Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791129-50783S1

Date of Document: 2001-02-18

جامعه، سريع تر از سينماگران حركت مي كند همايون اسعديان كارگردان فيلم آخر بازي و برنده ديپلم افتخار بهترين كارگرداني جشنواره بعد از دوم خرداد فضابازتر شده است، در شرايط قبل از دوم خرداد، مميزي سختي در ارشاد داشتيم كه خود به خود ما را به سمت سوژه هاي بي خاصيت خانوادگي سوق مي داد، فيلم ها دست كاري شده بود و كم اثرترين سوژه ها را داشت، اما بعد از دوم خرداد فضاباز شده است. همايون اسعديان كارگردان فيلم با آخربازي اعلام اين مطلب افزود: بعد از دوم خرداد اين محدوديت از ذهن ما برداشته شد و تنوع ايجاد شده و نگاه تازه اي كه در سينما پديدار شده، استقبال مردم را به همراه داشته است. وي در ادامه در خصوص استفاده سينماگران از اين فضا گفت: ما ناگهان در يك فضاي باز قرار گرفته ايم و همه به گونه اي هل شديم; مثل هر جامعه اي كه فضاي دمكراتيك تري در آن ايجاد مي شودو چون آدم به دليل شرايط قبل از آن، خيلي حرف براي گفتن دارد كه لزوما همه هم درست به نيست، يك باره اين حرف ها سرريز مي كند. ما يك مرحله تاريخي را مي خواهيم تا به يك انسجام و معقوليت برسيم. وي تصريح كرد: يكي از اتفاقاتي كه در اين سال ها افتاده، حركت سينما به دنبال مطبوعات است. مطبوعات وسيله اطلاع رساني روزانه هستند، اما سينما يك رسانه روزانه نيست. اما سير حوادث به قدري پرشتاب است كه سينما هم تحت تاثير آن دست روي سوژه هاي مشخص روز مي گذارد كه تاريخ مصرف دارند، اين امر نشانگر عدم انسجام در فضاي پس از آزادي است، اما اگر اين فضا تداوم پيدا كند، تك تك سينماگران جايگاه خود را مي يابند و مي توانند معقول تر حركت كنند. وي در خصوص امكانات سينمايي ايران گفت: نه اين كه ما محدوديت امكانات نداريم، ما مشكل دوربين داريم، مشكل صداي به روز داريم و.. اما مشكل سينما، مشكل امكانات نيست. در نهايت تكنولوژي هم، نمي توانيم خود را به سينماي آمريكا، اروپا و حتي ژاپن برسانيم، آنچه مي تواندسينماي ما را قوت بدهد، انديشه است; اگر بخواهيم به امكانات به عنوان يك معضل نگاه كنيم و فكر كنيم كه اگر امكانات بيشتري داشتيم به سينمايي درخشان دست مي يافتيم، درست نيست. وي در خصوص محدوديت هاي اجتماعي ودولتي در سينما گفت: اين محدوديت ها در سينماي ايران عموما از سوي دولت ها بوده و ما از سوي مردم يا مطبوعات و... محدوديت نديده ايم. مميزي را مردم بر ما تحميل نكرده اند. مميزي را سليقه افرادي كه در پست نظارت قرار گرفته اند بر ما تحميل كرده اند و چون قوانين مدوني نيز در اين خصوص نبوده، با تغيير سليقه ها اين قوانين نيز تغيير كرده است; به نظر مي رسد سينماگران ما عرف جامعه خود رامي دانند، حتي فكر جامعه سريع تر از ما حركت مي كند و ما عقبتر از آنها هستيم، چرا كه وقتي اين گونه حركت مي كنيم ازآنها عقبتر خواهيم بود. وي درباره نقدهاي مطبوعاتي در مورد سينما گفت: من به شخصه در زمينه سينما ازمطبوعات سودي نبردم، معمولا نقدها قدري مغرضانه است كه امكان استفاده از آنها وجود ندارد، همچنين وضعيت سينماگران، وضعيتي مشخص است، اما در عرصه مطبوعات مابا خيل عظيمي از منتقدين روبه رو هستيم كه همه اسم هستند; من اصلا نمي دانم اينها چند سال دارند و چقدر از سينما آگاهند، البته به غير از تعدادي محدود از آنها; همه اين اسم ها به راحتي به خودشان اجازه مي دهند كه بنشينند و نظرياتي را به عنوان نقد ارائه كنند و ما هم در برابر اين حكم هاي عجيب وغريب آنها سكوت مي كنيم. در نقدها نظريات كلي ارائه مي شود، ولي براي اين احكام صادره از سوي منتقدين دليلي ارائه نمي شود، هر چند مسايل شخصي و گروهي در اين مساله نيز دخالت دارند; بنابراين تا به حال منتقدين به من كمكي نكرده اند، اگر توانسته ام حركتي بكنم، از سوي خودم بوده است. وي همچنين با تصريح بر اين كه نمي توان استقبال عامه را ملاكي براي فيلم در نظر گرفت، گفت: درست است كه در اين زمينه ما مقصريم، چرا كه اين ما هستيم كه بايد سليقه را بسازيم، ولي اگر بخواهيم خود رابه گفته هاي مردم بسپاريم، دچار ساده انديشي خواهيم به شد نظرم بهترين معيار خود آدم است، اگر از خودمان راضي بوده و فكر كرديم توانسته ايم قدمي جلوتر برويم، مطلوب رخ داده است، اگر نه كه با مطلوب فاصله داريم. اسعديان در خصوص تاثير جشنواره خارجي بر روي سينماي ايران گفت: ما در جهان جشنواره هاي زيادي داريم و من به غير از كيارستمي و مجيدي كه فيلم هاي موفقي در اين جشنواره ها داشته اند، از ديگر سينماگراني كه به اين سياق فيلم ساخته اند، به دليل اين كه فيلم هاي خود را با فرمول هاي خارج پسندي ساخته اند، زياد راضي نيستم. به نظر مي رسد كه اين مساله دارد به جاهاي خطرناكي كشيده برخي ها مي شود، مي خواهند با نشان دادن تلخ كامي ها در ايران خود را مطرح كنند. وي در خصوص جشنواره فيلم فجر و تاثير آن بر سينماي ايران گفت: اين جشنواره نيزمراحل مختلفي داشته، در كل اين جشنواره تكاني به سينماي ايران داده است، البته مي خواهم كاستي ها را دور از نظر نگه دارم، اما وقتي جشنواره برگزار مي شود از سه ماه قبل تب و تابي در سينماي ايران مشاهده مي شود، در مقطع خود جشنواره، باز شور و شوق ديده مي شود، اين هيجانات نمي تواند تاثير مثبت نداشته باشد، اما ما توقع يك جشنواره بين المللي بزرگ را نبايد از آن داشته باشيم، در حد حيطه سينماي خود بايد به آن نگاه كنيم; ببينيم سطح سينماي ماچقدر است، آيا سطح سينماي ما خيلي بالاتر از سطح جشنواره فجر است يا؟ نه چرا كه همه چيز با هم برابري مي كند، نمي توان توقع داشت مثلا سينما در سطح پنج باشد، ولي جشنواره بيستي داشت. وي در خصوص داوري در جشنواره فيلم فجر گفت: داوري در تمام جشنواره هاي دنيا به همراه خود معادلات سياسي را دارد، بنابراين نمي توان گفت قضاوت داوران يك امر قطعي است و اين نوع سينما خوب است، چون سياست اين است كه امسال بايد سينماي خاصي تشويق شود، فيلمي متناسب باآن انتخاب مي كنند، قطعا كارهايي كه داوران انتخاب مي كنند كارهاي بي ارزش نيست، ولي با ارزش ترين كارها هم نيست. وي در پايان در خصوص فيلم آخر خود بازي گفت: اين فيلم مربوط به مسايل جوانان است و ظاهرا اين مساله را ما انتخاب نكرده ايم; اكثر فيلمسازان از طريق فشاري كه معضلات اجتماعي وارد مي كنند، مجبور به انتخاب مي شوند و اين معضلات هستند كه خود را به ما تحميل مي كنند و چون بيشتر معضلات جامعه ما مربوط به نسل امروز جوانان است، ذهن من هم خودبه خود به اين سو رفت.