Hamshahri corpus document

DOC ID : H-791117-50687S2

Date of Document: 2001-02-06

اشتباهات شاه يادداشتهايي درباره انقلاب اسلامي مردم ايران ( ) 5 هنگامي كه جامعه به دليل افزايش نارضايتي و گسترش ها نابساماني اعتماد خويش به دستگاه حاكم را از دست مي دهد و دچار ناآرامي مي گردد، حالات و واكنش هايي از خود نشان مي دهد كه در شرايط عادي و متعارف از آن انتظار نمي رود و كمتر مشاهده جامعه مي شود در آستانه ورود به چنين وضعيتي كه از آن به دوره نام انقلابي برده شده است، به شدت حساس بي اعتماد، و بهانه گيرمي گردد و هرگونه فعل و تقرير منتسب به جناح حاكم را با بدبيني و سوءظن تفسير مي كند و بر سوء نيت و مقاصد خائنانه آنان حمل مي نمايد. با اوج گيري انقلاب، معمولا رژيم حاكم در تنگنا و شرايط دشواري قرار مي گيرد كه راههاي انتخاب عديده بر او سد مي گردد و تنها يك تصميم از او پذيرفته مي شود: بركناري و قبول شكست. و جز اين تمامي عكس العمل هايش چه در راستاي مقابله جويي باانقلاب و چه در جهت مداراطلبي و سازش، همه يك نتيجه و پيامد را به دنبال دارد: تجري مخالفين و تشديد مخالفت ها. مورخان وجامعه شناسان در مطالعه و تحليل انقلابهاي بزرگ تاريخ، غالبا به اشتباهات فاحش عديده اي برخورده اند كه رژيم هاي پيشين مرتكب گرديده و موجبات فروپاشي وسقوط را به دست خويش فراهم آورده و يا زمان آن را به جلو انداخته اند. با تاملي عميق در تصميمات و اقدامات رژيم هاي سرنگون شده در واپسين ماه ها و آخرين روزهاي عمر حكومتشان و ملاحظه بي طرفانه راه حل هاي بديل و احتمالات مختلفي كه در آن شرايطبحراني و ناگزير در برابر آنان قرار داشته است، مشاهده مي گردد كه حكم به اشتباه بودن في نفسه اين قبيل تصميمات و اقدامات، آنچنان هم از قوت و استحكام برخوردار نيست ونمي توان به راحتي چنين نتيجه گرفت كه: حاكماني كه ساليان دراز با فراست و زيركي تمام، سلطه بي رقيب خويش بر اين جوامع را حفظ وتداوم بخشيده اند، در آخرين روزها، چنان دچار ناتواني مفرط و عقبماندگي ذهني گرديده اند كه امكان هرگونه تصميم گيري صائب و اقدام موثر به يكباره از آنها سلب شده اي است بسا كه اقدامات شكست خورده آنان در آن شرايط، بهترين تصميم و مناسبترين اقدام هم به نظر مي رسيده است. اين كه همين تصميمات به نظر صائب و اقدامات به ظاهر بجا، در غالب موارد نتايجي معكوس و متفاوت با آنچه كه اراده شده به دنبال مي آورده است، بيش از ضعف رژيم از قدرت پيشين، و آمادگي فوق العاده جامعه ناشي مي گردد. يعني در صورت به وجودآمدن آمادگي لازم، حالات و واكنش هاي مدبرانه اي از سوي جامعه سر مي زند كه تا پيش از اين هيچ سابقه نداشت; و همين امر آن را قادر مي سازد تا تمامي ابتكارات و ترفندهاي رژيم حاكم را قبل از آني كه فرصت طرح و كسب نتيجه به دست آورد، در نطفه خنثي نمايد. لذا در برابراين عبارت كه انقلاب با اشتباهات رژيم حاكم به پيش مي رود مي توان بيان سنجيده تري را نشاند كه: بزرگترين اشتباه رژيم حاكم كه نهايتا نيز به سقوطآن مي انجامد، عدم تميز و تشخيص يك حركت انقلابي از ديگر شورش ها اجتماعي بي سرانجام است. در عين اعتقاد و التزام به آنچه كه در فوق پيرامون اشتباهات رژيم پيشين آمد، با مطالعه اتفاقات دوره انقلابي در ايران، از چند اشتباه محرز و فاحش شاه كه به تسهيل برخي شرايط و فراهم نمودن زمينه هاي مساعد براي گسترش قيام مردم منجر شد، نمي توان گذشت. نخستين و شايد مهمترين اشتباه شاه، باز كردن فضاي سياسي كشور بود; آن هم در شرايطي كه شناخت درستي از جامعه و تسلط كافي بر اوضاع نداشت. هر چند مسئوليت ارتكاب اين خطا، بيش از شاه بر عهده دستگاه حاكمه نوپاي آمريكا بود كه به بهاي جلب نظر افكارعمومي داخلي و كسبآراي بيشتر در مبارزه انتخاباتي، باعث گرديد تا با طرح شعارهاي حقوق بشري و ملزم نمودن حكومت هاي وابسته و متزلزل به اعطاي آزادي ها، اين پايگاه مهم و استراتژيك در حساسترين نقطه جهان را از دست بدهد; اما از گناه و تقصير شاه هم كه با تبليغات كاذب و ژست هاي قدرقدرتي، ايران را در ذهن اربابان به عنوان جزيره ثبات در منطقه اي پرتلاطم و حكومتش را مسلط بر اوضاع مجسم ساخت، چيزي كم نمي كند. اشتباه دوم وقتي از او سر زد كه خرسند و مغرور از جلب نظر و رضايت رئيس جمهور دموكرات آمريكا، به انتقامجويي از خصم قدر خويش پرداخت و از طريق انتشار مقاله اي موهن و سراسر افترا، تلاش كرد تا جدي ترين مخالف خويش را در افكار عمومي تحقير كند; غافل از آنكه همين عمل نسنجيده، بزودي باعث خواهد شد تا فضاي مخالف خواني هاي سطحي و بي پشتوانه به يك جنبش فراگير و راديكال بدل گردد. اشتباه سوم شاه مجموعه اقداماتي بود كه در جهت محدود كردن فعاليت هاي حضرت امام در نجف به عمل آورد و موجبات هجرت ايشان به پاريس را فراهم نمود. اين اقدام شاه به خواست خدا، زمينه هاي جهاني شدن انقلاب و تحكيم رهبري امام را بوجود آورد و آزادي عمل ايشان را به نحو چشمگيري افزايش داد. لوئيس و الدين خطاي چهارمي را براي شاه برشمرده اند. آنها مي گويند: بزرگترين خطا را خود شاه مرتكب شد كه موافقت نمود دولت فرانسه به آيت الله خميني اجازه دهد در حومه پاريس اقامت كند. اين امر به آيت الله خميني امكان داد توجه جهانيان را جلب كند، مخالفان پراكنده را وادارد كه شخص شاه را هدف مبارزات خود قرار دهند. ( ) 136137 حضرت امام در طول اقامت 13 ساله در نجف هيچ گاه از آزادي عمل كاملي برخوردار نبودند و همواره تحت كنترل و مراقبت آشكار و پنهان دستگاه هاي امنيتي عراق و ايران قرار داشتند. به علاوه خود ايشان نيز به جهت شرايط خاص حاكم بر عراق و حوزه نجف، ملاحظاتي را رعايت مي نمودند كه بي ثمر، بهانه به دست دولت بعثي عراق براي تحت فشار قراردادن مردم و علما داده نشود. با اين حال اين عوامل هرگز موجب نگرديد تا ايشان در ايفاي رسالت تاريخي خويش در حق مردم ايران كوتاهي نمايند; لذا با پديد آمدن آمادگي هاي بيشتر در مردم، در نحوه و ميزان مراودات ايشان با سرپل هاي ارتباطي و حجم و محتواي بيانات و پيام هاي ايشان درتنوير افكار و تحريض شور انقلابي در مردم نيز تحول چشمگيري رخ داد تا اين عطش سرشار را سيراب نمايند و اين نياز معطل مانده را برآورده سازند. علي رضا شجاعي زند