Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791118-50697S1

Date of Document: 2001-02-07

جواني جمعيت ايران و ناهنجاريهاي اجتماعي براي بررسي ميزان و نحوه اثرگذاري جواني جمعيت بر مسائل اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و... جامعه ابتدا بايد تعريف مشخصي از جواني جمعيت و جوان داشته باشيم. براساس نظريات جمعيت شناسان هرگاه نسبت جمعيت -سال 14 يك جامعه بيش از 40 درصد كل افراد آن جامعه باشد پديده جواني جمعيت رخ داده است. ملاكهاي ديگري نيز براي تعيين جواني جمعيت وجود دارد كه از جمله آنها ميانگين سني و ميانه سني جمعيت است. بنابر اين انتظار مي رود كه در يك جامعه جوان حجم انبوهي از جوانان با خواسته ها، نيازها و رفتارهاي ويژه حضور داشته باشند و با توجه به نسبت بالاي جمعيتي خود، اين تمايلات و نيازها را به كل جامعه تحميل نمايند. جوامع براي مهار مشكلات جواني جمعيت، ابتدا تمام تلاش خودرا بر كاهش زاد و ولد متمركز مي كنند تا بدينوسيله در درازمدت از اين معضل رهايي پيدا كنند. اما به هرحال خيل عظيم جواناني را كه در جامعه حضور دارند نيز نمي توان از نظر دور داشت و به مسائل و مشكلات آنها بي توجه بود. جواني جمعيت و پيچيده شدن مسائل و مشكلات جامعه جواني جمعيت برتمامي مسائل كشور درهمه جنبه ها اثر مي گذارد و جامعه بالاجبار به سمت تمايلات و خواسته هاي جوانان گرايش پيدا مي كند، زيرا اگر به اين نيازها بي توجهي شود، با رفتارهاي گوناگوني كه جمعيت جوان جامعه از خود بروز مي دهد، مشكلات و مسائل جامعه را تشديد مي كند و بر پيچيدگي شرايط مي افزايد. بايد توجه داشت كه جواني جمعيت، ويژگي كشورهاي در حال توسعه است و اين كشورها كه عمدتا داراي اقتصاد ضعيفي نيز هستند، امكان پاسخگويي به همه نيازهاي روزافزون جوانان را ندارند. با توجه به امكان دسترسي نسل جوان به اطلاعات فراوان و مطلع شدن يا مشاهده امكانات زندگي جوانان كشورهاي پيشرفته و... سطح توقع آنان افزايش يافته و انتظارات فراوان تري از جامعه دارند، اما محدوديت امكانات جامعه اجازه پاسخگويي به تمامي اين نيازها را نمي دهد. لذا جوانان با واكنشهاي مختلفي نارضايتي خود را از اين شرايط بروز مي دهند و در نتيجه با جامعه و نيز با خود دچار مشكلات جدي خواهند شد. در چنين شرايطي روز به روز - به موازات افزايش نيازها و توقعات - توان و استعداد سرمايه گذاري جوامع نيز كاهش يافته و بر مشكلات جامعه افزوده مي شود. براساس آخرين تحليلهاي جمعيت شناختي، روند افزايش جمعيت ايران حداقل تا 10 الي 15 سال ديگر ادامه خواهد يافت و دليل اصلي آن، تعداد فراوان دختراني است كه در دوران بالا بودن نرخ رشد جمعيت، به دنيا اگر آمده اند اين دختران هر كدام يك فرزند هم به دنيا بياورند، به علت فراواني تعداد، مجموع نوزاداني كه به دنيا خواهند آمد، بسيار بيشتر از شرايطي است كه مادران بالقوه اندك بودند ولي تعداد متوسط فرزندان بيش از يك نفر بوده است. نكته قابل توجه اينكه جواني جمعيت در كشورهاي در حال توسعه مشكل آفرين است، اما در جوامع سنتي به دليل ويژگيهاي خاص آن، معضل جواني جمعيت يا به وجود نمي آيد و يا به اين شدت نمود پيدا نمي كند. در خصوص جامعه جوان و مشكلات رواني كه مترتب بر اين پديده است، شناخت ويژگيهاي نوجوانان و جوانان و مشكلات روحي و رواني كه در يك جامعه داراي جمعيت جوان متوجه اين قشر است و نيز مشكلات رواني جامعه جوان، به عنوان پيش نياز هرگونه اقدام و برنامه ريزي تلقي مي شود. همانگونه كه انبوه جمعيت نوجوان و جوان جامعه بر تمامي روابط و زواياي جامعه اثر مي گذارد، اين خيل عظيم نوجوان و جوان نيز از شرايط ايجاد شده در چنين جامعه اي متاثر مي شوند و يك تعامل دوجانبه شكل مي گيرد. لذا براي بررسي جامعه اي كه با پديده جواني جمعيت روبه رو است، ناچار هستيم به هر دو بخش اين تاثيرگذاري و تاثيرپذيري پرداخته شود تا شناخت كامل تري براي برنامه ريزي جامع تر، حاصل گردد. جواني جمعيت و افزايش ناهنجاريهاي اجتماعي اولين و شايد مهمترين مسئله اي كه در يك جامعه جوان مطرح است، تغييرات رواني و اجتماعي آن جامعه است. به دليل فزوني جمعيت نوجوان و جوان در يك كشور، انگيزه ها، تمايلات، نيازها و رويكردهاي آن جامعه نيز متناسب با فراواني جمعيت نوجوان و جوان آن جامعه به سمت ويژگيهاي جمعيت جوان گرايش پيدا مي كند. بنابر اين، توجه به زمينه هاي فكري و نيازها و گرايشات جوانان در چنين جامعه اي در اولويت هر اقدام بوده، چاره اي جز هدايت نگرشهاي آنان به سمت نيازهاي اساسي و يا تبعيت ازآن نيازها نخواهد بود. در صورت مقاومت در برابر تمايلات و خواستهاي ايشان نيز، جامعه با تنشها و مشكلات فراواني روبه رو خواهد شد. براي شناخت ويژگيها و نيازهاي جوانان، بررسي دوران هاي رشد و خصوصيات هريك از آنها به ويژه دوران نوجواني و جواني، ضروري به نظر مي رسد. فرد انساني در مسير رشد و تكامل، مراحل گوناگوني را طي مي كند كه صاحبنظران براساس صفات و ويژگيهاي متفاوتي، به اشكال گوناگون اين مراحل را برشمرده اند. ليكن مقطع نوجواني و جواني به دليل اينكه تمامي صفات فرد انساني تا پايان عمر در اين دو مقطع بروز و نمود پيدا مي كند، از حساسيت خاصي برخوردار است. در سنين نوجواني، دوران بلوغ، بحران هويت و هويت جويي، درك زن يا مرد بودن و آمادگي براي برعهده گرفتن نقش اجتماعي خاص آنها، استقلال عاطفي، شروع و آماده سازي براي استقلال اقتصادي و شكل گيري من، آمادگي انتخاب شغل، آمادگي ازدواج، رشد و گسترش مفاهيم ذهني و مجرد، خواستن و دست يافتن به رفتار مسئولانه اجتماعي و... خود را نشان مي دهد و اگر چه تفاوت سني يك نوجوان در زمان بلوغ با كودكي كه هنوز وارد مرحله بلوغ نشده است، شايد چند ماه يا يك سال بيشتر نباشد، اما تفاوت واقعي آنها به اندازه دو مقطع عمر انساني - كودكي، نوجواني - خواهد بود. به همين دليل علماي علم روانشناسي و به ويژه روانشناسان اجتماعي به دوران نوجواني توجه ويژه اي معطوف داشته اند. اريكسون مقطع دوازده تا هجده سالگي را مرحله خودشناسي و آگاهي از هويت خويش در مقابل ابهام نقش دانسته، اما دوران جواني را كه خروج موفقيت آميز از مرحله پيشين است، دوران صميميت و مردم گرايي و شروع زندگي واقعي و آغاز دوران بهره دهي و پختگي مي شناسد. توجهي كه دانشمندان علوم اجتماعي و روانشناسان و علماي علم تربيت به دوران كودكي نموده و به شرح ويژگيهاي آن پرداخته اند بسيار قابل توجه است، زيرا پايه تمامي شخصيت انسان در دوران كودكي نهاده مي شود و نقش خانواده، همسالان و مدرسه در اين مقطع، نقش اساسي و بي بديل است. ليكن ما به دليل رعايت اختصار و تناسب موضوع، بيشترين بررسي را متوجه نوجواني و جواني نموده ايم. نوجواني دوران شور و احساسات و هيجان است و افراد نوجوان آمادگي زيادي براي تسليم شدن در برابر اين هيجانات دارند. احساس توانمنديهاي جسماني و شكل گيري من در وجود نوجوان و تلاش براي ثبوت وجود آن و نيز تمايلات و آرزوها و خواسته هاي فراوان و گوناگون، راهبري عاطفه و هيجانات را بر دوره نوجواني، پذيرفتني تر مي نمايد. روانشناسان براي هيجانات و عواطف نوجوانان ويژگيهايي برشمرده اند كه اهم آنها عبارتست ) 1 شدت ) 2 سرعت ) 3 عدم كنترل ) 4 ناپايداري ) 5 افسردگي ) 6 مظنون بودن ) 7 ناشيگري )... 8 دوران نوجواني، دوران پرخاشگري و ستيزه جويي، تندخويي و عصباني بودن، بي انضباطي و حرف نشنوي، لجبازي و يكدندگي، تك روي و سلطه جويي، گوشه گيري و در خود فرورفتن، استقلال طلبي، نه گفتن، بي حوصلگي و كم طاقتي، مايوس بودن و احساس كلافگي و... مي باشد. بنابراين مواجه شدن با فرد يا افرادي با اين ويژگيها، آمادگي و برنامه ريزي بسيار دقيق و حسابگرانه اي را طلب در مي كند اينجا اهميت وظيفه والدين و ساير مربيان و مديران جامعه نيز به خوبي روشن مي شود. بحران نوجواني كه ناشي از بحران هويت در نوجوان است، از حساس ترين مسائل مرتبط با اين قشر مهم مي باشد. شكل گيري هويت در نوجوان همواره با مشكلات فراواني مواجه است و اين مشكلات در جوامع صنعتي و پيشرفته، به علت سرعت تغييرات اجتماعي، افزون تر است. در اينگونه جوامع مشكلاتي نظير هويت يابي زودرس، سردرگمي در هويت يابي، ناتواني در ايجاد هويتي باثبات و.. برسر، راه هويت جويي نوجوانان خودنمايي مي كند. در جوامع در حال توسعه نيز - كه بيشترين فراواني جمعيت با نوجوانان است - مشكلات ديگري به علت كندي تغييرات اجتماعي يا سكون اجتماعي بوجود مي آيد كه از جمله آنها اصرار والدين و مديران جامعه براي قرار دادن نوجوان در قالب ثابت از پيش طراحي شده و انطباق روحيه و نيازهاي نوجوان با آنچه از وي مي خواهند و مقاومت نوجوان در برابر اين اراده و تفكر قالبي را مي توان نام برد. پديده اختلاف نسلها كه در جوامع در حال توسعه اتفاق مي افتد، به علت سرعت تغييرات اجتماعي در اين گونه جوامع است، زيرا نوجوان و جوان به دليل نوگرايي و زمينه هاي ذهني، خود را در معرض تغييرات قرار مي دهد، ليكن نسل قبلي به اين بدبينانه حركت، نگريسته و تلاش مي كند تا باورها و رفتارهاي خود را از دسترس تغييرات به دور نگاه دارد. يكي از مسائل مهم در مورد نوجوانان، مشكلات رفتاري ايشان است. محققين اين مشكلات را در 9 دسته طبقه بندي كرده و به بررسي آنها پرداخته اند. اين مشكلات عبارتند از) 1 جسماني ) 2 خانوادگي ) 3 شخصيتي ) 4 عاطفي ) 5 تحصيلي ) 6 مذهبي ) 7 جنسي ) 8 اجتماعي ) 9 سياسي. برخورد نادرست با هر يك از مشكلات فوق، پيامدهاي نامطلوبي را براي نوجوان و جامعه در پي خواهد داشت. گرايش به سمت بزهكاري، كمترين خسارتي است كه از اين ناحيه متوجه فرد و جامعه مي شود. شايع ترين پيامد بي توجهي به مشكلات نوجوانان، افسردگي است كه عواقب بسيار ناخوشايندي را در پي مي آورد. پس از پشت سرگذاشتن دوران بحران و تغيير و عدم اعتدال نوجواني، كم كم اين كشمكشها و درگيريها به فرجام مي رسد و دوران اعتدالي پايدار به نام جواني آغاز مي گردد. در روانشناسي، جواني به عنوان مرحله اي از فرايند تكويني حيات رواني فرد، با ويژگيهاي خاص خودش، شناخته مي شود. اين مرحله از يك سو با مرحله خاصي از رشد جسماني فرد (بلوغ ) همراه است كه بنا به رابطه متقابل تن و روان، پيامدهاي مخصوص خود را از دارد سوي ديگر با ظهور فرايندهاي خاص رواني در حوزه احساس، شناختي و رفتاري همراه مي باشد. مجموعه اين ويژگيها را مي توان در ظهور گرايشهاي جديد رواني در جوان باز شناخت كه مهمترين آنها گرايش فرد به استقلال از خانواده و در نتيجه گرايش به گروههاي همسال و تلاش براي هويت يابي، گرايش به بازسازي نظام شناختي خود همراه با ترديد در شناختهاي گذشته و طرح سوالات اساسي در مورد مبدا و مقصد جهان و اجتماع، همراه با ورود نوجوان از لحاظ ذهني از مرحله واقع گرايي و جزيي نگري به درك انتزاعي و تلاشهاي موفق و ناموفق ذهني در اين حيطه، قوت يافتن گرايش به جنس مخالف و اهميت يافتن آن مي باشد. اينجاست كه توجه ويژه به مسائل جوانان از جايگاه خاصي برخوردار مي شود. نحوه و ميزان اثرگذاري جواني جمعيت بر ناهنجاريهاي جامعه، تا حد زيادي به كيفيت جامعه پذيري و فرهنگ پذيري افراد و به ويژه جوانان جامعه بستگي دارد. فرد انساني در فرايند جامعه پذيري، در جريان فرهنگ پذيري نيز قرار مي گيرد. از نظر استوتزل فرهنگ پذيري نه آنطور كه دوركيم تصور مي كرد تنها فشارهاي فلج كننده است و نه تقليدي بي هدف آنگونه كه تارد مي پنداشت. بلكه اين امر عبارت است از سازگاري اجتماعي كاملا انگيزه دار. روند فرهنگ پذيري در طول زندگي ادامه دارد و الزاما در قالب آموزشهاي رسمي و اداري هم نيست. اينجاست كه روانشناسان اجتماعي از حالتي به نام سازگاري اجتماعي بي صدا نام مي برند. در مسير فرهنگ پذيري، اخلاق و چارچوبه رفتاري فرد نيز شكل مي گيرد. تربيت اخلاقي عبارت است از تكوين خوي و منش; و نخستين كوشش در تربيت اخلاقي تكوين خوي و منش است. خوي و منش استعداد عمل كردن طبق اصول است. شخصيت انسان نيز در همين فرايند شكل مي گيرد. از نظر استوتزل شخصيت عبارت است از: سازمان پويايي از منظومه هاي رواني كه سازگاري بي همتاي فرد با محيطش را موجب مي شود شخصيت، مجموع همه آمادگيهاي فطري و اكتسابي فرد است. با اين توضيحات مشخص مي شود كه اگر جامعه پذيري و فرهنگ پذيري به درستي صورت نپذيرد، رفتارهاي ناهنجار و انحرافات اجتماعي و اخلاقي و قانون ستيزي و بحرانهاي اجتماعي در انتظار چنين جامعه اي است. علاوه بر اين، ويژگيهاي جسمي و رواني جوان او را براي انجام رفتارهاي هنجار شكنانه مستعد و آماده تر مي كند، تراكم جمعيت و محلهاي شلوغ و پرازدحام و نيز خانواده هاي پرجمعيت، زمينه هاي مناسبي براي پرورش افراد نابهنجار مي باشند. عدم درك متقابل والدين و فرزندان كه از آن به تفاوت يا شكاف نسلها ياد مي شود، بحرانهاي روحي جوان و نيز بحرانهاي اجتماعي را افزايش مي دهد. سرخوردگيهاي اجتماعي و ياس و نااميدي نسبت به آينده و احساس محروميت نسبي و حالت تفرد يا ذره اي شدن از جمله عوامل مهمي هستند كه جوان را به سوي بزهكاري و انحراف ترغيب مي نمايند. در اين شرايط، جامعه براي حفظ نظم و مصالح عموم به ابزارهاي كنترلي روي مي آورد. بهترين نوع كنترل اجتماعي، سرمايه گذاري در خصوص جامعه پذيري و فرهنگ پذيري مطلوب است. ليكن هر چقدر به اين مرحله كمتر توجه شود، انواع ديگر كنترل با هزينه هاو پيامدهاي سنگين و جبران ناپذير مورد توجه قرار خواهد گرفت. حجت الاسلام سيد رضا حسيني كارشناس ارشد جامعه شناسي