Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791117-50688S1

Date of Document: 2001-02-06

تاويل قرآن و دانش هرمنوتيك جستارگشايي: مقاله حاضركوشيده است تا مفهوم تاويل را، به همراه ابعاد وظرفيتها و ظرافتهاي آن، با استناد به برخي متون و تعاريف روشنگر بازنمايد. در واقع بحث تاويل كلام الله، همواره از مهمترين مسائل تفسير و علم كلام در عالم اسلام بوده است و از همين رو بسياري از عالمان برجسته به اين بحث اهتمام كرده و مسائل دقيقي را مورد توجه قرار داده اند. در كنار علماي تفسير و متكلمان، باب اين بحث در دو بخش ديگر از فرهنگ اسلامي به صور متفاوت گشوده شده است كه يكي در تصوف و علاقه ايشان به استعاره پردازي ورسوخ به لايه هاي متفاوت معنايي در آيات واحاديث و اشعار و عبارات مختلف قابل مشاهده است و ديگري در علم اصول فقه كه بحثي دراز دامن در باب الفاظ و دلالات را در متون مربوطه مطرح نموده اند. عدم دقت در آثاراخيرو فقدان توجه به ظرائف و مبادي و روشهاي پيشنهادي فقهاو علما و عارفان، سبب شده است تا معاصران نتوانند اهميت زايدالوصف اين مباحث را به صورت علومي روزآمد و كارگشا دريابند. در عوض، توجه به هرمنوتيك جديد و نظرات دانشمندان و متالهان بزرگ غربي از اشلاير ماخر تا گادامر، حساسيت دانش پژوهان و دانشجويان معاصر را برانگيخته و آنان را نسبت به اين موضوع علاقه مند ساخته است. اين علاقه، بيشتر وجه فلسفي و ادبي دارد، اما با توجه به اهميت مسائل ديني و كلامي در كشور ما، كاربرد هرمنوتيك در مباحثات ديني به نحو روزافزوني تداوم يافته و مرتبا بر تراجم و تاليفات مربوط به اين موضوع افزوده حتي مي شود مي توان گفت كه اين سنت ديرپا مي تواند مبناي صدور آراي برتر براي فرهنگ معاصر باشد به شرط آنكه ظرفيت و قابليت عصري كردن و بازنمود علمي اين مباحث موجود باشد. در مطلب ذيل با اشاره به مسئله تاويل قرآن كريم و اشارت به برخي آراء در باب تاويل و نيز نظريات قليلي از عالمان هرمنوتيك، در اين موضوع بحث شده و جز منابع مقاله كه فاقد ارجاع دقيق بود و لذا حذف يا ادغام گرديد، در مجموع نمايي كلي از اين موضوع ظريف را براي خواننده مي تواند روشن نمايد. گروه معارف واژه به تاويل وفور و كثرت، در ادبيات پارسي ومتون اسلامي، خاصه در كتاب آسماني قرآن، به چشم مي خورد. انديشمنداني چنددر اين وادي ژرف انديشي وريشه يابي نموده اند. اصطلاح هرمنوتيك در زبان يوناني، با اين واژه اسلامي قابل مقايسه است و در واقع، معني بسيارعام و مشهور هرمنوتيك، پيشتر علم تفسير خاصه تفسير انجيل ومتون مقدس و رازهاي خدايان بود كه با ظهور متفكران و فرزانگاني مانند اشلايرماخروديلتاي و هايدگر و گادامر (فيلسوفان اگزيستانسياليست متاخر )مفهوم آن غناي فلسفي ويژه اي پيدا كرد. از اين پس هرمنوتيك به معني نظريه و عمل تفسير، درك و فهم در انواعي از ادراكات و دريافتهاي انساني متفاوت (بافتهاي مذهبي، سكولار، علمي و روزمره ) انگاشته شد. يونانيان واژه را hermeneuein به معناي: به زبان خود ترجمه كردن، روشن و قابل فهم كردن و شرح دادن بيان دانسته اند. در مباحث اسلامي، واژه تاويل را در مقابل هرمنوتيك قرار داده اند كه توسط قائلين به تاويل در فهم وشرح و ترجمه مبسوط آيات قرآني و داده هاي وحياني به كار گرفته مي شود. البته با اندك اختلاف در قرائت يكي از آيات قرآني، پژوهندگان وحي، دو دسته شده اند كه يك دسته با نوعي قرائت، قائل به تاويل شده ودسته ديگر با قرائت ديگر، به حرمت و ممنوعيت آن در كتاب آسماني فتوا داده اند. لذا تفحص در اين معني احيانا به اندك اختلافي در قرائت كتاب آسماني، باحرمت و منعي مواجه مي شود، اصحاب بعضي از قاريان كه آيه كريمه و ما يعلم تاويله الاالله والراسخون في العلم را در (الاالله ) وقف تمام كرده اند و تاويل آيات را خاص خداوند حكيم دانسته اندو (الراسخون في العلم ) را آغاز جمله گرفته اند، از ورود به تاويل و تحقيق دراين نمط خودداري كرده و ورود در اين مقوله را ممنوع و محرم دانسته اند اما آن عده از قراء كه (الراسخون في العلم ) را با واو عطف به ( الاالله ) ربط به داده اند، عنوان دانشمندان راسخ، وارد در حوزه اين بحث شده اند. فيض كاشاني در تفسير صافي با استشهاد از روايتي، امام باقر ( ع ) را از جمله قائلين به الراسخون عطف في العلم در آيه مزبور بيان داشته و آن بزرگ را از معتقدين به تاويل قلمداد كرده است. وي از قول فضيل ابن يسار، نقل كرده كه وي از حضرت باقر ( ع ) از معني اين روايت پرسيد (همانا قرآن، ظاهري و باطني و حدي و مطلعي دارد. ) منظور از ظهر و بطن قرآن؟ چيست امام فرمودند: مراد از ظهر، تنزيل آن و مقصود از بطن، آن است كه برخي مصاديق آيات قرآن واقع شده و برخي هنوز جامه عمل به خود نپوشيده است. آيات قرآن همانند خورشيد و ماه در گردشند هرگاه مناسب باشد مصداقي از مصاديق آن واقع خواهد شد. حق تعالي فرموده به غير خدا و راسخان در علم، ديگري داناي به تاويل قرآن نيست، ما راسخان در علم و عالم به تاويل آنيم. طبق اين روايت امام باقر قرائتي موافق اصحاب تاويل از آيه مورد اختلاف دارد و به صراحت تاويل را برعالمان مجاز دانسته است. البته اختلاف فوق در اباحه و حرمت تاويل، در حيطه وحي و آيات قرآني است. ورنه تاويل و استنباط شخصي از متون، از مشخصه هاي ذهن فعال و انديشه ارتقاء يافته و شان ابراز و اظهار و نهانجويي آدمي است كه والاترين شان آدمي در عالم، كاوش و دريافت عميق و نهان جويي اوست. پيش از ورود به اصل موضوع، لازم است اين واژه معني شود تا درمانحن فيه، فايده درخور و بايسته اي بدهد. معني تاويل لسان العرب تاويل را رجوع معني كرده: رجع و اول الشي ء رجعه و لذابنابر اين تاويل معني، كلام را به اول خود برگرداندن و رجوع دادن است. مرحوم استاد معين در فرهنگ معين، تاويل را بازگرداندن، شرح و بيان كلمه يا كلام به طوري كه غير از ظاهر آن باشد معني كرده است. علامه طباطبايي در معني تاويل مي گويد: تاويل از كلمه (اول ) به معني رجوع است و مراد از تاويل، آن چيزي است كه آيه به سوي آن برمي گردد. (در كتاب قرآن در اسلام ) بعضي از قدما بين تفسير و تاويل فرقي قائل نشده، هر دو را به يك معني به طور مترادف بيان كرده اند و در تفسير و ما يعلم تاويله الاالله گفته اند متشابهات، كه تنها خداوند تاويل آن را مي داند همان حروف مقطعه اوايل سوره ها مي باشد. راغب در مفردات، تفسير را اعم از تاويل مي داند. به عقيده وي تفسير در همه الفاظ شامل است اما تاويل، درباره معاني به كار مي رود مانند تاويل رويا. ما تريدي سمرقندي مي گويد: تفسير، قطع و تاكيد است به اينكه لفظ، اين معني را دارد به طوري كه بر قطعيت آن خدا را به شهادت آورد اما تاويل ترجيح يكي از معاني محتمل است و قطع و شهادتي در آن نمي توان آورد. در ميان اهل عرفان، برخي تاويل را اشاره قدسيه و معارف سبحانيه تعبير كرده اند كه از خلال عبارات بر سالكان كشف مي گردد و قلوب اهل عرفان را از سحب غيب و بارانهاي رحمت سيراب مي كند. بعضي تفسير را با منقول و تاويل را با مستنبط (به ضم ميم، سكون سين و نون و فتح تاء و باء، آنچه استنباط مي شود ) مقايسه كرده اند. مستنبط، برداشت و استنباط شخصي از آيات قرآني است كه از طريق دل اكتشاف مي گردد. بر اين اساس، منقول محل اعتماد و متسنبط محل نظر است. قائلين به مقايسه تفسير با منقول، و تاويل با مستنبط، از آيه 83 سوره نساء بهره جسته اند آنجا كه مي گويد: يستنبطونه منهم. تمامي قرائن مشرف بر اين واقعيت است كه تفسير به معني عام و ظاهري آيات توجه دارد كه با اكتساب و تحصيل به دست مي آيد، اما تاويل، برداشت شخصي و معني باطني است كه از حساسيت و جنبش وجدان حاصل مي آيد. يعني در كلام، تاويل، برون ذات و استنباط يا كشف، درون ذات است كه با اتفاق درون ذات و برون ذات مفهومي ارجمند و فردي حاصل مي شود. آن عده كه تفسير و تاويل را با منقول و مستنبط مقايسه كرده اند وجه قياسشان اين است كه در منقول، حكم از روي قطع و اعتماد است اما در مستنبط اين طور نيست. به عبارت واضح تر، تاويل همان اعمال راي شخصي است كه از متن استنباط مي گردد. امروزه عبارت تفسير به راي را نيز در معني تاويل به كار برده اند. نوشته: دكتر حبيب نبوي ايجي ادامه دارد