور دارند كه نه كسي كشفشان كرد و نه مجالي براي عرضه كار خويش يافته اند. وقتي در هتل به ديدارش رفتم، ساز را بر دست گرفت و امام رضا ( ع ) گويان به نواختن پرداخت، استواري زخمه هايش و اسلوب اصيلي كه وي چه به لحاظ نواختن و چه به لحاظ اعتقادي و قلبي به آن معتقد است و بر همان بنياد بر ساز مي زند و نواي بكر و سحرانگيزي كه از ساز برمي آيد خون را در رگهاي هر بيننده و شنونده اي منجمد مي كند، وقتي هم كه بر صحنه رفت، جمعيتي كه مدتي قبل به گپ و گفت مشغول بودند، پس از لحظه اي چند، ساكت شدند، گويي همگان نداي باطني سازاين جوان 24 ساله خراساني را مي شنيدند كه از چه مي گويد و براي چه و كه مي نوازد. گفت وگو: الف - نجوا با * دوتار زدن، به كجا مي خواهيد؟ برسيد -هنر و نوازندگي جوري است كه هر چقدر وارد باشي و بزني، باز كم است. * حتي آن زمان كه از ساز خسته؟ شده ايد -حتي آن زمان، در هر حال به آخر نمي رسيد. در * منطقه چقدر شما، به دو تار توجه؟ مي شود - چندسالي است كه در عروسي ها ارگ مي زنند و خيلي ها دوتار را فراموش اگرچه كرده اند بعضي فعاليت ها، اين سو و آن سو براي شناساندن دوتار انجام مي گيرد، اما به نظر من، اين ها زحمت بيهوده وآب در هاون كوبيدن است. آيا * در مجالس عروسي، دو تار؟ مي نوازند - بله. در مراسم عروسي بخشي ها مي خواندند، هنگام خواندنشان هم كسي جرات نمي كرد نطق بكشد، اما الان اگر با دو تار به عروسي برويد، هوتان قبلا مي كنند صف مي ايستادند كه دوتارنوازان را به عروسي ها ببرند، امروزه كسي تحويلشان نمي گيرد و كار و بارشان كساد شده است. شما * هم در عروسي ساز؟ مي زديد - قبلا با پدرم به عروسي ها مي رفتم، اما الان نه! چرا *؟ نه - چون اگر در عروسي دو تار بزنم، هنر خودم را پايين آورده ام. چرا * وقتي پدرت در عروسي ساز مي زد، هنرش پايين؟ نمي آمد -آن زمان قدر اين سازها را مي دانستند، اما الان وقتي دوتار بزنيد آنقدر سرو صدا و هاي وهوي مي كنند كه حتي خودتان هم صداي سازتان را نمي شنويد. * فكر مي كنيد اگر شما كنار بكشيد، قضيه حل؟ مي شود - من ضامن بقيه نيستم، فقط مي دانم كه اگر بخواهم به آن سمت بروم، ساز و هنرم ضربه مي بيند. چرا * ضربه؟ مي بيند -چون از من مي خواهند كه آهنگ فلان را بنوازم، كه من هم اهلش نيستم. * تقصير جوان چيست كه به ساز شما علاقه؟ ندارد - من كسي را مجبور نكرده ام كه ساز مرا گوش اما كند اين سوال را مي توانم بپرسم كه چرا بايد تنها ارگ در عروسي ها نواخته شود. * همين سوال را من از شما دارم.؟ چرا - آنها دلشان مي خواهد شاد باشندواز فرهنگ بيگانه استفاده كنند. ارگ سر آدم را مي برد و حيف دو تار نيست كه ارگ را بياورند، جايگزين آن كنند. فرهنگ ما جوري شده كه همه به طرف غرب كشيده مي شوند. الان در عروسي ها به جاي آن كه افراد كردي برقصند رقص هاي عجيب و غريب باب شده است. * چراآنها اين گونه؟ مي كنند - چون كسي روي جوان ها سرمايه گذاري نمي كند. براي همين آنها به اين سمت كشيده شده اند كه دو تار را مسخره مي كنند. * زندگي تان از دوتارنوازي؟ مي گذشت -راه درآمد پدرم اين بود. * شما از چه راهي كسبدرآمد؟ مي كنيد - كارگري مي كنم. زيردست يك بنا در تهران. صبح علي الطلوع مي روم سر چهارراه مي ايستم و به خدا توكل مي كنم كه كسي از راه برسد و مرا به كارگري بگيرد. آيا * تاكنون در جشنواره اي شركت؟ كرده ايد -دو مقام اولي، يك مقام دومي و يك مقام سومي، حاصل حضور من در بخش مسابقه جشنواره هاي مختلف فجر است. * تحصيلاتتان چقدر؟ است -تاكلاس اول نظري خواندم. * ازدواج؟ كرده ايد - تيرماه 13 امسال نامزد كردم. * نامزدتان نمي گويد كه چرا اين همه ساز مي زنيد و به فكر نان درآوردن؟ نيستيد - نامزدم قوم وخويش من است، وقتي به خواستگاري اش رفتم، گفتم: من بيكارم: گفت خدا كريم است. * چرا به جشنواره؟ آمديد - براي اين كه يكي دو سكه گيرم بيايد و بتوانم بخشي از جهيزيه نامزدم را جور كنم. * آيا باگرفتن دو مقام اولي، نمي توانيد در همين تهران درس؟ بدهيد - من از خدا مي خواهم، اما آنهايي كه مسئول هستند، مي گويند: بايد ليسانس داشته باشي تا بتواني درس بدهي. براي جوانان تشكيلات قائل نمي شوند و ما شديم كارگر... * چقدر بايد كار كني تا پول جهيزيه نامزدت فراهم؟ شود - دو، سه سال كارگري و بنايي. * و حرف آخر...؟ - در نواحي ما نوازنده هايي هستند كه نواختن آنها مو بر تن آدمي سيخ مي كند، اما هر ساله به جاي جست وجو كردن و دعوت از آنها، به پرس و جو از اداره ارشاد اكتفا مي كنند، آنها هم كه كارمندند و...