Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791125-50754S1

Date of Document: 2001-02-14

زخم هايي كهنه كه هنوز قرباني مي گيرد! درگيري هاي قبيله اي در بويراحمد * بافت عشيره اي تعصبات قبيله، اي، بيكاري و وجود اسلحه هاي فراوان از دلايل در گيريهاست استان كهگيلويه و بويراحمد يك صدم مساحت كشور ( /16 5هزار كيلومتر ) را اشغال كرده است. سه شهرستان ( بويراحمد كهگيلويه و گچساران ) سيزده شهر 38 دهستان و روستاي 1901 داراي سكنه دارد و جمعيتي افزون بر 550 هزار نفر در اين استان زندگي مي كنند كه 39 درصد آن شهري و 61 درصد بقيه در مناطق روستايي ساكن هستند. هر چند سابقه شكل گيري بزرگترين شهر استان يعني ياسوج (مركز ) به 40 سال پيش هم نمي رسد اما در اين استان مردم بر اساس همان تقسيم بنديهاي قبل از شكل گيري شهرها بر مبناي روابط خويشاوندي و وابستگيهاي فاميلي و قومي شناخته مي شوند و خواه ناخواه به يكي از طوايف ايلات بزرگ بويراحمد، بهمئي، دشمن زياري، چرامي، نوئي، طيبي و بابويي تعلق دارند. از آنجا كه بخش اعظم جمعيت استان در روستاها مستقر هستند و آنچه كه بهانه اين مقال شده است رخدادهايي نظير درگيريهاي قبيله اي است كه معمولا در روستاها اتفاق مي افتند. لازم است توضيح داده شود كه اين نوشته يك بررسي جامع پيرامون تحليل چرايي اين درگيريها نيست بلكه بررسي زماني جامع مي باشد كه شاخص هاي خدمات اجتماعي نظير آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، راه، برق، فرهنگ و هنر، تربيت بدني، آموزش عالي به طور دقيق و موثق در استان پيگيري شوند تا مشخص شود كه مردم شهري و روستايي استان تا چه حد از حقوق خود بهره مند شده اند و توزيع اين خدمات آيا عادلانه بوده است يا؟ خير اما فقط از سال 74 تاكنون 32 نفر براثر درگيريهاي قبيله اي كشته شده اند و صدها خانوار روابط خصم آلود به خود گرفته اند و در حال كينه ورزيدن مي باشند و دهها انسان ديگر نيز مجروح و زخمي شده اند. تا قبل از اين پنج سال، آمار دقيقي به دست خبرنگار همشهري نيفتاده است و پس از پيگيري حتما به اطلاع مردم و مسئولين رسانده خواهد شد اما از اين 32 نفر كشته سالهاي اخير در درگيريهاي قبيله اي 14 نفر در آذرماه 79 در درگيريهاي خونين مسلحانه در دو شهرستان كهگيلويه و بويراحمد در دو منطقه بهمئي و زيلايي جان داده اند. به راستي؟ چرا اين جنگهاي قبيله اي به خاطر؟ چيست چرا تاكنون اين زخم هاي كهنه درمان؟ نشده اند آيا نسل امروز اين استان نيز قبيله اي فكر؟ مي كند آيا اين كدورتها و كينه توزيها همچنان ادامه خواهد؟ يافت ... در سير تطور و تغييرات فرهنگي اين استان اميد مي رفت كه نسل جديد اصلاحگر باشد و نقاط منفي ميراث گذشتگان را بپالايد و خود آلوده نشود اما كينه اي كه نسل گذشته از نسل ماقبلش به دل داشت هنوز محو نشده و نسل جديد نيز از نسل ماقبل خود كينه به دل گرفته و به نسل بعد از خود انتقال خواهد آيا داد اين دور و تسلسل ادامه مي يابد يا روزي در جايي به پايان؟ مي رسد چه بايد كرد و چه مي توانستيم انجام دهيم كه؟ نكرديم پاسخگو؟ كيست؟ مردم ؟ مسئولين؟ تحصيلكرده ها؟ دانشگاه؟ مدرسه؟ رسانه ها رئيس شوراي فرهنگ عمومي كهگيلويه و بويراحمد در اين زمينه مي گويد: فرهنگ به ظاهر تغيير يافته اين استان منشا اين چون درگيريهاست ظاهر آن تغيير شكل داده است ولي كيفيت، روحيه و بافت قبيله اي حاكم به نحوي نسبت به گذشته پررنگ تر و شديدتر شده است! حجت الاسلام حسيني مي افزايد: در قديم گرچه طوايف مختلف بودند ولي تضادها كمتر بود و حالا درآمدهاي بيشتري پيدا شده كه بر رقابتهاي طايفه اي افزوده است. وي تعصبات خشك قبيله اي، اجرا نشدن احكام حدود الهي (قانون مجازات اسلامي ) را از دلايل اين درگيريها ذكر مي كند و مي گويد: در استان كهگيلويه و بويراحمد رسم خون بس به منظور رفع كينه و خصومت از سوي عقلاي قوم پيشنهاد مي شد و به سبك عروسي معمولي خواستگاري صورت مي گرفت، سپس جهيزيه، اسب و گوسفند مبادله مي شد و شادي و پايكوبي نيز وجود داشت ولي به تدريج يك نگاهي جايگزين آن نگاه عاطفي و مهربانانه قرار گرفته كه دختر را كالا يا وجه المصالحه قرار مي دهند و از سوي ديگر مشاهده شده كه انساني عالما و عامدا مرتكب قتل شده، ثابت هم شده و محكوم هم گرديده است ليكن حكم قصاص به دلايل مختلف درباره او جاري نشده كه اين جاري نشدن حدود الهي مردم را جري تر كرده است. امام جمعه ياسوج ازساده زيستي و خوش باطني سالهاي گذشته در ميان مردم استان ياد كرد و افزود: سابقه درگيري ها در اين استان به 40 سال پيش هم نمي رسد و مردم استان نه فرهنگ و تمدن عميق شهري را يافته اند و نه صداقت و خوش باطني گذشته را حفظ كرده اند و اين وضع خطرناكي است كه منجر به وقوع اين رويدادهاي تلخ مي شود كه نياز به چاره انديشي دارد. حجت الاسلام سيدعلي اصغر حسيني همچنين بر تحقيقات وسيع و دامنه دار نيروي انتظامي به منظور واگذاري اسلحه مجاز به مردم استان تاكيد كرد و گفت: نبايد به صرف تاييد يك يا دو نفر مجوز اسلحه صادر شود بلكه در اين زمينه بايد سختگيري و بخل به خرج داده شود. ديگر عضو شوراي فرهنگ عمومي استان كهگيلويه و بويراحمد درباره علل و ريشه اين درگيريها چنين توضيح داده است: بافت عشيره اي، تعصبات قبيله اي، بيكاري بخصوص براي جوانان روستايي و فقري كه بر منطقه حاكم است از يك سو و وجود اسلحه هاي فراوان و كم توجهي مسئولين امنيتي و انتظامي مناطقي كه آبستن اينگونه حوادث هستند از جمله دلايل اين درگيريهاست. حجت الاسلام شكرالله دانش افزود: اگر مردم كار داشته باشند و مشغول رقابت در زندگي باشند و نيز رها شده نباشند اين اتفاقات كمتر حادث مي شود. وي ضمن گفته هاي خود مردم روستاهاي استان را از نظر مذهبي نسبتا خوب توصيف مي كند و مي گويد: اين وقايع توجه مسئولين امنيتي را مي طلبد تا از بحران جلوگيري كنند و نهادهاي فرهنگي در چنين شرايطي كمتر كارساز هستند هرچند برنامه ريزي درازمدت در زمينه هاي فرهنگي و توجه ويژه به اين مناطق مي تواند عامل جلوگيري از اين رويدادها باشد. دانش درباره اينكه آيا اين درگيريها نتيجه ضعف عملكرد نيروهاي امنيتي يا انتظامي است، مي افزايد: جلوگيري و كنترل جنگ و درگيريهاي منطقه اي و عشيره اي و هرگونه حادثه اي كه مخل امنيت و نظم جامعه باشد هماهنگي و عمل دستگاههاي سياسي، امنيتي و انتظامي را لازم دارد و طبعا اگر در نقطه اي از استان اين حوادث به وقوع مي بپيوندد، تواند ناشي از كم توجهي يا ضعف اين دستگاهها هم باشد كه لازم است اين دستگاهها هشيار باشند. با توجه به وضعيت قبيله اي و ايلياتي استان اگر خداي ناكرده در چند نقطه استان اتفاق بيفتد در كل استان ناامني و بحران ايجاد مي شود. رئيس سازمان تبليغات اسلامي همچنين از وجود اسلحه زياد و دسترسي آسان به سلاح گرم در شرايط حساس با توجه به روحيه سلحشوري و جنگجويي مردم استان و درگيريهاي محلي و كينه هاي انتقال يافته از گذشته نيز به عنوان ديگر عامل اين حوادث نام برده است. حبيبالله پيشوا و محمد مراد گودرزي كه دو تن از وكلاي پرسابقه دادگستري درياسوج مي باشند نيز در اين باره اتفاق نظر دارند كه: ضعف فرهنگي، اجرا نشدن برخي احكام قضايي، ضعف بنيه مالي، بي ارزش بودن خواسته هاي مورد دعوي، عدم تعقيب قضايي محركين زن در درگيريهاي قبيله اي، كدخدا بازي و تفرقه افكني برخي فئودالها و متنفذين جاه طلب باقيمانده از رژيم گذشته در استان كهگيلويه و بويراحمد، اين مردم ساده دل و خوش باطن را به جان هم مي اندازد و استان را ناامن جلوه مي دهد. اين دو وكيل از پرونده يك قطعه زمين حداكثر دو ميليون ريالي در گچساران سخن به ميان آورده اند كه تاكنون شاكي و متشاكي شايد 20 برابر ارزش زمين به وكلا يا خرج اياب و ذهاب آن پول پرداخت كرده اند و دعوا نيز فيصله نيافته و همچنان ادامه دارد. حبيبالله پيشوا درباره اجرا نشدن احكام قضايي مي گويد: هرچند اين اجرا نشدن ضعف دستگاه قضايي نيست بلكه ضعف بنيه مالي مردم است كه نمي توانند سهم صغار را پرداخت كنند و مانع از اجراي حكم قصاص يا اعدام در استان مي شوند و طبيعي است كه رسيدگي طولاني به پرونده و كمرنگ شدن آثار اجتماعي قتل و جنايت براثر مرور زمان نيز در جري ساختن مردم نسبت به ارتكاب قتل تاثير بسزايي؟ دارد محمد مراد گودرزي نيز از وقوع قتلي در سالهاي گذشته در منطقه اي از بويراحمد سخن راند كه به گفته وي هر چه در آن تعمق كرده دليل محكمه پسند مستحكمي در كشتن يك انسان بيگناه در پرونده و اظهارات متهمين نيافته است. وي مي افزايد: تشخيص به موقع مسئولين، اهميت دادن به شكايات و نوشته هاي مردم كه به ادارات مختلف سر مي زنند و به خصوص آنچه كه به مقوله منابع طبيعي، جنگلها، مراتع و تعيين حدود روستاها مربوط مي شود مي تواند جلو بسياري از درگيريهاي قبيله اي و در نهايت اين فجايع را بگيرد. گودرزي كه وكيل پايه يك دادگستري است مي افزايد: جوان و كم تجربه بودن برخي قضات و واگذاري پرونده هاي قتل به آنها در سرنوشت پرونده ها نيز تاثير مي گذارد و موردي مشاهده شده كه پرونده قتل را به يك دادرس جوان داده اند كه براي اولين بار مي خواسته قضاوت كند و اين روند پسنديده اي نيست. وي از مشاهده پرونده هاي قتل توسط چندين قاضي به عنوان يك راهكار پيشنهادي قضايي ياد مي كند و مي افزايد: در قانون گذشته اين رويه معمول بوده است ولي با تشكيل دادگاههاي 1و 2 كيفري و عمومي اين روند منسوخ شده است در صورتي كه روش پسنديده و مطلوبي بود. معاون سياسي و امنيتي استاندار كهگيلويه و بويراحمد كه از منظر سياسي، امنيتي و اجرايي بر استان اشراف دارد درباره ريشه اين درگيريها و ساير عوارض جانبي و راهكارهاي پيشگيري از اين وقايع تمام نشدني مي گويد: دور افتادگي مناطق و عدم ارتباط با جهان خارج از محيط خود به دليل صعبالعبوري، تصميم گيري منطقه اي با بزرگان كه از سطح سواد پاييني برخوردارند (لازم به ذكر است كه اغلب اوقات تصميم گيري ريش سفيدان و محترمين و معتمدين محل، كارسازتر از روشهاي پليسي و قضايي بوده است ) و عصبيت، كينه توزي، عدم گسترش دستگاههاي دولتي به دليل وضعيت جغرافيايي منطقه، پراكندگي بيش از حد روستاها و عدم دسترسي به خدمات صحيح و سريع، فقر معيشت و جوابگو نبودن منابع معيشتي سنتي كه قدرت رقابت و برآورده شدن نيازهاي جديد را ندارنداز جمله ريشه درگيريهاي قبيله اي هستند. قاسم احمدوند مي افزايد: هر چند براي تامين امنيت مناطق نقش اساسي را شوراي تامين به عهده دارد لكن برخي حوادث غير مترقبه و خارج از اراده را نبايد از نظر دور داشت و برخي ديگر از دخالتهاي غير مسئولانه و همراه با تعصب و كينه ورزي راهكارها و اقدامات ديگر را تحت تاثير مي گذارد. به گفته مهندس احمدوند دور افتاده بودن مناطقي كه معمولا اين درگيريها اتفاق مي افتد از مراكز شهري، عدم دسترسي به موقع و سريع نيروهاي انتظامي و امنيتي را موجب شده است. ولي بررسي اين پديده به نظر وي يك پروژه تحقيقاتي وسيعي است هر چند ايجاد مجتمع هاي خدمات دهي مناسب با توصيف جديد منابع معيشتي، ايجاد تغيير در معيشت مردم و راههاي دستيابي به آن، ايجاد مراكز دولتي در اينگونه مناطق و استقرار واحدهاي قضايي و انتظامي با قابليت دسترسي خلع سريع، سلاح و حساسيت ويژه در مورد واگذاري سلاحهاي مجاز انجام، كار فرهنگي نظير: اعزام مبلغ، تبليغات رسانه اي، تقويت آموزش و پرورش از مهمترين و اساسي ترين راههاي پيشگيري از اين حوادث به شمار مي روند. معاون سياسي و امنيتي استاندار كهگيلويه و بويراحمد در عين حال تصديق مي كند كه منابع و بودجه هاي كنوني پاسخگوي آنچه كه وي راهكار عملي براي بررسي اين پديده در نظر دارد نيست. به راستي همچنان اين سوال باقيست كه چه بايد؟ كرد آيا ضعف فرهنگي و سواد از عوامل اين؟ درگيريهاست هدايت الله رستگار - خبرنگار همشهري دركهگيلويه و بويراحمد