Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791125-50759S1

Date of Document: 2001-02-14

جمعيت، توسعه و بحران آينده نگاهي به اثرات رشد جمعيت در تخريب محيط زيست در سال 1978 توماس مالتوس روحاني و روشنفكر انگليسي در رساله معروف خود به نام رساله در اصول جمعيت پيش بيني كرد كه با توجه به اينكه رشد جمعيت با تصاعد هندسي و رشد توليد مواد غذايي با تصاعد حسابي صورت مي گيرد، در اثر تداوم رشد جمعيت، به طور اجتنابناپذيري كمبودشديد مواد غذايي و قحطي ايجاد خواهد شد و اين كمبود، رشد جمعيت را مهار خواهد كرد. در طول نيم قرن گذشته جمعيت جهان بيش از دو برابر افزايش يافته و از/2 5ميليارد نفر در سال 1950 به /5 9 ميليارد نفر در سال 1988 رسيده و اين افزايش شديد جمعيت همراه با افزايش مصرف مواد، تقاضاي ما از كره زمين را در حدي بيش از محدوديت هاي طبيعي اين سياره، افزايش داده است. گزارش سازمان ملل حاكي از آن است كه جمعيت جهان از /6 1ميليارد نفر در سال 2000 /8 9به ميليارد نفر در سال مي رسد 2050 يعني طي نيم قرن /2 8آينده ميليارد نفر به آن افزوده خواهد شد. اما درواقع اين احتمال وجود دارد كه نظام هاي زيست بومي و اجتماعي نگاه دارنده حيات مدت ها قبل از اين كه چنين رشد جمعيتي بتواند تحقق يابد، سقوط كند. حدودكشور 32 جهان كه در مجموع 12 درصد جمعيت جهان رادر خود جاي مي دهند اساسا به ثبات جمعيتي دست يافته اند و نرخ رشد جمعيت آنها كمتر /از.درصد 4 در سال است كه اغلب جزو كشورهاي صنعتي هستند. ازدياد جمعيت ما را به مرز محدوديت طبيعي كره زمين نزديك تر مي كند. با مقايسه بين روندهاي پيش بيني شده براي قرن آينده و روندهايي كه در گذشته وجودداشته است، مرز بين محدوديت هاي كره زمين از جمله محدوديت در زمينه شيلات اقيانوسي، محدويت زميني، آبي و غيره و رشد جمعيت آشكارتر خواهد شد. از سوي ديگر چالش كشورهايي كه رشد جمعيت آنها سريع است، نه تنها به منابع طبيعي محدود نمي شود، بلكه نيازهاي اقتصادي و اجتماعي آنها را نيز دربرمي گيرد. توليد غلات، آب شيرين و زمين هاي زراعي رابطه بين رشد جمعيت و رشد توليد غله جهان درطي نيم قرن گذشته به گونه اي تغيير جهت داده كه هم اكنون رشد توليد غله از رشد جمعيت عقب افتاده است. توليد درنتيجه، آن از نقطه اوج تاريخي خود در سال كه 1984 به ازاي هر نفر 342 كيلوگرم بود سقوط كرد و تا سال 1998 به كيلوگرم 312 رسيد. يعني درواقع در اين مدت توليد سرانه در مجموع 9 درصد كاهش يافته است. آهسته شدن رشد توليد غله از سال 1984 به اين سو ناشي از فقدان زمين جديد و آهسته تر شدن رشد آبياري و مصرف كود است و اكنون كه ديگر زمين كشاورزي جديدي براي به زير كشت بردن وجود ندارد، رشد توليد مواد غذايي در آينده تنها مي تواند از افزايش باروري زمين حاصل شود. اما چالشي كه كشاورزان جهان با آن روبه رو هستند آن است كه ناچار هستند باروري زمين را در زماني افزايش دهند كه سرانه زمين و آب موجود براي كشاورزي پيوسته كاهش مي يابد و اين درحالي است كه بين سال هاي 1950 تا 2050 براثر رشد جمعيت ميزان آبي كه از چرخه آبشناسي جهان به هر نفر تعلق مي گيرد 73 درصد كاهش خواهد يافت. شواهد تنش آب را مي توان در خشك شدن رودخانه ها و پايين رفتن سفره هاي آب زيرزميني مشاهده كرد. رود نيل، بزرگ ترين رودخانه خاورميانه، ديگر هنگامي كه به دريامي رسد آب چنداني ندارد. اكنون آبخوان ها (سفره هاي آب زيرزميني ) در تمام قاره ها پيوسته سقوط مي كند. در بسياري از مناطق اصلي توليد غداي جهان، آبخوان ها در حال سقوط است. همان طور كه كشورها با محدوديت آب روبه رو مي شوند، رقابت بين بخش هاي گوناگون بر سر آب شديد مي شود و همان طور كه تقاضاي فزاينده براي آب با محدوديت عرضه برخورد مي كند، كشورها نوعا تقاضاي روبه تزايد آب شهري و مسكوني را با كاستن از آب موجود براي كشاورزي برآورده مي كنند درنتيجه به واردات غله روي مي آورند تا كمبود آب آبياري را جبران كنند. ديويد سكلر و همكاران او در موسسه مديريت بين المللي آب پيش بيني مي كنند كه تا سال يك 2025 ميليارد نفر از مردم جهان در كشورهايي زندگي خواهند كرد كه با كمبود مطلق آب اين روبه رويند كشورها آن قدر آب نخواهند داشت كه بتوانند ميزان سرانه توليد مواد غذايي خود را حتي با بهره وري بالاي آب در سطح سال 1900 نگه دارند و نيازهاي خود را براي مصارف خانگي، صنعتي و زيست محيطي برآورده كنند. آنها ناچار خواهند شد مصرف آب كشاورزي را براي برطرف كردن نيازهاي مناطق مسكوني و صنعتي كاهش دهند. بنابراين تعداد افراد محروم از نعمت آب درصورتي كه جمعيت جهان براساس برآورد حد متوسط رشد جمعيت سازمان ملل رشد كند بسيار بيشتر از سال 2025 خواهد بود و درنتيجه در آينده با كمبود آب و غذا روبه رو خواهيم شد. همچنين از نيمه قرن حاضر به اين سو، زمين هاي زير كشت غلات حدود درصد 19 افزايش يافت اما در همين مدت جمعيت جهان با رشد 132 درصدي هفت برابر سريع تر رشد كرده است. همان طور كه مقدار زمين زير كشت غلات به ازاي هر نفر كمتر مي شود، تعداد بيشتري از كشورها مانند پاكستان، نيجريه و اتيوپي با از دست دادن توانايي خود در تهيه غذاي مردم روبه رو مي شوند. در دهه هاي آتي رشد جمعيت، بسياري از كشورها را به سطحي زير آستانه 600 تامتر 700 مربع زمين زراعي به ازاي هر نفر خواهد راند و در نتيجه اين كشورها با بازار غله سختي در سطح بين المللي مواجه خواهند شد. تغيير آب و هوا، تنوع زيستي و جنگل ناپايداري وضعيت آب و هوايي جهان، ما را با امواج شديدتر گرما، خشكسالي و سيل هاي مهيبتر، طوفان هاي مخربتر و آتش سوزي هاي گسترده تر جنگل ها تهديد مي كند. تغييرات ايجاد شده در ميزان بارش باران و دماي مناطق گوناگون مي تواند توليد غذا، تنوع زيستي كره زمين، نظام هاي زيست بومي و نيز سلامت انسان را از طريق گسترش دامنه بيماري هاي گرمسيري به خطر اندازد. اگر تلاش افزون تري براي مهار انتشار گازهاي گلخانه اي صورت نگيرد طي 50 سال آينده انتشار گاز كربنيك سريع تر از رشد جمعيت ادامه خواهد يافت و در نتيجه نظام آب و هوايي آينده زمين به قلمرو نامشخصي پاي خواهد نهاد. همانطور كه از سال 1950 تاكنون بخش عمده انتشار گاز كربنيك ناشي از افزايش سرانه انتشار آن در كشورهاي صنعتي بوده افزايش است، جهاني اين گاز در آينده در اثر افزايش ميزان سرانه انتشار آن در كشورهاي در حال توسعه رخ خواهد داد. ميزان انتشار سرانه در اين كشورها تا سال 2050 بيش از دو برابر افزايش خواهد يافت و /از.تن 5 كربن در سال به ازاي هر نفر در سال 2000 تا آن سال /1 2به تن خواهد رسيد. از سوي ديگر استفاده از زيستگاه هايي كه از تنوع زيستي وحشي برخوردارند به عنوان زمين هاي كشاورزي، موجب از دست رفتن گونه هاي وحشي گياهاني مي شود كه امروز در كشاورزي نقش مهمي دارند. گونه هايي كه حاوي ماده ژنتيكي هستند كه منبع سلامتي و رشد محصولات كشاورزي به شمار مي روند و نيز مقاومت محصولات كشاورزي را در برابر آفت ها و كم آبي يا بيماري، بالا مي برند. همچنين از آنجا كه رابطه اي منطقي بين دو روند افزايش جمعيت و نياز به زمين كشاورزي بيشتر مي شود، جنگل ها از اين تهديد مصون نيستند. جنگل ها به عنوان انبار ذخيره كربن در تنظيم آب و هوا نقش كليدي دارند و جنگل زدايي سبب مي شود مقادير عظيمي كربن آزاد شود. براين اساس برآورد شده كه يك چهارم كربن منتشر شده جهان از پاك تراشي جنگل ها نشات مي گيرد. صدمه ديدن و آسيب اين خدمات عظيم پايداري و سازگاري محيطزيست جهاني را كه اقتصاد و جمعيت جهان به آن وابسته است، تضعيف مي كند. ادامه دارد صيدماهي اقيانوس ها بالا رفتن اشتهاي انسان به غذاهاي دريايي كه از سال 1950 تاكنون رخ داده، موجب شده است كه غالب منابع شيلات اقيانوسي تا سرحد ظرفيت پايداري خود ازآن، مورد بهره برداري قرار گيرد. اكنون از 15 شيلات اقيانوسي مهم جهان 11 تاي آنها در حال فروافت است و در طي نيم قرن آينده احتمالا برخي از گونه هاي ماهي در بازار ناپديد خواهد شد و بين كشورهاي مختلف بر سر بهره برداري از شيلات برخوردهاي بيشتري رخ خواهد داد. يكي از عواقب نامطلوب فن آوري هاي پيشرفته ماهي گيري، افزايش صيد محصولات فرعي، يعني صيد غيرعمدي گونه هاي ناخواسته است كه اين امر در واقع نوعي پاك سازي اقيانوس از موجودات دريايي است كه در سطحي بي سابقه به شيلات جهان صدمه وارد مي كند. با اين توصيف ميزان صيد سرانه هرسال تقريبا معادل ميزان رشد جمعيت كاهش خواهد يافت و در سال 2050 /10 9به كيلوگرم به ازاي هر نفر خواهد رسيد يعني در كمتر از دوسوم ميزان اوج آن در سال 1988 كه 17 كيلوگرم بود، سقوط خواهد كرد. انرژي جمعيت شهري جهان در هر هفته اندكي بيش از يك ميليون نفر افزايش مي يابد و چندان كه جوامع شهرنشين مي شوند، مصرف منابع پايه چون انرژي و آب افزايش مي يابد. طبق برآوردها طي 50 سال آينده مصرف انرژي در كشورهاي در حال توسعه 336 درصد افزايش خواهد يافت كه اين رشد چهار بار سريع تر از رشد جمعيت است و از 3499 ميليون تن معادل نفتي به 15255 ميليون تن صعود خواهد كرد. در كشورهاي صنعتي نيز مصرف انرژي تا سال 2050 به 10247 ميليون تن معادل نفتي افزايش خواهد يافت، يعني تقريبا دوبرابر خواهد شد. در صورتي كه در طي همين دوره جمعيت اين كشورها كاهش خواهد يافت. طي 50 سال آينده بيشترين افزايش تقاضاي انرژي در جايي به وقوع خواهد پيوست كه پيش بيني مي شود بيشترين فعاليت اقتصادي را داشته باشد، يعني در آسيا كه مصرف آن طبق برآوردها 361 درصد افزايش خواهد يافت. توليد سرانه جهاني نفت در سال 1979 به اوج خود رسيد و از آن زمان تاكنون 23 درصد كاهش يافته افزون است براين در مورد اينكه توليد جهاني نفت در چه زماني به حداكثر خود خواهد رسيد برآوردهاي متفاوتي از سال 2010 گرفته تا 2050 وجود دارد. اين امر نشان مي دهد كه اگر جهان هم چنان به نفت به عنوان سوخت اصلي خود متكي باشد كاهش توليد نفت جهان و به دنبال آن افزايش قيمت آن در آينده قطعي خواهد بود. شهرنشيني و بيماري هاي عفوني هرچه شهرها توسعه مي يابند مشكل دفع مواد زايد شهري و زباله هاي صنعتي جدي تر مي شود. در اثر افزايش فشار به مردم براي مهاجرت به شهرها، رشد جمعيت شهرها بسيار سريع تر از ميزان دسترسي به خدمات پايه مانند آب، فاضلاب، حمل و نقل و برق است و اين امر اجبار به زندگي در حلبي آبادهاي شهري مملو از فقر، آلودگي، ازدحام، بي خانماني و بي كاري را به دنبال دارد.