Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791118-50698S1

Date of Document: 2001-02-07

پژوهش آموزشي در بن بست ديدگاه ها و ساختارها نقدي بر وضعيت پژوهش در نظام آموز ش و پرورش كشور طي دهه گذشته آموزش و پرورش علي رغم دسترسي به تعداد بيش از ده هزار نيروي كارشناسي ارشد در رشته هاي مختلف همچنان با كمبود نيروي حرفه اي براي انجام فعاليتهاي پژوهشي مورد نياز روبه رو است هم اكنون شواهدي موجود است كه نشان از بي توجهي يا كم توجهي به يافته هاي پژوهشي در تصميم گيريهاي آموزش كشور دارد. هنوز سازوكاري مناسب براي پيوند ميان برنامه هاي پژوهشي با برنامه هاي كلان و ملي آموزشي و پرورشي در نظام آموزش و پرورش كشور پيش بيني نشده است براي بحث پيرامون موضوع جايگاه پژوهش در آموزش و پرورش و مشكلات آن ابتدا اين سوال را مطرح مي كنيم كه چرا آموزش و پرورش به پژوهش نياز؟ دارد به عبارت ديگر آموزش و پرورش چه ويژگيهايي دارد كه براساس آنها پژوهش در آن ضروري؟ مي شود براي پاسخگويي به اين سوال، فرايند تعليم و تربيت را متناسب با خواست موضوع، مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهيم تا ابعادي از آن در اين رابطه برجسته شود. آموزش و پرورش در زمان كنوني چه وظايفي را برعهده؟ دارد محصولات آموزش و پرورش؟ چيست با انجام فرايند آموزش و پرورش چه پديده اي در فرد و جامعه رخ؟ مي دهد مسايل كنوني آموزش و پرورش كدام و اصولا اگر آموزش و پرورش را از نهادهاي اجتماعي موجود حذف كنيم، چه اتفاقي رخ خواهد ؟ داد طرح اين سوالات ما را به ويژگيهايي از آموزش و پرورش مي رساند كه به طور آشكار بر لزوم بذل توجه به مقوله پژوهش در اين حوزه، تاكيد برخي دارند از اين ويژگيها از اين قرارند: - 1 نظام آموزشي گسترده است: آموزش و پرورش فراگيرترين نهاد اجتماعي است. در سال جاري در كشور ما نزديك به بيست ميليون دانش آموز و بيش از يك ميليون كارمند در مشاغل مختلف به طور مستقيم در فرايند آموزش و پرورش اشتغال دارند. اگر تعداد اولياي دانش آموزان را نيز كه به نوعي در حال حاضر با آموزش و پرورش در ارتباطند مورد توجه قرار دهيم، خواهيم ديد كه هيچ نهاد ديگري چنين وسعت پوششي را در سطح جامعه ندارد. به عبارت ديگر، آموزش و پرورش، بزرگترين سازمان موجود در جامعه به شمار مي آيد، كه تقريبا همه مردم را تحت پوشش خدمات خود دارد. چنين وسعت پوششي، مسئوليت بزرگي را براي نظام آموزشي فراهم ساخته است كه با مراقبت فراوان قابل انجام است. - 2 نظام آموزشي هزينه بر است: آموزش و پرورش به تناسب بزرگي خدمات بخش خود، بزرگي از اعتبارات دولتي را نيز به خود اختصاص داده است و با اين وجود، همچنان نيازمند منابع مالي بيشتر است. اختصاص اين حجم از اعتبار، براي آموزش و پرورش، مسئوليت پاسخگويي را به دنبال دارد. علاوه بر اين، آموزش و پرورش، با محدوديت هاي مالي و نيازهاي فزاينده آموزشي و تقاضا براي ارتقاي وضع كمي و كيفي در جامعه نيز روبه رو است. درواقع جامعه خواهان اين است كه آموزش و پرورش در برابر دريافت اين اعتبارات خدمات مناسبي را پرداخت نمايد. - 3 بر نظام آموزشي انتقاد فراوان است: بسياري در جهان نظامهاي آموزش و پرورش را در انجام وظايف مربوط ناتوان قلمداد مي كنند. در طي دهه هاي اخير انتقاد بر نظامهاي آموزشي از چنان شدتي برخوردار شده است كه برخي آن را به بحران جهاني در تعليم و تربيت نيز تعبير نموده اند. ( ) 1 ضعف نظامهاي آموزشي در تامين انتظارات جامعه از آنها دليل عمده اين بحران ذكر شده است. بن بست هاي موجود در راه اصلاحات آموزشي براي رهايي آموزش و پرورش از اين بحران ها منجر به بروز نظريه هاي جديدي در عرصه تعليم و تربيت شده است، كه در شكل كاملا انقلابي آن مي توان از نظريه مدرسه زدايي ياد كرد. اين نظريه كه ايوان توسط ارائه ايليچ شده است، بنياد مدارس كنوني را مانعي اساسي بر سر راه اهداف تعليم وتربيت مي داند. ايليچ معتقد است كه مدارس با به وجود آوردن جوامع نابرابر و مصرفي به قدر كافي به بشريت زيان وارد آورده اند. به نظر وي در حال حاضر ايجاد جامعه اي بدون مدرسه بايد از بيشترين اولويت برخوردار باشد. صاحبنظر كومبز سرشناس در عرصه آموزش و پرورش در تشريح اين بحران، آن را جهان گستر مي داند كه پايدارتر و پوشيده تر از بحران غذايي و بحران نظامي است، ولي خطرات بالقوه اش كمتر از آنها نيست. كلمن و ديگران بيان مي كنند كه مدارس قدرت برقراري مساوات دركسب دانش را برخي ندارند جامعه شناسان، آموزش و پرورش را نه عاملي در جهت تعديل طبقات بلكه در جهت تثبيت طبقات اجتماعي مي دانند كه اين با آرمانهاي آموزش و پرورش در تناقض است. تحقيقات كميسيون بين المللي توسعه آموزش و پرورش از بسياري جهات حاكي از ورشكستگي نظامهاي آموزشي است. علي رغم گسترش آموزش و پرورش و اصلاحات در حال تكوين و نيز علي رغم كوشش ها و فداكاري هاي بسيار زيادي كه به عمل مي آيد، نظامهاي آموزشي موجود نه منطبق با شرايط دموكراسي و نه پاسخگوي نيازهاي اساسي جامعه هستند. وازي مي گويد: نظام به اصطلاح آموزش رسمي در اكثر كشورها نه، به درد جوامع امروز مي خورد و نه به درد آينده اين نظام. از واقعيتها به كنار مانده و حالت قدرتگرا، تك بعدي، متمركز و ايستا به خود گرفته است. در صورتي كه روند جديد آموزش و پرورش در راستاي دموكراسي، مشاركت مردم، گوناگوني ( پلوراليسم ) عدم، تمركز و پويايي قرار دارد. اگر چنين نظامي را بازسازي نكنند، تضاد و تعارض روزافزون خواهد شد و به انواع بحران ها خواهد انجاميد. به هر حال هم اكنون آموزش و پرورش با سوالات و اعتراضاتي روبه رو است كه به راحتي هم قابل نفي و پاسخگويي نيستند. - 4 آموزش و پرورش دشوار است: انسان پيچيده ترين مخلوق روي زمين است و آموزش و پرورش با پيچيده ترين بخش اين مخلوق، يعني با ذهن و انديشه آن سروكار دارد. آموزش و پرورش، موظف است برحسب وظايف خود، جامعه را رشد اخلاقي دهد. زمينه ايجاد و گسترش عدالت اجتماعي را فراهم سازد، دانش موجود را منتقل نمايد و زمينه افزايش آن و همچنين آفرينش دانش هاي جديد را مهيا نمايد. علاوه بر اين، آموزش و پرورش، براي انجام وظايف مذكور و بسياري از وظايف ديگر خود با محدوديت ها و بايد و نبايدهايي روبه رو است كه اين خود، پيچيدگي موجود را افزون مي سازد. - 5 آموزش و پروش با مسايل و مشكلاتي آشكار روبه رو است: افت تحصيلي، ترك تحصيل، كمبود منابع مالي در مقابل نيازهاي روبه افزون و افت انگيزش در دانش آموزان و ازجمله كاركنان، مشكلات آشكار در نظامهاي آموزشي است. در كشور ما نيز برخي از نتايج مطالعات نظير تيمز و تيمز - آرو C.B.بر A انجام هرچه بيشتر پژوهش در حوزه آموزش و پرورش تاكيد مي كنند. - 6 تاثيرات آموزش و پرورش نسبتا پايدار است: نتيجه حضور افراد در مراكز آموزش و تحصيل در دوره هاي مختلف در تمام مراحل زندگي منشا اثرمي شود. به عبارت ديگر، محصول آموزش و پرورش، حضوري پايدار و مستمر در جامعه دارد. چنانچه كمتر كسي را مي توان يافت كه به نقش آموزش و پرورش در زندگي خود، اعتراف نداشته باشد. چگونه مي توان تاثيرات مثبت آموزش و پرورش را افزايش؟ داد - 7 محصول آموزش و پرورش ديربه بار مي نشيند: آموزش و پرورش فرآيندي ديربازده است. در كشور ما حدودسال 12 زمان نياز هست تا آموزش و پرورش فرايند خود را درخصوص پرورش دانش آموزان كامل كند. با توجه به اين مدت، مراقبت زيادي لازم است تا فرايند پيش بيني شده در طي مسير از اهداف انحراف پيدا نكند، با چه شيوه هايي مي توان از انجام صحيح فرآيند آموزش و پرورش در طي اين ساليان اطمينان حاصل؟ نمود - 8 آموزش و پرورش از اهميت ويژه برخوردار است: آموزش و پرورش در حال حاضر موقعيتي كليدي در جوامع پيدا نموده است و آن را زيربناي رشد و توسعه در هر عرصه اي ذكر مي كنند. به عبارت ديگر آموزش و پرورش داراي ظرفيت بزرگي براي تحقق اهداف اساسي جوامع پرورش مي باشد سياسي، اجتماعي، اخلاقي، ديني و اقتصادي، همه با آموزش و پرورش شكل نهادينه و پايدار مي يابند. حتي رشد و توسعه اقتصادي را در مرحله اول در گرو آموزش و پرورش كارآمدمي دانند. كشورهاي توسعه يافته، زماني به سمت توسعه حركت نمودند كه آموزش و پرورش را پربازده ترين سرمايه گذاري تشخيص دادند. بويژه در كشورهاي در حال توسعه براي پرنمودن شكافهاي موجود ميان آنها با كشورهاي توسعه يافته، آموزش و پرورش مي تواند و بايد نقش اساسي خود را در اين زمينه برعهده گرفته و دنبال كند. براي انجام اين نقش مهم، آموزش و پرورش بايد از كدام ويژگيها برخوردار؟ باشد - 9 انتظار از آموزش و پرورش بالا است: در حال حاضر نگرشي حاكم است كه همه رفتارهاي انساني را ناشي از تاثير آموزش و پرورش مي داند (كه البته ممكن است چنين هم نباشد ). بسياري از خانواده ها، صرف ورود فرزندانشان را به مدارس عامل تضمين سعادت آنها مي دانند و انتظار دارند كه آموزش و پرورش نيز چنين زمينه اي را براي آنها آماده كند. چطور مي توان انتظارات جامعه را از آموزش و پرورش دريافت و آموزش و پرورش را مطابق با آن سازمان؟ داد - 10 از آموزش و پرورش و روشهاي آن تفسيرهاي مختلفي به عمل مي آيد: برخي براي معلم نقش بسيار آرماني در نظر مي گيرند و معلم را مظهر يك انسان كامل مي دانند كه دانش آموز بايد از او تبعيت كند و بنابراين، فرض محدوديتهايي را نيز براي دانش آموزان در نظر مي گيرند. برخي ديگر، به آزادي كامل دانش آموز اعتقاد دارند و معلم را تابع نيازهاي آن مي دانند. چگونه مي توان ميان اين نظرات اعتدال به وجود؟ آورد يا اصولا نظر مناسبتر كدام؟ است (روش و الگوي مطلوب مشخص و آشكار نيست. ) - 11 ارزشيابي فرآيند تعليم و تربيت دشوار است: تاثير متغيرهاي متعدد در فرآيند آموزش و پرورش و نبود معيارهاي مشخص براي كنترل اثرات اين متغيرها، ارزشيابي آموزش و پرورش را دشوار ساخته در است بخش ارزشيابي پيشرفت تحصيلي، اين دشواري كاملا محسوس بخش است ارزشيابي كاركنان آموزشي نيز هنوز از محكمي و استواري لازم برخوردار نشده است. علاوه بر اين در سطح كلان، تشخيص سهم آموزش و پرورش رسمي در فرآيند تعليم و تربيت افراد جامعه، اگر نه غيرممكن، اما قطعا بسيار دشوار است. چگونه مي توان آثار آموزش و پرورش رسمي را بصورتي نسبتا دقيق و مشخص شناسايي؟ كرد برپايه اين ويژگيها، كه در اينجا بصورت اجمالي طرح گرديد و ساير ويژگيهايي كه مي توان بر اينها افزود، اداره مطلوب سازمانهاي آموزشي صرفا با انجام فعاليتهايي ميسر است كه به صورت نسبتا دقيق و منظم و در پرتو فعاليتهاي علمي و پژوهشي تدارك گردند. حال برگرديم به اين كه پژوهش در آموزش و پرورش چه؟ مي كند تعاريف مختلفي از پژوهش در آموزش و پرورش به عمل مي آيد كه به يكي از آنها اشاره مي شود: گي ( ) 1991 پژوهش در آموزش و پرورش راكاربرد منظم روشهاي علمي به منظور مطالعه مسائل و مشكلات آموزشي تعريف مي كند. در واقع، پژوهش ابزاري براي مطالعه مسائل و مشكلات آموزشي، به شمار مي آيد. تاسيس شوراهاي تحقيقات در سال 1368 و پژوهشكده تعليم و تربيت در سال 1374 در كشور ما در واقع پاسخي مناسب به نيازهاي آموزش و پرورش بود كه به ناچار از راه پژوهش قابل بررسي با هستند اين ضرورت، پژوهش در آموزش و پرورش كشور جاري شد و بيش از يك دهه نيز از عمر آن سپري گرديد. اما ارزيابي موجود نشان مي دهد كه براي رسيدن به اهداف پژوهشي آموزش و پرورش، هنوزبا دشواريهايي روبه رو هستيم: - 1 دشواري هاي ناشي از ماهيت آموزش و پرورش و ماهيت پژوهش: كار كردن در هر بخش از آموزش و پرورش دشوار است. معلمي حرفه اي دشوار است، مديريت آموزشي با موقعيتهايي بسيار مبهم روبه رو است، تربيت معلم با مساله روبه روست و مشكل تر از همه، پژوهشي است كه در اين حوزه عمل مي كند. بنابراين، بخشي از دشواري كار پژوهشگران آموزشي به طور طبيعي، ناشي از ماهيت زمينه اي است كه در آن كار مي كنند و براي كاستن اثرات سوء آن، لزوما بايد به تقويت مهارتهاي مورد نياز پرداخته شود. پژوهش خود نيز فرآيندي دشوار است. صاحبنظري، مديريت پژوهش را مديريت بر مديريت ناپذير، تعبير مي كند. سازمانهاي پژوهشي كمتر تن به ساختار و قواعد مي دهند و اصولا سازمانهاي حرفه اي سست ساختار هستند. - 2 دشواري هاي ناشي از مسائل ادراي و اجرايي: سازمان و تشكيلات پژوهش در حوزه آموزش و پرورش، با مشكلات اجرايي و ساختاري روبه روست. در طي دهه اول با ايجاد شوراهاي تحقيقات در حوزه وزارت و استانها تمايل و تقاضا براي انجام پژوهش، افزايش يافت. اما در مقابل، ساختار پيش بيني شده پاسخگوي اين افزايش تقاضا نبود و در نتيجه دشواريهاي اجرايي موجب معطل ماندن بخشي از ظرفيت موجود، كندي و گاهي ضعف در انجام فعاليتهاي پژوهشي مي شود. اين دشواريها هرچند در مقايسه با سالهاي گذشته به طور محسوسي كاهش اما يافته اند، همچنان فعاليتهاي موجود را متاثر از خود مي سازند. - 3 دشواري هاي ناشي از ضعف فرهنگ پژوهش: پژوهش و فعاليتهاي مربوط به آن، زماني از كارآمدي لازم برخوردار خواهند بود كه فرهنگ موجود به طور علمي از آن حمايت كند. در حال حاضر، هنوز به درجه اي مناسب از فرهنگ پژوهشي در آموزش و پرورش نرسيده ايم و اين كاستي، موجبات كندي كار را فراهم ساخته است. برخي از نشانه هاي اين وضعيت، در نگرشهاي افراد نسبت به پژوهش ظهور مي يابد. عده اي، پژوهش در آموزش و پرورش را كاري تجملي و هزينه بر مي دانند، كه در حال حاضر به دليل كمبود منابع مالي، نبايد به آن پرداخت. عده اي ديگر، پژوهش در آموزش و پرورش را كار نظريه پردازاني مي دانند كه در برج عاج نشسته و با دردهاي آموزش و پرورش آشنا نيستند و اصولا كارهاي پژوهشي از نظر آنان در عمل امكان استفاده گروهي نمي يابند نيز متوقع هستند كه پژوهش در آموزش و پرورش معجزه كند و مسايل آموزش و پرورش رايك روزه مرتفع سازد. اين نگرشها كه عمدتا حاصل كم اطلاعي از ماهيت پژوهش در آموزش و پرورش است، فضاي مورد نياز براي انجام پژوهش را محدود و اجراي فعاليتهاي مرتبط باآن را كند مي سازد. - 4 دشواريهاي ناشي از نيروي انساني حرفه اي: آموزش و پرورش علي رغم دسترسي به تعداد بيش از ده هزار نيروي كارشناسي ارشد در رشته هاي مختلف همچنان با كمبود نيروي حرفه اي براي انجام فعاليتهاي پژوهشي مورد نياز روبه رو است. بايد اقدامات مناسبي طراحي شود تا بتوان با بارور نمودن ظرفيت هاي موجود و رفع موانع احتمالي توان موجود در اين زمينه را افزايش داد. همچنين، مي توان با بهره گيري هر چه بيشتر از ظرفيتهاي موجود در دانشگاههاي كشور، به كاهش اين مساله اهتمام نمود. - 5 مشكلات عملكردي در فرآيند پژوهش: اين مشكلات كه به طورمستقيم، تحت تاثير دشواري هاي فوق قرار دارند، موجبات ضعف در فرآيندپژوهش در آموزش و پرورش را به شرح زير فراهم مي سازد: ضعف در انتخاب اولويت هاي پژوهشي: پژوهش در آموزش و پرورش بر مبناي تعريف گي ناظر بر مطالعه و بررسي مسائل و مشكلات در آموزش و پرورش است. در بررسي اولويت هاي پژوهشي به نظر مي رسد، هنوز هم شتابزدگي و شعارزدگي برفرآيند انتخاب آنها حاكميت دارد. با توجه به اينكه انتظار مي رود هر پژوهش، مساله و مشكلي را در نظام آموزشي نشانه گيرد; به گونه اي كه در پايان مراحل كار و با اطلاعاتي كه براي تصميم گيران فراهم مي سازد و موجبات حل يا كاهش آنها را فراهم سازد و نامناسب بودن اولويت پژوهشي برابر با خطا در نشانه گيري مساله است كه نتيجه آن علي رغم انجام يك فعاليت، استمرار حضور مساله در عرصه فعاليتهاي آموزشي است. بدون شك براي مهارت در نشانه گيري و كاهش خطا، لزوما تجربه اي بايد اندوخته شود كه معمولا با بروز خطاهايي همراه از است اين رو پژوهش هاي آموزشي براي گذر از اين مرحله بايد قاعدتا هزينه اي را تقبل و پرداخت نمايد كه به دليل ماهيت پيچيده فعاليت هاي آموزشي و دشواري نشانه گيري در آن، چه بسا اين هزينه بالاتر از هزينه مشابه در ساير حوزه هاي پژوهشي نيز مي باشد. با اين همه، به نظر مي رسدبا بهره گيري از انديشه هاي موجود و قدري كنكاش و تامل پيرامون موضوع بتوان اين هزينه را به حداقل رساند و سرعت حركت را براي گذر از اين مرحله افزايش داد. ضعف در تصويب طرح و انتخاب پژوهشگر: پس از انتخاب اولويتهاي پژوهشي، موضوع فراخوان پژوهش و انتخاب پيشنهادهاي پژوهشي برتر مطرح است، كه به نظرمي رسد، اين بخش از فعاليتها نيز با دشواري روبه روست. درواقع، در موارد زيادي اين امكان وجود دارد كه با پيش بيني تدابير مناسبتر، از ميان پژوهشگران متقاضي انجام پژوهش، اجراي طرح را به فرد شايسته تري واگذار نمود. براي نيل به اين هدف تقويت هر چه بيشتر شوراهاي تحقيقات و كميته هاي تخصصي وابسته به شوراها، امري بسيار ضروري به نظرمي رسد. ضعف درانتخاب ناظر و سرپرست: نظارت از جمله اهرمهاي موجود براي بهبود كيفيت پژوهشي است. به عبارت ديگر، مراجع تصويبكننده طرحها، دغدغه هاي خويش را براي اجراي يك طرح پژوهشي مطلوب به نماينده اي با عنوان ناظر مي سپارند. در حال حاضر، دراين حوزه نيز نيازمند دقت و توجه بيشتر مي باشيم. سپردن امر مهم نظارت به افرادي با مشغله هاي گوناگون يا فاقد صلاحيت علمي، نشانه اي از تعهد علمي و حرفه اي در اين زمينه نمي باشند. ضعف در كاربست يافته ها: پژوهش در آموزش و پرورش، همچنان كه قبلا ذكر شد، براي مطالعه مسايل ومشكلات موجود انجام مي شود، بنابراين، بايد يافته هاي آن به كار گرفته شوند. هم اكنون شواهدي موجود است كه نشان از بي توجهي يا كم توجهي به يافته هاي پژوهشي در تصميم گيري هاي آموزشي پيرامون دارد بهبود اين فرآيند نيز ديدگاههاي مختلفي وجود دارد كه محور آنها بر ايجاد وتقويت تعامل طبيعي ميان توليدكننده و مصرف كننده، در چرخه فعاليتهاي پژوهشي است. بايد زمينه استفاده از نتايج تحقيقات بيش از اين فراهم شود. ضعف در برنامه ريزي و اجراي همايشهاي پژوهشي: برنامه ريزي واجراي همايشهاي پژوهشي برگرفته از اهداف مهمي درعرصه فعاليتهاي پژوهشي است. ايجاد و گسترش فرهنگ پژوهش، آموزش و از نشريافته ها، جمله اين اهداف است. در حال حاضر، همايشها و ساير گردهمايي ها مبتني بر سازمان و برنامه مشخصي نمي باشند و بسته به سلايق و علايق شوراها، در خصوص اجراي آنها تصميم گيري براي مي شود سامان دهي اين بخش از فعاليتها نيز تصريح اهداف و سياست هاي موجود، ضروري به نظر مي رسد. ضعف در بذل توجه مناسب به تجارب گذشته: رشد علوم در همه عرصه ها مرهون تلاش گذشتگان است. بنابراين، هر تلاش جديدي اگر قرار است به رشد علوم كمك كند، بايد مبتني بر تجارب گذشتگان باشد. در حال حاضر، شواهدي مبتني بر كم يا بي توجهي به اين مهم در انجام فعاليتهاي پژوهشي به چشم مي خورد. نبود سياستهاي روشن در عرصه تحقيقات: نوپايي تحقيقات به شيوه سازمان يافته در عرصه آموزش و پرورش، هنوز مجال لازم را براي تدوين سياستهاي مشخص در اين بخش فراهم نساخته است و اين بعضا موجب انجام برخي تحقيقات تكراري و غيرضروري گرديده است. هنوز سازوكاري مناسب براي پيوند ميان برنامه هاي پژوهشي در آموزش و پرورش با برنامه هاي آموزش و پرورش در سطح كلان و ملي (برنامه هاي توسعه ) پيش بيني نشده است. هرچند كه ممكن است عملا اين فعاليتها در آن سمت وسو نيز در حال انجام باشند. بي توجهي به نشر يافته هاي پژوهشي: يكي از شاخصهاي توسعه يافتگي كشورها، تعداد مقالات علمي است كه هر سال توسط پژوهشگران آنها منتشر مي شود. در حال حاضر، پژوهشگران آموزشي كمتر اقدام به تدوين يك مقاله پژوهشي از گزارش پژوهشي خود مي كنند و از اين رو چرخه يك فعاليت پژوهشي را با رها كردن اين بخش ناتمام باقي مي گذارند. در سال در 1997 مقاله 260000آمريكا توليدشده كه در همان سال در كشور ما 483 مورد به ثبت رسيده در است آن سال در آمريكا در برابر هر 1000 نفريك مقاله و در ايران در برابر هر 120000 نفر يك مقاله به چاپ رسيده است ( )كه 7 اين خود آشكار كننده فاصله موجود در اين زمينه است. آنچه مطرح شد اجمالي از سيماي پژوهش در آموزش و پرورش كشور است كه بيش از يك دهه از آن نيز سپري شده است. خدمات پژوهشي آموزش و پرورش در اين يك دهه از چشم هيچ منصفي به دور پژوهش نمي ماند با سازمان جديد توانست رونق علمي را در آموزش و پرورش كشور افزايش دهد كه آثار آن موجبات ارتقاء كيفي را در همه سطوح و بخشهاي آموزش و پرورش فراهم ساخته است و اميد مي روددر طي دهه دوم با تلاشي مضاعف و برنامه ريزي مناسبتر شاهد بهبود وضعيت آن بيش از اين باشيم. به هرحال اگر پذيرفته ايم كه پژوهش در آموزش و پرورش مي تواند موجبات شكوفايي نظام آموزشي كشور گردد، بايد تلاشي نماييم تا پژوهش آموزشي را از دشواريهاي موجود رها سازيم و به اين ترتيب آينده اي بهتر را براي كشورمان در پناه يك نظام آموزشي كارآمد رقم زنيم. رضا ساكي، عضو هيات علمي پژوهشكده تعليم و تربيت آموزش و پرورش منابع . آل 1 آقا فريده: نگاهي به كتاب بحراني جهاني تعليم و تربيت، نشريه علوم تربيتي، دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تهران سال نهم 1 1356 شماره. 2 كارنوي مارتين لوين هنري ام بن بستهاي اصلاحات آموزشي ترجمه محمدحسن امير تيموري نشر روز. 1367 . 3 توما ژان مسائل جهاني آموزش و پرورش ترجمه احمد آقازاده مركز نشر دانشگاهي 1363 ص. 100 . آموزش 4 و پرورش براي آينده مركز تحقيقات آموزشي 1370 ص. 5049 . 5 نورمحمدي محمدعلي پژوهش پيرامون ارزيابي كار معلم (پايان نامه فوق ليسانس ) تهران دانشگاه تهران. 1353 Publirhing Macmilan Research Education:R,I,Gay - 6 ,company 1990 مجله رهيافت 7 شماره 20 بهار 78 ص. 96