Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791120-50722S1

Date of Document: 2001-02-09

باغ رضوان را كبوترخانه اندر ساختند... بحثي پيرامون ضرورت شناسايي آثار گمنام تاريخي در ايران ارج گذاري به آنچه بوده، نه تنها گرامي داشتن دستاوردها، كه در عين حال، بهره گيري از تجربيات گذشتگان نيز هست. در گذشته اين سرزمين، بسيارند دستاوردهايي كه هنوز آثارشان پابرجا مانده و چه افسوس كه با امكانات فراوان اين زماني مان، به جاي پاسباني شان، آنها را به فراموشي سپرده، راه نيستي برايشان گشوده ايم. انگار دستاوردها و تجربيات گذشتگان، راحت به دست آمده كه آسان از دست مي دهيم. كبوترخانه ها يكي از اين موارد است. برجهاي زيبايي كه آشيانه صدها و گاه هزاران كبوتر بوده و پرواز فوج فوج كبوتران به گرد آن رقص امواج ساحل را نقش كران تا كران آسمان مي كرد. ها كفترخان در تپش نشست و پرواز كبوتران چون قلب تپنده مزارع مي نمايد و هزاران قلب كوچك نهفته در سينه كبوتران، موجي از زندگي به رگان مزارع مي دوانند و امروز با بي مهري ما، اين ها برج حصار از هم گسسته، هم آغوش ويراني مي شوند. گويا اين سرنوشت عصر آهن و صنعت است كه همه روي به شهر آورند; حتي كبوتران، راستي كبوتران در شهر برفراز كدام ورده چرخ خواهند؟ زد يا شايد ايشان نيز بايد چون ها ورده (كبوترخانه ها ) خوش نشين عرصه فراموشي شده، راه نيستي پيش گيرند! چشم انداز بال كشيدن كبوتران برفراز قامت ورده هاي نشسته در كشتزارها، چون نگاره دخترك نشسته اي است بادامن سبز و گيسواني كه به باد سپرده باشد، و اين صحنه ها چنان زيبايند كه تنها شايد; منظره آسيابهاي بادي و مزارع هلند بتواند با آن پهلو زند. كبوترخانه ها يادگاران كهنسالي هستند كه بايد پيش از نابودي كامل، براي حفظ و احياي شان شتافت. پيشينه تاريخي كبوترخانه ها كبوترخانه ها به نام هاي برج، برج كبوتر، ورده، برج حمام و كفترخان نيز خوانده شده اند. به درستي نمي توان پيشينه كبوترخانه سازي در ايران را روشن ساخت; اما فراگيري احداث اين بناها چنان بوده كه در هر گوشه اي از ايران زمين، مي توان آثار و نشاني از آنها يافت. البته هم اكنون آخرين نمونه هاي اين گونه بناها تنها اطراف اصفهان، گلپايگان، يزد، خمين، اراك و بعضي شهرهاي آذربايجان يافت شده كه بيشترين تمركز فعلي آنها در استان اصفهان است. هرچند پيشينه كبوترخانه سازي در ايران ناپيداست; اما با بررسي متون تاريخي مي توان به ديرينه بودن و پيشينه آنها پي برد. چنانكه ترشخي (از تاريخ نويسان قرن چهارم ) در كتاب تاريخ بخارا حدود ساخت كبوترخانه ها را به يازده قرن پيش كشانده; يا منجيك ترمذي شاعر نيمه دوم قرن چهارم از آن در شهري چنين ياد مي كند: چون مرغش از هوا به سوي ورده از معده باز تاوه شود نانت بي شك فراواني استفاده از نام اين گونه بناها در ادبيات كهن ما، علاوه برآن كه متاثر از زيبايي كبوترخانه هاست; خود نشانه فراگير بودن كبوترخانه سازي نيز است. براي نمونه به دو مورد از اين ابيات اشاره مي شود: از خاقاني (شاعر معروف قرن ششم ) اين بيت: اي نازنين كبوتر، از اينجاست برج تو گر هيچ نامه آري از آنجا، بما رسان و از مولوي (قرن هفتم ) بيت زير: گرد اين بام و كبوترخانه من چون كبوتر پر زنم مردانه من همچنين مي توان در واژگان نامه هايي كه در دوران مختلف تاريخ ما نگاشته شده به نامهاي مختلف كبوترخانه برخورد كرد. از لغت فرس (از نخستين واژه نامه هاي فارسي ) و برهان قاطع گرفته تا لغت نامه دهخدا بخشي و فصلي در اين باب دارند. اهميت كبوترخانه ها كبوترخانه ها به لحاظ تامين كود در اقتصاد كشاورزي چنان با اهميت بودند كه هميشه بر حفظ و احياي آن كوشش بسيار مي شد. در همين راستاست كه غازان خان مغول ( هجري 964703 قمري ) طي احكامي افزون بر فرمان حفظ و احياي كبوترخانه ها، بازداران و دامگستران را از كبوترها و كبوترخانه ها برحذر مي كند. يا مي توان در متون تاريخي به مساله اجاره كبوترخانه ها برخورد. در بسياري از متون، اطلاعات عمومي قديمي مانند عجايب المخلوقات احمد طوسي (قرن ششم ) نوادر، التبادر التحفه البهادر (قرن هفتم ) و عجايب المخلوقات قزويني (قرن هفتم ) يا، متون علمي - فني ( كشاورزي ) مانند كتابهاي علم فلاحت و زراعت (قرن هشتم ) ارشاد الزراعه (اوايل قرن دهم ) به مساله كبوترخانه و اهميت آن دست يافت. كبوترخانه ها چنان پراهميت بودند كه در دوران صفويان نه تنها امتياز ساختن آنها به بيگانگان كه حتي به ايرانيان غير شيعه نيز داده نمي شد. مساله اي كه در اين ميان، ذهن را مشغول مي كند و ذكر آن در اينجا بي مورد نيست، آن است كه اهميت تامين كود (بويژه كود طبيعي ) هنوز هم يكي از مهمترين مسايل برنامه ريزي اقتصاد كشاورزي ماست، اما چه دليل قانع كننده اي باعث از دور خارج شدن كبوترخانه از اين مدار شده; معلوم نيست. بررسي ساختمان كبوترخانه ها كبوترخانه ها به لحاظ نما و معماري گوناگونند; اما به لحاظ فراواني، نماهاي مدور، بيشترين تعداد را به خود اختصاص داده است. مساله اي كه در بيشتر گونه هاي متفاوت آن به چشم مي خورد، رعايت كم عرض شدن در بخش هاي بالايي برج بوده كه اين مساله براي استحكام بخشي بيشتر بنا به كار گرفته شده است. كبوترخانه ها در هر اندازه و نمايي باشند، از بخش هاي زير تشكيل مي شوند: الف - اشكافهاي متعددي كه لانه كبوترهاست. ب - دريچه هايي به شكل روزن يا پنجره براي ورود و خروج كبوترها (در بسياري از اين بناها روزن ها را طوري ساخته اند كه قوش، قرقي و كلاغ را به آنها راه نيست ). پ - دريچه هاي برف روبي و خارج كردن كود كبوترها. ت - تيرك هاي داخلي (هم براي استحكام بيشتر بنا و هم براي نشستن هاي موقت كبوترها ). ث - تيركهاي بيروني (براي استراحت هاي كوتاه كبوترها ) ج - در ورودي افراد كه عموما در ارتفاع ساخته و با استفاده از نردبان قابل دسترسي است (براي جلوگيري از ورود حيوانات وحشي مانند روباه ). چ - فرورفتگي نبش هاي بيروني ساختماني براي جلوگيري از نفوذ مارها به داخل كبوترخانه. نكته جالب ديگري كه در تركيببندي داخلي اين بناها به چشم مي آيد; محاسبه درست در جهت ايجاد فضاي باز دروني براي پرواز و اوج گيري كبوترهاست. عمده ترين مصالح بكار رفته; خشت و آجر بوده كه براي پيوند بين آنها بسته به هستارهاي جغرافيايي و تاريخي از ملات هاي گوناگوني استفاده شده است، اما براي نفوذناپذيري (ايزولاسيون ) بيروني سقف ها، عموما از كاهگل استفاده مي شد. كبوتر خانه ها، نه تنها مبين رعايت اصول پايه ساختمان سازي كه در عين حال نشان دهنده توانايي هاي بسيار بالاي زيبايي شناسي و مهندسي و همچنين جانورشناسي است. پيوند درست بين نوع معماري و فضاي پيرامون و ايجاد يك تركيببندي زيبا; بدون پشتوانه غني زيبايي شناختي امكان پذير از نيست سوي ديگر، بدون بهره گيري از دانش كامل جانورشناسي نمي توان ساختماني را طراحي كرد كه از هر لحاظ برآورنده نياز كبوترها بوده و به هوده آن كاشانه هميشگي آنها گردد. همچنين دقت و بررسي در مسايلي، چون افزايش سطح در حجم و يا مقاومت كبوترخانه ها در برابر نيروهاي واكنش حاصل از پرواز همزمان كبوترها با بهره گيري از اصل رزنانس يا تشديد (رقم كبوترهاي سكان بسياري از اين برج ها به بيش از ده هزار مي رسيد ) نشانه تسلط بالايي بر دانش فيزيك و مهندسي ساختمان در گذشته هاي بسيار دور در ميان ايرانيان است. سرنوشت كنوني كبوترخانه ها بي توجهي سازمان هاي مربوطه اقتصادي، سياحتي، فرهنگي و محيط زيست، باعث شده، نه تنها در جهت احيا و بهره گيري هاي به روز از آنها گامي برداشته نشود، بلكه در حفظ آنها حتي به عنوان بخشي از ميراث غني فرهنگي اين سرزمين نيز كوشش جدي نشده است و از آنجايي كه به نيروي فن آوري مدرن كشاورزي، كودهاي شيميايي در ميان كشاورزان روز به روز بيشتر رواج داده شده و از سوي ديگر حفظ و نگهداري و احياي اين بناها به تنهايي در توان كشاورزان نيست; كبوترخانه ها زير بار عوامل فرسايشي و ويرانگر طبيعي و غيرطبيعي به تدريج، مسير تلاشي و نابودي را طي كرده، ديوارها خراب و لانه ها ويران مي شوند. ديگر به ندرت مي توان صحنه پرواز دست جمعي كبوتران برفراز كشتزارها و بازگشت اين دسته هاي دل به پرواز سپرده را در سرخي شفق به ها برج به تماشا نشست. بي توجهي و به هوده آن ويراني; چنان دامنگير كبوترخانه ها شده كه شايد تا يكي دو دهه ديگر، از آنها چيزي جز چند عكس برجاي نماند. جالب آن كه; اين آثار گمنام داراي چنان زيبايي وابهتي بوده و هستند كه جهانگردان و سفرنامه نويسان معروف فرهنگي، نتوانسته اند بي تاثير و اشاره از كنار آنها تحت بگذرند چنين تاثيري است كه براي نمونه اليزابت بيزلي بانوي پژوهشگر انگليسي مي نويسد: فقط به خاطر ساختمان تجسمي و اعجابانگيز و دلفريبي كه در داخل اين برج ها به كار رفته، اين ارزش و اهميت را دارند، تا هيات هايي براي ديدن آنها به اصفهان بيايند. و جالبتر آن كه بي هيچ دليل استواري، بدون ذره اي تاسف چشم برآن ها بسته، از كنارشان مي گذريم. مسعود پرتوي