Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791123-50733S2

Date of Document: 2001-02-12

كودكان را به دنياي افسانه ها ببريم آيا تاكنون فكركرده ايد كه كودكان را چگونه بايد پرورش داد تا زندگي شان پرمعني؟ باشد آيا تاكنون فكركرده ايد كه ياري دادن كودكان تنها در امكانات رفاهي خلاصه ؟ نمي شود آيا تاكنون به بحران هاي طبيعي رشد كودكان فكر؟ كرده ايد براستي چگونه بايستي از اين بحران ها كودك را عبور داد تا معني ژرف زندگي را دريابد و ازچارچوب تنگ هستي خودمداري فراتر رود و بارور شود. همه ما مي دانيم كه آدميان بسياري عشق به زندگي را از كف مي دهند و از كوشش و تلاش باز مي ايستند، چرا كه زندگي براي ايشان خالي از آيا مفهوم است مي دانيد دستيابي به معناي زندگي در انسان يكباره ايجاد نمي شود، بلكه دريك روند طولاني كه پايه هاي آن در كودكي بنا شده است، اين معناشكل مي گيرد. زندگي كودك اغلب باعث تحير و سرگشتگي اوست و بيش از هر چيز نيازمند آنست كه به او فرصت داده شود، تا در اين جهان در هم پيچيده (كه ناچار بايد مقابله وكنار آمدن با آن را بياموزد ) خود را بفهمد و احساس هاي پرآشوب و درهم پيچيده خود را به هم ربط دهد. كودك نيازمند انديشه اي است كه او را قادر سازد تا به خانه دروني خويش و همچنين به زندگي خود نظم او بخشد را با نصيحت و پند واندرز نمي توان به سامان فكري رساند. دست هاي كودكانمان را بگيريم و آنها را با خود به دنيايي كه مادربزرگ ها براي ما ساختند، دنياي شيرين افسانه ها ببريم. كودكان ما امروز به دلايل مختلف از دنيايي كه مادربزرگ ها محرومند ساختند، و فقط با شكل هاي ساده شده و درعين حال آرايش شده برخي افسانه ها در برنامه هاي تلويزيوني آشنا هستند كه فقط جنبه سرگرمي دارند و از معناي واقعي وارزش هاي كاركردي خالي شده اند. تلويزيون را روشن كرده كودك را تشويق بدون مي كنيم سروصدا بنشين و برنامه ات را تماشاكن! و خود مي رويم تا براي او غذاي خوشمزه تهيه كنيم، مي رويم تا به خود بپردازيم. مي رويم تا با اضافه كاري براي او امكانات بهتري مهيا كنيم و مي رويم.. او تنها، در سكوت، بدون هيچگونه حمايتي با برنامه خودش سرگرم مي شود. كودكان را دريابيم! فشارهاي رواني رشد از قبيل غلبه بر نوميدي ها، نوميدي از ناتواني انجام هركاري هر چندساده، احساس ياس آور تنهايي و ترك شدن، رقابتهاي برادري و خواهري، ترس از تاريكي، ترس از فلان حيوان، دل نگراني درباره كالبد خودش و معماي هستي، كسب توان رها شدن از وابستگي هاي كودكي و وصول به احساس شخصيت و درك ارزشها و وظايف اخلاقي در هر مرحله از رشد، كودك رامحاصره مي كنند. چه بسيار اتفاق مي افتد كه كودك توانايي بيان اين احساسات را با كلام ندارد و در يك كش مكش روحي با خود به سر مي برد. افسانه هاي پريان (جن وپري ) بي آنكه خودبدانند با به كار بردن نمونه روانكاوي شخصيت انساني پيام هاي مهم خود را به ذهن خالي كودك انتقال مي دهند. اين افسانه ها به مراتب عميق تر از هر خواندني ديگر از فشارهاي شديد دروني كودك به گونه اي با او سخن مي گويند كه به طور ناخودآگاه آن را مي فهمد و راه حل هاي موقتي ودائمي براي مشكلات فوري كودك عرضه مي دارد. افسانه هاي پريان ابعاد نويني به قوه تخيل كودك مي بخشد، در حاليكه براي او غير ممكن است بدين خوبي و پيش خود به كشف آنها دست يابد و از اين مهم تر اينست كه شكل و ساختار افسانه ها تصاويري به كودك عرضه مي دارد كه مي تواند آنها را در خيالبافي يعني در روياهاي بيداري خود وارد سازد و در نتيجه زندگي خويش را بهتر به پيش برد. افسانه هاي پريان به خلاف ديگر گونه هاي ادبي، كودك را به سوي كشف هويت و استعداد ذاتي اش رهبري مي كنند و به او مي آموزند كه براي تكامل بيشتر سرشت يا منش او چه تجربه هايي ضروري است. اين قصه ها وعده مي دهند كه اگر كودك جرات كند و در اين تكاپوي طاقت فرسا درگير شود، نيروهاي نيكخواه به ياريش مي رسند و او موفق مي شود. افسانه هاي پريان كودك را دلگرم ساخته و اطمينان و اعتماد به نفس او را افزايش مي دهد. افسانه ها با شروع عبارت روزي روزگاري در سرزميني دور به مخاطب مي گويد كه جهان ملموس و عالم واقع هر روزه را ترك مي گويد و در واقع به ديدار يك دوره بسيار كهن هستي خويش مي رود كه در آن دوره تصور مي شود كه همه آرزوها برآورده مي شود. رويدادهاي قصه در زمان و مكان عالم خارج واقع نمي شوند، بلكه در واقعيت دروني يك روح جوان روي مي دهند و در پايان قصه كه مسائل و مشكلات به راه حل خود دست مي يابند، كودك به قدرت و توان خاص خويش براي تسلط برآنچه در درون او مي گذرد و همچنين براي هدايت آن به سوي پاياني خوش آنوقت پي مي برد بار ديگر به اشياء و امور واقعي هر روزه باز مي گردد. به طوري كه پس از آن، اشياء و امور مزبور ديگر كمتر باعث هراس او خواهند شد. زيرا در پايان هر قصه قهرمان در متن زندگي هر روزه و در جهان آشناي كودك قرار داده مي شود. افسانه هاي پريان براي كودك، بهترين شيوه آشنا شدن با جنسيت است كه به تناسب امكانات سني و درجه فهم و درك او و به تناسب تحول و تكامل كودك صورت مي گيرد و بيش از هر چيز به مخاطب مي فهماند كه در امور جنسي و تجربه هاي جنسي شتاب لازم نيست، زيرا هنگامي كه زمان آن فرارسد، مساله به خودي خود حل مي شود. كودك را در سراسر راه دراز و دشواري كه در پيش دارد همراهي مي كند، بي آنكه بكوشد تا آگاهي پيش از وقت به او بدهد. افسانه هاي پريان آثار هنري هستند كه حس زيباشناسي كودك را برانگيخته و تخيل او را تقويت و حمايت مي كنند و او را سرگرم مي سازد. در گفتن اين افسانه ها بهترين روش پيروي از راهنمايي كودك است، وقتي كه پدر يا مادر، نخستين بار قصه اي را براي كودك خود بگويد يا بخواند، اگر كودك به قصه جذب نشوددر اين صورت بهتر است كه در شب بعد افسانه ديگري براي كودك گفته شود، تا كودك با واكنش خود درخواست تكرار قصه اي را كند. بدين ترتيب كودك متناسب با رشد، دلبستگي ها و نيازهاي هر لحظه اي از زندگي اش مفهوم هاي گوناگون را از افسانه بيرون مي كشد. سرانجام زماني فرا خواهد رسيد كه كودك هرچه را كه توانسته از قصه مورد علاقه خويش به دست آورد و درخواست قصه اي ديگر خواهد كرد. بدين ترتيب كودك خيال مي كند كه خود او و بي ياري ديگران با شنيدن هاي مكرر قصه و بازانديشي درباره آن، موفق به مقابله با يك موقعيت مشكل شده است. بنابراين كودك با درك مسائل شخصي و حل آنها به دست خود مي تواند رشد يابد و به زندگي خويش معني بخشد و امنيت دروني به دست آورد نه با گوش كردن به بيانات و توضيحات و نصايح ديگران. در ضمن تاثير افسانه پريان در صورتي درك مي شود و افسون آن از طرف كودك احساس مي گردد كه قصه در شكل اصلي و بدون آنكه خلاصه گردد، عرضه شود. پدران و مادران بسياري براين باورند كه فقط تصويرهاي خوشايند و برآورنده آرزوها بايد به كودك ارائه شود، به طوري كه كودك تنها در معرض جنبه آفتابي و فرح بخش امور زندگي قرار گيرد. اما اين شيوه يك سويه، ذهن را يك سويه تغذيه مي كند. در حاليكه زندگي سراسر فرح بخش و آفتابي نيست. افسانه هاي پريان به هزاران شكل به كودك مي فهمانند، كه پيكار بر ضد مشكلات طاقت فرساي زندگي اجتنابناپذير است و اين پيكار جزء ذاتي هستي آدمي است. اما اگر كسي ضعف نشان ندهد و با ثبات قدم، سختي هاي دور از انتظار و اغلب غير عادلانه را پذيرا شود بر همه موانع غلبه مي كند و سرانجام پيروزمند سربرمي آورد. تلخيص از كتاب كاربردهاي افسون از دكتر برونو تبلهايم ترجمه دكتر كاظم شيدا رضوي تهيه كننده: شكوه حاجي نصرالله