Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791123-50734S2

Date of Document: 2001-02-12

ويژگي هاي يك آموزش و پرورش موفق گستره مخاطبان وزارت آموزش و پرورش با جمعيت حدود 20 ميليوني آن و اهميت مقوله تعليم و تربيت در جامعه ايران، انگيزه اي شد تابا دكتر علي اكبر شعاري نژاد كارشناس آموزشي و استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبايي گفت وگويي انجام دهيم ومباحثي چون، معضلات فعلي نظام آموزش عمومي كشور، نقش مديريت در حل اين معضلات و ويژگيهاي يك نظام موفق آموزش و پرورش را با وي درميان بگذاريم. * مهم ترين معضلات آموزش و پرورش عمومي كشور را در چه ؟ مي بينيد - در بحث و گفت و گو از معضلات كلااجتماعي ابتدا بايد به چند نكته توجه داشته باشيم: در تاريخ بشر، هيچ جامعه اي را نمي توان سراغ گرفت كه بدون معضلات يا مشكلات باشد. معضلات و مسائل اجتماعي را مي توان دريافت و به درجه حدت وشدت آنها هم پي برد، هرچند كه ممكن است مستلزم صرف زمان بيشتر و هزينه زياد بايد باشد توجه داشت كه همه معضلات و مسائل اجتماعي، هرچند در بلندمدت، قابل حل هستند ومسائل اجتماعي را بدون تحليل و تعليل دقيق آنها نمي توان حل كرد. برخورد احساساتي با مسائل اجتماعي نه تنها به حل آنها كمك نمي كند بلكه بر پيچيدگي و دشواري آنها نيز مي افزايد. مسائل نو را نمي توان با راه هاي سنتي يا قديمي حل كرد. نبايد فراموش كنيم كه همه مسائل اجتماعي از شرايط زماني و مكاني متاثر مي شوند و بنابراين، هر زمان مسائل ويژه اي دارد و هر مساله، زبان خاص خود را دارد; و تا آن زبان را ياد نگيريم، در هر مقامي كه باشيم، توان حل آن مساله را نخواهيم داشت. و نكته مهم اين كه جامعه اي را جامعه سالم خواهيم خواند كه همه شهروندان آن، خود را در قبال مسائل جامعه شان مسئول بدانند و اين انتظار را نداشته باشند كه تنها فرد يا گروه معيني به حل آنها بپردازند. حل هر گونه مساله يا معضل اجتماعي مستلزم ويژگي هايي است كه برخورداري از عشق به زندگي، خصوصا زندگي اجتماعي و جرات و شهامت قبول وجود مسائل يا معضلات اجتماعي، اعتقاد به ضرورت حل مسائل اجتماعي، اعتقاد به مشاركت در حل مسائل اجتماعي، اعتماد به خويشتن و ديگران در حل آن مسائل، اجتناب از برخورداري خودمحوري، از آمادگي لازم براي يادگيري از ديگران و اقدام به موقع به حل آن مسائل به نسبت سهم خود از جمله آنها است. و موضوع مهم ديگر اينكه در دنياي پيچيده و متغير روزافزون معاصر هرگز نمي توان از راهنمايي و كمك اشخاص فرهيخته و متخصص در شناخت و حل معضلات اجتماعي بي نياز بود. * معضلات فعلي آموزش و پرورش ايران را در چه؟ مي بينيد - البته، پي بردن به همه معضلات آموزشي و درجات آنها بدون تحقيق علمي، شايد هم تحقيقات علمي دقيق نه درست است و نه امكان پذير. پس بايد گروهي را به اين تحقيق مامور كرد و هزينه هاي آن را به راحتي پذيرفت و پرداخت. سپس يافته هاي اين تحقيقات را، بدون تعصب، پذيرفت و گروه بدون مقام اداري را مامور مطالعه چگونگي به كار بستن آن يافته ها كرد. مقام هاي اجرايي به اجراي پيشنهادات اين گروه ملزم هستند. * به هر حال نظام آموزش و پرورش ما با مشكلات دست به گريبان است كه فقدان عدالت آموزشي، عدم وجود يك برنامه جامع و هدفمند، مشكلات مديريت و... از آن جمله است. نظر شما در اين زمينه؟ چيست - به نظر اين جانب همان مقاطع ابتدايي ( سال ) 5 و راهنمايي ( سال ) 3 و متوسطه يا دبيرستان ( سال ) 4 هنوز هم بهترين نظام تلقي مي شود، زيرا تعيين كننده يا طراح نظام آموزشي يك كشور، هيچكس و هيچ مقامي نيست جز نيازهاي حال و آينده شهروندان يا گفتن جامعه اين كه اين نظام يا آن نظام، خوب يا درست است، در دنياي امروز نامعقول يا غير منطقي است. زيرا اين اصطلاحات صرفا ارزش هاي اخلاقي را تعيين مي كنند، در صورتي كه آموزش و پرورش طبعا فرايند علمي است و عمدتااز منطق علم و خرد پيروي مي كند و بايد پيروي كند. ضعف هاي مشهود در آموزش و پرورش فعلي كشورمان در مقاطع يا سال هاي نظام آموزشي نيستند بلكه اين ضعف ها را بايد در هدف هاي آموزشي، برنامه هاي درسي، محتواي كتابهاي درسي، روش هاي آموزشي، تربيت معلم و مديريت آموزشي مدارس جست وجو كرد. تقريبا به اين صورت: هدف هاي آموزش و پرورش مقاطع تحصيلي يا هنوز براي بيشتر معلمان كشور روشن نيستند، يا معلمان آنها را قبول ندارند. هدف هايي هم كه اخيرا شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب و ابلاغ كرده است، حتي شكل هدف هم ندارند و از طبقه بندي منطقي در حوزه تربيت نيز برخوردار نيستند. طبيعي است وقتي هدف، درست و قابل تعريف عيني انتخاب يا تعيين نشود، بقيه سياست ها بي اثر خواهند بود. برنامه هاي درسي نيز بيشتر شكل فهرست مطالب كتاب را دارند شايد هم ترجمه اي از يك كتاب يا چند كتاب. چون در برنامه ريزي هر درس، لازم است ابتدا نيازهاي موجود دانش آموزان هر مقطع يا سطح آموزشي و نيازهاي روز جامعه ايشان، هدف هاي عام و خاص هر درس يا علم براساس همين نيازها و انتظارات آينده از اين دانش آموزان مورد بررسي دقيق قرار گيرند. پس از هر ماده درسي يا علوم موردنظر، عنوان هايي انتخاب شوند كه پاسخگوي نيازها و انتظارات مذكور هستند. برنامه درسي است كه بايد تعيين كننده كم و كيف مدارس و معلمان باشد. كتابهاي درسي، غالبا نه هميشه، تنها از لحاظ عنوان با برنامه درسي پيش بيني شده مطابقت دارند و چنين به نظر مي رسد كه عمدتا محفوظات مولف يا مولفان را در بردارند يا به احتمال زياد، خصوصا در دروس علمي آزمايشي، ترجمه مستقيم بدون هستند، اينكه به منبع يا منابع اشاره شود. روشها و راهبردهاي آموزش يا تدريس متداول، عليرغم تلاش هاي فراوان با سرمايه گذاريهاي كلان براي انتشار مجلات و كتابهاي غالبا سودمند خود وزارت آموزش و پرورش، هنوز شكل هاي سنتي دارند و به ندرت از تكنولوژي آموزشي جديد، به شكل و روش علمي آموزشي، استفاده مي شود. تربيت معلم كه در همه كشورها از زمان هاي قديم تنها وسيله آماده سازي معلمان ماهر و فرزند زمان به شمار مي رود و وزارت آموزش و پرورش هر كشور، براي تربيت معلمان روز مورد نياز كشورش بيشترين سرمايه گذاري را مي كند، متاسفانه در كشور ما از سال ها قبل هميشه مورد بي مهري قرار گرفته است. به طوري كه داوطلبان آن با كمترين معلومات حتي معدل درسي صوري مي توانند وارد مركز تربيت معلم شوند و در مرور زمان فارغ التحصيل شوند و به كسوت معلمي درآيند! برنامه هاي درسي مراكز تربيت معلم، البته اگر به دلخواه وزير محترم يا معاونان وطن دوست او! برچيده نشوند; تقريبابه همان شيوه برنامه هاي درسي مدارس، شايد هم با كمترين احساس مسئوليت و دقت تدوين شده اند; غالبا جزوه نويسي برآنها حاكم است; و معلمان يا استادان اين مراكز غالبا خود براي معلمي تربيت نشده اند (خسته را خسته كي كندبيدار )،، پس بيشتر فارغ التحصيلان مراكز تربيت معلم تنها با يك عده مفاهيم و اصطلاحات آشنا هستند و عملا توان موفقيت در حرفه بسيار خطير معلمي را ندارند. مديريت آموزشي، متاسفانه و تقريبا از گذشته ها، وضعي بهتر از ساير پديده هاي آموزش وپرورش ندارد. ما هنوز تنها سابقه چند سال تدريس داشتن در مدارس را براي مديريت آموزشي كافي مي دانيم غافل از اين كه چنين شرطي، لازمه كار است، ولي شرط كافي نيست. كه بايد مدير آموزشي را نيز در مراكز خاص تربيت كرد و براي اين منظور، حتما داوطلبان برجسته و برخوردار از عشق و ايمان و اميد و اعتماد و اعتدال و جرات انتخاب كرد. ناگفته نماند براي تربيت مدير آموزشي نيز بايد از استادان موفق در مديريت آموزشي عملي استفاده كرد و تنها داشتن مدرك تحصيلي مديريت آموزشي هرگز كفايت نمي كند. در دنياي امروز مدرسه صرفا به چهارديواري، گاهي متاسفانه با ديوارهاي بلند و حصاركشي مخصوص، اطلاق نمي شود، بلكه مدرسه، مجموعه تركيبي شرايط زماني - مكاني است كه: - غني ترين و تازه ترين منبع يادگيري است. - به شيوه علمي، نه احساساتي، اداره مي شود. - يادگيري معلمانش را بر يادگيري دانش آموزان مقدم مي شمارد. - از نظر علمي، فرزند زمان است نه برده زمان. - درش به روي همه شهروندان در همه ساعات بيداري متداول باز است. - به تازه ترين تكنولوژي آموزشي مجهز است. - دانش آموزان آن از لحظه ورود در حال تفكر، جست وجو، چالش و فعاليت هاي آموزشي هستند. - دانش آموزانش، بدون هرگونه اظهار و احساسات محض، در اداره مدرسه شركت مي كنند. - از در و ديوارهاي مدرسه بوي علم و علم آموزي استشمام مي شود. - محيط داراي نشاط و مشاركت است. - از مديريت آموزشي علمي منطبق زمان برخوردار است و محيط طبيعي سالمي دارد. - دانش آموزانش فرصت احساس طبقه بندي ميان شهروندان را ندارند چون همگي از يك نوع آموزش و پرورش علمي سالم برخوردارند. پس هر گونه طبقه بندي مدارس از ديدگاه آموزش و پرورش علمي امروز مردود است. چون هرگونه طبقه بندي ميان شهروندان يك جامعه، مردود است. آموزش و پرورش، حق مسلم همه شهروندان حتي در طول زندگي است و محروميت از آن، به هر عنوان كه باشد، محروميت از زندگي وظيفه است دولت و ملت است كه با مسئوليت اولياي وزارت آموزش و پرورش، مدارس را خصوصا از لحاظ كم و كيف آموزش، همسان گردانند و بالاي شهر و پايين شهر بودن يا غني و فقير بودن هرگز نبايد تعيين كننده نوع يا سيستم مدارس شود. * اساسا روند انتخاب وزير براي نهادي مثل آموزش و پرورش يا ساير دستگاههاي فرهنگي و آموزشي با تاثيرپذيري خاص آنها چگونه بايد؟ باشد - شخص يا مقامي كه براي يك نهاد اجتماعي، وزير يا مسئول اداره آن را انتخاب مي كند لازم است: -شخصاماهيت 1 كار و نقش اجتماعي آن نهاد را دقيقا مطالعه كند و مسائل اجتماعي و امكانات آن را دريابد. - 2 حداقل سه نفر را در نظر بگيردكه به نهاد مورد نظر از نزديك آشنا باشند و از ايشان بخواهد ضمن مطالعه همه جانبه نهاد مزبور در يك مدت محدود، مسائل و امكانات موجود و امكان هاي مطلوب اولويت آنها را با استدلال روشن كنند و راه حل هاي پيشنهادي خود را با دليل هاي منطقي نه احساسات مطرح كنند و در عين حال روش ها و راهبردهاي انتخاب همكاران و چگونگي كمك گيري از ايشان را روشن كنند. - 3 سپس اين گزارش ها را در اختيار چند متخصص در كاركرد آن نهاد يا وزارتخانه بگذارد تا ايشان طرح ارجح و اولي را انتخاب كنند. - 4 همين كه يكي از ايشان را انتخاب كرد اختيار تام به او بدهد و هرگز جز در موارد درخواستي خود وزير، در كار او دخالت نكند. مدير موفق، كسي نيست كه بالاترين مدرك تحصيلي حتي در رشته مديريت را داشته باشد بلكه كسي است كه موضوع را كاملا بشناسد ونيازهاي واقعي حال و آينده آن را به خوبي دريابد و سرانجام افراد شايسته را برگزيند و هر مهره در جاي خود قرار گيرد. در اين انتخاب نبايد تحت تاثير احساسات خود و ديگران قرار گيرد; كه حيات هر سازمان به حيات شغلي مدير آن بستگي دارد. بديهي است كه انتخاب وزير آموزش و پرورش، كه مهمترين، تعيين كننده ترين، پيچيده ترين نهاداجتماعي هر كشور است به همان طريق انجام خواهد گرفت البته با حساسيت بيشتر. * تغيير و تحول در آموزش و پرورش بايد تابع چه شرايط و ضوابطي؟ باشد - بديهي است، هم چنان كه قبلا هم گفته شد، آموزش و پرورش، نوعي از متغيرهاي اجتماعي است و هرگز نمي تواند و نبايد حالت ثبوت پيدا كند و حركت لاك پشت گونه داشته باشد. چون آموزش وپرورش براي انسان است نه برعكس و چون انسان، بنابه طبيعت خود، پيوسته در حال تغيير و تحول است و نيازها و انتظارهاي او مدام، متنوع و متعدد مي شوند; بنابراين، آموزش و پرورش، كه مسئول مستقيم پاسخ گويي به اين نيازها و انتظارهاست، ناگزير است پيوسته در سيستم و روش كار خودش تجديدنظر كند. لكن تغيير و تحول آموزش و پرورش هرگز نبايد تابع افكار و عقايد و احساسات يك يا چند نفر، عمدتا صاحب مقام، باشد. اين علم است كه بايد وسيله تحقيق خود را تعيين كند نه خواست حتي شخص دانشمند. در صورت احساس نياز به ايجاد دگرگوني در كل يا برخي از مقاطع تحصيلي بايد: - از هرگونه شتابزدگي خودداري شود. - نظر اشخاص يامقام ها را محترم شمرد ولي اطاعت از آن را مشروط كرد. - وضع موجود آموزش و پرورش، براساس معيارهاي روز جهان و جامعه مورد تحقيق قرار گيرد. - وضع مطلوب يا جانشين، كه دقيقا شناخته شده است، با توجه به معيارهاي جامعه و كشور ما، البته به وسيله كارشناسان، نه اعضاي شوراهاي گوناگون، بررسي شود و سرانجام نه به شكل ضربتي و دستوري بلكه به شكل آزمايشي اجرا شود و همين كه موفقيت آن بر اساس معيارها و نيازهاي حال و آينده كشور ثابت شد آنگاه به شكل همگاني اجرا شود. دور از عدل و انصاف و حتي دور از خرد است كه مقامي يا شخصي صرفا براي خودنمايي يا تقليد و يا انتقام جويي از سلف خود كم و كيف آموزش و پرورش كشورش را به هم بزند و موجب سرگرداني شهروندان باشد. در واقع هر گونه ايجاد يا اصلاح يا تكميل در نظام و امورآموزش و پرورش كشور بايد مبتني باشد بر: - 1 شرايط امروز و فرداي جهان و جامعه - 2 نيازها و انتظارات مردم نه افراد خاص - 3 آماده سازي امكانات انساني و مادي براي قبول هرگونه تغيير و تحول و اعمال آن تغيير درمدارس، - 4 مديريت آموزشي تغييرات آموزشي - 5 آمادگي علمي و مادي براي رو به رو شدن با مسائل احتمالي تغيير و تحول، - 6 آمادگي براي سرمايه گذاري - 7 كم و كيف را دو روي يك سكه پنداشتن و همزمان سكه آموزش و پرورش را جدي گرفتن و جدي به آن پرداختن نه صرفا براي تبليغ روز. شخصي * كه به عنوان وزير در بالاترين رده سازمان و تصميم گيري وزارت آموزش و پرورش قرار مي گيرد، از نظر شمابايد داراي چه ويژگيهايي؟ باشد اساسا در انتخاب وزير آموزش و پرورش بايد به نقش يا نقش هاي علمي آن فرد در آموزش و پرورش كشور توجه كرد. چنين فردي بايد توان متفاوت انديشيدن در امور آموزشي را داشته باشد. قابليت هاي ديگري مثل: جامع نگر بودن در امور جامعه خصوصا آموزش و پرورش، حساس وفعال و خلاق بودن، برخورداري از مغز پر و دست قوي و دل مهربان، عمدتا خردورزبودن به جاي احساساتي بودن، برخورداري از فلسفه تربيتي روشن، برخورداري از توان جرات مديريت آموزشي در سطح كلان و شناخت نيازهاي تربيتي امروز وفرداي جهان و جامعه از جمله ديگر ويژگيهاي كسي است كه در راس آموزش و پرورش قرار مي گيرد. مديريت سالم و موثر و شايد هم زندگي سالم، در جهان معاصر مستلزم دانايي بيشتر، توانايي بيشتر و محبت بيشتر است. به طور كلي رشد و گسترش جامعه مدني يا جامعه سالم، بدون ترديد، مستلزم مديريت مدني و سالم است و مديريت مدني و سالم هميشه به كشف و حل مسائل جامعه مي انديشد و هرگز حذف شخص يا اشخاص را چاره يا درمان درد تلقي نمي كند و اگر چنين حذفي و تعويضي ضروري تشخيص داده شود، بدون شناخت همه جانبه مساله يا مسائل آموزشي مورد نظر و مطالعه دقيق عوامل يا موجبات آنها وراه حل هاي ممكن، آن حذف يا تعويض، خود مساله اي ديگر خواهد شد و حتي ممكن است به گفته مويد معروف، بر علت هم بنابر باشد اين، ضروري است همه مسئولان يا مقامات كشوري، شهروندان خود را اهل بيت و يگانه و نه بيگانه تلقي كنند و مسائل و معضلات نهاد يا وزارتخانه خود رابا شهروندان در ميان بگذارند و از كمك و راهنمايي كارشناسان غيرمسئول اداري بهره مند شوند كه مسائل اجتماعي را بايد به كمك خود جامعه حل كرد. زيرا جامعه است كه مسائل را به وجود مي آورد، از آن ها رنج مي برد و صميمانه براي حل آن ها آمادگي دارد.