Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791126-50766S2

Date of Document: 2001-02-15

كاردرماني; راهي براي نجات مبتلايان به افسردگي بيماري افسردگي، نوعي بيماري عصبي - رواني است كه مهمترين خصوصيات غالب در آن، مشخص بودن تغييرات خلق و عاطفه است كه با احساس غم، همراه است. اين احساس غم و اندوه، ممكن است از يك حالت خفيف تا يك حالت افسردگي فوق العاده شديد، نوسان و تغيير يابد. همراه اين تغييرات عاطفي و خلقي، تغييراتي نيز در سلوك و رفتار و فكر و چگونگي فعاليتها و فعل و انفعالات زيستي (فيزيولوژيك ) بدن پديدار مي گردد. افسردگي به صورت شديد، كليه فعاليتهاي جسماني - رواني فرد را در برمي گيرد. يعني انرژي وتمايلات را كاهش مي دهد وموجب اختلال در فكر و در وضعيت جسماني، شخصيت، علاقه و. شخص مي گردد. از دست دادن شوق زندگي، دلسردي، خود را مطرود احساس كردن، احساس بي ارزشي و گناه و.. از علائم اين بيماري است. افرادمبتلا به اين بيماري، ظاهري غمزده و چشماني غم آلود دارند، خسته به نظر مي رسند، گويي تمام غم دنيا را در سينه دارند، احساس بيهودگي حوصله مي كنند، انجام هيچ كاري را ندارند، همه چيز و همه كس را با بدبيني مي نگرند. شخص مبتلا به اين بيماري از اينكه تمركز فكري ندارد، دائم در شكايت است، وضع بيمار واقعا غم انگيز مي نمايد، درگوشه اي مي نشيند و پيوسته به فكر فرو مي رود، بي اختيار به گريه مي افتد. حتي، گاهي ممكن است از شدت افسردگي به خودكشي مبادرت كند و اينجاست كه اشتغال به كار و داشتن مشغوليت دستي وذهني - هر چندموقتي - بيمار را ازحالت غيرعادي و پريشاني ونگراني به وضعيت نسبتامعمولي، هدايت مي كند. در زندگي عادي ودر نزد افراد طبيعي نيز كار و فعاليت نقش مهمي در شخصيت هر كس وميزان اميدواري به زندگي و كارايي افراد در قبول مسئوليت به عهده كاردرماني دارد روش هايي را كه بشود با اعمال آنها فرد را با كار هماهنگي داد واز نيرو و استعدادش به نحو موثري بهره گرفت، مورد بررسي قرار مي دهد. دراين روش درماني، از يك سو شايستگي انسان براي كار كردن و ازسوي ديگر، برازندگي كار براي انسان مورد توجه است. بيماران رواني نيز با روي آوردن به و كار اشتغال ذهني، مهارت و ورزيدگي جسمي و روحي يافته، از طريق شناخت ابزار و كاربردآنها به نحو صحيح، احساس لذت نموده وخودرا فردي موثر و فعال به حساب مي آورند. خستگي جسم را بي اهميت دانسته، عدم نياز به دارو درمان را علنا نشان مي دهند. مريضي كه گرفتار فوبي ( ) 1 است و ترس هاي موهوم ريشه در جانش دوانده اند و در حالت انزوا جز گريه و زاري و پرخاشگري (بامخاطب واقعي يا وهمي ) و ناخن خوري ( ) 2 راه چاره اي نمي بيند، وقتي در كارگاه به كار وفعاليت اشتغال مي يابد، از تشتت فكري و حالت تدافعي منفي، بيرون آمده وعملا آرامش خاطر به دست مي آورد. آن بيمار خسته جاني كه به عللي، ازجمله ترس يا عوامل رواني ديگر گرفتار خموشي ( ) 3 و ركود دركاربرد قوه سخن گفتن است كم كم زبان باز مي كند و ضمن به كار گرفتن ابزار كار، اين حالت وقفه هيجاني در او از بين مي رود. اينك نقش كاردرماني را به اجمال مورد بررسي قرار مي دهيم: توانبخشي نوعي تيم درماني است وبه كمك روانپزشك، روانشناس، كاردرمان و... پيچيدگي هاي زندگي درمانجوياني كه به بيمارستان مراجعه مي كنند -تا حد مقدور - مطالعه و به تجويز پزشك معالج و ابتكار كار درمان، درمانجويان هر يك بنابه ميل و علاقه، در كارگاه و زيرنظر كار درمان به اموري چون كاموابافي، كار با تخته كيف بافي، سه لايي، نقاشي و.. مي پردازند و در برخي از بيمارستانها كارگاه نجاري و آهنگري و حتي كار در مزرعه براي كشت وزرع نيز، مدنظر قرار مي گيرد و به شيوه آموزشي، توليدي به درمان و بهبود بيماران پرداخته مي شود. پيشنهادهايي جهت كاربرد هنرهاي دستي وكاردرماني: - 1 در صورت امكان بايد از فعاليت مورد علاقه بيمار - در ضمن كار كردن - فيلمبرداري و سپس صحنه هاي فراهم شده را بررسي ومورد تجزيه و تحليل قرار داد تا علاقه، نيروي به كار گرفتن دستها وانگشتان، انواع مهارتها ونحوه حفظ و يادگيري و ياد آوري بيمار را مورد تحقيق قرار دهيم. - 2 تشكيل نمايشگاه از دست ساخته ها و بافته هاي بيماران موجب تشويق آنان و زمينه اي براي مطالعه در زندگي آنان خواهد بود. از اين طريق مي توان كارايي و پيشرفت و ميزان كار توسط بيماران را پيگيري و به رفع اشكالات پرداخت. - 3 برخي از مراكز و دانشكده هاي هنري مي توانند با نمايش فيلم، اجراي نمايش، همكاري با كاردرمان در ياددادن برخي از صنايع دستي (در اين مورد شايد سازمان صنايع دستي بتواند كمك موثري به عمل آورد ) اجراي، نمايش عروسكي و در زمينه هاي ديگر هنر، به ياري مسئولان بشتابند. اما يادمان باشد كه هر نوع وعده و وعيدي كه مابه ازاء نداشته باشد و تنها در حد برنامه ريزي بماند، گرهي از مشكل بيماران نخواهد گشود. بيمار رواني كه در نهايت افسردگي روزها را مي شمارد، كوچكترين حركت افراد ظاهرا سالم را چشم مي پايد برچشم مسئولان وبرنامه ريزان مي دوزد تا از زبان آنان گفتاري در رهاييش بشنود. هر كس كه دري مي گشايد و درماني پيشنهاد مي كند، بذر اميدي مي پاشد. بكوشيم با برنامه ريزي صحيح و عملي وارزيابي كار بيماران رواني و تشويق آنان به بازيابي توان از دست رفته، غمباد از گلويشان برگيريم و با مختصر صرف وقت و حوصله و به جد گرفتن زندگي يك انسان، افسردگي و پريشان حالي آنان را به خرسندي واميد به زندگي، مبدل سازيم. رقيه حسن زاده قزلگچي - دانشجوي كاردرماني پانويس ها: ( ) 1 Phobia:واكنش فوبي عبارت است از: حالت ترس دائم وشديد كه به صورت بيماري درآمده باشد. ترس از بلندي، ترس از مكانهاي باز يا بسته، ترس از درد، ترس از رعد و برق و صاعقه، ترس از خون، ترس از بيماري، ترس از حيوانات، ترس از تاريكي و.. ترسهاي شايع هستند كه مانع فعاليتهاي روزمره بيمار مي شوند. ( ). onychophagia:عبارت 2 است از: جويدن ناخنها و كندن مختصري از پوست انگشتان. ( )mutism 3: خموشي و فقدان سخن گفتن. ناتواني در سخن گفتن كه حاصل يك وقفه هيجاني است.